گزارش کانونهای شورشی ـ شماره ۶ ـ چیزی در بجنورد به اسم نماد ظلم باقی نمونده
۱۴۰۱/۷/۲۰
هر لحظه با قیام ـ گزارش کانونهای شورشی
گزارش کانون شورشی از تهران ـ مهر۱۴۰۱
شب؛ من و نفرات گرو همان برای تجمع به خیابان مدائن تهران رفتیم. در درگیریهایی که وجود داشت نیروی انتظامی یک تعداد را دستگیر کرده بود و میخواست اونها رو با آمبولانس منتقل کنه. ما تصمیم گرفتیم که بهصورت جمعی وارد بشیم و نذاریم که نفرات را ببرند. به همین علت با سنگ که همراه داشتیم حمله کردیم و در نهایت موفق شدیم که ۸نفر از دستگیر شدگان را آزاد کنیم.
گزارش کانون شورشی از تهران ـ مهر۱۴۰۱
امروز با گرو همان برای برپایی اعتراضات به محلی در پونک رفتیم. در موقعیت مناسبی شروع به شعار دادن کردیم و بعد یک سطل آتیش زدیم و فضای قیامی زنده شد. به همین علت یک تعدادی به ما پیوستن و تجمعی که میخواستیم شکل گرفت. ما حدود ۴۰دقیقه در آنجا بودیم و محل دست ما بود و شعار می دادیم تا اینکه مامورها رسیدند و درگیری شروع شد و اونا گاز اشکآور به سمت ما زدند ولی ما صحنه را ترک نکردیم و متقابلا دست به تهاجم زدیم و جالب اینکه مزدوران فرار میکردند.
گزارش کانون شورشی از لاهیجان ـ مهر۱۴۰۱
شب در لاهیجان درگیری شدیدی بود. من خودم در مرکز درگیری بودم. لباس شخصی ها با چوب و آهن به جان جوانان افتاده بودند. من هم وسط درگیری بودم که خودم را هم میزدند. مجروح شدم ولی توانستم خودم را بیرون بکشم. الآن هم آماده هستم که روز بعد ادامه بدهم.
گزارش کانون شورشی از فردیس کرج ـ مهر۱۴۰۱
شب همه جا کنار بوتههای خیابان لباسشخصی نشسته بود. بیدلیل گاز اشک میزدند واقعاً حتی جایی که کسی نایستاده بود میزدند. حال مردم بد شده بود. سر کانال فردیس آمدیم شروع کردیم به شعار دادن که با شلیک مستقیم روبهرو شدیم. اونا تیر جنگی می زدن مقداری به عقب کشیدیم با بچهها صحبت کردیم که چه بکنیم؟ چون شبهای قبل اینطوری نبود و آمادگی مقابله با تیر جنگی را نداشتیم.
ما فقط چند تا کوکتل با خودمون برده بودیم که زدیم توشون، که عقب کشیدن و لباسشخصیهای کنار خیابان هم بلند شدن و به نیروهای انتظامی پیوستن.
وقتی مردم عقبنشینی رو دیدن شروع به سوت زدن کردن. در هر صورت از اینکه از ما میترسیدن صفا کردیم.
گزارش کانون شورشی از بجنورد ـ مهر۱۴۰۱
امروز در بجنورد اساسی شورش بپا کردیم. تمام بنرهای رژیم رو آتیش زدیم و چیزی در بجنورد به اسم نماد ظلم باقی نمونده.
