چرائی اعتراضات اقشار مختلف، چرا وعدههای معیشتی رژیم دیگر جواب نمیدهد؟
۱۴۰۵/۷/۱۰
از کارگران و بازنشستگان تا رانندگان، کشاورزان و دانشجویان؛ اعتراضات این هفته نشان میدهد که مطالبات معیشتی چگونه به اعتراضات گستردهتر علیه سیاستهای حکومت پیوند خورده است.
گزارش و گفتگو با نسترن قصلانی
گسترش اعتراضات اجتماعی
کمتر از یک هفته از بازگشایی دانشگاهها روز دوشنبه ۶ مهر، جمعی از دانشجویان دانشگاه علامه در اعتراض به گرانی و افزایش هزینههای تحصیلی و اقدامات سرکوبگرانه حراست دانشگاه، بهویژه علیه دختران دانشجو، دست به اعتراض زده و شعار میدادند: «دانشجوی زندانی آزاد باید گردد»، «دانشگاه پولکی، نمیخوایم نمیخوایم»، «فکر نکنید یک روزه، قرار ما هر روزه». «تا آخوند کفن نشود این وطن وطن نشود»
در همین روز بازنشستگان تأمین اجتماعی در شهرهای تهران، اهواز، شوش و رشت تظاهرات کردند.
روز یکشنبه ۵ مهر، بازنشستگان فولاد اصفهان فریاد میزدند فولادی داد بزن حقتو فریاد بزن
رانندگان پیک موتوری خرمآباد در اعتراض به دستمزدهای کم و هزینه های زیاد اعتصاب کردند و رانندگان استیجاری شهرداری تبریز در اعتراض به پایین بودن دستمزد، نداشتن بیمه و وضعیت شغلی خود مقابل شورای شهر تجمع برگزار کردند.
خریداران خودروی شاهین در اعتراض به تأخیرهای طولانی در تحویل خودرو و بیپاسخ ماندن مطالباتشان، مقابل ساختمان وزارت صنعت، معدن و تجارت در تهران تجمع کردند. معترضان با وجود پرداخت کامل مبالغ تعیینشده، همچنان در انتظار تحویل خودروهای خود هستند.
کارگران شرکت هپکو در اراک علیه غارت دستمزدهایشان تظاهرات برپا کردند
دامنه غارتگری باندهای حاکم به واردکنندگان کالاهای اساسی هم رسید و پول تجاری که کالا وارد کرده بودند هم ملاخور کردند
در همین روز، متقاضیان پروژه ۶۲۴ واحدی مسکن در لاکان رشت مقابل ادارهکل بنیاد مسکن رژیم در گیلان، دست به اعتراض زدند.
گزارشی از بخشی از اعتراضات این هفته اقشار مختلف مردم را دیدیم. همراه هستیم با نسترن قصلانی تا نگاهی داشته باشیم به چرایی این تظاهراتها و اعتراضات.
این تظاهراتها بیشتر مربوط به چه اقشاری است و موضوع چیست؟
نسترن قصلانی:
«ببینین، اگه بخوام خیلی ساده بگم، موضوع اینه که رژیم حتی به همون وعدههای حداقلی خودش هم عمل نکرده. اسفندماه سال گذشته دولت گفته بود حقوقها رو تا قبل از شهریور افزایش و تعدیل میکنه، اما وقتی شهریور تموم شد، دیدیم باز هم زیر قولشون زدن و این بار استیضاح وزیر کار رو بهونه کردن.
جلسه شورای عالی کار در ۲۸ شهریور هم که قرار بود درباره ترمیم مزد تصمیم بگیره، بدون هیچ تصمیم نهایی تموم شد و موضوع رو به جلسه بعد حواله دادن؛ یعنی همون سیاست همیشگیِ وقتکشی و وعدهدرمانی.
تازه پیشنهادی هم که مطرح کردن، افزایش واقعی مزد نبود. گفتن حق تأهل از ۵۰۰ هزار تومان به یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان و حق خواربار از ۲ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان به ۴ میلیون تومان برسه؛ یعنی در مجموع حدود ۲.۸ میلیون تومان به مزایا اضافه بشه. این در حالیه که ماده ۴۱ قانون کار میگه مزد باید بر اساس نرخ تورم رسمی و هزینه تأمین زندگی یک خانواده تعیین بشه.
