بحران درونی رژیم؛ چرا جنگ قدرت به تهدید حذف فیزیکی رسیده است؟

۱۴۰۵/۷/۲۴

آیا تشدید جنگ قدرت میان باندهای حکومتی نشان می‌دهد که رژیم آخوندی حتی در مهار اختلافات درونی خود نیز به بن‌بست رسیده است؟

گفتگو با خسرو شکراللهی

اما می‌پردازیم به ادامه برنامه. طی روزهای اخیر، اقدامات و اظهاراتی که باندهای حکومتی علیه رقیب انجام می‌دهند، نشان‌دهنده این است که بحران درونی رژیم روزبه‌روز حادتر و نزاع درونی آن هر روز شدیدتر می‌شود. به‌عنوان مثال، پس از به زندان انداختن آخوند رسایی از باند پایداری‌چی‌ها، به‌خاطر شکایتی که قالیباف از او کرده بود، ۳۵ نفر از اعضای مجلس رژیم طرحی برای استیضاح عراقچی، وزیر خارجه پزشکیان، امضا کردند. حتی یکی از امضاکنندگان طرح، در پاسخ به جناح رقیب که می‌گوید استیضاح وزیر خارجه در شرایط جنگی به صلاح نظام نیست، گفته بود: «در شرایط جنگی، ما حتی محاکمه صحرایی هم داریم.»

چرا تهدید به محاکمه صحرایی و حذف فیزیکی رقیبان شدت گرفته است؟

یعنی تهدید به محاکمه و دادگاه‌های خیابانی برای مهره‌های باند رقیب را هم شاهدیم؛ تهدیدهایی که در تجمعات شبانه بسیجی‌ها شدت پیدا کرده است. در یکی از همین تجمعات، علیه آخوند روحانی و ظریف شعار می‌دادند و می‌گفتند: «ظریف آمریکایی، مایه ننگ ما» و «فریدون نفوذی، مفسد انگلیسی». در این تجمعات، حتی مهره‌های باند رقیب تهدید می‌شوند که به سرنوشتی مثل رفسنجانی و مرگ در استخر دچار خواهند شد.

در برابر این هجمه‌ها، پزشکیان مکرراً از فحاشی‌ها و تهمت‌ها علیه دولتش گله و شکایت می‌کند و چهره‌هایی مثل قالیباف هم طرح‌های متناقضی چون هم جنگ و هم مذاکره را مطرح می‌کنند. امشب، در گفت‌وگو با میهمان برنامه‌مان، به بررسی همین وضعیت می‌پردازیم. همراه هستیم با آقای خسرو شکراللهی.

آقای شکراللهی، چه تغییر کیفی در وضعیت رژیم آخوندی رخ داده که ما شاهد این سطح از شدت تنش‌ها در درون حاکمیت هستیم؟ تنش‌هایی که دیگر حتی از دشنام و به قول پزشکیان، توهین و تضعیف مدیران هم فراتر رفته و حالا دیگر بحث کشتن و حذف فیزیکی رقیب به میان می‌آید. اقدامات عملی قضایی و قانونی، مثل آنچه در زندانی کردن رسایی و طرح استیضاح عراقچی شاهدش هستیم، چه اتفاقی رخ داده که وضعیت به اینجا رسیده است؟

آیا رژیم در اتخاذ راهبردی واحد برای جنگ و مذاکره به بن‌بست رسیده است؟

بله، اتفاقی که رخ داده این است که رژیم آخوندی با بن‌بست مواجه است؛ در شرایطی که تمام ابزارهای ایجاد تعادل و مهار تضادهای درونی خودش را از دست داده است. در مواجهه با چنین شرایط خطیر و وضعیتی که موجودیت رژیم آخوندی را زیر سؤال می‌برد، هیچ‌کدام از این ابزارها را در دسترس ندارد. این همان تحول کیفی است که اتفاق افتاده و ما اکنون شاهد آن هستیم.

