مجاهدین اشرف۳ : ما نسل بی شماریم، رهپوی ۳۰هزاریم
۱۴۰۰/۸/۲۰
ما نسل بی شماریم، رهپوی ۳۰هزاریم ـ ۲۰آبان۱۴۰۰
عدالت عدالت پاسخ این جنایت
نسل قیام می جوشد ایران میخروشد
در اشرف۳ جمعی از مجاهدان از بند رسته از حماسههای پایداری سربداران قهرمان ۶۷ و رزم مجاهدان سر موضوع در زندانها و شکنجهگاههای رژیم آخوندی سخن گفتند و دادخواهی خون شهیدان و برعهد و پیمان با آنها تا رسیدن به مقصد آزادی مردم ایران پای فشردند:
مجازات میخواهم. دادخواهی خون قتلعام شدگان تابستان ۶۷ چه در گوهردشت و چه در سایر زندانهای دیکتاتوری آخوندی یک خواسته عمومی است. این دادخواهی اکنون بهعنوان یک سنت از جنبش دادخواهی، در کلام خشمگین مادران دادخواه نیز جاری شده است. نه میبخشیم و نه فراموش میکنیم. من مجازات میخواهم ما مجازات می خواهیم. این شعر پابلو نروا خواست قلبی تمامی مادرانی است که خاک خاوران را با سرانگشتان مجروح خود برای یافتن عزیزان خود کاویدهاند. مجازات می خواهم.
آنها تفنگهای پر از باروت را آوردهاند. آنان دستور این کشتار وحشیانه را صادر کردهاند. آنها اینجا با خلقی مواجه شدهاند. گردآمده به حکم عشق و وظیفه که سرودی میخواندند. برای آنها که بر خاک میهن خون ریختند مجازات می خواهم.
اشرف ۳ – پنجشنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۰
برای جلادی که حکم این کشتار را داد مجازات میخواهم.
برای جنایتکاری که به قیمت خون دیگران بالا رفت مجازات می خواهم.
برای آن که فرمان مرگ داد مجازات می خواهم.
برای آنان که از این جنایت دفاع کردند مجازات می خواهم.
مجازات می خواهم مجازات می خواهم مجازات می خواهم.
بهروز سوری
امروز دومین روز تجمع را در همراهی با شاهدان دادگاه دژخیم حمید نوری با یاد و نام خاوران آغاز میکنیم. مزاری که قرار بود در مطلق گمنامی خاموش و فراموش بماند. گزمههای هلهله زن در سیاهی شب اجساد فرزندان خورشید را از سیاهچالها به آنجا کشانده بودند تا در خاک مدفون سازند تا اثری از جنایت بر روی خاک نماند...
آنان نمیدانستند یا شاید نمیخواستند بدانند که خون است و ماندگار. امروز این خون ماندگار گریبان آنان را گرفته است. شگفتا که این خون که قرار بود در ظلمات خاموش خاک به فراموشی سپرده شود رساترین فریاد عصر ماست. اینک روزگار خبیث ترین مجری حکم خمینی را بر سریر حکومتی نفرت آمیز نشانده است تا وجدان جهان معاصر بداند چه کسی آن ۳۰هزار را به طناب رقصان دار سپرد. آری امروز این خون ماندگار از خاک بالیده، شکوفه کرده و به بر نشسته است.
علیرضا خالو کاکایی
قیام آبان و دادخواهی خون شهیدان در این روزها به هم میپیوندد.
خونهای ریخته شده بر کف آسفالت خیابانهای تهران و سایر شهرستانها در امتداد همان خونهایی بود که از گوهردشت، اوین و قزلحصار جوشید و در هیأت خشمی بزرگ به بار نشست. اینک در سالگرد آبان برای دادخواهی گردآمدهایم. ما دادخواهان آبان و تابستان داغ ۶۷ هستیم. در زیر یک پرچم در اهتزاز : جنبش دادخواهی.
همزمان با دادگاه محاکمه دژخیم حمید نوری در دادگاه آلبانی در دورس ایرانیان آزاده و بستگان سربداران پرافتخار قتلعام ۶۷ در مقابل دادگاه سوئد در استکهلم در حالیکه دمای هوا به ۷ درجه زیر صفر میرسید اجتماع کردند و ضمن تجدید پیمان با قهرمانان مجاهد سربهدار خواستار محاکمه خامنهای و رئیسی و اژهای به جرم جنایت علیه بشریت و نسلکشی در جریان قتلعام ۶۷ شدند.
