آیا نگرانی مقامات رژیم از معیشت مردم، ترس از انفجار اجتماعی است؟
۱۴۰۵/۷/۹
عبور دلار از ۲۶۵ هزار تومان، تورم نزدیک به ۹۰ درصدی و کاهش قدرت خرید کارگران، نگرانی مقامات رژیم از وضعیت معیشتی و فضای انفجاری جامعه را بیشتر کرده است.
گفتگو با رضا هفت برادران
اجازه بدهید ابتدا صحبتهای حاج میرزایی، رئیس دفتر پزشکیان، در روز ۷ مهر را با هم بشنویم. ایشان، منجمله، عرض کردند که رئیسجمهور مکرراً گفته و به آن اعتقاد دارد که: «من به هیچ وجه از آمریکا نمیترسم. من نگران داخل هستم. معیشت مردم که باید تمام توان و تلاشمان را بگذاریم. معیشت مردم مهمترین مأموریت من است. ایشان میگوید من این است که معیشت مردم را تأمین کنم، زندگی آنها را سامان بدهم و آینده آنها را روشن کنم. فقط نگرانی من این است که وحدت جامعه آسیب ببیند.»
خب، این حرفها را ما بارها شنیدهایم. الان هم دارند آن را تکرار میکنند. معنایش چیست؟ آیا موضوعیت جدیدی پیدا کرده که دوباره این حرفها را تکرار میکنند؟
چرا حالا دوباره از «معیشت مردم» و «وحدت جامعه» میگویند؟
بهتر است بگوییم موضوعیتهای جدید. ببینید، یک قلمش همین دلاری است که از ۲۶۵ هزار تومان گذشت و این خودش یک بحران است. یعنی اینکه شما حساب کنید حداقل حقوقی که دارند به کارگر میدهند تا چند روز پیش ۷۰ و خردهای دلار بود، الان به ۶۰ دلار و چند سنت رسیده. یعنی حساب کنید یک نانآور خانواده که ۶۰ دلار و چند سنت میگیرد، به هر خانوار در روز چقدر میرسد؟ دو دلار و چند سنت. حالا ۱۵ سنت بالا و پایین مهم نیست.
این در حالی است که مثلاً در سال ۲۰۲۲، سازمانهای جهانی، صندوق بینالمللی پول، بانک جهانی و سازمان ملل که هر چند سال یک بار این عدد فقرشان را تعریف میکنند، گفته بودند که حداقل درآمد برای کشورهای آسیایی با درآمد متوسط، ۳ دلار و ۶۵ سنت برای یک فرد است. حالا اینجا دارند برای یک خانوار ۲ دلار و مثلاً فوقش ۳۰ سنت میدهند.
بله، خب این یعنی دیگر عبور از خط سیاه فقر؛ از فقر مطلق هم عبور کردهاند و آنطرفتر رفتهاند. یک چنین وضعیتی را اینها خیلی خوب میدانند. معنایش انفجار اجتماعی است.
این طرف، حاج میرزایی هم که دارد میگوید آقای پزشکیان واقعاً نگران مردم است، نگرانیاش درست است، ولی «مردم» را باید تفسیر کرد که پیام مردم کدام مردم است؟ مردمی که مردم واقعی کف کوچه و بازار و خیابان هستند؛ از بازنشستهاش، از کارگرش، از کارمندش، از پرستارش، حتی از پزشکش بگیرید. اینها همه خواهان سرنگونی این رژیم هستند. آب از سرشان گذشته. کارد به استخوان رسیده از شدت فشار و بهرهکشی رژیم از اینها.
آیا بحران معیشت فقط مردم را تحت فشار گذاشته یا نیروهای رژیم هم در حال ریزشاند؟
این چیزی که میگوید نگران شویم، دیگر نیروهای خودشان هستند که دارند ریزش میکنند. دیگر نیروهای خودشان هستند که نمیتوانند اینها را با پول نگه دارند. الان در شبکههای اجتماعی بهوفور کلیپهایی میبینیم از همین عناصر نیروهای سرکوبگر رژیم که دارند میگویند: «با این پول نمیکشیم.»
