چرا اعطای جایزه به رضا پهلوی با واکنش ۳۰۶ انجمن و جامعه ایرانی روبه‌رو شد؟

۱۴۰۵/۸/۲

در پی صدور بیانیه‌ای از سوی ۳۰۶ انجمن و جامعه ایرانی در اروپا، آمریکا و استرالیا در اعتراض به اعطای جایزه به فرزند شاه سابق ایران، واکنش‌های گسترده‌ای شکل گرفته است. نینا پسیان، مسئول انجمن دفاع از حقوق زنان در ایران و از جمع امضاکنندگان این بیانیه، در گفت‌وگو با این برنامه از تناقض میان ارزش‌های اعلام‌شده بنیاد اعطاکننده جایزه و سابقه تاریخی سلطنت، حق تعیین سرنوشت مردم ایران و ضرورت به‌رسمیت‌شناختن تکثر سیاسی سخن می‌گوید.

گفتگو با نینا پسیان

در این برنامه همراه هستیم با خانم نینا پسیان، مسئول انجمن دفاع از حقوق زنان در ایران، که از جمع امضاکنندگان این بیانیه هستند تا نگاهی به این موضوع داشته باشیم.

خانم پسیان، به نظر شما علت استقبال گسترده از این بیانیه چه بوده و دلیل آن را در چه می‌بینید؟

بنیاد فریدریش ناومن و تناقض میان ارزش‌های اعلام‌شده و انتخاب جایزه

نینا پسیان: اگر اجازه بدهید، پیش از پرداختن به سؤال شما، می‌خواهم کوتاه درباره این بنیاد و محلی که قرار است این جایزه در آن اعطا شود صحبت کنم.

نام این بنیاد، بنیاد فریدریش ناومن برای آزادی است. اهداف این بنیاد نیز تقویت آزادی‌های فردی، دموکراسی، حاکمیت قانون و حقوق بشر است. این بنیاد پیوند فکری با حزب لیبرال دموکرات آلمان دارد.

مراسم اعطای جایزه قرار است در کلیسایی به نام پاول در شهر فرانکفورت برگزار شود. نخستین مجلس ملی آلمان در سال ۱۸۴۸ در این محل تشکیل شد. این کلیسا برای آلمانی‌ها نمادی از وحدت ملی به شمار می‌رود و نخستین قانون اساسی آلمان نیز در همین مکان تدوین شد. بنابراین، این محل از اهمیت تاریخی و حقوقی ویژه‌ای برخوردار است.

آنچه باعث شده ایرانیان تا این اندازه از بیانیه استقبال کنند، تناقض آشکاری است که میان ارزش‌های اعلام‌شده این بنیاد، یعنی آزادی، دموکراسی، حقوق بشر و حقوق شهروندی، از یک سو و انتخاب و جایزه‌ای که قرار است اعطا شود، از سوی دیگر، می‌بینند. این مسئله این سؤال را برای ایرانیان مطرح می‌کند که مسئولیت این بنیاد در قبال ارزش‌هایی که خود به آن‌ها اعتقاد دارد، چیست؟

ما می‌بینیم که در این انتخاب، دو واقعیت تاریخی ایران نادیده گرفته شده است. نخست، سرکوب و استبداد سلطنتی است؛ دورانی که ساواک جوانان، دگراندیشان و روشنفکران را دستگیر می‌کرد، شکنجه می‌داد و اعدام می‌کرد. ملت ایران هنوز زخم‌های آن دوران را بر تن دارد و خاطرات آن همچنان در حافظه تاریخی ایرانیان زنده است.

واقعیت دیگری که در این انتخاب نادیده گرفته شده، انقلاب سال ۱۳۵۷ است؛ انقلابی که در جریان آن، ملت ایران به حکومت سلطنتی پایان داد و آن را از ساختار سیاسی کشور کنار زد.

بار دیگر این سؤال برای ایرانیان مطرح می‌شود که این بنیاد بر اساس چه معیار و ملاکی، چنین فردی را به‌عنوان نماینده ملت ایران انتخاب کرده است؟ اگر قرار است ملت ایران حق تعیین سرنوشت خود را داشته باشد، چرا یک بنیاد خارجی باید برای ایرانیان نماینده انتخاب کند؟

از سوی دیگر، منتقدان می‌گویند که تکثرگرایی و تنوع سیاسی جامعه ایران نیز در این تصمیم نادیده گرفته شده است. بسیاری از گروه‌ها و اقشار جامعه ایران در این فرایند به حاشیه رانده شده‌اند.