حالا اعداد واقعی رو کنار هم بذاریم. تورم نقطهبهنقطه مردادماه به ۸۴.۴ درصد رسیده. حداقل مزد ماهانه کارگران برای سال ۱۴۰۵ حدود ۱۶.۶ میلیون تومان تعیین شده بود، در حالی که سبد معیشت در دیماه ۱۴۰۴ رسماً بیش از ۴۲ میلیون تومان بود و فعالان کارگری میگن الان به ۸۰ تا ۹۰ میلیون تومان رسیده. بعضی کارشناسان اقتصادی رژیم هم محاسبه حداقل معیشت در شرایط کنونی رو بالای ۱۰۰ میلیون تومان میدونن؛ یعنی فقط در نیمه اول امسال حدود ۱۰۰ درصد افزایش.
حداقل دریافتی یک کارگر با مزایا حدود ۲۳ میلیون تومنه؛ اما هزینه زندگی از ۸۰ میلیون تومان عبور کرده. یعنی هر ماه حدود ۶۰ میلیون تومان بین درآمد و هزینه واقعی زندگی فاصله وجود داره. این دیگه اسمش کمبود درآمد نیست؛ این یعنی محرومکردن میلیونها خانواده از ابتداییترین نیازهای زندگی.
این موضوع هم فقط مسئله چند هزار کارگر نیست؛ مسئله ۱۶ میلیون کارگر ایرانیه که با درنظرگرفتن بعد خانوار ۳.۴ نفر، زندگی ۵۴.۵ میلیون نفر از مردم ایران رو تحت تأثیر قرار میده.
از طرف دیگه، دلار از ۲۵۰ هزار تومان عبور کرده. اول سال، حقوق ۱۶ میلیون تومانی تقریباً معادل ۱۰۹ دلار بود؛ اما با سقوط ارزش ریال، همون رقم حالا به حدود ۶۰ تا ۶۵ دلار در ماه رسیده، یعنی تقریباً ۲ دلار در روز. پس در عمل حقوق افزایش نیافته؛ عملاً نصف شده.
وقتی ۲ دلار در روز هم کفاف زندگی را نمیدهد، مردم چه میکنند؟
حالا با ۲ دلار در روز چه کار میشه کرد؟ بازنشسته باید دارو بخره، اجاره بده و هزینه آب و برق و غذا رو تأمین کنه. کارگر باید نان شب خانوادهاش رو تهیه کنه. رانندهها هزینه بیمه، تعمیر ماشین و سوخت دارن. کشاورزا حتی برای تهیه بنزین و گازوئیل تراکتورشون گرفتار شدن. خریدار خودرو شاهین پول کامل داده، اما خودرو تحویل نگرفته؛ متقاضی مسکن در لاکان رشت سالهاست چشمانتظار واحدشه. یعنی هر جا رو نگاه کنین، مردم با شکل متفاوتی از یک غارت واحد روبهرو هستن.
برای همین، در ۵ مهر بازنشستگان تأمین اجتماعی در تهران، شوش، خوزستان و رشت و بازنشستگان فولاد و ذوبآهن در اصفهان به خیابون اومدن؛ تجمع بازنشستگان شوش و اصفهان در گزارشهای همون روز هم ثبت شده. روز ۶ مهر هم بازنشستگان مخابرات در اصفهان، کرمانشاه، سنندج، اهواز و بیجار تجمع کردن و گفتن تا اجرای آییننامه به تجمعات هفتگی ادامه میدن.
این فقط ناراضیبودن از یک قشر یا یک شهر نیست. دامنه نارضایتی خیلی فراتر رفته و پیوند میان معیشت، آزادی و سرکوب روزبهروز آشکارتر میشه. در نتیجه، هر وعده عملنشده، خشم تازهای تولید میکنه و هر قشر ناراضی، قشر دیگهای رو هم به حرکت درمیاره.»
