کنفرانس بین‌المللی آنلاین با حضور گزارشگران ملل متحد، سخنرانی سفیر استیون رپ

سفیر استیون رپ:  ما باید همواره به سال۱۳۶۷ نیز بازگردیم و بارها آن را یادآوری کنیم، زیرا ریشه اصلی مشکل در همین‌جاست

سفیر استیون رپ - سفیر آمریکا برای عدالت کیفری جهانی ۲۰۰۹-۲۰۱۵- دادستان دادگاه ویژه سازمان ملل برای سیرالئون ۲۰۰۷-۲۰۰۹

بسیار سپاسگزارم که مرا به این برنامه دعوت کردید. برای من افتخار بزرگی است که پس از سخنان دوستان خوبم، مارک الیس صحبت کنم درباره نیاز مبرم و مطلق به پایان دادن به مصونیت از مجازات و حسابرسی از رژیم بی‌رحم در ایران به‌خاطر جنایاتش.

آنچه امروز ما در ایران به شکل این موج فراگیر اعدامها شاهد هستیم، نتیجه همین مصونیت از مجازات است. واقعیت این است که جهان در زمان اعدام ۳۰هزار مرد، زن و نوجوان، زندانیان سیاسی، به‌اتهامات واهی «محاربه با خدا»، دست روی دست گذاشت و تماشا کرد. این امر برداشتی را به‌ویژه برای این آخوندها و آیت‌الله‌ها ایجاد کرد که می‌توانند بدون مجازات مرتکب این جنایات شوند؛ این تصور که اگر مردم را اعدام کنند، برای هیچ‌کس اهمیتی نخواهد داشت.

و بدین ترتیب، این الگو شکل گرفته است: هر گاه رژیم خود را به‌شدت در معرض تهدید می‌بیند، اقدام به بازداشت دسته‌جمعی زندانیان سیاسی می‌کند و با انجام این کار، کل کشور را غرق در وحشت می‌سازد. رژیم، خانواده‌ها را نگران فرزندانشان و دیگرانی می‌کند که از حق بین‌المللی خود برای اعتراض و ابراز مخالفت استفاده کرده‌اند، تا مبادا اعدام شوند. و در واقع، این همان چیزی است که ما امروز شاهد آن هستیم. البته ما شاهد این تظاهرات بودیم؛ با وجود تمام فشارها و چشم‌اندازهای سرکوب، افرادی که در ژانویه گذشته به خیابان‌ها آمدند مردم به‌قتل رسیدند؛ جنایاتی گسترده علیه بشریت که به‌شکلی خشن و فیزیکی در خیابان‌ها رخ داد. برخی دیگر که به بیمارستانها انتقال یافتند، ممکن است توسط مأموران رژیم مسموم شده باشند و در نهایت، حدود ۵۰هزار مرد، زن و کودک توسط رژیم بازداشت شدند. شاید از آن زمان به بعد برخی آزاد شده باشند، ولی ما از آن بی‌اطلاعیم. در تک‌تک این پرونده‌ها، خطر اعدام این افراد وجود دارد و همان‌طور که مارک الیس به ما گفت، حتی با وجود این‌که آمار احتمالاً بسیار کمتر از واقعیت اعلام شده است، از ابتدای سال جاری تاکنون بیش از ۱۰۰۰ نفر اعدام شده‌اند.

سپس ما با این درگیری مواجه شدیم و من مایلم نکته‌یی را درباره دخالت ایالات متحده و اسراییل بگویم چرا که انگیزه این اقدام هر چه که بوده باشد، متأسفانه توجه جهان و مردم منطقه را از گناهان واقعی‌ای منحرف کرده که همان جنایات رژیم است. تمرکز افکار عمومی، همان‌طور که همیشه در زمان مداخله نظامی خارجی رخ می‌دهد، معطوف به اقدامات بیگانگان شد و این امر به حکومت قدرت بیشتری داد تا ادعا کند کسانی که مخالفت می‌کنند و حقوق‌بشر خود را مطالبه می‌کنند، خائن به میهن هستند.

