تیرهای زهرآگین از کدام سو می‌آید؛ دشمن بیرونی یا خشم فروخورده مردم؟

۱۴۰۵/۷/۱۱

چرا فریاد «تیغ‌های زهرآگین» و خط‌ونشان کشیدن برای «جاده‌صاف‌کن‌های استکبار» در روزگاری که رژیم مدعی پیروزی در جنگ است، بیش از همیشه به گوش می‌رسد؟

اصل ماجرا از چه قرار است؟ برای رسیدن به پاسخ این سؤال باید در لابه‌لای حرف‌های مقامات حکومتی کنکاش کرد. در یک نمونه‌کاوی، با ما همراه باشید.

در میان اظهارات مقامات حکومتی، به شکل سازمان‌یافته‌ای مخدوش کردن مرز میان مردم ضد رژیم، به‌ویژه جوانان، با دشمن خارجی جریان دارد. این البته ریشه در برنامه‌ریزی برای سرکوب از یک سو و پاسخگو نبودن به مطالبات مردم دارد.

آخوند مروی ـ گماشته خامنه‌ای در آستان قدس ـ ۸ مهر:

«جوان‌ها خیلی مسئله دارند، خیلی حرف دارند، خیلی سؤال و شبهه دارند. نمی‌گم همه‌اش به حق است. نمی‌تونیم نقشه‌های دشمنان رو و تیرهای زهرآگین دشمنان رو نادیده بگیریم. همه اینها هست، ولی این وظیفه ما رو سنگین‌تر می‌کنه.»

چرا رژیم مرز میان مردم و «دشمن خارجی» را مخدوش می‌کند؟

آنچه این آخوند از سنگین‌تر شدن وظیفه می‌گوید، تلاش رژیم برای هم‌جنس نشان دادن مردم ایران، که دشمن اصلی او هستند، با نیروهای خارجی است؛ تا بتواند در برابر جامعه انفجاری به مثابه دشمن خارجی این‌چنین از رو ببندد:

آخوند حاج‌صادقی ـ عقیدتی سیاسی سپاه ـ ۸ مهر:

«آنچه که دیدید، تمام دنیای استکبار جنگ احزاب درست کردند. همه مستکبران، همه نوکرانشون، همه جریان نفاق، همه وابستگان در سال ۱۴۰۴ دست به دست هم دادند.

استکبار بداند، دشمنان بداند، جریان نفاق داخلی بداند، بعضی از کسانی که فکر کردند در این روزگار سختی که امت با حضور مخلصانه خودش مقابل استکبار ایستاده، می‌توانند یک بار دیگر جاده‌صاف‌کن استکبار باشند، بارها گفته‌ایم، بداند امکان ندارد.»

این رجزخوانی‌ها برای مردم چنان تبلیغات شبانه‌روزی نظام را پر می‌کند که بیشتر شبیه از ترس آواز خواندن در تاریکی است.

پاسدار حسن‌زاده:

«این رزمایش امروز که عددش از ۴۵۰ هزار نفر سازمان‌یافته عبور کرد، امتداد تمام سلحشوری‌های شما ملت ایران در دویست و چند شب در همه میادین و خیابان‌های کشور بود و این رزمایش در این ساعت تمام نمی‌شه، این رزمایش همچنان در شب‌ها در سراسر، در همه میادین، در همه خیابون‌ها ادامه پیدا می‌کنه.»

اگر دشمن بیرونی است، چرا نگرانی اصلی را در داخل می‌دانند؟

اما از آنجا که فضای انفجاری جامعه واقعی است، از آنجا که طعم عزم سرنگونی در قیام‌های قبلی هنوز در کام نظام تلخی‌اش مانده، و از آنجا که در معادله منطقی تعادل قوا هم برای سران نظام روشن است که از ساعت خیزش و قیام، این ۴۵۰ هزار نفر مثل یک خاکریز سست در مقابل سیل خروشان ملت ۹۰ میلیونی دوامی ندارد، ترس از دشمن اصلی، خواه‌وناخواه، از زبان سران رژیم این‌طور بیرون می‌زند:

حاجی میرزایی ـ رئیس دفتر پزشکیان ـ ۷ مهر:

«این را آقای رئیس‌جمهور مکرر گفتند و بهش اعتقاد دارند و آن این است که ایشان می‌گوید من به هیچ وجه از آمریکا نمی‌ترسم، من نگران داخل هستم.»

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

نظر و پیشنهاد شما

برای بهبود وب‌سایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.

خبرهای مرتبط