کانونهای شورشی و پیام عملیاتهای هفته گذشته؛ چرا رژیم بر سازمانیافتگی تأکید میکند؟
۱۴۰۵/۸/۲
فعالیتهای کانونهای شورشی در شهرهای مختلف ایران، از اقدامات تبلیغی تا عملیاتهای میدانی، موضوع این گفتوگوست. اسدالله مثنی با اشاره به تجربه قیام دیماه ۱۴۰۴، سیاست مماشات، جنگ و فشارهای حکومتی، درباره نقش سازمانیافتگی و استمرار فعالیتهای مخالفان رژیم صحبت میکند.
گزارش و گفتگو با اسدالله مثنی
در این بخش از برنامه، تصاویری از فعالیتهای کانونهای شورشی در شهرهای مختلف ایران و اقدامات تبلیغی و عملی هفته گذشته پخش شد. در ادامه، با آقای اسدالله مثنی درباره اهداف و پیامهای این فعالیتها گفتوگو میکنیم.
با توجه به اینکه فعالیتهای کانونهای شورشی در اقصی نقاط ایران انجام شده و در هفته گذشته نیز گستردگی قابلتوجهی داشته است، ارزیابی شما از پیام این فعالیتها، بهویژه در شرایط کنونی، چیست؟
آیا جنگ و مماشات میتوانند پاسخ مسئله سرنگونی رژیم باشند؟
فعالیتهایی که نمونههای آن را پخش کردید، در هفته گذشته بسیار گسترده بود؛ هم از نظر تعداد و هم از نظر پراکندگی جغرافیایی. این فعالیتها هم جنبه تبلیغی داشتند و هم جنبه عملی و آتشین.
میخواهم ابتدا روی یک نکته دست بگذارم. در این مدت، خیلیها فکر میکردند که جنگ و بمباران میتواند راهحل باشد. بعضیها چشمانتظار بودند که بر موج جنگ سوار شوند و بدون پرداخت هزینه، کاری را پیش ببرند. عدهای نیز تصور میکردند که از طریق جنگ میتوانند به نتیجهای برسند یا رژیم را به نقطهای برسانند که سرنگونی آن امکانپذیر شود.
اما پاسخ مسئله سرنگونی رژیم، خود جنگ نیست. جنگ ممکن است رژیم را تضعیف کند، ولی تضعیف با سرنگونی تفاوت دارد.
پیش از این هم سیاست مماشات مطرح بود. هرچه درباره پیامدهای آن گفته شود، باز هم کم است. هنوز هم رگههایی از آن دیده میشود، اما مماشات نیز پاسخ این مسئله نبوده است.
این تصور که رژیم خودش فرو میپاشد، با واقعیت عملکرد آن همخوانی ندارد. رژیم برای حفظ نظام خود، بهویژه در زمینه اعدام، کشتار، بازداشت و سرکوب، از هیچ اقدامی دریغ نمیکند؛ بهخصوص در برابر نیروهایی که آنها را دشمن اصلی خود میداند.
بنابراین، اگر بخواهیم پیام فعالیتهای کانونهای شورشی را در یک جمله بیان کنیم، از نگاه من، این فعالیتها بر راهحلی تأکید دارند که میتواند رژیم را به نقطه سرنگونی برساند؛ راهی که کانونهای شورشی در پی آن هستند.
چرا رژیم همچنان بر مجاهدین و کانونهای شورشی تمرکز میکند؟
اشاره کردید که میتوان از رفتار و اظهارات خود رژیم نیز به این موضوع پی برد. منظورتان دقیقاً چیست؟
اسدالله مثنی: ببینید، رژیم در رسانههای خود تلاش میکرد اینگونه القا کند که سازمان مجاهدین دیگر وجود ندارد و فعالیتی از سوی آن صورت نمیگیرد. اما این موضوع همچنان در اظهارات مقامها و رسانههای حکومتی مطرح است.
یکی از نمونههایی که در این زمینه میتوان به آن اشاره کرد، دادگاه نمایشی محاکمه ۱۰۴ نفر از اعضای مجاهدین است. در جلسات این دادگاه نیز بار دیگر به فعالیتهای این سازمان پرداخته شده و موضوع کانونهای شورشی مطرح شده است.
به گفته من، تمرکز بر این موضوعات نشان میدهد که رژیم همچنان فعالیتهای مجاهدین و کانونهای شورشی را مسئلهای جدی تلقی میکند. پس از گذشت چندین سال، همچنان همان خط برخورد و مقابله ادامه دارد و رژیم از مواضع خود در برابر این نیروها عقب ننشسته است.
وقتی رژیم در دادگاهها و اظهارات خود بر مجاهدین و فعالیتهای کانونهای شورشی دست میگذارد، در واقع نشان میدهد که این موضوع همچنان در کانون توجه آن قرار دارد.
در همین چارچوب، باید به برخورد نیروهای حکومتی با دستفروشان و مردم محروم نیز اشاره کرد. از نگاه من، پاسخ به سرکوب و فشارهای خیابانی، ادامه مقاومت است.
سازمانیافتگی چگونه استمرار فعالیتها را ممکن میکند؟
شما از فعالیت سازمانیافته صحبت میکنید. در شرایط اختناقی که رژیم ایجاد کرده است، چنین سازماندهیای چگونه امکانپذیر است؟
اسدالله مثنی: ببینید، استمرار فعالیتها بدون عنصر سازمانیافتگی و سازماندهی امکانپذیر نیست. اینکه یک فعالیت در نقاط مختلف انجام شود و ادامه پیدا کند، موضوعی است که باید از منظر سازماندهی بررسی شود.
از نگاه من، پیام فعالیتهای کانونهای شورشی در صحنه عمل این است که نیرویی سازمانیافته میتواند در برابر رژیم فعالیت کند و به آن ضربه بزند. حتی اظهارات خود مقامهای رژیم نیز در مواردی بر وجود یک نیروی سازمانیافته و تشکیلاتی تأکید داشته است.
شما حتماً میدانید که در جریان قیام دیماه ۱۴۰۴، خامنهای و دیگر سرکردگان رژیم بارها بر نقش یک نیروی سازمانیافته و تشکیلاتی تأکید کردند و آن را در پیشبرد تحولات مؤثر دانستند.
برای روشنتر شدن موضوع، یک مثال ساده میزنم. فرض کنید کسی بخواهد شرکتی را با هدف کسب سود اداره کند یا مدرسهای را با هدف آموزش راه بیندازد. آیا چنین کاری بدون سازمان و تشکیلات امکانپذیر است؟ یک شرکت مدیر و کارکنان دارد و یک مدرسه نیز به مدیر، معاون و معلم نیاز دارد. در هر دو مورد، تقسیم مسئولیت و هماهنگی ضروری است.
بنابراین، اصل وجود تشکیلات و سازماندهی در فعالیتهای مستمر روشن است. هرچه این سازمانیافتگی منسجمتر باشد و فعالیتها حول هدف مشخصی هماهنگ شوند، امکان پیشبرد آن هدف نیز بیشتر میشود.
نظر و پیشنهاد شما
برای بهبود وبسایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.
