آفساید؛ بالا گرفتن جنگ و دعواهای باندی در نظام ولایت؛ آیا کار به حذف و زندانی‌کردن رقبا رسیده است؟

۱۴۰۵/۷/۳۰

از تهدید به ترور و درخواست اعدام تا زندانی‌شدن حمید رسایی؛ چرا اختلافات درونی نظام ولایت هر روز شدیدتر می‌شود؟

سلام، رهبر خودابرقدرت‌پندار نظام، یعنی کینگ مجتبی، تو جاده رکوردشکنی در هر زمینه‌ای که شما فکر کنید، از پدر دیکتاتورش سبقت گرفته! قیمت دلار که سمت‌وسوی ۳۰۰ هزار تومان گرفته، ما رکورد زدیم! قطعی برق و گاز که الان دیگه به بخشی از زندگی مردم تبدیل شده. جنگ باندی هم کشیده به سطح تیراندازی و خواهان اعدام‌شدن و فرستادن رقیب به زندان شدن، حتی در داخل باند اصول‌گرا.

در این آفساید می‌خوایم یه گزارش نفس‌گیر داشته باشیم از آخرین وضعیت بزن‌بزن‌ها، درگیری‌ها و وضعیت جدول امتیازهای دو طرف.

تهدید و درخواست اعدام رقبا؛ دعوا بر سر چیست؟

بله، این صحنه یکی از تصاویر نمادین این روزها در داخل نظامه. ظاهر قضیه اینه که یه‌سری افراد اومدن توی کوچه و به یه مدل نخ عبا اعتراض دارن. اعتراض خیلی صاف؛ مثلاً نخ پاره می‌شه تو کار خیاطی و این‌ها! ولی خیاط و نیم‌فروشنده لباس؟ قضیه مقدار سنگین‌تر از این حرف‌هاست. این‌ها جمع شدن جلوی خونه روحانی و مشخصاً خواهان اعدام ظریف و روحانی هستن.

ایران، دعوا اصلاً سر چیز کمی نیست؛ اتفاقاً بر سر رأس نظامه، چون چیزی نمی‌گن که «نمی‌ذاریم تو رهبر بشی». یعنی خوب فهمیدن که طرف خیز رهبری‌شدن رو برداشته که اگر تقی به توقی خورد، بتونه بیاد بشینه روی کرسی ولی‌فقیه. این هم سفارش دادن که سودای رهبری رو توی سرش ببره! خب، توی این تجمعات این‌جوری حکم مرگ و اعدام رقیب رو صادر می‌کنن، ولی خبرهایی رسیده که گروه‌هایی مأمور اجرای این احکام شده‌اند.

از جمله این خبر:

پس از برگزاری نشست تخصصی بنیاد باران، فرد مسلحی که قصد سوءقصد به عباس آخوندی را داشت، بازداشت شد. فرد دستگیرشده گفته در صورت بازداشت او، افراد دیگری این اقدام را دنبال خواهند کرد. وی نام چند شخصیت دیگر را نیز به‌عنوان اهداف احتمالی ترور مطرح کرده است.

ببین، صحبت از یه طرح کارشده است. اولاً هم فهرست اهداف رو مشخص کرده‌اند، هم وسیله؛ یعنی سلاح.

همین که اگر من رو بگیرید، کسان دیگه‌ای کار رو ادامه می‌دن، مطرحه. کار که به اینجا رسید، باند مقابل صدایش رو بلند کرد که «وا مصیبت‌ها! بیایید بگیرید، نذارید ما رو بکشن!»

حسین مرعشی: «چه معنایی داره که عده‌ای مقابل منزل آقای حسن روحانی تجمع و فحاشی کنن؟ گروهی دیگه به دفتر آقای محمدجواد ظریف برن و او رو مورد توهین قرار بدن و افرادی نیز آقای آخوندی رو به ترور تهدید کنن؟»

این‌ها نشانه‌های خطرناکی هستن. این باند می‌گه همین تهدیدات نشانه‌های خطرناکی هستن و در چنین فضایی، با این همه تهدید و ترس از «استخری‌شدن»، اصلاً کسی نمی‌تونه کار کنه.

بنده خدا، ببینید چه در دل دارد! بله، به‌خاطر اینکه آقا، وزارت خارجه شما و دولت شما، همه این‌ها باید تحت یه‌سری شرایط باشن. یه روز تو خیابون آقای نمی‌دونم روحانی رو هو کنن، یه روز آقای ظریف رو هو کنن، یه روز بگن «مرگ بر عراقچی»؛ این احساس...

بله، گفتیم کار نادرستی می‌کنن.

