۴اردیبهشت سالروز ترور وشهادت دکتر کاظم رجوی -شهید بزرگ حقوق بشر - در ژنو - قسمت دوم
۱۴۰۲/۲/۴
قسمتی از صحبت های دکتر کاظم رجوی در دفتر کارش:
می دونید یک جنبش مقاومت طبعاً کارها - فعالیتهای بسیار گوناگون و مختلفی داره بهعنوان مثال من که در ژنو بهعنوان نماینده شورای ملی مقاومت کار میکنم کارهای مختلف در ردههای مختلف و با اشخاص و سازمانهای مختلف دارم نه تنها نماینده شورای ملی مقاومت هستم در اونجا یعنی اینکه مقامات مملکت من رو بهعنوان نماینده مقاومت ایران میشناسند و اگر کاری - مطلبی - موضوعی داشته باشند به من مراجعه میکنند بلکه مطبوعات - رسانههای گروهی - رادیو - تلویزیون اینها هم هر وقت موضوعی در رابطه با ایران و یا مقاومت مطرح باشه طبعاً به من مراجعه میکنند. همچنین سازمانهای بینالمللی. میدونید که مرکز اروپایی سازمان ملل در ژنو هست و همچنین دهها سازمان بینالمللی دولتی و غیردولتی و منطقهیی مراکزشان در ژنو هست. بهعنوان مثال مرکز کمیسیاریای عالی پناهندگان که کارش رسیدگی به مسائل و مشکلات پناهندهها در سطح دنیا هست، مرکزش در ژنو همچنین مرکز سازمان بینالمللی کار - مرکز سازمان بهداشت جهانی - مرکز سازمان بینالمللی مخابرات دور و غیره و غیره خلاصه میکنم و طبعاً ما با همه اینها کار داریم. مقاومت یک جنبش مقاومت وسیع مانند مقاومت شورای ملی مقاومت ایران یا سازمان مجاهدین خلق دائماً بدلایل مختلف با این سازمانهای بینالمللی روابطی خواهی نخواهی و بهاجبار خواهد داشت. بهعنوان مثال فرض کنید که هفته گذشته چند نفر از ایرانیها و همچنین چند نفر از سمپاتیزانهای هواداران مجاهدین در ترکیه آمدند و اونها رو چون از مرز گذشتند و ویزا نداشتند اونها را گرفتند زندان کردند طبعاً مجاهدین با من تماس میگیرند یا شورا وقتی که در مورد اشخاص دیگری باشه باهام تماس میگیرند و من با کمیسیون کمیساریا عالی پناهندگان تماس میگیرم که آقا این اشخاص رو این خواهران و برادران یا این اشخاص رو گرفتند زندانشان کردند تهدید میکنند که میخوایم پس بدیم به رژیم خمینی شما دخالت کنید. اونها بلافاصله تلکس میزنند به نمایندهشان در ترکیه و مانع از این میشن که این عمل انجام بشه و براشون ویزا دست و پا میکنند یک کشور محل اقامت اروپایی دست و پا میکنند و اون برادرها و خواهرها یا اون اشخاص ناشناسی که دورادور با شورای ملی مقاومت ارتباطاتی داشتند و یا در جنبش مقاومت بهنحوی از انحاء و یا به شکلی از اشکال شرکت میکردند مسالهشان حل میشه. کنفرانس بینالمللی کار تشکیل میشه طبعاً پیام برادر مسعود را ما به اونجا می بریم، توزیع میکنیم، به مطبوعات میدیم، به نمایندهها میدیم، در مباحث و انواع مختلف دخالت میکنیم به نمایندگان مثلاً سهگانه کنفرانس بینالمللی کار که عبارتند از نمایندگان کارفرمایان - کارگران و دولتی با همه اینها تماس میگیریم وضع ایران، وضع کارگران، فشاری رو که خمینی دجال روی همه طبقات مردم ایران، اقشار مردم ایران میاره بهشان میدیم و سعی میکنیم که مسائل مربوط به طبقه کارگر به اقشار مختلف مردم ایران که در اونجا مطرح میشه فقط یکجانبه نباشه از طریق نمایندگان دجال خمینی که درعینحال که میگه من کنوانسیونها و قراردادهای بینالمللی رو قبول ندارم همیشه هیاتهای ۴۰-۵۰ نفری میفرسته طبعاً ما هم در اونجا و از جمله من بهعنوان نماینده شورا میرم و میام با نمایندههای مختلف تماس میگیرم بهشون مدارک میدم، اسناد میدم به زبان فرانسه، به زبان انگلیسی -ایران لیبرالیسیون میدم، سایر انتشارات مجاهدین رو میدم و میگم آقا وضع مملکت، وضع کارگران، وضع زندگی مردم اینه و به نتیجه این مطرح میشه در اونجا و همچنین کمیسیون حقوقبشر میدونید که مرکب از ۴۳ کشور دنیا هست سالی یکبار در ژنو تشکیل میشه مثلاً هفته آینده در ژنو تشکیل خواهد شد ما هر سال میریم اونجا به اتفاق سایر برادران و خواهران سازمان