بخوان بهنام گل سرخ؛ مجاهدین شهید معصومه شادمانی(کبیری) و محمدرضا اسفندیاری
۱۴۰۵/۷/۱۰
روایت مقاومت مجاهد شهید معصومه شادمانی در زندانهای شاه و شیخ و مجاهد شهید محمدرضا اسفندیاری؛ دو روایت از نسلی که در سختترین شرایط، آزادی را آرمان خود میدانست
مجاهد شهید معصومی شادمانی (کبیری)، متولد ۱۳۱۰ از اراک، زندانی دو نظام شاه و شیخ، در سن ۵۰ سالگی، در تاریخ پنجم دیماه سال ۱۳۶۰ بر اثر شکنجه و تیرباران به شهادت رسید.
معصومه شادمانی زندانهای شاه و شیخ را تجربه کرده بود. او در سال ۱۳۵۰، وقتی ۴۰ ساله و دارای چند فرزند بود، از طریق ارتباط با مجاهد شهید مصطفی جوانخوشدل، همراه با سازمان مجاهدین شد. او به همراه دیگر مادران مجاهد، از جمله مادر قهرمان رضاییهای شهید، نقش مؤثری در افشای رژیم و بردن پیام مجاهدین خلق به میان مردم، برقراری ارتباطات داخل زندان با خارج و تهیه امکانات مالی و تدارکاتی ایفا کرد و در همین رابطه چندین بار توسط ساواک دستگیر شد.
مزدوران ساواک شاه، علاوه بر شکنجه مادر، فرزندانش را در مقابل چشمان او مورد شکنجههای وحشیانه قرار دادند. مادر بر اثر شکنجه، پاهایش عفونت کرد. شدت جراحات به حدی بود که احتمال مرگ او میرفت و پس از انجام چندین جراحی روی پاهایش از مرگ نجات یافت.
اما مادر در این شرایط سخت، روحیه بالایی داشت و حتی بعد از شکنجه نیز لبخند پیروزی بر لب داشت. او در این دوران به یکی از همزنجیران خود گفته بود: «درد شکنجه برای یکی دو ماه هست، اما درد خیانت جاودان است و من خوشحالم که چیزی نگفتم.»
در بیدادگاه شاه، مادر به اعدام محکوم شد. او در این رابطه گفته بود: «اگر لیاقتش را داشته باشم، به دست این مزدوران به شهادت خواهم رسید.»
این مادر قهرمان در سال ۱۳۵۷، به همراه آخرین دستههای زندانیان سیاسی، به دست توانای خلق از زندان آزاد شد و بعد از آزادی، در صفوف خلق، با سخنرانی و افشاگری و از طریق مصاحبه با خبرنگاران داخلی و خارجی، به افشای جنایات شاه پرداخت.
مبارزه و مقاومت مادر در زندان خمینی نیز حماسه بود. در جریان شکنجه، گوشت و پوست هر دو پایش در اثر شلاق و آتش از ساق به پایین ریخته بود و استخوانهای کف پایش دیده میشد. او بسیار لاغر و نحیف شده بود، اما بیهراس از پاسداران، هنگامی که از اتاق شکنجه به سلول منتقل میشد، با آخرین توان فریاد میزد:
«بچهها مقاومت کنید، پیروزی از آن ما و مردم است. خمینی رفتنی نیست.»
مجاهد شهید محمدرضا اسفندیاری، متولد تهران، دیپلم، در سن ۲۶ سالگی، در حین درگیری با پاسداران در منطقه میمه دهلران، در تاریخ ۲۳ اردیبهشت ۱۳۷۲ به شهادت رسید.
از سخنان شهید:
«من میروم، حتی اگر گلوله قلبم را بشکافد.
باشد که فرزندان فردا بدانند که ما برای آزادی هر کاری که از دستمان میآمد انجام دادیم.»
نظر و پیشنهاد شما
برای بهبود وبسایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.