مگر چی؟ غلط کردن! بدترش رو گفتن، یعنی مسخره کردن و جک درآوردن و این حرف‌ها؛ کارهایی که نمی‌شه ندیده گرفت. اما از اونجایی که شرایط نظام، هم از نظر داخلی و هم از نظر بین‌المللی، وارد مرحله پیچیده‌ای شده و هم در داخل، تهدید انفجار بشکه باروته و هم در منطقه احتمال بروز یه درگیری جدید وجود داره، به نظر می‌آد اقداماتی در جهت ایجاد انسجام، با ضرب زندان و محاکمه، هم داره صورت می‌گیره.

زندانی‌شدن حمید رسایی؛ جنگ اصول‌گراها به مرحله تازه‌ای رسیده است؟

یکی از نمونه‌هاش، فرستادن یکی از مهره‌های پرسروصدای باند پایداری‌چی به زندان توسط خود اصول‌گراهاست. احتمالاً خبر دستگیری حمید رسایی رو شنیدید. خب، این اتفاق خیلی جالبه. نکته جالب دیگه اینکه الان دو تا جناح اصول‌گرا تقریباً دیگه جدایی و تا جای دشمنی خودشون رو با همدیگه اعلام کردن؛ اون سمت آقای قالیباف و، می‌شه گفت، اصول‌گرایان سنتی و سمت دیگه پایداری.

تا الان با همدیگه ائتلاف می‌کردن و فهرست مشترک می‌دادن، اما حالا دیگه کار به اینجا رسیده که یکی‌یکی همدیگه رو زندان می‌اندازن.

موضوع از این قراره که این یارو که معرف حضورتونه، یعنی آخوند رسایی، از آخوندهای پرسروصدای باند پایداری‌چی، رفته زندان. پایداری‌چی‌ها شاکی هستن؛ همون‌هایی که خودشون رو از هسته سخت باند ولایت‌مدار می‌دونن. حکمی که به این طرف دادن، ۱۰ ماه حبسه، ولی حالا اینکه در عمل واقعاً چند وقت توی زندان بمونه، ما نمی‌دونیم. اما با فرض اینکه...

چاقو دسته خودش رو بریده! این موضوع جنجال زیادی در بین باندهای درونی نظام ایجاد کرد.

خب، سؤال اول اینکه چرا رسایی رو فرستادن زندان؟ این آدم از گردن‌کلفت‌های باند اصول‌گرا بود؛ کسی بود که ظریف رو از معاونت پزشکیان کشید پایین و به همه قوانین نظام مسلط بود و دائم به همه تذکرات آیین‌نامه‌ای می‌داد. چی شد که کارش کشید به پشت میله‌های زندان؟

حسن روحانی: «یک‌میلیون و ۲۰۰ هزار شکایت فقط ازش با کد ملی ثبت شده.»

محاکمه‌اش می‌کنیم! حمید رسایی، یک نفر ازش شکایت کرد، زندانش بکنیم، موج برمی‌گرده به چند سال پیش.

شکایت قالیباف از رسایی؛ ماجرای نامه‌ای که جنجال به پا کرد چه بود؟

رهبر انقلاب یه تشکر و تعریفی از نمایندگان مجلس یازدهم کرد. اون‌ها هم در جواب رهبری نامه نوشتن و تشکر کردن و گفتن: «از لطف و عنایت و بذل توجه شما متشکریم.» این نامه رو به نمایندگان نشون دادن و گفتن امضا کنید تا ما این نامه رو منتشر کنیم.

نماینده‌ها نامه رو خوندن و دیدن خیلی چیز خوبیه و امضا کردن. وقتی نامه منتشر شد، فهمیدن چیزهای دیگه‌ای هم بهش اضافه شده؛ سرخود!

چون به نامه مواردی اضافه شد و از آقای قالیباف حمایت شده بود، درحالی‌که نمایندگان مجلس هم چنین چیزی نگفته بودن. بعداً این موارد به نامه اضافه شد.

آقای حمید رسایی توی هفته‌نامه خودشون که عده‌ای منتشر می‌کردن...

و آقای قالیباف از ایشون شکایت می‌کنه. به همین دلیل، به اتهام نشر اکاذیب با پرونده روبه‌رو می‌شه و این روند ادامه پیدا می‌کنه تا همین تازگی‌ها که حکم قطعی آقای رسایی صادر می‌شه. ایشون با شکایت آقای قالیباف به ۱۰ ماه حبس محکوم می‌شه.

خلاصه کنم: چند سال پیش، زمانی که آخوند رسایی هنوز عضو مجلس هم نبود، در روزنامه‌اش که الان تعطیله، نوشته بود قالیباف نامه جمعی از اعضای مجلس رو تغییر داده و به نفع خودش تنظیم کرده؛ یعنی تعدادی از نماینده‌ها نامه تشکر از ولی‌فقیه رو امضا کرده بودن و قرار بود نامه ارسال بشه.

اما به قالیباف گفتن: «ببین، چی نوشتن؟ جمله کم داره؛ یه تشکر از قالیباف هم اضافه کن، حالا منتشرش کن.»

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

نظر و پیشنهاد شما

برای بهبود وب‌سایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.

خبرهای مرتبط