این اقشار معترض خواستههاشون رو چطور بیان میکنن؟
نسترن قصلانی:
«بهنظرم بهترین راه فهم این اعتراضات، گوشدادن به خود شعارهاست. بازنشستهها گفتن: «ظلم و ستم کافیه، سفره ما خالیه»، «سفره بینان ما، چه میخواهید از جان ما»، «حقوق بازنشسته فقط برای یک هفته» و «دولت ورشکسته، دشمن بازنشسته». اینها شعار کسیه که دیگه مسئلهش رفاه نیست؛ مسئلهش زندهموندنه.
اما شعارها همونجا متوقف نمیشن. مردم گفتن: «فقط کف خیابون به دست میآد حقمون»، «خیابان خیابان، سنگر زحمتکشان»، «دولت بیلیاقت، مجلس بیخاصیت، نمیخوایم نمیخوایم» و «حسین حسین شعارشون، دروغ و دزدی کارشون». یعنی اعتراض ظاهراً با حقوق و معیشت شروع شده، اما مستقیم ساختار سیاسی رژیم رو نشونه میگیره.
بازنشستههای مخابرات هم در شهرهای مختلف شعار دادن: «ستاد فرمان امام، حق ماها را خورده»، «اعتماد موبیل سپاه، حق ماها را خورده» و «بنیاد تعاون سپاه، حق ماها را خورده، مخابراتو برده». این شعارها خیلی روشن منشأ غارت رو شناساندهان: سپاه، ستاد اجرایی فرمان امام و بنیادهای وابسته به ولایت فقیه.
چرا اعتراضها از بازنشستهها به دانشگاهها رسیده؟
پدیده مهم دیگه این هفته، ورود دانشجوها بود. در همون روزهای اول بازگشایی، دانشجوهای دانشگاه علامه و دانشگاه خواجه نصیر با شعارهایی مثل «دانشجوی زندانی آزاد باید گردد»، «بیگاری، بیکاری، حجاب زن اجباری»، «نه پادگان، نه بنگاه، درود بر دانشگاه»، «دانشگاه پولکی، نمیخوایم نمیخوایم» و مهمتر از همه «فکر نکنید یک روزه، قرار ما هر روزه» به میدون اومدن. گزارشهای منتشرشده همین شعار صریح «تا آخوند کفن نشود، این وطن وطن نشود» رو در تظاهرات دانشجویان علامه ثبت کردهان.
پس الگوی قبلی رژیم که عادت کرده بود... دیگه اعتراض فقط به بازنشستهها و چند شهر ثابت محدود نیست. امروز گستره اعتراضات، ریشه عمیقتری از یک انزجار عمومی داره.
رژیم آخوندی خودش هم از این وضعیت نگرانه. رئیس دفتر پزشکیان گفته نگرانی اصلیش آمریکاییها نیست، بلکه مسائل داخلی و معیشتیه؛ یک اعتراف صریح از ابعاد نگرانی رژیم. احمدیمقدم هم از احتمال «جرقهخوردن» وضعیت صحبت کرده. در همین فاصله، گزارش ۴۰ عملیات آتشین در ۲۳ شهر، به یاد شهیدان قیام ژینا، منتشر شد. این فعالیتهای کانونهای شورشی از نبود مقاومت، بلکه از توان جامعه برای عبور نافرمانی مدنی به اقدام علیه نمادهای سرکوب و غارت حکایت داره.
رژیم تلاش میکنه با دستگیری، اعدام، حراست دانشگاه و سرکوب خیابونی این خشم رو خاموش کنه؛ اما نتیجه معکوس گرفته. جامعه داره میرسه به این نقطه که بدون تغییر بنیادین و سرنگونی این رژیم، هیچ مطالبه پایداری پاسخ نمیگیره. امروز نشونههای تغییر در خیابون، کارخانه، دانشگاه و مدرسه دیده میشه. این شرایط خودبهخود آینده رو عوض نمیسازه؛ اما آگاهی مردم، گستردگی اعتراضات و مقاومت سازمانیافته میتونه این انرژی عظیم اجتماعی رو بهسوی تغییر واقعی هدایت کنه.»
نظر و پیشنهاد شما
برای بهبود وبسایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.
