ایران؛ اقتصاد در بحران؛ جامعه در التهاب؛ ارتباط مستقیم

۱۴۰۵/۷/۱۳

از سقوط اقتصادی و فشار معیشتی تا تشدید شکاف‌های درون قدرت؛ در زیر پوست جامعه ایران چه می‌گذرد و چشم‌انداز این بحران چیست؟

میهمان برنامه: مهدی سامع مسئول کمیسیون صنایع شورای ملی مقاومت و سخنگوی سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران

سلام و درود به شما، بینندگان عزیز «ارتباط مستقیم».

بحران اقتصادی در ایران هر روز ابعاد تازه‌ای پیدا می‌کنه. سقوط ارزش ریال، همین‌طور گرانی و فشار معیشتی، زندگی بخش بزرگی از مردم را تحت تأثیر قرار داده. در برنامه امشب «ارتباط مستقیم» می‌خواهیم ببینیم در زیر این بحران در جامعه ایران چه می‌گذرد و چشم‌انداز پیش رو در چنین شرایطی چیست؟

برای بررسی این موضوع با آقای مهدی سامع، مسئول کمیسیون صنایع شورای ملی مقاومت و سخنگوی سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران، گفت‌وگو خواهیم کرد. اما اجازه بدهید برنامه را با یادی از مهندس هوشنگ رجوی که امروز درگذشت، شروع کنیم.

مهندس هوشنگ رجوی از اعضای شورای ملی مقاومت ایران و برادر بزرگ‌تر آقای مسعود رجوی، در ۸۷ سالگی در شهر شارلوا در بلژیک، محل اقامت و تبعیدش، بر اثر ایست قلبی درگذشت.

مهندس هوشنگ رجوی در سال‌های دشوار زندان و شکنجه دوران شاه، یار و غمخوار مجاهدین و به‌ویژه برادر زندانی‌اش بود.

از سال ۱۳۵۰ تا آزادی زندانیان سیاسی در سال ۱۳۵۷، پیوسته برای ملاقات با مسعود رجوی در کمیته مشترک، به زندان قصر و دریافت و انتقال پیام‌های او تلاش می‌کرد و در تلاش‌های برادر دیگرش، دکتر کاظم رجوی، برای نجات جان مسعود رجوی نیز سهیم بود.

بعد از استقرار جمهوری اسلامی نیز به دلیل نسبت خانوادگی‌اش با مسعود رجوی تحت فشار و آزار قرار گرفت و در سال ۱۳۶۰ مدتی بازداشت شد.

پس از آزادی موقت، مخفیانه ایران را ترک کرد و به بلژیک رفت.

درود می‌فرستیم به مهندس هوشنگ رجوی. یادش گرامی باد.

آقای سامع، سلام می‌کنم به شما. خیلی تشکر می‌کنم از اینکه دعوت ما را قبول کردید و در برنامه «ارتباط مستقیم» این هفته شرکت کردید.

از شما تشکر می‌کنم.

دوم، تسلیت می‌گم فقدان مهندس رجوی را.

خب، مهندس رجوی هم عضو شورا بود و ما هم یک دوستی مشترک داشتیم. بعضی وقت‌ها جفا می‌کردیم هم به شورای ملی مقاومت، هم به سازمان مجاهدین خلق، هم به مسعود رجوی.

جناب دکتر صالح رجوی و دکتر احمد رجوی، تسلیت می‌گم.

و خانواده‌شان و خانواده مقاومت ایران.

جاش و نامش ماندگار خواهد بود.

آیا برای فهم بحران امروز باید از داخل ایران شروع کرد؟

اگر موافق باشید، از آنجایی که خودتان هم می‌دانید که بررسی مثلاً وضعیت اقتصادی یک جامعه به هیچ وجه نمی‌تواند مستقل باشد از شرایطی که آن جامعه در تمامیتش قرار دارد، اخیراً شورای ملی مقاومت بیانیه مفصلی درباره آنچه که در ایران می‌گذرد، از وضعیت رژیم تا در واقع آنچه که در جامعه به مردم می‌گذرد، داده. خواستم اول راجع به شرایط کلی، براساس، به‌خصوص برای شورا، نظرتان را بدانم.

ببینید، ما دو راه، دو مسیر یا دو نظر است.

یک نظر این است، به‌خصوص در شرایطی که ما تقریباً دو و نیم یا سه جنگ پشت سر گذاشتیم، این است که شروع بحث از خارج شروع می‌کنه. یعنی بحث این‌گونه شروع می‌کند که می‌گه آمریکا حمله کرده، ضربه زده و و و و. بنابراین باز نتایج هم از آنجا می‌گیرد. البته برخی از فاکتورها و حرف‌هایشان درست است؛ آمریکا حمله کرده و به‌هرحال...

ولی به نظر من این بحث گویا نیست و نمی‌تواند همه‌جانبه باشد. راه دیگر این است که نقطه آغازش جامعه ایران و تضادهایی است که در بطن جامعه ایران شکل گرفته از استقرار این نظام تاکنون. و اگر این را ما در یک مسیر ۴۷ ساله که داریم می‌بینیم، ببینیم، به ما کمک می‌کند که یک تصویر روشنی در این لحظه داشته باشیم.

آنچه که مسلم است، همان‌طور که گفتم، جنگ بوده، ولی خب رژیم هست.

