۶۱ سال مبارزه؛ چرا پیوند مجاهدین و هوادارانشان همچنان ادامه دارد؟

۱۴۰۵/۶/۱۹

از «کاروان شادی» در لس‌آنجلس تا فعالیت‌های هواداران در شهرهای مختلف جهان؛ چه چیزی هزاران ایرانی را در خارج از کشور به بزرگداشت سالروز تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران پیوند داده است؟

گفتگو با امیر برج‌خانی

در ایام بزرگداشت سالروز تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران که دهه‌هاست در قلب تحولات ایران جای دارد، به سراغ داستانی می‌رویم متفاوت؛ داستانی از پیوند ناگسستنی یک آرمان جمعی و هزاران قلب تپنده‌ای که زندگی‌شان با این راه شکل گرفته. جایی که عواطف و اراده‌ها متقابلاً مسیر مبارزه را هموار می‌کند و رنگ و بویی خاص به فضای مبارزاتی ایران و ایرانی بخشیده.

این فضا را در جای‌جای شهرهای مختلف جهان در این روزها می‌شود دید و همان‌طور که می‌دانید، این موضوع بسیار سختی است که در خارج از کشور، این میزان پرداختن به موضوعات مربوط به میهن‌مان بعد از سالیان سال صورت بگیرد.

اجازه بدید همراه بشیم با آقای امیر برج‌خانی، زندانی سیاسی در رژیم آخوندی و از جمله شاهدان قتل‌عام تابستان ۶۷ که الان در آمریکا هستند.

ما فعالیت‌های مختلف این روزهای دوستان در آمریکا رو دیدیم. حالا می‌خواستم شما خودت یه مقدار بگی در این روزها دوستان‌مون در اونجا، دوستانت در اونجا چطور احساس خودشون رو نسبت به شصت‌ویکمین سالگرد بنیانگذاری سازمان ابراز کردن؟

از «کاروان شادی» لس‌آنجلس تا پیام ۶۱ سال مبارزه؛ چه چیزی هواداران را به میدان آورد؟

بله، اجازه بدین من قبل از اون به قدرت بنیانگذار اشاره بکنم که واقعاً در این سالیان، به قول یکی از دوستان که در توئیتش نوشته بود، سازمان مجاهدین فقط ۶۰ ساله نشده، بلکه ۶۱ ساله که هر سال از نو متولد شده.

و من یاد یه غزلی از مولانا می‌افتم در دیوان شمس که «هر لحظه و هر ساعت یک شیوه نو آرد، شیرین‌تر و نادرتر زان شیوه پیشینش».

در حقیقت ببینین وقتی که ما می‌بینیم این سازمان هربار بنا بر اون استراتژی که داره، یعنی حصول آزادی و استقرار نظام دموکراتیک در جامعه ما، لحظه‌ای فروگذار نکرده و در این ۶۱ سال و به طور مشخص در این ۴۷ سال اخیر همواره اونچه رو که گفتش براش ایستاده و به عنوان پیشتاز مردم هربار از توطئه‌های رژیم عبور کرده و این پرچم رو به دست خودش گرفته.

خب طبیعی هستش که هواداران هم و ما هواداران سازمان، به شکرانه این رهیافتگی، این تولد و این فرخندگی رو به فال نیک می‌گیریم و در هر جا سعی می‌کنیم شادی خودمون رو به هر وسیله‌ای ابراز بکنیم.

از جمله یک کاروان شادی بود که در لس‌آنجلس هواداران شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین خلق ایران برپا کردن و با استقبال خوبی هم روبرو شدش.

و من جا داره که تبریک بگم انتخاب مسئول اول سازمان، خواهر مهناز میمنت رو که به قول برادر مسعود، وقتی من نگاه می‌کردم این انتخابات رو، گفتن که عجب که در این سازمان کاندیداها به جای نفی به اثبات همدیگه می‌پردازند و واقعاً یعنی به اثبات رقیب می‌پردازند به جای نفی رقیب.