بنابراین ما امیدواریم که شاهد صلح در کشور باشیم و دیگر با تهدید بمباران مواجه نشویم و مسائل ریشه‌یی آن درگیری خاص را حل کنیم تا بتوانیم به آینده ایران و مردم ایران بپردازیم؛ چرا که من باور ندارم مداخله نظامی کمکی به حرکت آنها به سمت آن آینده دموکراتیکی کند که همه ما آرزویش را داریم.

اما همان‌طور که پیش‌تر گفتم، آنچه شاهدش هستیم بازتابی از مصونیت از مجازات است؛ همان قتل‌عام ۳۰هزار نفر در سال۱۳۶۷. به‌همین دلیل است که وقتی با جامعه دیپلماتیک، اعضای سازمان ملل متحد و کشورهایی که در تدوین قطعنامه حقوق‌بشر در کمیته سوم و مجمع عمومی نقش دارند صحبت می‌کنم و نیز هنگامی که در دولتها، سیاست‌ها و بیانیه‌هایی را تصویب می‌کنیم و خود من به‌مدت شش سال به‌عنوان سفیر سیار دولت خود در این امور فعالیت داشتم، این بسیار اهمیت دارد که هم‌چنان بر موضوع مصونیت از مجازات تمرکز کنیم. هر چند مردم می‌خواهند درباره اتفاقات دیروز صحبت کنند که البته بسیار حیاتی است، ما باید همواره به سال۱۳۶۷ نیز بازگردیم و بارها آن را یادآوری کنیم، زیرا ریشه اصلی مشکل در همین‌جاست.

آنها توانستند مردم را بکشند و بدون مجازات بمانند. ما این وضعیت را در موارد دیگری نیز مشاهده می‌کنیم که حسابرسی وجود نداشته. من گمان می‌کنم، بدون این‌که بخواهم وارد جزییات موارد متعدد دیگر شوم، که ما شاهد تکرار تاریخ هستیم؛ نمونه‌های دیگری که شباهت زیادی به وضعیت ایران دارند.

اما راه‌حل این قبیل وضعیت‌ها، حسابرسی بود. ما این موضوع را به‌وضوح در بوسنی مشاهده کردیم. این موضوع با مرگ طبیعی راتکو ملادیچ بار دیگر یادآوری شد؛ فردی که متهم و مسئول قتل‌عام ۸هزار مرد و پسر مسلمان در سربرنیتسا و جنایات بی‌شمار دیگری بود. او پس از صدور کیفرخواستش در سال ۱۹۹۵، به‌مدت ۱۶سال متواری بود، اما جامعه بین‌المللی تا روز دستگیری او در می۲۰۱۱، بر موضع خود پافشاری کرد. او سپس در یک دادگاه عادلانه محکوم و مسئول نسل‌کشی، جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت شناخته شد و به حبس ابد محکوم شد و ۱۵سال بعد، در عمل در حین گذراندن این مجازات حبس ابد درگذشت.

