کنفرانس در پارلمان ایتالیا - محکومیت اعدامهای فزاینده در ایران و همبستگی با مقاومت مردم ایران- قسمت آخر
۱۴۰۵/۳/۲
سناتور جولیو ترتزی، آنتونیو استانگو و سناتور مارکو اسکوریا، بر ضرورت پایان دادن به سرکوب و اعدامها در ایران تأکید کردند
کنفرانس «محکومیت اعدامهای فزاینده در ایران و همبستگی با مقاومت مردم ایران برای آزادی و دموکراسی» در سالن لااستامپا در پارلمان ایتالیا برگزار شد.
در این کنفرانس، سناتور جولیو ترتزی رئیس کمیسیون سیاستهای اروپا در سنای ایتالیا و وزیر خارجه سابق این کشور، آنتونیو استانگو رئیس فدراسیون حقوقبشر ایتالیا و همچنین پیام سناتور مارکو اسکوریا دبیر کمیسیون سیاست اتحادیه اروپا در سنا ارائه شد.
سخنرانان این نشست، بر حمایت از مقاومت مردم ایران، محکومیت اعدامها و ضرورت پایان دادن به سیاست مماشات با رژیم حاکم بر ایران تأکید کردند.
سخنرانی سناتور جولیو ترتزی رئیس کمیسیون سیاستهای اروپا در سنا و وزیر خارجه سابق ایتالیا:
این قدرت «شورای ملی مقاومت ایران» بود که به ایده برقراری یک نظام دموکراتیک بر پایه برنامه ۱۰ مادهیی اعتبار بخشید
هر زمان که کلامی درباره ایران گفته میشود باید از فداکاری قهرمانان مقاومت و آن شش زندانی سیاسی یاد کرد که در آستانه اعدام در زندان شجاعتی فوقالعاده نشان دادند
رضا پهلوی و افرادش آشکارا میگویند ایران آینده میتواند شامل بخشی از سپاه پاسداران، وزارت اطلاعات، بسیج و دیگر جنایتکارانی از این دست باشد که ستون فقرات دولت تروریستی ایران را تشکیل میدهند
«سپاس فراوان از میزبان و بانی این ابتکار عمل، نماینده محترم خانم «نایکه گروپیونی». همچنین صمیمانهترین درودها و قدردانی عمیق خود را به خانم رجوی ابراز میدارم؛ هم برای سخنان بسیار مهمی که ایراد کردند و هم بهویژه برای اینکه همواره صدایی رسا بودهاند، اگر اصلاً بتوان عبارت «همواره قویتر» را برای خانم رجوی به کار برد، چرا که ایشان همواره در اوج هوشیاری، قدرت و توانمندی در تبیین و آگاهسازی انسانهای شریف بودهاند؛ انسانهای شریفی که میخواهند مسائل بنیادین وضعیت کنونی که در آن بهسر میبریم را بدانند.
همانطور که مجری محترم اشاره کردند، بنده در دورانهای مختلف، چه در جایگاه عضو دولت و چه بهعنوان یک دیپلمات، دستکم در ۲۵ سال گذشته وقایع ایران را دنبال کردهام. خانم رجوی، و همچنین دوستان عزیز که در این پنل حضور دارند، اجازه دهید از این فرصت استفاده کنم تا روی یک «فریبکاری بزرگ» تأکید ورزم.
فریبی بزرگ از سوی کسانی که رژیمی مبتنی بر دروغ، خشونت نازیگونه، سرکوب مردم، نژادپرستی و تجاوز علیه کشورهای همسایه را پیش بردهاند. این فریب بزرگ نهتنها توسط جنایتکارانی که همچنان در تهران بر مسند قدرت نشستهاند، بلکه توسط تمام کسانی صورت گرفته که به دلایلی نهچندان شفاف و روشن، چشم بر حقایق بستند؛ از جمله در مورد برنامه هستهیی از سال ۲۰۰۲ که در این زمینه باید همواره از مجاهدین خلق قدردانی کرد. من بهخاطر دارم در سالهای ۲۰۰۲، ۲۰۰۳ و ۲۰۰۸ که در سازمان ملل متحد بودم، مقاومت ایران همواره حضور داشت تا به جهان بفهماند ماهیت هولناک این رژیم «نازیـبنیادگرا» چیست؛ رژیمی که بهدنبال بمب اتمی بود تا سلطه خود را گسترش داده، نهتنها مردم ایران بلکه بشریت را به رنج و عذاب بکشاند.