مجاهدین خلق، پیامهای برادرمون مسعود رو به نمایندههای دولتها، به سفرای دولتها، به هیاتهای نمایندگی میدیم و از اونها تقاضا میکنیم که در رابطه با نقض حقوقبشر در ایران قطعنامه بگذرانند. به این مسائل توجهشان را جلب میکنیم و به همین دلیل هم هست که طی این ۵ سال اخیر یعنی از روزی که مسئول شورای ملی مقاومت آقای مسعود رجوی به اروپا آمدند تاکنون بهطور بیسابقهیی در تاریخ کمیسیون حقوقبشر و بهطور کلی کل سیستم سازمان ملل کمیسیون حقوقبشر و دستگاههای وابستهاش در رابطه با ایران عجیب فعال شده و به همین دلیل طی این ۵ سال اخیر عرض میکردم ۵ قطعنامه در رابطه با ایران در کمیسیون حقوقبشر فقط تصویب شد که و همچنین ۶ قطعنامه در کمیسیون فرعی حقوقبشر که وابسته به کمیسیون اصلی هست تصویب شد در رابطه با نقض حقوقبشر در ایران طی این همین ۵ سال اخیر و بدون اغراق هر ساله ما در سیستم سازمان ملل ژنو فقط که اصولاً تمام کارهای حقوقبشری و عرض کنم که فعالیتهای انساندوستانه اگر بخوام لغات سازمان ملل را استعمال کنم در اونجا انجام میشه بدون اغراق دهها هزار نامه و سند و مدرک از جانب مسئول شورای ملی مقاومت، از طرف جنبش مجاهدین و مقاومت ایران توزیع کردیم و اینها کمک کردند به بهاصطلاح باز شدن جمع از یک طرف، تنویر افکار عمومی مجامع بینالمللی و سازمان مللمتحد از طرف دیگر به این دلیل میگم تنویر افکار عمومی مجامع بینالمللی و بهطور کلی افکار عمومی جهانی که همانطوری که اطلاع دارید در سازمان مللمتحد بهویژه در ژنو که مرکز اروپایی حقوقبشر سازمان ملل در اونجا هست، حدوداً هزار و صد و چند سازمان غیردولتی ناظر بر فعالیتهای کمیسیون حقوقبشر مرکزشان در ژنوه. فرض بفرمایید که مرکز مثلاً فدارسیون بینالمللی حقوقبشر یا عفو بینالملل اینها اگرچه در ژنو ممکنه نباشه ولی اونجا نمایندگی دارند دفتر دارند و بسیاری از سازمانها بهطور کلی مرکزشان اصلاً اونجاست. اکثریت سازمانهای غیردولتی ناظر بر فعالیتها و کارهای سیستم سازمان ملل مرکزشان در ژنو هست. یعنی از هزار و صد و چند سازمان غیردولتی حدوداً 9۵۰تاش مرکزش توی ژنوه. بالنتیجه ما در اونجا یکی از کارهامون در رابطه با سازمان مللمتحد هست با کمیسیون حقوقبشر هست، کمیسیون فرعی هست، کنفرانس بینالمللی کار - سازمان بینالمللی کار هست سازمان بهداشت جهانی و وو و همه فعالیتهای از این قبیل. از اون جمله البته همانطوری که عرض کردم کارهای مربوط به پناهندگان و همه مسائلی که مربوطه به ایرانیایی هستند که از زیر فشار و جبر و بیدادگری خمینی و رژیمش فرار کردند. این یک نوع کارها و فعالیتهایی ست که در ژنو انجام میشه. البته من وقتی اینجا میام یعنی مشخصاً به پاریس اینجا مینشینم توی این اتاق که محل بهاصطلاح هم کار و هم زندگیام هست و میبینید که بیشتر از دو متر در دو متر نیست. اینجا مینشینم گزارشاتم را مینویسم. گزارش ملاقاتها، گزارشات مربوط به فعالیتها در سطوح بینالمللی در مجامع بینالمللی همین اواخر اطلاع دارید دو هفته قبل رفته بودم به نیویورک و در اونجا خب حدوداً طی ۵ هفته ۹۷ تا سفیر ما و نماینده دولتهای مختلف رو ملاقات کردیم در سطح بسیار وسیعی به افشاگری علیه جنایات رژیم پرداختیم و وقتی که میام اینجا می شینم گزارش این مسائل رو مینویسم و میدم بهاصطلاح بخشهای مربوطهٔ شورای ملی مقاومت
