گرانی سرسامآور دارو و درمان در ایران؛ چرا بیماری برای مردم به کابوس مرگ و فقر تبدیل شده است؟
۱۴۰۵/۷/۱۹
از اعتراف سخنگوی کمیسیون بهداشت مجلس درباره گرانی دارو تا افزایش چندبرابری قیمتها؛ بیماران در ایران چگونه باید هزینه درمان را تأمین کنند، وقتی حتی داروهای ضروری هم از دسترسشان خارج شدهاند؟
گفتگو با دکتر سینا دشتی
در ادامه برنامه، نگاهی میکنیم به وضعیت بهداشت و درمان در کشورمان و آنچه مردم در این زمینه تحمل میکنند.
سلمان اسحاقی، سخنگوی کمیسیون بهداشت و درمان مجلس رژیم، اخیراً به کمبود و گرانی نجومی داروها در ایران اعتراف کرد و از جمله گفت:
«به جایی رسیدهایم که آرزو میکنیم مردم مریض نشوند؛ زیرا اگر مریض شوند، انتهای این مریضی درمان نیست، مرگ است.»
معنای این حرف در عمل چیست؟ پزشک چه کاری میتواند انجام دهد و از دست بیمار چه کاری برمیآید؟ در این بخش از برنامه، با آقای دکتر سینا دشتی، متخصص بیماریهای عفونی، همراه هستیم تا نگاهی به این بحران داشته باشیم.
متأسفانه، آقای دشتی، موضوع گفتوگوی ما دردناک است؛ بهویژه با توجه به هشدار صریح سخنگوی کمیسیون بهداشت مجلس درباره اینکه انتهای بیماری درمان نیست، بلکه مرگ است. میخواستم بپرسم شما بهعنوان یک پزشک، وضعیت فعلی بیمارانی را که در ایران به دارو و درمان فوری نیاز دارند، چگونه توصیف میکنید؟ چه کاری از دست پزشکان برای بیماران ساخته است؟
چرا بحران دارو در ایران فراتر از کمبود و گرانی است؟
وقتی یکی از مسئولان حکومت چنین حرفهایی میزند، باید توجه داشته باشیم که واقعیت بهمراتب فاجعهبارتر از چیزی است که او توصیف میکند. واقعیت خیلی بدتر از این حرفهاست.
ما در چند ماه اخیر با مسائل بسیار زیادی در تأمین دارو و زنجیره توزیع آن روبهرو بودهایم؛ بخشی بهدلیل جنگ، بخشی بهدلیل تحریمها و بخشی هم بهخاطر ناکارآمدیهایی که از قبل وجود داشته است.
علیرغم ادعاهای مسئولان مبنی بر اینکه ۸۰ تا ۹۰ درصد داروها در داخل کشور تولید میشود، بخش قابلتوجهی از آنچه تولید داخلی معرفی میشد، در واقع مونتاژ بود و مواد اولیه موردنیاز از خارج وارد میشد. با محدود شدن مسیرهای واردات و دشوارتر شدن انتقال دارو و مواد اولیه، از جمله از مسیر ترکیه و هند، هزینهها بهشدت افزایش یافته است.
از سوی دیگر، بدهیهای نظام تأمین مالی درمان، بهویژه بدهی سازمانهای بیمه به داروخانههای سراسر کشور، مشکلات را تشدید کرده است. با توجه به ساختار دولتی ناکارآمد و بحرانهایی که در این حوزه وجود دارد، نمیتوان تصویر روشنی از وضعیت دارو ارائه کرد.
برای مثال، پیشتر گفته میشد سهم پرداختی بیمار برای دارو باید حداکثر ۳۰ درصد باشد؛ اما اکنون حتی در کمیسیون بهداشت مجلس نیز گفته میشود که بیمار در بسیاری از موارد بیش از ۸۰ درصد قیمت دارو را پرداخت میکند.