همانطور که خانم گروپیونی به زیبایی بیان کردند، این فریب بزرگ ابزاری است برای سرکوب آزادی و محو آن از جهان، تا جای آن را با افسانهیی جنایتکارانه از بنیادگرایی مذهبی پر کنند؛ تفکری که بر ملتهای مسلمان و بر تمام کسانی که خواهان دموکراسی و ارزشهای غربی هستند، تحمیل شده است.
این فریب بزرگ ریشهیی دیرینه دارد و همانطور که خانم رجوی گفتند، از سال ۱۹۷۹ آغاز شد و سپس با افزایش قدرت ایران در پی عملیاتهای ناموفق در منطقه، مانند عراق در سال ۲۰۰۳، که قرار بود کشوری دوست برای غرب و مستقل از نفوذ ایران ایجاد کند، تشدید شد. تداوم این فریب بزرگ، وضعیت کنونی را رقم زده که برای جهان غیرقابلتحمل است. نتیجه آن، ایرانی است که تنگهها را میبندد، ملتهای نیازمند به انرژی و کالاهای اساسی، سوخت و تولیدات شیمیایی مشتق از نفت و گاز را در تنگنا قرار میدهد و با ارادهای گستاخانه به گسترش فعالیتهای تروریستی، سرکوب، کشتار، حلقآویز و شکنجه مردم خود ادامه میدهد.
مردمی که بهراستی در نبرد هستند و نه مانند کسانی که تنها تظاهر به مبارزه میکنند؛ کسانی که در خارج از کشور با لبخندهای تصنعی وانمود میکنند مورد اقبال مردم ایران هستند، در حالی که در اقامتگاههای مجلل و لوکس زندگی میکنند و مشخص نیست هزینههای گزاف گشت و گذارشان در سراسر جهان از کجا تأمین میشود، و شما بهخوبی میدانید منظور من کیست. اما در حقیقت، این قدرت «شورای ملی مقاومت ایران» بود که به ایده یک آلترناتیو ممکن و ضروری برای این رژیم اعتبار بخشید؛ جایگزینی برای برقراری یک نظام دموکراتیک و نه یک رژیم دیگر؛ دموکراسی بزرگی که خواست مردم است و بر پایه برنامه ۱۰ مادهیی بنا شده است.
تأکید بر سرنگونی رژیم توسط مردم ایران
این فریب بزرگ پایان نخواهد یافت و هیچ راهحل واقعی فراتر از راهحلهای موقت و قطرهچکانی برای خروج نفت و گاز از هرمز وجود نخواهد داشت، مگر اینکه تغییری بنیادین صورت گیرد. برای کسی که ایران و تاریخ خاورمیانه را میشناسد، روشن است که صلح، ثبات و امنیت در آن منطقه برای همه ملتها محقق نخواهد شد مگر آن که این رژیم توسط یک نیروی داخلی و از طریق قیامهایی که به تغییر رادیکال در کشور منجر میشود، کنار زده شود. بدون این تغییر، نه امنیت بلندمدت در منطقه تأمین میشود و نه اقتصاد جهانی از بنبست کنونی خارج خواهد شد.
یقیناً فوریت هایی وجود دارد که باید به آنها رسیدگی شود، اما این معضل تنها به دست شما، خانم رجوی، سازمان بزرگ شما و مردم ایران حلشدنی است؛ بدون آن که تن به جایگزینهای دروغین و ساختگی داده شود. جایگزینهایی که نه حامل ثبات، بلکه صرفاً ابزاری برای «مماشات» موقت هستند و تنها باعث وخیمتر شدن وضعیتی میشوند که تعصب این جنایتکاران حاکم ما را به آن دچار کرده است.
