طرح «نظام‌بخشی فضای مجازی»؛ چرا رژیم دوباره به‌دنبال کنترل اینترنت است؟

۱۴۰۵/۸/۲

هم‌زمان با ادامه محدودیت‌های اینترنتی پس از جنگ، طرحی با عنوان «نظام‌بخشی فضای مجازی» بار دیگر در مجلس رژیم مطرح شده است. پروفسور حسین سعیدیان، دکترای علوم کامپیوتر و عضو شورای ملی مقاومت ایران، در این گفت‌وگو به مفاد طرح، منافع اقتصادی فیلترینگ، اختلاف باندهای رژیم و پیامدهای احتمالی آن برای زندگی مردم می‌پردازد.

گفتگو با پروفسور حسین سعیدیان

در این بخش از برنامه می‌خواهیم به یکی از طرح‌های سرکوبگرانه جدید رژیم بپردازیم. رسانه‌های حکومتی خبر داده‌اند که طرح موسوم به «نظام‌بخشی فضای مجازی» بار دیگر در مجلس رژیم فعال شده است. روزنامه حکومتی «توسعه ایرانی» نیز با تیتر «جنگ قدرت بر سر اینترنت مردم» به بررسی این موضوع پرداخته است.

این طرح چیست و چرا پس از ماه‌ها محدودیت اینترنتی به بهانه جنگ، در شرایطی که اینترنت هنوز به‌طور کامل به وضعیت عادی بازنگشته، بار دیگر مطرح شده است؟

برای بررسی این موضوع، در این برنامه همراه هستیم با آقای پروفسور حسین سعیدیان، دکترای علوم کامپیوتر، مدیر بخش انفورماتیک در دانشگاه کانزاس و عضو شورای ملی مقاومت ایران.

طرح نظام‌بخشی فضای مجازی چیست و چه اختیاراتی ایجاد می‌کند؟

سؤال اول این است که طرحی با عنوان «نظام‌بخشی فضای مجازی» دقیقاً چیست و رژیم می‌خواهد با اجرای آن چه اقداماتی انجام دهد؟

پروفسور حسین سعیدیان: ببینید، عنوان رسمی این طرح «نظام‌بخشی فضای مجازی» است، اما رسانه‌های حکومتی از آن با عنوان «طرح صیانت سه» هم یاد می‌کنند. همان طرح صیانت است که در مجلس قبلی، فکر می‌کنم مجلس یازدهم، مطرح شد و با اعتراض‌هایی روبه‌رو شد، اما اکنون با تغییراتی دوباره برگشته است. تعداد صفحات و مواد آن تا حدودی کاهش پیدا کرده، ولی باید به چند مورد از مفاد آن توجه کرد.

برای مثال، در ماده اول، شورای عالی فضای مجازی در جایگاه نهاد برتر حکمرانی اینترنت قرار می‌گیرد. ماده دوم، مرکز ملی فضای مجازی را به مرکز فرماندهی عملیات امنیت سایبری تبدیل می‌کند. به واژه «فرماندهی» دقت کنید؛ دستگاه‌های مختلف موظف می‌شوند ابلاغیه‌های این مرکز را اجرا کنند.

ماده سوم نیز می‌گوید هیچ ساختار جدیدی بدون تأیید شورای عالی فضای مجازی حق تشکیل ندارد. این بند مستقیماً ساختارهایی مانند ستادی را هدف قرار می‌دهد که به گفته من، پزشکیان به ریاست آذری جهرمی ایجاد کرده بود.

ماده پنجم هم احراز هویت را برای همه سرویس‌ها اجباری می‌کند؛ یعنی در عمل، استفاده از اینترنت با احراز هویت و مشخصات شناسنامه‌ای گره می‌خورد.

جنگ قدرت بر سر اینترنت؛ اختلاف باندهای رژیم بر سر چیست؟

پروفسور حسین سعیدیان: حالا سؤال این است که دعوا بر سر چیست؟ به نظر من، نمی‌توان این موضوع را صرفاً یک بحث اداری یا اجتماعی دانست. دغدغه اصلی رژیم در این روزها، مسئله سرنگونی است و اینترنت را ابزاری کارآمد برای سازمان‌دهی قیامگران می‌بیند.

