مهندسی گسترش فقر؛ چرا سفره کارگر خالی است و جیب وابستگان رژیم پر؟

۱۴۰۵/۸/۷

خط فقر ۸۵ میلیون تومانی در برابر دستمزد ۱۶ میلیون تومانی؛ چه کسی پاسخ‌گوی این شکاف ویرانگر است؟

سؤالی که امروز خشم میلیون‌ها ایرانی را به غلیان انداخته، این است: چرا سفره‌های مردم روزبه‌روز کوچک‌تر می‌شود، اما ثروت‌های ملی صرف اهداف جنگ‌طلبانه، آقازاده‌ها و کسانی می‌شود که فقط به فکر غارت منابع درآمدی مردم ایران هستند؟ نامعادله خط فقر و درآمد ماهیانه را چه کسی حل می‌کند؟

دسترنج مردم و فروپاشی اقتصاد، میلیون‌ها کارگر، معلم و پرستار را به قعر دره فلاکت سوق داده است. در این بستر، کارگزاران رژیم در منتهای بی‌شرمی از عدالت سخن می‌گویند. این نابرابری را آمار رسمی رسانه‌های حکومتی به‌وضوح نشان می‌دهد.

برآوردهای میدانی، خط فقر را در حال حاضر بیش از ۸۵ میلیون تومان نشان می‌دهند. وقتی خط فقر در کشور به بیش از ۸۵ میلیون تومان می‌رسد و چند برابر متوسط دستمزد پرداختی است، می‌توان به شکاف عظیمی پی برد که میان درآمد حقوق‌بگیران و هزینه واقعی زندگی وجود دارد.

این شکاف دست‌کم ۸۰ درصدی، میلیون‌ها تن را به زیر خط فقر مطلق پرتاب کرده است. اما پارادوکس ضدبشری اینجاست که ثروت‌های تاراج‌شده صرف معیشت نیروهای نیابتی جنگ‌افروز می‌شود. گزارش‌های بین‌المللی ابعاد این فاجعه را برملا کرده‌اند.

از خط فقر ۸۵ میلیونی تا کمک‌های هزاران دلاری؛ اولویت‌های اقتصادی رژیم چیست؟

خبرگزاری رویترز روز ۱۵ مهر نوشت: حزب‌الله لبنان از رژیم ایران ۲۰۰ میلیون دلار برای کمک به هواداران آواره خود دریافت کرد.

ابعاد این باج‌دهی را علی دعموش، رئیس شورای اجرایی حزب‌الله، در ۲۰ مهر علنی کرد. او فاش ساخت که خانواده‌های واجد شرایط تا ۱۴ هزار دلار نقد دریافت می‌کنند. یک محاسبه ساده با دلار امروز، عمق این شکاف را نشان می‌دهد:

۱۴٬۰۰۰ × ۲۷۱٬۵۰۰ = ۳٬۸۰۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان

کمک ۱۴ هزار دلاری معادل ۳ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان پول نقد است. دستمزد پایه کارگر ۱۶ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان است. اگر حقوق کارگر را ۲۰ میلیون تومان هم در نظر بگیریم، این رقم نجومی معادل مجموع دستمزد ۱۹۰ ماه، یعنی نزدیک به ۱۶ سال، یک کارگر محروم ایرانی است! این چپاول علنی، خشم بزرگی را در درون جامعه انباشته کرده است.

اعتراف اقتصاددان حکومتی به گسترش نارضایتی عمومی

حسین راغفر، اقتصاددان:

«به نظر من، این دسته از اقدامات در داخل خود حاکمیت ما خیلی تعجب‌آور است؛ ضمن اینکه طرح چنین مسائلی در چنین شرایطی، با این تورم‌های لجام‌گسیخته‌ای که مردم تجربه کرده‌اند، فقط به خشم عمومی...»

این ولخرجی‌های بی‌حدوحصر برای نورچشمی‌ها و نیروهای نیابتی در حالی است که سپاه پاسداران سفره مردم را غارت می‌کند. مهره‌های ارشد رژیم به‌خوبی می‌دانند که تاب‌آوری توده‌ها به‌کلی پایان یافته است.

حسین راغفر، اقتصاددان:

«دستمزدهای سرکوب‌شده نیروی کار هم که وجود دارد. نارضایتی که امروز در جامعه ما هست، به نظر من، بی‌سابقه است؛ در ظرف این نزدیک به نیم قرن گذشته در کشور، واقعاً بی‌سابقه است.»

تهاجم مستمر حکومت آخوندی به سفره‌های مردم، به‌خصوص کارگران، ماهیت ضدکارگری رژیمی را برملا می‌کند که حیاتش را بر مکیدن خون کارگران بنا کرده و برای گسترش فقر مهندسی می‌کند.

این نارضایتی بی‌سابقه، که مورد اعتراف مهره‌های حکومتی نیز قرار گرفته، انبار باروتی است که دیگر مهار نمی‌شود؛ جنایتی سیستماتیک که پاسخ آن انفعال نیست، بلکه قیام قاطع ارتش آزادی برای سرنگونی تمام‌وکمال این رژیم غاصب است.

 
لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

نظر و پیشنهاد شما

برای بهبود وب‌سایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.

خبرهای مرتبط