در نهایت، اصل مطلب «آزادی» است؛ اعتقاد و مبارزه واقعی برای حقوقبشر، کرامت انسانی و برابری زن و مرد.
هر زمان که سخنرانییی صورت میگیرد و هر زمان که کلامی درباره ایران گفته میشود، هر حرفی که زده میشود باید بر فداکاری قهرمانان مقاومت و مخالفان سیاسی تمرکز داشته باشد. باید یاد کرد از آن شش زندانی سیاسی که در آستانه اعدام در زندان، شجاعتی فوقالعاده نشان دادند و با پلاکاردهای شورای ملی مقاومت و تصویر شما، با رهبر خود، خانم رجوی، عکس گرفتند و آن را به جهانیان مخابره کردند. این حقیقت پیش روی ماست؛ حقیقتی امیدبخش که ما را به انسانیت، عدالت و دادخواهی برای آن رود خونی که رژیم به راه انداخته، مؤمن میسازد. رژیمی که طبق آمارها، تنها در سال ۲۰۲۵ تعداد ۲۱۵۹ حکم اعدام صادر کرده و سازمان «به قابیل دست نزنید» از ۷۰۰ اعدام تنها در سال ۲۰۲۶ گزارش میدهد.
هنوز کسانی هستند که دچار توهمات گذرا و بهدنبال سازش با چهرههایی چون «پهلوی» هستند؛ کسی که آشکارا خود و افرادش میگویند ایران آینده میتواند شامل بخشی از سازمان تروریستی باشد که ستون فقرات دولت تروریستی ایران را تشکیل میدهند؛ یعنی سپاه پاسداران، وزارت اطلاعات، بسیج و دیگر جنایتکارانی از این دست.
با سپاس از شما خانم رجوی. برایتان آرزوی موفقیت در ادامه این مسیر دارم».
سخنرانی آنتونیو استانگو رئیس فدراسیون حقوقبشر ایتالیا:
اگر از قوانین بینالمللی دفاع میکنیم باید بر پایان دادن به رژیم آخوندها پافشاری کنیم، برای منازعات خاورمیانه تنها یک راهحل ممکن وجود دارد: «سرنگونی رژیم آخوندها»
«با تشکر. من سخنانم را با یادآوری این نکته آغاز میکنم که جولیو ترتزی، حتی در زمان تصدی مقام وزارت امور خارجه، این شهامت و افتخار را داشت که با صراحت تمام اعلام کند از مبارزات مردم ایران برای آزادی حمایت میکند. این مسأله از اهمیت فوقالعادهای برخوردار است، چرا که مبارزهیی که باید در سطح جهان پیش برده شود، مبارزهیی برای تبیین واقعیت موجود نیز هست.
ما اغلب واژه مماشات را میشنویم. در اصطلاحات بینالمللی، این واژه نباید به «صلحطلبی» ترجمه شود؛ به عقیده من، این واژه در زبان ایتالیایی باید بهمعنای «تسامح و تمکین» ترجمه شود؛ یعنی رویکردی مبتنی بر سازش با رژیم خونریز آخوندها. این موضوعی است که من شخصاً دهههاست آن را دنبال میکنم و هر آنچه در ایران رخ میدهد را بهویژه به واسطه دوستی با مقاومت ایران در سراسر جهان، رصد کردهام.
معتقدم همواره باید این نکته را یادآوری کرد: نمیتوان با چنین رژیمی رویکرد مماشاتجویانه داشت. باید با صراحت کامل گفت که این رژیم نهتنها آشکارا علیه تمام حقوق مردم خود عمل میکند،که نخستینِ آنها حق حیات است، چرا که یک کشتار جمعی در جریان است ، بلکه زمانی که تظاهرات بزرگی مانند ژانویه گذشته یا نوامبر چند سال پیش رخ میدهد، رژیم حتی با تیربار به سمت سیل جمعیت بیدفاعی که دست به اعتراض زدهاند، شلیک میکند.