سؤال اصلی این است که کلید اینترنت دست چه کسی باشد: دولت یا شورایی که در عمل تحت کنترل ولی‌فقیه و سپاه پاسداران قرار دارد؟

این اختلاف دو محور دارد. محور اول، پول است. طبق نظرسنجی‌ها و پژوهش‌هایی که به نهادهای حکومتی نسبت داده می‌شود، بیش از ۵۰ درصد و شاید بیش از ۶۰ درصد مردم از فیلترشکن استفاده می‌کنند. گفته می‌شود این افراد به‌طور متوسط ماهانه حدود ۴۰۰ هزار تومان برای فیلترشکن هزینه می‌کنند. رسانه‌های حکومتی نیز گردش ماهانه این بازار را حدود ۸۰۰ میلیارد تومان برآورد کرده‌اند.

وقتی رسانه‌های داخل از مافیای فیلترشکن صحبت می‌کنند، باید پرسید چه کسانی از ادامه فیلترینگ سود می‌برند. به نظر من، هرکس که فیلترینگ را حفظ کند، این منبع درآمد را هم حفظ می‌کند.

محور دوم، بقای نظام و اختلاف بر سر شیوه حفظ آن است. یک باند می‌گوید باید اینترنت را بست و کنترل کرد. برای مثال، آقامیری، رئیس مرکز ملی فضای مجازی، می‌گوید تصمیم‌گیر اصلی شورای عالی فضای مجازی است و در این زمینه تأکید را بر نقش این شورا می‌گذارد، نه مجلس و دولت.

در مقابل، باند دیگر، از جمله پزشکیان و وزیر ارتباطات، استدلال می‌کند که اگر اینترنت را ببندند، مردم به سراغ اینترنت ماهواره‌ای استارلینک می‌روند و کنترل از دست حکومت خارج می‌شود.

نکته جالب این است که هر دو طرف، راه‌حل طرف مقابل را تهدیدی برای بقای نظام می‌دانند. در برخی رسانه‌های حکومتی نیز این نگرانی مطرح شده که اصرار بر قطع اینترنت، مردم را به سمت اینترنت ماهواره‌ای سوق می‌دهد؛ فضایی که نه شورای عالی فضای مجازی و نه ستادهای حکومتی به‌آسانی قادر به کنترل آن هستند.

بنابراین، از نگاه من، دعوای اصلی بر سر آزادی مردم نیست؛ اختلاف بر سر این است که کدام روش می‌تواند نظام را بیشتر سر پا نگه دارد.

اجرای طرح چه پیامدهایی برای معیشت و آزادی اینترنت خواهد داشت؟

متوجه شدم که به گفته شما، هر دو باند ادعا می‌کنند روش خودشان می‌تواند نظام را حفظ کند؛ یکی بر بستن اینترنت تأکید می‌کند و دیگری معتقد است که بستن اینترنت ممکن است برای حکومت خطرناک‌تر باشد. اما اگر این طرح پیش برود و تصویب شود، اجرای آن چه پیامدهایی برای زندگی مردم خواهد داشت؟

پروفسور حسین سعیدیان: اگر مواد این طرح به همین شکل اجرا شود، پیامدهای آن را می‌توان در دو محور بررسی کرد: نخست، زندگی و معیشت مردم؛ و دوم، سیاست و امنیت خود نظام.

ابتدا به معیشت مردم بپردازیم. باز هم به آمارهایی اشاره می‌کنم که از رسانه‌های حکومتی نقل شده‌اند. بر اساس این گزارش‌ها، درآمد حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد خانوارها به اینترنت گره خورده است. بخش قابل‌توجهی از این افراد نیز در جریان قطعی‌های اینترنتی با کاهش درآمد مواجه شده‌اند؛ کاهشی که برای برخی بسیار شدید بوده است.

این طرح، با اجباری کردن احراز هویت و ایجاد یک نهاد تنظیم‌گر که بر سایر تنظیم‌گرها نظارت کند، یک لایه دیگر از بروکراسی و نظارت امنیتی را به فعالیت میلیون‌ها نفر اضافه می‌کند.

نکته دیگر این است که حذف جرم‌انگاری استفاده از فیلترشکن را نباید به معنای پایان فیلترینگ دانست. در نسخه قبلی طرح صیانت، ماده‌ای درباره جرم‌انگاری استفاده از فیلترشکن وجود داشت که در نسخه جدید حذف شده است؛ اما این به معنای کنار گذاشتن فیلترینگ نیست. فیلترینگ همچنان برقرار می‌ماند و در چنین شرایطی، بازار فیلترشکن نیز می‌تواند به فعالیت خود ادامه دهد.

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

نظر و پیشنهاد شما

برای بهبود وب‌سایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.

خبرهای مرتبط