چند روز پیش در مشهد، همین نگرانی را کرده بودند. از این مردمی که میگوید نگران آنها هستند، همانهایی هستند که این روزها به ضرب پول نقد میکشانندشان کف خیابان. یعنی آنهایی که باید مردم بگویند، دقیقاً همینها میگویند.
موضوعات همین الان را شما ببینید. علاوه بر همین دلار، امروز خبرگزاری ایرنا اعلام کرده بود که تورم نقطهبهنقطه ۸۹.۸ درصد شده است؛ از شهریور گذشته تا شهریور امسال.
در این میان، بالاترین تورم مربوط به خوراکیهاست. وقتی میگوید ۸۹.۸ درصد، این متوسط نرخ است؛ در مورد خوراکیها خودشان میگویند ۱۳۶ درصد یا ۱۰۸.۸ درصد افزایش داشته است؛ خوراکیای که دیگر حداقل بخورونمیر ملت است و باید با آن تأمین بکنند.
چرا مقامهای رژیم از «جرقه» و «قیام» پیشاپیش حرف میزنند؟
این چنین رشد شتابانی داشته. خب، این موضوع فوقالعاده برایشان نگرانکننده است. حق هم دارد ابراز نگرانی بکند، بهخاطر اینکه همهشان میدانند الان شدت وضعیت انفجاری جامعه به حدی رسیده که مبادا یک جرقه بخورد و این جرقه تبدیل به آتش شود.
این ابراز نگرانیها را همهشان دارند میکنند. چند روز پیش پاسدار احمدیمقدم گفت، بعدش رادان آمد و گفت. هر کدام به شکلی، حتی پیشاپیش، برای قیامی که هنوز پیش نیامده دارند خط و نشان میکشند که این کار را میکنیم، آن کار را میکنیم.
ببینید چقدر ترسیدهاند که از حالا میخواهند با خط و نشان پیشگیری بکنند. سناریوها آماده است و منظور اصلیشان این است؛ در صورتی که فضا واقعاً بحرانیتر از این حرفهاست.
یک موضوع دیگر، غیر از خود این تورم شتابان و گرانیهایی که هر روز اتفاق میافتد، اصلاً در دست رژیم نیست.
البته یک مقدار هم دست رژیم است؛ دست همانهایی که در دعواهای باندی خودشان دارند میگویند «کاسبان تحریم»، «کاسبان جنگ» و امثال این اصطلاحاتی که به کار میبرند. کسانی که به نفعشان است اوضاع بحرانی بشود که بتوانند سررشتههای بیشتری از اقتصاد را به دست بگیرند و چندلاپهنا، به قول مردم، غارت و چپاول کنند.
این کسان را مردم خیلی سریع آدرسشان را میدهند. راه دور نیستند، آدمهای مجهولالهویه نیستند. سرنخ ایشان در سپاه پاسداران و در بیت خامنهای است.
فاطمه مهاجرانی، سخنگوی پزشکیان، گفته که به کالابرگ اضافه میکنیم. پزشکیان هم که با قطع سوخت ۱۳.۵ بنزین میتواند به هر نفر ۳، ۴ میلیون یارانه اضافه کند. به نظر شما، به هر حال به صورت تخفیفی، در این وضعیت مردم، عمل نمیکند؟ در این وضعیت مردم یکخورده بهتر نمیشود؟
حالا از کدامشان کنم؟ اصلاً فاطمه مهاجرانی که گفت ۳۰۰ هزار تومان به کالابرگ اضافه میکنیم، همانجا در آن صحنه که این حرف را زدی، خبرنگار جوابش را داد و گفت: «این پول پفک هم نمیشود.»
ما البته به پفک یارانه نمیدهیم، یا از آن نمیرود؛ تو چی گفتی؟ ولی خودش میداند که همین پول به قدری ناچیز است.
کل این پولی که میخواهند اضافه کنند، به اضافه آن یک میلیونی که میدهند، به قدری ناچیز است که مطلقاً کفاف نمیدهد. خودش میگوید ما میدانیم که فشار بر معیشت مردم... و بلافاصله مقصر را میاندازد روی بیرون رژیم، در جنگ.
نظر و پیشنهاد شما
برای بهبود وبسایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.
