۳۰ مهر؛ معرفی خانم مریم رجوی به عنوان رئیسجمهور برگزیده مقاومت چه نقشی در مسیر ۳۳ ساله مقاومت ایران داشت؟
۱۴۰۵/۷/۲۸
قسمت اول ـ از معرفی رئیسجمهور برگزیده مقاومت ایران در سال ۱۳۷۲ تا تحولات سال ۱۴۰۵؛ شاهین قبادی از فراز و نشیبهای مبارزه، استقلال مقاومت و چشمانداز تغییر در ایران میگوید.
هموطنان عزیز، در روزهای پایانی ماه مهر هستیم و این روزها برای خانواده بزرگ مقاومت ایران یادآور رویدادی مهم و تاریخی است؛ بله، اعلام انتخاب خانم مریم رجوی بهعنوان رئیسجمهور برگزیده مقاومت ایران در ۳۰ مهر سال ۱۳۷۲.
ما امروز، فردا و پسفردا با ویژهبرنامهای به همین مناسبت در خدمت شما هستیم و قصد داریم با بخشهای مختلف این ویژهبرنامه و همچنین گفتوگو با میهمانان عزیزمان، درباره اهمیت این مناسبت و بازتابها و پیامدهای آن صحبت کنیم. ما در این برنامه درباره محصول مبارزات صدوبیستساله مردم ایران و فردایی که بیتردید خواهد آمد، صحبت میکنیم.
انتخاب خانم مریم رجوی بهعنوان رئیسجمهور برگزیده مقاومت ایران رویدادی بود که آثار و نتایجش با گذشت زمان بیشتر آشکار شد. در این قسمت از برنامه قصد داریم همراه با آقای شاهین قبادی، عضو کمیسیون خارجه شورای ملی مقاومت ایران، درباره همین موضوع و بهطور مشخص، دستاوردهای مبارزات خانم رجوی در سالی که گذشت، صحبت کنیم.
با تشکر از شما که دعوت ما را برای شرکت در این ویژه برنامه پذیرفتید؛ ویژهبرنامهای به مناسبت ۳۰ مهر، سالروز اعلام انتخاب خانم مریم رجوی بهعنوان رئیسجمهور برگزیده مقاومت ایران برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران.
۳۳ سال از روز ۳۰ مهر ۱۳۷۲، که این خبر مهم اعلام شد، میگذرد و در این مدت، مقاومت ایران با هدایت خانم رجوی از فراز و نشیبهای بسیاری عبور کرده است. همان زمان، رهبر مقاومت این انتخاب را «کارآمدترین سلاح سیاسی و اجتماعی و فرهنگی این مقاومت در برابر دیکتاتوری مذهبی و تروریستی» توصیف کرد.
چرا انتخاب ۳۰ مهر را یک نقطه عطف در تاریخ مقاومت ایران میدانند؟
شما عملکرد این سلاح کارآمد را در این دوران چگونه میبینید؟
شاهین قبادی: «الان که این سؤال را کردید، برای لحظهای مکث کردم. ما داریم از یک ثلث قرن صحبت میکنیم.
در این ثلث قرن، به گواه همه دادهها، خاورمیانه متلاطمترین منطقه جهان بوده است. بسیاری از حکومتها از صحنه حذف شدند. جریانهایی مطرح شدند و از دور خارج شدند و...
یک قلم، و تأکید میکنم فقط یک قلم، ما شاهد دو جنگ عظیم و طولانی در این مدت بودهایم؛ یکی اشغال افغانستان و دیگری اشغال عراق که هر کدام کل منطقه، و نه فقط منطقه بلکه جهان را تغییر دادند. یکی در شرق ایران و دیگری در غرب ایران بود و ما هم بهعنوان یک جنبش مستقل، در میانه همه این تحولات و در مقابل رژیم ضدبشری قرار داشتیم که برنده اصلی و استراتژیک این جنگها و تمامی تحولات متعاقب آنها بوده است.
و حال امروز را بنگریم: رژیمی در محاصره بحرانهای فراگیر، ورشکسته از هر منظر ــ سیاسی، استراتژیک، مقبولیت اجتماعی و اقتصادی ــ و مقاومتی ظفرنشان که چشمانداز پیروزی آن هیچگاه مثل امروز روشن نبوده است.
آن روز طبعاً نه کسی میتوانست این تحولات را پیشبینی کند و نه میتوانست تصویری از آنچه قرار است رخ دهد داشته باشد.
اما چون این انتخاب مبتنی بر یک حقیقت و یک مسیر روشن، بر پایه مواضع اصولی، واقعبینانه و مردمی این جنبش بود، راه خود را باز کرد.
این مسیر مطلقاً خودبهخودی طی نشده است. درست برعکس، تمامی دادههای کلاسیک و متعارف، برخلاف وضعیت امروز، بر خلاف آن دلالت میکردند. این حرکت، در مقابل جریان آب و سیر خودبهخودی تحولات، به مادیترین شکل ممکن توسط انسانهای مشخصی رقم خورده و طی شده است و نبردی بوده در همه جبههها. شما چند مورد را نام بردید: سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و غیره.
پرچمدار این نبرد هیچکس نبوده است جز خانم مریم رجوی، رئیسجمهور برگزیده آن مقاومت. از قضا فکر میکنم امروز، ۳۳ سال بعد از آن انتخاب، خیلی بهتر میتوان دید که این چه انتخاب میمونی بوده است و هیچ چیزی نمیتوانست جایگزین آن باشد.