حتی در مورد سوریه، ما شاهد نمونه‌یی هستیم که در آن فجایع عظیمی رخ داد؛ بیش از نیم میلیون کشته و آواره‌ شدن نیمی از جمعیت. این‌ها احتمالاً بدترین فجایع قرن بیست و یکم هستند. رژیمی که فکر می‌کرد می‌تواند از مجازات بگریزد؛ رژیمی که با حکومت پدر و پسر حدود ۵۳سال دوام آورد، یعنی حتی طولانی‌تر از حکومت آخوندها. با این وجود، از طریق پرونده‌هایی که طرح آنها تحت صلاحیت قضایی جهانی امکان‌پذیر شد، مانند محاکمه‌ها در سوئد، هلند و به‌ویژه در آلمان، فرانسه و حتی در ایالات متحده که به‌تازگی یکی از شکنجه‌گران او را محکوم کردیم، این پیام ارسال شد که مرتکبان این جنایات راه گریزی نخواهند داشت و اقداماتشان پیآمد خواهد داشت. آن احکام قضایی هم‌چنین تصریح کردند که این اقدامات بخشی از سیاست‌های دولتی و یک حمله گسترده و نظام‌مند علیه جمعیت غیرنظامی بوده است. با انجام این کار، پیامی به همه کشورها ارسال شد که جرأت نکنند در بازسازی سوریه بر روی زمینهای غصب‌شده از مردمی که تا حد مرگ شکنجه شده‌اند، سرمایه‌گذاری کنند. آنها باید اطمینان حاصل می‌کردند که این رژیم هم‌چنان یک حکومت منفور و منزوی باقی بماند. در نتیجه تمام این تلاش‌ها، برای مردم سوریه این امکان فراهم شد تا حکومت خود را سرنگون کنند و دولتی جدید بسازند؛ دولتی که اکنون حدود ۲۰ماه است در فرآیند شکل‌گیری است و من هشت بار به آنجا سفر کرده‌ام؛ دولتی که آینده‌ای دموکراتیک را رقم خواهد زد، آینده‌ای که نماینده همه مردم باشد.

بنابراین، من معتقدم تا زمانی که بر حسابرسی از جنایتکاران پافشاری کنیم، امید وجود دارد. تا زمانی که از ابزارهای موجود استفاده کنیم، حتی اگر دادگاه بین‌المللی اختصاصی نداشته باشیم. قطعنامه‌هایی که تصویب می‌شوند، هیأت‌های حقیقت‌یاب، گزارشگران ویژه و این‌که دولتها از هر طریق ممکن در روابط دیپلماتیک خود هم‌چنان بر اهمیت حسابرسی به‌عنوان شرط مطلق برای داشتن روابط عادی تأکید کنند. هم‌چنین ما باید از تلاش‌ها برای حسابرسی از مرتکبان حمایت کنیم.

و من مایلم اشاره کنم که حتی در مورد سوریه، از آنجا که در ایران با دولتی حامی تروریسم روبه‌رو هستیم، این‌ها جنایات دولتی است که مردم خود را مرعوب می‌سازد. این امر مبنایی بود که بیش از صد قربانی در سوریه توانستند بر اساس آن احکام مدنی علیه حکومت سوریه دریافت کنند و غرامتهایی از صندوق حمایت از قربانیان تروریسم دولتی ایالات متحده دریافت کنند. از این رو، من مشوق تلاش‌هایی هستم که در این راستا پرونده‌سازی می‌کنند تا هم‌چنان از حسابرسی و ضرورت اجرای عدالت به‌عنوان ابزاری برای فشار جهت تغییر در ایران و به‌طور قطع برای کمک به قربانیان استفاده شود.

در پایان، من می‌دانم که در این دوران تاریک، در حالی که پول ملی ایران تقریباً بی‌ارزش شده و خانواده‌ها در سراسر کشور در رنج هستند، مردم ایران بار دیگر به اعتراض برخواهند خاست و دوباره در خیابان‌ها هر آنچه در توان دارند برای ساختن آینده کشورشان انجام خواهند داد. و من می‌خواهم آن‌ها، کسانی که از هر طریق توانسته‌اند امروز صدای ما را بشنوند، بدانند که ما در کنارشان ایستاده‌ایم. ما در کنار آنها هستیم و فراموششان نخواهیم کرد. ما هر آنچه در توان داریم انجام خواهیم داد تا مطمئن شویم خون کسانی که جان‌باخته‌اند پایمال نخواهد شد، تا دیگر جانی گرفته نشود، تا حقوق‌بشر مردم ایران محترم شمرده شود و روز عدالت فرا برسد. بسیار سپاسگزارم.

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

نظر و پیشنهاد شما

برای بهبود وب‌سایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.

خبرهای مرتبط