۳۰۶ انجمن و تشکل ایرانیان آزاده؛ چرا اعطای «جایزه آزادی مردم ایران» به بازمانده دیکتاتوری سلطنتی محکوم شد؟
۱۴۰۵/۷/۳۰
امضای بیانیهای از سوی ۳۰۶ انجمن و تشکل ایرانیان آزاده و هواداران مقاومت در محکومیت اعطای جایزه آزادی مردم ایران به بازمانده دیکتاتوری سلطنتی، واکنشی به آن چیزی است که امضاکنندگان، نادیدهگرفتن جنایات دوران شاه و بیتوجهی به رنج زندانیان سیاسی میدانند. شهرام گلستانه، مسئول انجمن ایران دموکراتیک در کانادا، در این گفتوگو از دلایل این اعتراض و تناقضی میگوید که به باور او میان مفهوم آزادی و تجلیل از چنین فردی وجود دارد.
گفتگو با شهرام گلستانه
بیانیهای با امضای ۳۰۶ انجمن و تشکل ایرانیان آزاده
اما ۳۰۶ انجمن و تشکل ایرانیان آزاده و هواداران مقاومت، بیانیهای را در محکومیت اعطای جایزه آزادی مردم ایران به بازمانده دیکتاتوری سلطنتی امضا کردند. خود این موضوع، گویای اهمیت واکنش ایرانیان آزاده به این اقدام است.
برای بررسی این موضوع، به کانادا میرویم و با آقای شهرام گلستانه، مسئول انجمن ایران دموکراتیک، گفتوگو میکنیم.
شهرام گلستانه: پیش از اینکه شما صحبت کنید یا سؤالی مطرح کنید، اجازه بدهید من هم، مانند هموطنمان از داخل ایران، ۳۰ مهر را تبریک بگویم؛ هم به شورای ملی مقاومت، هم به سازمان مجاهدین و هم به خلق قهرمان ایران که سالهای سال در مبارزه با این رژیم پیشقدم بودهاند تا آن را به زیر بکشند و صلح و آزادی را برقرار کنند؛ همان چیزی که شعار دولت موقت است.
مجدداً این روز تاریخی را تبریک میگویم و در خدمت شما هستم. بسیار ممنونم که این فرصت را در اختیار من قرار دادید.
چرا اعطای جایزه آزادی به بازمانده دیکتاتوری سلطنتی اعتراضبرانگیز شد؟
همانطور که در مقدمه گفتم، موضوع، امضای بیانیه ایرانیان آزاده و هواداران مقاومت در محکومیت اعطای جایزه آزادی مردم ایران به بازمانده دیکتاتوری سلطنتی است. علت امضای این بیانیه از سوی شما و دوستانتان چه بود و چه نکتهای در این اقدام وجود داشت؟
شهرام گلستانه: ببینید، فکر میکنم مجبورم از یک تعبیر استفاده کنم: «آفتاب آمد دلیل آفتاب». شاید اگر این کار را نمیکردیم، باید سؤال میکردید که چرا ایرانیان آزاده هیچ اقدامی انجام ندادهاند. بنابراین، لازم است در این زمینه توضیحاتی بدهم.
اولاً، این گستردگی، همانطور که شما اشاره کردید، شاید ـ دستکم در حال حاضر حضور ذهن ندارم ـ از بیسابقهترین نمونههای ائتلاف و مشارکت انجمنهای مختلف ایرانی هوادار مقاومت در سراسر جهان برای امضای یک بیانیه باشد؛ یا دستکم کمتر چنین اتفاقی افتاده است. این گستردگی، نشاندهنده وجدان بیدار ایرانیان است؛ ایرانیانی که در بزنگاههای حساس حاضر میشوند و اجازه نمیدهند جنایتهای بیشمار فاشیسم سلطنتی و سپس فاشیسم دینی مشروعیت پیدا کند.
همچنین، نمیتوان اجازه داد اقداماتی برخلاف حقوق بنیادینی که سالهاست در خود اروپا بر آنها تأکید میشود، ادامه پیدا کنند.