چون ببینید، بر سر بزنگاهها و در نقاط حساس، یکی باید باشد که تصمیم بگیرد، ریسک کند، مسئولیت بپذیرد، هدایت کند و راه باز کند. و باور کنید در این ثلث قرن، کمتر روزی داشتهایم که با بزنگاهی، پیچی و... روبهرو نبوده باشیم. بحث فقط بقا که نبوده؛ بحث راه باز کردن و پیشروی است. و امروز به اینجا رسیدهایم.»
سال ۱۴۰۴ سالی بسیار پرتلاطم و مهم، با تحولات سرفصلی بود. همانطور که در یکی از سخنان خانم رجوی آمده بود، این سال حاوی درسهای بسیار مهمی برای جنبش بود.
از مهر ۱۴۰۴ تا مهر ۱۴۰۵؛ مقاومت ایران در چه نقطهای ایستاده است؟
شما میتوانید بگویید در بستر این تحولات و همچنین فعالیتهای مقاومت ایران از ۳۰ مهر ۱۴۰۴ تا امروز، که در آستانه ۳۰ مهر ۱۴۰۵ هستیم، مقاومت ایران در چه نقطهای قرار دارد؟ یعنی تحولات یکساله با هدایت خانم رجوی چه چشماندازی را در این شرایط خاص پیش روی مردمی که چشمانتظار آزادی هستند قرار میدهد؟
شاهین قبادی: «در یک کلام: در مسیر و شاید بتوان گفت در آستانه پیروزی. واقعاً هیچگاه سرنگونی رژیم، پیروزی مردم و مقاومت و برافراشته شدن پرچم آزادی در ایران عزیزمان را اینچنین در دسترس نمیدیدم. این هم دقیقاً ناشی از روندی است که طی کردهایم و همان مبانی است که ما را به این نقطه رهنمون کرده است.
من نمیخواهم به خیلی دورها بروم. بیاییم به همین روزها و مشخصاً به فاصله ۳۰ مهر پارسال تا امروز.
صحنه از زاویهای بسیار پیچیده است، اما از زاویهای هم بسیار روشن است.
یک طرف، یعنی ارتجاع و استعمار، حرفهای مشخصی دارند. از در و دیوار و با تمامی امکانات میخواهند این حرف را، اول از همه در داخل ایران برای مردم قهرمانمان و بعد برای جامعه بینالمللی، القا کنند که تغییری متصور نیست؛ تغییری نمیشود، نباید بشود و قرار نیست بشود. خواست ما این است که تغییر نشود. شما الزامات را ندارید، توان ایجاد تغییر را ندارید، امکانات ندارید، تنها هستید. ۱۲۰ سال گذشته اینطوری بوده و باز هم قرار است همینطوری باشد. درب یا نمیچرخد یا اگر بچرخد، بر پاشنهای که تاکنون بوده است میچرخد؛ یا باز شیخ است یا شاه، حالا فقط فوقش بزکشده و یک نسخه دیگر...
و باور کنید، در عداد اینها میتوانم دهها استدلال دیگر هم که این جریانها ردیف میکنند، ذکر کنم.
در نقطه مقابل، ما چه میگوییم و چه گفتهایم؟
مردم و مقاومت ما میتوانند؛ ما انتخاب کردهایم که تغییر ایجاد کنیم، این تغییر باید محقق شود، ما بهای آن را پرداختهایم و آن را محقق میکنیم.
این یک نبرد عظیم است؛ اول از همه در نگرش و اندیشه و بعد در عملکرد. یعنی همان زمینههایی که در سؤال شما مطرح کردید.
بهعبارتی میگوییم میتوانیم و باید بتوانیم.
و پرچمدار این اندیشه و این منش چه کسی بوده است؟ خانم مریم رجوی.
ابتدا یک اندیشه است و یک اراده، بر این باور که انسان انتخابگر میتواند تغییر بدهد.
اما موضوع اینجا متوقف نمیشود. در گام بعدی باید به اینها مادیت بخشید. عینیت بخشیدن به این انتخابها خود چالش بزرگی است. این هم یک بار یا دو بار نیست، بلکه هر روز است. حل تضادهای واقعی، راهکارهای واقعی میطلبد. با ارادهگرایی صرف، واقعیات تغییر نمیکنند.
یعنی این موضوع هر روز به چالش کشیده میشود و باور کنید کسی که این مسیر را روزانه ترسیم کرده، موانع را شناسایی کرده و بر مبنای همین اندیشه و باور عمیق، راهی باز کرده است، خانم رجوی بوده است.
حرف هم ساده است: این بار این درب روی پاشنه دیگری خواهد چرخید و دوران جدیدی برای مردم ایران رقم خواهد خورد.
یک مورد را میگویم.
مقاومت ما مستقل است. این یک کلمه است، اما در جهان امروز، این امری واقعاً منحصربهفرد است. خوب، داستان مقاومت ما از سال ۱۳۴۴، یعنی روز بنیانگذاری سازمان مجاهدین خلق، آغاز شده است. جنبشی که یک یورو پول از هیچ جریان خارجی دریافت نکرده و اصلاً نخواسته است. حل همین یک تضاد در جهان امروز کاری غولآسا است؛ آن هم برای جنبشی که در جایجای ایران فعال است و در جهان، از اروپا تا آمریکای شمالی و اقیانوسیه، فعالیت دارد.
یک مورد دیگر، استراتژی کانونهای شورشی است؛ آن هم در خفقان مطلق.
من این موارد را در مورد همه زمینههای این مقاومت و فعالیتهای آن میتوانم برشمارم و ایکاش فرصت بود که این موارد را تشریح کنم.»
۳۰ مهر؛ معرفی خانم مریم رجوی به عنوان رئیسجمهور برگزیده مقاومت چه نقشی در مسیر ۳۳ ساله مقاومت ایران داشت؟ ـ قسمت دوم
نظر و پیشنهاد شما
برای بهبود وبسایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.
