برق نداریم، کتاب نداریم، معلم نداریم؛ چرا تحصیل برای دانش‌آموزان ایران به رؤیا تبدیل شده است؟

۱۴۰۵/۸/۵

از مدارسی بدون برق و معلم در روستاهای مرزی تا کلاس‌های ناایمن و فقر غذایی دانش‌آموزان؛ آمارهای رسمی از وضعیت واقعی آموزش در ایران چه چیزی را پنهان می‌کنند؟

در ۱۸ مرداد امسال، علی فرهادی، سخنگوی وزارت آموزش‌وپرورش رژیم، درباره آمار مدارس کشور گفت: «در حال حاضر در مجموع ۱۲۵ هزار و ۲۷۲ مدرسه در کشور داریم که از این تعداد، ۱۲۱ هزار و ۱۱۴ مدرسه عادی دولتی است.»

خوب است نگاهی بیندازیم و ببینیم وضعیت برخی از مدارسی که لابد جزو این آمار اعلام‌شده هستند، چگونه است.

دانش‌آموز: «سلام و عرض ادب. ما تو روستای گورشون هستیم. ما برق نداریم، معلم هم نداریم، کتاب هم نداریم. ما لب مرز هستیم. از شما می‌خواهیم که به ما معلم بدهید.»

«کتاب‌های درسی‌تون رو گرفته‌ن، بچه‌ها؟»

«نخیر.»

«یعنی نه کتاب درسی دارید، نه معلم دارید، نه برق دارید؟»

آیا این مدارسِ بدون معلم، کتاب و برق، با این جمعیت زیاد، جزو همان ۱۲۵ هزار مدرسه‌ای هستند که سخنگوی آموزش‌وپرورش با افتخار آمارشان را اعلام کرده است؟

وقتی کلاس درس ناایمن است، چه کسی مسئول جان دانش‌آموزان است؟

سال گذشته، روزنامه حکومتی هم‌میهن، یک روز پیش از بازگشایی مدارس نوشت:

«رسانه‌ها در یک‌سال اخیر از نیاز حدود ۷۰ هزار کلاس درس در کشور به مقاوم‌سازی گفته و نوشته‌اند که ۳۰ هزار کلاس درس دیگر نیازمند تخریب و بازسازی هستند.»

اما این تصویر آماری، در صحنه نیز به چشم می‌خورد: دیوارها فروریخته‌اند و دانش‌آموزان بدون میز و صندلی، تخته‌سیاه و سرپناه درس می‌خوانند.

یک ماه از آغاز سال تحصیلی گذشته، اما هنوز اقدامی برای رفع مشکلات این مدرسه انجام نشده است و وضعیت ناایمن ساختمان، جان دانش‌آموزان را تهدید می‌کند.

یک مرد درباره وضعیت مدرسه ام‌کلثوم احمدآباد می‌گوید.

«چه خواسته‌ای دارید شما؟»

روستای احمدآباد ابتر، بخش مرکزی.

از کمبود کلاس درس تا معلمی که برای رسیدن به مدرسه ساعت‌ها راه می‌رود

به گزارش خبرگزاری حکومتی ایرنا در ۲۶ مرداد ۱۴۰۵، مدیرکل نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس خوزستان از کمبود فضا و نیاز به ساخت ۸۰۰ هزار مترمربع فضای آموزشی در قالب ۵۹۴ مدرسه و سه هزار و ۶۰۰ کلاس خبر داد.

این هم یکی از ۱۲۵ هزار مدرسه میهن ماست. معلم این مدرسه با انتشار این عکس نوشته است:

«بنده معلمم تو لرستان. بعد از دو ساعت رانندگی، سه ساعت قطار و حدود پنج ساعت پیاده‌روی می‌رسم به اینجایی که اسمش را گذاشته‌اند مدرسه. حالا این ماه به‌عنوان کارانه مناطق صعب‌العبور چقدر به من داده باشند خوب است، خوب است؟ سه تومن! خلاصه که این هم وضعیت ما.»

این هم یکی دیگر از مدارس فرزندان ایران است:

«کلاس چندمین شما؟»

«چهارم.»

وقتی فقر، نان و صبحانه را از دانش‌آموز می‌گیرد، ادامه تحصیل چه معنایی دارد؟

به گزارش سایت حکومتی خبرآنلاین، نرگس ملک‌زاده، معلم و کارشناس آموزش، از دانش‌آموزی یاد کرده بود که مادرش اعلام کرده است: «ماه‌ها هست که پنیر ندیده و صبحانه نخورده.»

او فقر را یکی از عوامل مؤثر بر ترک تحصیل دانسته و گفته بود هزینه‌هایی مانند لباس، کتاب و لوازم مدرسه می‌تواند خانواده‌های کم‌برخوردار را برای ادامه تحصیل فرزندانشان با مشکل مواجه کند.

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

نظر و پیشنهاد شما

برای بهبود وب‌سایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.

خبرهای مرتبط