خب شما نگاه بکنین این همبستگی، این همیاری، این اعتقاد به آرمان، دقیقاً متأثر از همون سرمنشأ که شما مجاهدین و مسئولین سازمان هستین، طبیعتاً ما هم تأسی به همون می‌کنیم و این رهیافتگی رو خصوصاً در دیار غربت که می‌تونیم یک انگیزه‌ای داشته باشیم برای آینده روشن برای میهن‌مون، تلاش می‌کنیم.

خب طبیعتاً سعی می‌کنیم به هر زبانی، با هر بیانی، با هر اکتی این مسئله رو مطرح بکنیم و به گوش جهانیان برسونیم و بگیم که ما چقدر شادیم که در این دوران یک سازمان رزم و یک جریان وجود داره که برای آزادی مردم، فارغ از هرگونه منافع فردی و گروهی فعالیت می‌کنه که واقعاً در سطح سازمانی و به صورت گروهی نداریم، ای کاش بودن ولی خب نیست، ولی خوشبختانه این سازمان مجاهدین هستش که به این رزم ادامه می‌ده.

چرا اعتماد هواداران بعد از ۶۱ سال همچنان پابرجاست؟

و من می‌خواستم یه مطلبی هم بگم، ببینین علت اعتماد این هستش که فراز و نشیب‌های مختلفی طی شده، ولی سازمان همون‌گونه ثابت‌قدم برای استقرار آزادی تلاش می‌کنه و در این راه از هیچ جانفشانی دریغ نمی‌کنه.

من می‌خواستم اینجا اشاره بکنم به وقتی ما می‌بینیم که در زندان‌های رژیم دلاورانی مثل میثم دهبان‌زاده و دختران‌مان فروغ تقی‌پور و ارغوان فلاحی در کنار نسل قدیم پیش از خودشون، یعنی خسرو رهنما و اسدالله هادی، اون پیام‌های پرشور رو می‌دن، این نشون می‌ده در قلب جامعه و نبض جامعه می‌زنه.

و این فرزندان دلاور و فرهیخته که یک سری‌شون اساساً نبودن که اون دوران رو ببینن و یک سری که به قول معروف، حاملین ارزش‌های اون دوره به این دوره هستن، در کنار همدیگه می‌بالند و تبریک می‌گن و این نشون می‌ده که پرچم مبارزه دست مجاهدین هستش؛ چه در تبعید، چه در درون میهن، در دست زندانیان قهرمان‌مان در زندان‌های سراسر میهن و هم‌طور کانون‌های شورشی با اون اکت بسیار مهیج و جالبی که اجرا کردن، رژه موتوری در خیابان‌های کرج برگزار کردن.

از زندان تا خیابان‌های کرج؛ این پیوند متقابل چگونه شکل گرفته است؟

بله، موارد متعددی رو اشاره کردی، ولی خیلی جالب و زیبا بود اسمی که گذاشتی روی اون کاروان، به نام کاروان شادی به مناسبت سالگرد. ما فیلم‌هاش رو دیدیم که می‌چرخیدن توی خیابون‌ها.

اما این سؤال رو می‌خواستم بکنم که خب خود شما سال‌هاست که با طیف‌های مختلفی از هموطنان‌مون، چه در زندان و بعدش هم در تبعید همراه هستید، شاهد چه تأثیر و تأثر متقابلی بین هموطنان‌مون با سازمان بودید؟

ببینید من در قسمت قبلی عرایضم خدمتتون گفتم که وقتی سازمان در عرصه عمل، اون چیزی رو که ترسیم کرده و اون استراتژی که بهش اعتقاد داره در عمل اثبات می‌شه، مردم اعتماد می‌کنند.

ببینید وقتی که سازمان مجاهدین در پس از انتخابات، پس از به‌اصطلاح اون فتنه و توطئه اصلاحات، صراحتاً اعلام کردش آقای مسعود رجوی که «افعی کبوتر نمی‌زاد»، یعنی رژیم در ماهیت اساساً منافات داره با اصلاحات.

ولی خب تا باور عمومی و یقین عمومی به این مسئله برسه، طبیعتاً قیمت بالایی رو مجاهدین دادن.

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

نظر و پیشنهاد شما

برای بهبود وب‌سایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.

خبرهای مرتبط