واکنش عطاالله مهاجرانی وزیر ارشاد کابینه خاتمی پس از حمله به سلمان رشدی و یادآوری مواضع مقاومت
۱۴۰۱/۵/۲۲
واکنش عطاءالله مهاجرانی وزیر ارشاد رژیم در کابینه آخوند خاتمی پس از حمله به سلمان رشدی در نیویورک ـ ۲۲مرداد۱۴۰۱
عطاالله مهاجرانی: کتاب نقد توطئه آیات شیطانی، در شهریور ١٣٦٨ توسط انتشارات اطلاعات و بعداً توسط امید ایرانیان، در ٣٣سال گذشته، سی بار چاپ شده است. نخستین کتاب من بود و حق التألیفی شیرین و گوارا، چاپ ٣١کتاب با مقدمه نشر جدید، منتشر خواهد شد. ان شاءالله تعالی
در جلسه رای اعتماد دولت جناب آقای خاتمی، در مرداد ١٣٧٦، مرحوم زادسر از من پرسید: آقای مهاجرانی! به من جواب بدهید، اگر رشدی را ببینید او را میکشید!"
گفتم: نه برادر! من نویسندهام و کارم تبیین فتوای امام و نقد رمان بوده است، آن کار دیگر را شما که به خلوت میروید، انجام دهید!
چنین بوده است که در ٣٣سال گذشته، در گیر و دار ماجرای رشدی بودهام. سالها پیش آقایی که گفت قاضی دیوان لاهه است و وکیل بینالمللی، اعلام کرد علیه من شکایت میکند تا دادگاه لندن مرا اخراج کند... . .
امروزه نیز، بعد از حادثه مجروح شدن رشدی، همان نغمه کتاب من و فتوای امام نو شده است. من محاکمه در دادگاه لندن را، درخشانتر از استیضاح میدانم... . .
پیام خانم مریم رجوی به تظاهرات ایرانیان در بروکسل کارزار جهانی علیه معاهده مصونیت تروریسم فاشیسم دینی ـ ۲۴ تیر ۱۴۰۱
حالا در برابر همبستگی ایرانیان که در همینجا از بلژیک شروع شد و در برابر کارزار شما و جبهه جهانی، نگاه کنید که اهل معامله و مماشات به مظلوم نمایی رو آورده و میخواهند گروگانگیری اتباع بلژیک در ایران را به حربه ای علیه قربانیان تروریسم تبدیل کنند.
در یک سفسطهٔ آشکار، به جای ملامت گروگانگیر و سخت گرفتن هر چه بیشتر بر جلاد میخواهند رضایت او را با خون قربانیان دیگر جلب کنند و میپرسند چه اشکالی دارد دیپلمات تروریست را به رژیمی که او را به مأموریت بمبگذاری فرستاده برگردانیم تا دژخیمان هم متقابلاً گروگان ما را آزاد کنند.
بدینوسیله عملاً آب به آسیاب تئوری «نوع جدید قدرت» ریخته میشود. بعد از صدور فتوای قتل سلمان رشدی جواد لاریجانی دبیر ستاد حقوقبشر در قضاییه آخوندها تحت عنوان نوع جدیدی از قدرت نوشت «تاکنون چنین میپنداشتند که قدرت سیاسی بر اساس قدرت نظامی و اقتصادی باید تعریف شود... اما فتوای حضرت امام نشان داد سرچشمه قدرت سیاسی غیر از این دو منبع است، منبع اصلی قدرت، تأثیر بر اراده افراد است» (روزنامه اطلاعات ۲۸بهمن ۱۳۷۲).
خانم مریم رجوی ـ تقابل بنیادگرایی ارتجاعی خمینی و اسلام دموکراتیک
سالن شهرداری اسلو ـ ۹آبان ۱۳۷۴
یک مثال سمبلیک و بسیار پرمعنا، فتوای ضدانسانی و ضداسلامی خمینی علیه سلمان رشدی است. قریب به ۷سال از این موضوع میگذرد. همه تلاشهای اروپایی که در این مدت میخواسته از طریق گفتگو و وعدههای اقتصادی و سیاسی، تغییری در این فتوا ایجاد کند، هیچ نتیجهیی نداده است و سران این رژیم پس از خمینی نیز بارها بر اجرای این فتوا تأکید کردهاند. رژیم، طی این مدت، توانسته است از این موضوع بهعنوان وسیلهیی برای چانه زدن با غرب و کسب امتیازات بیشتر استفاده کند.