چگونه افزایش قیمت دارو، بیماران را به بازار سیاه میکشاند؟
قیمتها در چند ماه گذشته، همزمان با کاهش شدید ارزش ریال در برابر دلار، بهشدت افزایش یافتهاند. برای مثال، قیمت یک داروی مورد استفاده در درمان سرطان سینه که پیشتر برای یک ماه حدود ۴۰۰ هزار تومان بود، به حدود ۵ میلیون تومان رسیده است؛ یعنی بیش از ۱۰ برابر شده است.
در بسیاری از موارد، داروهای اساسی دیگر بهسختی پیدا میشوند یا اصلاً در بازار وجود ندارند. خانوادهها مجبورند از صبح تا شب به داروخانههای مختلف سر بزنند و در نهایت، گاهی به بازار ناصرخسرو روی بیاورند؛ جایی که داروها را با قیمتهای بسیار بالاتری تهیه میکنند.
این وضعیت، بحران روانی بسیار جدیای برای بیماران و خانوادههایشان ایجاد کرده است. وقتی افزایش قیمت دارو را در کنار بالا رفتن هزینه مسکن، مواد غذایی و حملونقل قرار دهیم، روشن میشود که بسیاری از خانوادهها دیگر توان تأمین همه هزینههای زندگی و درمان را ندارند.
در چنین شرایطی، برخی بیماران از سلامت خود میگذرند و درمان را کنار میگذارند. آنها با خودشان حساب میکنند که اگر این هزینه را بپردازند، در حالی که نتیجه درمان هم مشخص نیست، دیگر پولی برای تأمین مخارج همسر و فرزندان یا پرداخت اجاره خانه باقی نمیماند. در نتیجه، بیمار ممکن است مصرف دارو را قطع کند یا درمانش را ادامه ندهد.
این وضعیت فشار روانی سنگینی بر پزشکان و پرستاران نیز وارد میکند؛ کسانی که برای بیماران دارو تجویز میکنند، اما میدانند بیمار ممکن است توان تهیه آن را نداشته باشد.
حتی داروهای قلبی، آنتیبیوتیکها و مسکنهای معمولی نیز در مواردی در بازار سیاه عرضه میشوند و قیمتهایشان سر به فلک کشیده است.
برای مثال، حدود شش ماه پیش گفته میشد حداکثر ۱۵۰ قلم دارو در بازار با کمبود مواجه است؛ اما اکنون این تعداد به حدود ۸۰۰ قلم رسیده است. یعنی شمار داروهایی که در بازار موجود نیستند و مردم باید برای یافتن آنها جستوجو کنند، بهشدت افزایش یافته است.
چرا کاهش بودجه دارو، زنجیره درمان را تنگتر میکند؟
در بخش بودجه نیز مشکلات جدی وجود دارد. در ابتدا، بودجهای حدود ۱۸۰ هزار میلیارد تومان در نظر گرفته شده بود، اما بنا بر توضیحات مطرحشده، تنها حدود ۹۲ هزار میلیارد تومان از آن تأمین شد. به این ترتیب، بخش بزرگی از منابع پیشبینیشده محقق نشد.
از سوی دیگر، درباره منابع ارزی اختصاصیافته به دارو نیز تغییراتی صورت گرفته است؛ از جمله اینکه رقم مورد اشاره برای تأمین دارو از ۳ میلیارد دلار به ۵۰۰ میلیون دلار کاهش یافته و سپس بخشهایی از این منابع نیز حذف شده است.
این روند، زنجیره تأمین دارو را برای مصرفکنندگان و بیماران هر روز محدودتر میکند و دسترسی مردم به داروهای موردنیازشان را دشوارتر میسازد.
در مجموع، وضعیت بیماران در کشور بسیار سنگین است؛ شرایطی که در آن، کمبود دارو، افزایش قیمتها و کاهش توان مالی خانوادهها، ادامه درمان را برای بسیاری از مردم به مسئلهای دشوار و گاه غیرممکن تبدیل کرده است.
نظر و پیشنهاد شما
برای بهبود وبسایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.