ببینید، شما به حرف‌های ضدونقیضی که درباره وضعیت جنگ می‌زنند اشاره کردید. البته موضوع فقط به این مسئله محدود نیست. در بسیاری از مسائل، اکنون شاهد چنین آشفتگی و عدم تعادل درونی رژیم در مواجهه با مسائل مختلف هستیم. از مسائل اقتصادی بگیرید؛ همین روزها جنگ و دعوای کالابرگ در درون باندهای رژیم، آن هم در بالاترین حلقه حاکمیت، جریان دارد. مسائل دیگری مثل استفاده از اینترنت نیز مطرح است.

اما همان‌طور که شما اشاره کردید، پایه‌ای‌ترین بن‌بستی که اکنون با آن مواجه هستند، همین عجز در اتخاذ یک استراتژی مشخص در مواجهه با مسئله جنگ و رویارویی با آمریکاست.

می‌بینیم که حتی هیچ ارگانی هم در این میان نمی‌تواند تضادهای درونی رژیم را بر سر این مسئله حیاتی مهار کند؛ حتی بیت ولی‌فقیه، مجتبی خامنه‌ای، و در مقابل آن، آنچه مرتب از آن اسم می‌برند، یعنی شورای عالی امنیت ملی رژیم. هیچ ارگانی وجود ندارد که بتواند این تضاد درونی را مهار کند.

در مقابل یکدیگر قرار گرفتن دو راهکار و دو استراتژی کاملاً متضاد در درون حاکمیت، بسیار روشن است. یک استراتژی که در حاکمیت دنبال می‌شود، این است که می‌گویند ما توان ادامه و استمرار این رویارویی نظامی را نداریم؛ پس باید عقب‌نشینی کرد، باید جام زهر سر کشید و هرچه زودتر به این بحران خاتمه داد.

در مقابل، یک استراتژی ۱۸۰ درجه مخالف این دیدگاه، باز هم در بالاترین حلقه حاکمیت، مطرح است. آنها می‌گویند: «خیر، هیچ توافقی و امضای هیچ سندی موجب بازدارندگی نخواهد شد؛ پس ما باید بر ادامه این جنگ پافشاری کنیم و آن را به پایان برسانیم.» چند ماه پیش بود که حتی سایت مربوط به همین مجتبی خامنه‌ای نوشته بود که همه‌چیز باید از جنگ چیده شود.

پس می‌بینید که دو استراتژی کاملاً متفاوت بر سر جنگ در بالاترین حلقه حاکمیت وجود دارد. البته مسائل دیگر هم مطرح هستند. تمام اختلافاتی که بر سر تاکتیک‌های اقتصادی وجود دارد، از جمله موضوعات مربوط به بانک مرکزی رژیم آخوندی، نیز در همین چارچوب قرار می‌گیرند.

چرا هیچ نهادی قادر به مهار تضادهای درونی حاکمیت نیست؟

تمام این مسائل زیر سایه عجز، ناتوانی و بن‌بست در اتخاذ یک استراتژی مشخص قرار دارند. نمی‌توانند درباره یکی از حیاتی‌ترین مسائل مربوط به بقای رژیم به توافق برسند. بنابراین، نمود این وضعیت را در همین تحولاتی که شما به آنها اشاره کردید، در رویدادهای روزانه می‌بینیم.

می‌گویند می‌خواهیم عراقچی را استیضاح کنیم و به قول شما، یکی از نمایندگان مجلس از محاکمه صحرایی اسم می‌برد. حالا چرا؟ چون وقتی به نیویورک رفتی و با ویتکاف دیدار کردی، قرار نبود برخلاف نظر ولی‌فقیه خودت این کار را انجام بدهی؛ باید از قبل اطلاع می‌دادی.

حالا این حرف‌ها و مسائلی که مطرح می‌کنند، هرچه باشد، اثر این اختلافات را می‌توان دید. بنابراین، خیلی روشن است که ما با رژیمی روبه‌رو هستیم که تعادل درونی خودش را در مواجهه با مسائل اساسی از دست داده و به یک بن‌بست دچار شده است. این موارد، نمودهای همین وضعیت هستند.

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

نظر و پیشنهاد شما

برای بهبود وب‌سایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.

خبرهای مرتبط