اما درباره خود بیانیه و علت صدور آن، میخواهم بگویم که این اقدام، از یک جنبه مثبت هم برخوردار است: بنیاد مربوطه اعلام کرده که جایزه آزادی را به مردم ایران هدیه میکند. این بخش، در ظاهر، مثبت است؛ اما مسئله بحثبرانگیز اینجاست که این جایزه قرار است به دست چه کسی به مردم ایران داده شود؟ اصلاً داستان چیست؟
اعتراض به یک فرد نیست؛ مسئله، نادیدهگرفتن جنایات گذشته است
شهرام گلستانه: بحث اصلی این است که مگر میشود در جنایتی سهیم بود و به آن افتخار کرد؟ اجازه بدهید به چند جمله از همین بیانیه اشاره کنم.
اعتراض ما صرفاً به این فرد یا آن فرد نیست؛ اعتراض ما به نحوه واگذاری چنین جایزهای است. شما از بازمانده فاشیسم سلطنتی نام بردید، اما مسئله فقط بازماندهبودن نیست. این موضوع، مسئلهای انتزاعی یا صرفاً تاریخی هم نیست؛ مسئلهای است که همین امروز با آن روبهرو هستیم.
این شخص در مصاحبه با روزنامهها و رسانههای اروپایی اعلام کرده که به کارهایی که خانوادهاش انجام دادهاند افتخار میکند. اما بخشی از آن کارها چه بوده است؟ جنایاتی که ساواک، بهعنوان دستگاه اطلاعاتی حکومت شاه، مرتکب شده است؛ دستگاهی که در آن سالها از سوی عفو بینالملل بهشدت مورد انتقاد قرار میگرفت.
افتخار به چنین دستگاهی، خود مسئلهای جدی است؛ چه برسد به اینکه جایزه آزادی مردم ایران به دست چنین فردی سپرده شود.
یکی از نکات مطرحشده در بیانیه نیز همین است: فردی که خود را از جنایات ساواک و دستگاه سلطنتی پدرش علیه مردم ایران مبرا نکرده، نهتنها از آن جنایات فاصله نگرفته، بلکه به آنها افتخار میکند. این جنایات، از جمعه خونین ۱۷ شهریور تا برخورد با زندانیان سیاسی و دیگر سرکوبهای آن دوران را دربرمیگیرد.
این مسئله، توهینی آشکار به زندانیان سیاسی و همه کسانی است که آثار شکنجه همچنان بر بدن، کف پاها، دستها و پشتشان باقی مانده است. در اینجا باید یاد مجاهد شهید اصغر بدیعزادگان را گرامی داشت؛ قهرمانی که پشتش را با اتو سوزاندند. نمیتوان چنین صحنههایی را به یاد آورد و در برابر تجلیل از عاملان و مدافعان آن سرکوبها سکوت کرد.
چرا جنایات دیکتاتوری نباید به فراموشی سپرده شوند؟
شهرام گلستانه: اجازه بدهید نکته دیگری را یادآوری کنم. بیش از هفتاد سال از جنگ جهانی دوم گذشته است، اما همچنان فیلمهای سینمایی درباره آن وقایع ساخته میشود و جنایات آن دوره مورد بررسی قرار میگیرد.
حتی افرادی بسیار سالخورده، در حدود ۹۰ تا ۱۰۰ سال، که در جنایات اردوگاه آشویتس یا دیگر کورههای آدمسوزی دست داشتهاند، صرفاً به دلیل سن بالا یا دلسوزی و ترحم، بهسادگی از پاسخگویی معاف نمیشوند. در بسیاری از کشورهای اروپایی نیز تلاش برای ممنوعکردن دفاع از جنایات نازیسم آلمان و نادیدهگرفتن آنها، سابقهای طولانی دارد.
چه برسد به جنایاتی که بسیاری از زندانیان سیاسی دوران شاه، که هنوز در قید حیات هستند، شخصاً تجربه کردهاند. خدا را شکر که شماری از این زندانیان هنوز زندهاند و میتوانند شهادت بدهند. در برنامههای مختلف، از جمله در همین بنیاد، شهادتهایی درباره جنایات آن دوران ارائه شده است.
در چنین شرایطی، اعطای جایزهای با عنوان «آزادی مردم ایران» به فردی که به گفته منتقدان، از جنایات حکومت سلطنتی فاصله نگرفته است، تناقضی آشکار میان عنوان جایزه و محتوای آن ایجاد میکند.
نظر و پیشنهاد شما
برای بهبود وبسایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.
