وعده‌های تکراری؛ چرا سفره کارگران هر روز کوچک‌تر می‌شود؟

۱۴۰۵/۷/۱۲

شهریور هم گذشت؛ پس وعده ترمیم دستمزد کارگران چه شد؟

بله، شهریورماه هم گذشت. باز کارگران ماندند و وعده‌های تکراری و سفره‌های خالی. در زمان تعیین حداقل دستمزد سال ۱۴۰۵، رسانه حکومتی هزینه سبد معیشت را ۴۲ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان اعلام کرد، اما حداقل دستمزد ۱۶ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان تعیین شد. آن زمان وعده دادند که در شهریورماه حداقل دستمزد بازبینی و ترمیم می‌شود، اما شش ماه گذشته و تورم سرسختانه تاخت.

اما از بازبینی حداقل دستمزد خبری نشد. این وعده دروغ ترمیم دستمزد برای کارگران، دیگر به یک داستان آشنا تبدیل شده، چون سال ۱۴۰۴ هم همین کار را با کارگران کردند. محسن باقری، عضو گروه کارگری شورای عالی کار رژیم، گفته محاسبات مستقل گروه کارگری نشان می‌دهد که هزینه‌های سبد معیشت نسبت به گذشته بیش از دو برابر افزایش پیدا کرده است.

وقتی هزینه زندگی چند برابر شده، چرا دستمزد هنوز عقب مانده است؟

تابستان ۱۴۰۵، خبرگزاری حکومتی ایسنا از خط فقر ۹۰ میلیون تومانی در تهران خبر داد. حالا آن وعده‌ای که برای ترمیم حداقل دستمزد داده بودند، چقدر بوده؟ میزان افزایش پیشنهادی فقط ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان بوده است. برای آن کف حداقل دستمزد که گفتند، تازه با مخالفت کارفرمایان همین هم متوقف شده است.

کارفرماها چه می‌گویند؟ مجیدرضا حریری، رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین، گفته عامل عمده ایستادگی در برابر افزایش منصفانه دستمزدها، مقاومت دولت است. او گفته دستمزد کارگران در بخش تولید صنعتی حداکثر ۷ درصد از هزینه نهایی تولید را تشکیل می‌دهد. بقیه کارفرمایان، هزینه دستمزد آن‌قدرها هم بار سنگینی نیست، اما دولت در برابر تعدیل آن مقاومت می‌کند.

حرف‌های این بود. حالا می‌دانید چرا؟ چون بزرگ‌ترین کارفرما در ایران، دولت، سپاه و بیت ولایت فقیه هستند.

اگر قانون از تأمین زندگی خانواده می‌گوید، این دستمزد برای چه کسی کافی است؟

وقتی به روند تعیین حداقل دستمزد نگاه می‌کنیم، طی چند دهه گذشته هیچ‌وقت حداقل دستمزد متناسب با هزینه سبد معیشت و خط فقر تعیین نشده، در حالی که در قانون کار رژیم نوشته شده که حداقل مزد، بدون آن‌که مشخصات جسمی و روحی کارگران و ویژگی‌های کار محول‌شده را مورد توجه قرار دهد، باید به اندازه‌ای باشد تا زندگی یک خانواده با تعداد متوسط آن را تأمین کند.

همین را تازه دارد می‌گوید: حداقل دستمزد طبق قانون باید بتواند معیشت خانواده را تأمین کند. اما الان حداقل دستمزد، یعنی ۱۶ و نیم میلیون تومان، زندگی یک نفر را تأمین می‌کند؛ چرا که خانواده...

این ناهماهنگی بین دستمزد و سبد معیشت، به علاوه وعده‌های دروغ، البته پیامدهای عمیقی در جامعه دارد. وقتی قدرت خرید کاهش پیدا می‌کند، نه تنها زندگی روزمره کارگران سخت می‌شود، بلکه پدیده‌هایی مثل کاهش امنیت غذایی، افزایش نابرابری اجتماعی، بازماندگی از تحصیل و انبوه مسائل اجتماعی دیگر را هم تشدید می‌کند.

آیا فشار معیشتی می‌تواند جامعه را به نقطه انفجار نزدیک کند؟

واقعیت این است که اختلاف بر سر دستمزد کارگران فقط یک نزاع عددی نیست، بلکه بازتابی از وضعیت کلی اقتصاد کشور و چالش‌های معیشتی جامعه ماست. وقتی تصمیم‌گیری‌ها براساس واقعیت‌های سبد معیشت و قدرت خرید کارگران نیست و وعده‌ها هم به سرنوشت وعده بازبینی شهریورماه دچار می‌شوند و محقق نمی‌شوند، فشار سنگین معیشت و هزینه‌ها، خشم جامعه را به نقطه انفجار نزدیک و نزدیک‌تر می‌کند.

یادم نرفته که چشمه این انفجار خشم را در دی‌ماه ۱۴۰۴ شاهد بودیم. واقعیت این است که این خشم مردم ایران که مثل یک بشکه باروت، هر لحظه ممکن است منفجر شود، سوخته و انباشته‌شده خود رژیم آخوندی است؛ رژیمی که سال‌ها ظلم و ستم به مردم ایران کرده و طبعاً روزی با پاسخ متقابل مردم هم مواجه می‌شود.

این دیر و زود دارد، ولی سوخت و سوز ندارد.

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

نظر و پیشنهاد شما

برای بهبود وب‌سایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.

خبرهای مرتبط