اگر قرار است این جایزه متعلق به ملت ایران باشد، به باور من، باید مبارزات زندانیان سیاسی ایران، فعالان حقوق کارگران، حقوق کودکان، حقوق زنان و مدافعان حقوق بشر را نیز در نظر گرفت؛ کسانی که برای تغییر وضعیت موجود در ایران محرومیت کشیده‌اند، به زندان افتاده‌اند و بهای سنگینی پرداخته‌اند، نه کسانی که به‌یک‌باره در صحنه سیاسی ایران حاضر می‌شوند و قرار است چنین جایزه‌ای دریافت کنند.

این بنیاد نمی‌تواند از ارزش‌های دموکراسی و آزادی سخن بگوید، اما مبارزات و تلاش‌های مردم ایران را این‌چنین نادیده بگیرد. این بنیاد باید درباره معیارهای انتخاب خود شفاف‌تر باشد، مبارزه جمعی مردم ایران را برجسته کند و تنوع سیاسی جامعه ایران را به رسمیت بشناسد.

همچنین باید به همه قربانیان دوره‌های مختلف سرکوب در ایران احترام بگذارد، نه اینکه بخشی از تاریخ را مطابق میل خود سفیدشویی کند. تا زمانی که چنین رویکردی اصلاح نشود، از نظر من، این جایزه برای ملت ایران اعتبار و ارزشی نخواهد داشت.

آیا اعطای جایزه می‌تواند برای رضا پهلوی اعتبار سیاسی ایجاد کند؟

بله، بسیار ممنون. شما به‌خوبی اشاره کردید که محل انتخاب‌شده برای اعطای جایزه، همان کلیسایی است که به گفته شما نماد وحدت آلمان در قرن نوزدهم بوده است؛ اما اکنون قرار است جایزه به فردی اعطا شود که منتقدانش او را نماد تفرقه در اپوزیسیون ایران می‌دانند و از عنوان «رضا تفرقه» برای اشاره به او استفاده می‌کنند.

به نظر شما، کسانی که با چنین اقداماتی به دنبال زمینه‌سازی برای بازگشت دیکتاتوری سلطنتی هستند، به هدف خود می‌رسند یا خیر؟

نینا پسیان: من معتقدم هرچقدر تبلیغات سیاسی یا حمایت برخی محافل سیاسی خارج از کشور از یک فرد افزایش پیدا کند، ممکن است برای مدتی کوتاه، صحنه‌ای تبلیغاتی و اعتباری رسانه‌ای برای او ایجاد شود؛ اما این لزوماً به معنای جلب اعتماد مردم نیست.

ما می‌دانیم که اعتماد مردم و اعتباری که یک جریان سیاسی در جامعه ایران به دست می‌آورد، به هزینه‌ها و بهایی بستگی دارد که آن جریان برای مبارزه خود پرداخته است.

یک واقعیت اساسی نیز در جامعه ایران وجود دارد: نمی‌توانیم ایران را به گذشته بازگردانیم. نمی‌توان با نوستالژی، تبلیغات و اعطای جایزه، برای استبداد سلطنتی مشروعیت ایجاد کرد. مردم ایران آگاه و باتجربه‌اند و اجازه نمی‌دهند کسی سرنوشتشان را تعیین کند؛ نه یک فرد، نه یک خاندان و نه یک دولت خارجی.

از شعارهای سیاسی تا حق تعیین سرنوشت مردم ایران

نینا پسیان: به باور من، این جنجال‌آفرینی‌ها به هدف خود نخواهند رسید، زیرا مردم آگاه و آزادی‌خواه ایران در صحنه حضور دارند، اعتراض می‌کنند و واکنش نشان می‌دهند. اعتبار سیاسی یک جریان، به عملکرد درست آن بستگی دارد، نه به جوایزی که دریافت می‌کند.

این گروه، از نگاه من، در میان مردم ایران چیزی جز شعارهای فاشیستی، برچسب‌زدن به مخالفان خود با عنوان تجزیه‌طلب، اقتدارگرایی و رفتارهای خشونت‌آمیز، چه لفظی و چه فیزیکی، نمایندگی نمی‌کند.

به همین دلیل، مسئله اصلی تنها اعطای یک جایزه نیست؛ بلکه بحث بر سر حق مردم ایران برای تعیین سرنوشت خود، به‌رسمیت‌شناختن تکثر سیاسی و احترام به مبارزات همه کسانی است که برای آزادی و حقوق مردم ایران تلاش کرده‌اند

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

نظر و پیشنهاد شما

برای بهبود وب‌سایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.

خبرهای مرتبط