این یک طنز تلخ است: رژیمی که به اعتراف اولین نخستوزیرش، بازرگان، حتی ۵درصد نیز در میان مردم مسلمان ایران رأی ندارد و فاقد هر گونه مشروعیت مذهبی و اجتماعی است، بهدلیل همین سیاستهای بینالمللی فرصت مییابد تا در میان سایر مسلمانان به پیشبرد هدفهای پلید ضداسلامی و ضدانسانیش بپردازد و کشورهای غربی را به شکارگاه مخالفان خود و صحنه عملیات تروریستی برای باجخواهی تبدیل کند. مهمترین عاملی که تاکنون به ادامه حیات این رژیم کمک کرده و استقرار دموکراسی در ایران را توسط مقاومت و مردم به تأخیر انداخته است، حمایتها و ارتباطات گسترده اقتصادی و سیاسی برخی کشورها در قبال این رژیم و تندادن برخی از طرف حسابهای بینالمللی به باجخواهیهای سیاسی و تروریستی این رژیم است.
خانم مریم رجوی : زن، بنیادگرایی و اسلام ـ ۲۰فروردین ۱۳۷۵
یک مثال از خود رژیم: خمینی با صدور حکم ضداسلامی قتل سلمان رشدی و همه ناشران و فروشندگان کتابش، به نیروهای متعصب خود که در جنگ سرخورده شده بودند، نوعی دینامیسم و تحرک داد و نظریهپردازان رژیم آن را «نوع جدیدی از قدرت» توصیف کردند. ما این حکم یا فتوای تروریستی را بهعنوان یک حرکت ضداسلامی محکوم کردیم و گفتیم خمینی به این ترتیب بدترین ضربه را به حیثیت اسلام وارد کرده است.
آخوندها چند شهروند ایرانی را که تغییر دین داده بودند، کشتهاند. آنها از جمله کشیش مهدی دیباج را به همین «جرم» دستگیر و به اعدام محکوم کردند. پس از آنکه، تحت فشارهای بینالمللی مجبور به آزادکردنش از زندان شدند، او را مخفیانه بهقتل رساندند. ما این کارها را فقط جنایت میدانیم و میگوییم قرآن تصریح کرده است که لااکراه فیالدین.
خانم مریم رجوی: حملات تروریستی در پاریس در تعارض بنیادین با اسلام دین بردباری و همزیستی است
گردهمایی در آغاز سال۲۰۱۵ (۲۱ دی ۱۳۹۳)
مقاومت ایران که ۱۲۰هزار تن از اعضایش در نبرد با فاشیسم دینی جان باختهاند، با با خانوادههای قربانیان ابراز همدری میکند.
مشخصهٔ ویژة این جنایات نفرت انگیز، ترور وحشیانهٴ نویسندگان و روزنامهنگاران تحت نام اسلام است و به همین دلیل، من از جانب مردم و مقاومت ایران، آن را بلادرنگ و با شدیدترین کلمات، محکوم کردم و به نام یک زن مسلمان اعلام کردم: آیین اسلام و رفتار پیامبرش از چنین توحشی به دور و منزجراست.
امروز مردم فرانسه یک گردهمایی بزرگ برگزار کردند که ما هم در آن شرکت کردیم و همبستگی خود را با آنها ابراز کردیم. بنیادگراها علیه دموکراسی، آزادی، برابری و روشنایی میجنگند تا استبداد و تیرگی را همراه بیاورند. اما بیتردید، آنها پیروز نخواهند شد.
سالها پیش، این تنها خمینی بود که درمیان بهت و حیرت جهانیان با صدور فتوا و حکم ترور یک نویسنده (سلمان رشدی) و همهٔ مترجمان و ناشرانش، تروریسم و توحش را در دوران ما پایهگذاری کرد و سرچشمهٔ شرارتی شد که اکنون ملتهای خاورمیانه را به خون و فاجعه کشانده و روز ۷ژانویه پاریس و ارزشهای جمهوری فرانسه راهم این چنین وحشیانه هدف قرار داد و به خون کشید.
بله، رژیم تروریست و وحشی و بنیادگرای حاکم بر ایران، نیروی محرک تمام جریانهای افراطی تحت نام اسلام است.
راستی چه کسی سنگسار و دست و پا بریدن و حتی چشم در آوردن را در اواخر قرن بیستم دوباره رایج کرد؟ رژیم آخوندها در ایران.
چه کسی صدور تروریسم برای ایجاد خلافت اسلامی را ابداع کرد؟ رژیم آخوندها در ایران.
مطالب مرتبط
مقاومت ایران حمله به سلمان رشدی در نیویورک، طبق فتوای خمینی و خامنهای را قویاً محکوم میکند
مسعود رجوی ۲۸بهمن ۱۳۶۷: فتوای خمینی (بهقتل سلمان رشدی) صدور تروریسم در سطح بینالمللی است