همانطور که گفته شد و طبق آمار منابعی که سازمان «به قابیل دست نزنید» نقل میکند، هر ساله صدها و صدها، و گاه هزاران اعدام صورت میگیرد. راهروهای مرگ در ایران مملو از افرادی است که اکثراً زندانیان سیاسی هستند؛ بهویژه کسانی که با قاطعیت تمام اعلام میکنند هرگز تسلیم خواستههای رژیم برای برائت از مقاومت، برائت از سازمان مجاهدین خلق ایران، آرمانها و مبارزات آن نخواهند شد.
اما همانطور که اشاره کردم، رژیم ایران نهتنها حقوق مردم ایران، بلکه قوانین بینالمللی را نیز بهوضوح نقض میکند.
ایران، یعنی رژیم آخوندهای حاکم بر ایران، خود یک «رژیم متجاوز» است. این رژیمی است که باید در برابر آن دفاع کرد، چرا که هم بهطور مستقیم و هم از طریق شبهنظامیانی که تحت حمایتش هستند، به بسیاری از کشورهای منطقه تجاوز کرده است.
تنها راهحل بحران خاورمیانه
به همین دلیل است که اگر از قوانین بینالمللی دفاع میکنیم، باید بر پایان دادن به رژیم آخوندها پافشاری کنیم. برای منازعات خاورمیانه تنها یک راهحل ممکن وجود دارد: «رژیم آخوندها؛ صفر». هیچ راهحل دیگری وجود ندارد. متأسفانه برقراری مصالحه با کسانی که ۴۷ سال است از تهران مرگ صادر میکنند، امکانپذیر نیست.
اینها نکاتی است که معتقدم باید مدنظر داشته باشیم، بر آنها تصریح کنیم و پافشاری نماییم تا روزی فرا برسد که قانون اساسی ایران، مصوب آرای آزاد مردم، بر پایه طرح ۱۰ مادهیی مقاومت ایران بنا شود. از شما سپاسگزارم».
پیام سناتور مارکو اسکوریا دبیر کمیسیون سیاست اتحادیه اروپا در سنای ایتالیا:
«اکنون پیام سناتور اسکوریا را برای شما قرائت میکنم.
«نمیتوان در برابر سرکوبها و کشتاری که مردان، زنان و حتی کودکان را هدف قرار میدهد، مهر سکوت بر لب زد. این واقعیتی است که وجدان جامعه جهانی را به چالش میکشد و اتخاذ موضعی شفاف و صریح را در دفاع از کرامت انسانی ایجاب میکند.
وزش باد آزادی را نمیتوان متوقف کرد. هیچ دستگاه سرکوبگری، هر اندازه هم که قدرتمند باشد، نمیتواند اشتیاق عمیق یک ملت را برای زندگی در آزادی، ابراز وجود و ساختن آیندهای عاری از ترس، از میان ببرد. من اطمینان دارم که ملت ایران، علیرغم دشواریها و رنجهایی که با آن دست و پنجه نرم میکند، بهزودی خواهد توانست در هوای همان آزادی نفس بکشد که امروز به بند کشیده شده است.
تاریخ میآموزد که آرمانهای آزادیخواهانه هرگز خاموش نمیشوند؛ ممکن است به تأخیر بیفتند، محدود شوند یا با مانع روبهرو گردند، اما هرگز نابود نمیشوند. ضروری است که توجه جهانی را همچنان جلب نگهداریم، با قاطعیت از صداهای آزادیخواه و عدالتطلب حمایت کنیم و با قدرت تأکید و رژیم که هیچ مصلحت سیاسی یا استراتژیکی نمیتواند سرکوب سیستماتیک یک ملت را توجیه کند.
صیانت از جان انسانها باید بهعنوان اصلی غیرقابل مذاکره باقی بماند که هر نظم بینالمللی معتبری بر آن استوار است.
آرزوی من این است که حقیقتاً فصلی نوین آغاز شود که در آن گفتوگو، مسئولیتپذیری و احترام به حقوق اساسی حاکم باشد. اما بیش از هر چیز، امیدوارم ملت ایران بهزودی شاهد بهرسمیت شناخته شدن مهمترین حق خود، یعنی زندگی در آزادی، باشد.
بار دیگر از دعوت شما سپاسگزاری نموده و برای تمامی شرکتکنندگان در این نشست مهم، آرزوی موفقیت دارم».