یعنی اگر ما از این نقطه به آن شروع کنیم، مثل آن داستان می‌شه که «نه خانی آمده و نه خانی رفته». هیچ مسئله‌ای کمک نمی‌کند، چون رژیم هم کسانی که با این تهدیدها از نگاه خارج شروع می‌کنند، نهایتاً هم از نگاه خارج می‌گویند که حکومت سرنگون می‌شه. یعنی این رسالت توی دنیا... البته خب، برخی‌ها هم هستند در حاشیه بحث‌شان پای شورشی و مردم نسبت مقاومت اینها را وارد می‌کنند، مثل مثلاً توپ جمع‌کن‌هایی که زمین فوتبالی است. بازیکنان آمریکا با رژیم‌اند، کنارش هم یک عده مردم هستند که مثلاً آخر جمع می‌کنند.

این تحلیل خوب جواب نمی‌ده، نه، جواب نداده. آمریکا با جنگ هم نتوانسته، با تحریم هم نتوانسته، نیروی پیاده هم نمی‌تونه پیاده کند. این حرف هم می‌زنه: باید برگشت به داخل ایران.

از مرگ خامنه‌ای تا انتقال قدرت؛ بحران جدید از کجا می‌آید؟

بعد چه اتفاقی در داخل ایران دارد می‌افتد؟ اتفاقی می‌افتد این است که ولی‌فقیه این نظام کشته شد.

خب، یک ضربه بسیار اساسی است.

حالا شاید یک روزی لازم باشد که راجع به شخصیت و عملکرد علی خامنه‌ای بیشتر صحبت بشه، ولی به هر حال نظام شکلش با خمینی متفاوت بود. خمینی از ذخایر انقلاب استفاده کرد، ولی وقتی که رفت، یک نظامی بود که بحرانش گرفته بود و خامنه‌ای که اومد، از ظرفیت‌های نیروی قهریه استفاده کرد.

و بعد حکومت واگذار شد به پسرش.

حالا روی همین هم خیلی بحث من کار من که اون معتقدم که حکومت واگذار شده به مجتبی خامنه‌ای و خامنه‌ای دوم هفته داره حکومت می‌کنه. این حکومت با بحران‌هایی روبه‌روست که جنس بحران‌هایش فرق داره.

مثلاً فرض کنید وقتی که ما می‌گوییم تضادهای درون هرم قدرت، خوب، که همیشه بوده، همیشه بوده، ولی این که تا این میزان در خیابان‌ها آدم‌های شناخته‌شده بدانیم و آدم‌هایی که مورد حمایت نظام هستند، مرگ بر...

حالا عراقچی را بگذارید کنار، قالیباف می‌گویند این نداشتیم، اینها.

و یا وقتی که از حرکت‌های مردمی صحبت می‌کنیم، هم شما می‌بینید که کشتار بسیار گسترده شد. در ۱۸ تیر بی‌نظیر کشتارش، خوب در بیانیه شورا آمده. چهلمش دید چه اتفاقی می‌افتد در این ۴۱، ۱۸...

دیگر...

بعد چهلمش که توی بهمن...

بله، مردم به خروش آمده و یا بد و یا شعارهایی که می‌دهند. یعنی شما وقتی که می‌گه «ما جنگ نمی‌خواهیم»، درست نقطه مقابل آن چیزی است که حکومت داره می‌گه.

حالا برای اینکه پرحرفی نکنم، کلاً جمع کنم که ما در یک بحران انقلابی هستیم، با این تفاوت که عناصر آن نسبت به گذشته تشدید شده.

و جامعه انفجاری، پتانسیل‌های انفجاری هم در آن عمیق‌تر، گسترده‌تر و سنگین‌تر شده. یعنی شما نه فقط با یک بحران انقلابی روبه‌رو هستید...

که این بحران دامنه گسترده‌ای دارد، در ابعاد مختلف، با چیزی به نام جامعه انفجاری هم روبه‌رو هستید که شدت داره، سنگینه.

مثال بزنم.

این روزها خبرهایی می‌خوانید که می‌گن در فلان جا فلان کافه را بر سر چرا بستند؟

رعایت شئونات اسلامی نشد. این فرمول، عملاً رعایت شئونات اسلام نبودن، یک خانوم اونجا بوده که روسری نداشته یا شل‌حجاب بوده یا حجاب نداشته.

یا می‌گه که در فلان مراسم که بود، این مراسم را تعطیل کرد یا فلان جا را بستند.

خب، این ابعاد فشار چرا این کار را می‌کنند؟ در منطقه فکر کنیم...

آخه چه دلیل داره؟ اینا که نمی‌توانند، الان هم که یک نقطه و دو نقطه نیست. ولی چرا این فشار می‌آورند؟

چرا حالا یک مثال مهم‌تری دارم: آیا در تاریخ این نظام و مناسباتش با آمریکا، هیچ سندی مهم‌تر از سند تفاهم بوده؟

ارتباط مستقیم ـ ایران؛ اقتصاد در بحران؛ جامعه در التهاب ـ قسمت دوم

ارتباط مستقیم ـ ایران؛ اقتصاد در بحران؛ جامعه در التهاب ـ قسمت سوم

ارتباط مستقیم ـ ایران؛ اقتصاد در بحران؛ جامعه در التهاب ـ قسمت چهارم

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

نظر و پیشنهاد شما

برای بهبود وب‌سایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.

خبرهای مرتبط