حکومت آخوندی ایران را به کجا می‌برد؛ وقتی نان و دارو هم از سفره مردم حذف می‌شوند؟

۱۴۰۵/۷/۹

سقوط ارزش دستمزد، گرانی نان و دارو و فشار سنگین بر خانواده‌های کم‌درآمد، تصویری از بحرانی است که دیگر فقط در آمارهای اقتصادی دیده نمی‌شود؛ بلکه در زندگی روزمره مردم و حتی در تصمیم‌های دردناک خانواده‌ها خود را نشان می‌دهد.

نرخ دلار در این روزها شتابان به سمت ۲۶۰ هزار تومان در حال پیشروی است و برای کارگرانی با ۱۶ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان که اغلب کارگران را شامل می‌شود، مساوی ۶۵ دلار در ماه است؛ یعنی روزی ۲ دلار و اندی که از نظر استاندارد جهانی، درآمدی زیر خط فقر شدید محسوب می‌شود. اینها عدد و رقم نیست؛ سوخت انفجاری جامعه است که در پایه‌ای‌ترین نمونه‌ها، مثل غذا و دارو، خودش را نشان می‌دهد.

یک خانم:
«امروز من غمگین‌ترین جمله‌ای که تو عمرم نشنیده بودم رو شنیدم. داشتم می‌اومدم سمت خونه، نزدیک یه نونوایی دیدم یه پسر بچه اومد، از نونوا با یه حالت خجالتی پرسید: نون چنده؟ نون، قیمت نون پرسید. و وقتی نونوا قیمتو گفت، با یه حالت خجالتی گفت ممنون و رفت.

من از اون شرمندگی اون بچه، از دغدغه‌اش، از اینکه باید بره بگرده یه نونوایی ارزون‌تر پیدا کنه، قلبم به درد اومد. چیکار دارید می‌کنید تو این مملکت؟ قلبتون به درد نمیاد؟ شرمنده نمی‌شید اصلاً؟ مگه باید کسی قیمت نون بپرسه؟ نونه دیگه، آناناس نیست که بگید نمی‌خوره! اتفاقی نمی‌افته که باید بخوره. البته ولی نمی‌دونم چی بگم. من قلبم به درد اومد.»

آیا بحران فقط گرانی نان است یا دارو هم به کالای دست‌نیافتنی تبدیل شده؟

اما فقط نان نیست که آخوندها مردم رو با فقر به این روز انداخته‌اند؛ دارو هم کارد را به استخوان مردم رسانده است.

مادر:
«دارو شده ۳۰ میلیون. خستم. بچه‌ام معلول ذهنیه، عقب‌افتادگی ذهنیه، حدود ۳۸ سالشه که پذیراییشو می‌کنم. هیچ حمایت‌کننده‌ای هم ندارم. با داشتن همچین بچه‌ای تو این مملکت من می‌تونم زندگی کنم؟ دارو شده ۳۰ میلیون. برای چی؟ بچه ایرانم. خسته‌ام. بیایین ببینید چکار کنم؟ دزدی کنم؟»

یک گوشه از فاجعه به پایان رساندن توان تحمل شرایط معیشتی مردم، موضوع زنان سرپرست خانوار است که طبق گزارش رسانه‌های حکومتی، همچون خبرگزاری حکومتی رکنا، «جمعیت زنان سرپرست خانوار در ایران طی دو دهه گذشته روندی افزایشی داشته و از کمتر از یک میلیون نفر در سال ۱۳۷۵ به بیش از سه میلیون نفر در سرشماری ۱۳۹۵ رسیده است؛ روندی که به گفته سیدحسن موسوی چلک، با افزایش طلاق، فوت همسر و گسترش تجرد قطعی همچنان ادامه دارد.»

وقتی بیمار شدن به فاجعه تبدیل می‌شود، مردم چگونه باید هزینه درمان را بپردازند؟

یک گوشه دیگر از وخامت اوضاع زندگی مردم، سخنان رئیس بخش کانسر بیمارستان موسوم به خمینی است که می‌گوید بیمارانی را دیده که خودشان را جلوی ماشین می‌اندازند که بمیرند.

رئیس بخش سرطان بیمارستان:
«در ایران بیمار شدن دقیقاً برابر است با یک فاجعه؛ یک فاجعه‌ای که فرد ترجیح می‌ده بمیره و نره. مثلاً میگه من برای چی باید این کارو بکنم؟ چرا باید این هزینه رو که من ندارم، دیگران دارند، باید به اونها، به بچه‌هام تحمیل کنم؟ ترجیح میدم نباشم.

ما همین الان در مراکز درمانیمون، واقعاً به‌خصوص اگر تشریف بیارین در مجتمع، در بخش انستیتو کانسر، واقعاً ما با مواردی روبه‌رو هستیم که بیماران داروندارشون را دادند، التماس می‌کنند، می‌گن این کارو بکنین، بمیریم، بکشین ما رو، پول نداریم، نمی‌تونیم.

بسیار جلوی درب این بیمارستان من به عینه دیدم که بیماران خودشونو، سرشونو جلوی ماشین بندازن. چرا؟ برای اینکه این ادراک سربار بودنه.»

این تصاویر، فقط روایت چند خانواده نیست؛ تصویری از فشار اقتصادی و اجتماعی است که وقتی با هزینه‌های درمان، گرانی کالاهای اساسی و کاهش قدرت خرید همراه می‌شود، زندگی اقشار آسیب‌پذیر را بیش از پیش دشوار می‌کند.

اما راه‌حل، تن دادن به مرگ و خودکشی نیست؛ راه‌حل، پایان دادن به ریشه‌های جهل و جنایت رژیم است.

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

نظر و پیشنهاد شما

برای بهبود وب‌سایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.

خبرهای مرتبط