در سازمان ملل خب میرید اونجا اونجا باید این کارت کذایی رو بزنیم به سینهمان ده بدو بدو از صبح تا شب. اونجا دیگه وقت چیز نداریم بریم تو سازمان ملل بریم توی عرض کنم که بخش حقوقبشر مجمع عمومی - کمیسیون سوم و غیره اشخاص مختلف رو ببینیم مطبوعات را ببینیم با اینها بحث کنیم افشاگری کنیم خواهش کنیم که قطعنامه بگذرانند هر چی بیشتر وضعیت اونچه رو که در ایران میگذره براشون توضیح بدیم. طبعاً در نیویورک، در واشنگتن یا در ژنو که البته اگر فرصتی دست آمد میتونیم بنشینیم گزارشی رو بنویسیم یا احیاناً مقالهیی رو هم برای اینکه به اطلاع افکار عمومی بهویژه هموطنانمان مطالب را برسانیم، هستیم البته چون وقت همیشه کافی نیست متأسفانه و در این مقاومت بایستی عمر مضاعف آدم داشته باشه تا بتونه علاوه بر عمل و بهاصطلاح آکسیون - تحلیل و نظر خودش رو هم بگه من از این فرصتها مثل همه دوستان و همکاران دیگرم استفاده میکنم وقتی میام توی این خونه توی این اتاق در حقیقت بهنحوی میتونم بگم استراحته، استراحت به این معنا که خب میشینم اینجا و گزارشات مربوطه را مینویسم. آخرین گزارشی که نوشتم همین گزارش مربوط به تصویب قطعنامهای بود که در مجمع عمومی ابتدا در کمیسیون سوم و بعد در مجمع عمومی در مورد محکوم کردن رژیم خمینی در رابطه با نقض حقوقبشر در ایران تصویب شد که همانطوری که میدونید وقت میگیره و آدم بایستی واقعاً عمر مضاعف داشته باشه تا بتونه که با اونها با اون مسائل مقابله کنه میگم عمر مضاعف برای اینکه بهعنوان مثال من چند روز قبل پام مدتها قبل زمین خورده بودم پام درد گرفته بود بهشدت و ورم کرده بود تمام روز اصلاً به پام نگاه نکردم که ببینم چه کارش میشه. بهطوریکه بعد دوسه روز بعد یکی یک شخصی ازم گله میکرد که آقا شما به ما گفتید فلان کار را برای ما انجام خواهید داد چرا هنوز انجام نشده. البته در خارج از اینجا. بهش گفتم آقا بهنظر تو از من به من به خودم نزدیکتر کیه؟ گفت که فرض کنید پسرت، مسعود. گفتم نه آقا جان از من به خودم نزدیکتر از همه پامه. تمام روز درد کرده ورم کرده من نگاش نکردم، شلوارم را وقت نکردم بالا بزنم نگاه کنم ببینم این پا چی کارش میشه؟ هم مسائلی هست که ما ناچاریم بر مبنای الویتها بهاصطلاح اونا رو بیشتر دنبالش بریم، یا در اولویت قرارش بدیم،
آره آخرین موضوعی که دردسر برای شخص من شده برای اینکه باید کار کنم روش این است که روزنامهٔ مردم، ارگان بهاصطلاح حزب توده یک مقالهیی نوشته هفتهٔ گذشته در شمارهٔ یکی از آخرین شمارش و در اونجا گفته که بله در آن ایام براتون ذکر میکنم عیناً روزنامه رو:
در آن ایام که آقای رجوی و یارانش مسعود، منظور آقای مسعود رجوی هست برادر و یارانش در دست رژیم جلاد شاه گرفتار بودند و هر آن احتمال صدور فرمان اعدامشان میرفت حزب توده ایران کلیهٴ امکانات خود را در دفاع از آنان بهکار گرفت.
اگر فعالیتی که ما در راه نجات جان آقای رجوی و یارانش کردیم منظورش همون سالهای ۱۴ سال قبل هست ده دوازده سال 1۵سال قبل، برای همگان پنهان باشد برای آقای کاظم رجوی یعنی برای بنده روشنتر از روز است.
حالا ببینین این آقا این حرف رو برداشته نوشته این حرف دروغ رو اسم من رو هم آورده خودش رو هم متهم کرده به دفاع از مجاهدین در زمان شاه و روزی که در خطر اعدام بودند در زندان و به این ترتیب برای بنده تکلیف ایجاد کرده که برم بهش جواب بدم، بنویسم که آقا جان البته با مراجعهٴ به اسناد و مدارک و دوسیهها و آرشیو و بایگانی ۱۴سال قبل که بدون اغراق شاید بیشتر از ۱۰۰کیلو شده باشه، اعم از بریدههای روزنامهها، اسناد و مدارک، اقدامات، تلگرافات، عرض کنم که فیش آدرس سازمانی که درست کرده بودیم کمیتهٔ سوئیسی دفاع از زندانیان سیاسی، انجمن بینالمللی خانوادگان زندانیان سیاسی که کارش فقط مدت ۱۰سال با انتشار میلیونها کاغذ و فعالیت برای نجات جان مبارزین و بهویژه مجاهدین و بهخصوص مسعود بود و بهحمدالله شکر خدا، لااقل در رابطهٔ مسعود و بعضی از بچهها کاملاً موفقیتآمیز بود،
حالا این آقایون پیدا شدند اعم از حزب توده که به حساب خودش میخواهد بگذاره طلبکاری داره میکند بنده باید برم آرشیوها و اسناد و مدارک را بیاورم بریزم تموم دستهبندی کنم اثبات کنم که نه آقا جان، قطاری راه افتاده بود ترن قطاری راه افتاده بود
... قطار راه افتاده بود برای اینکه عقب نمانید آمدید ورداشتید یک بار در روزنامه تون نوشتید چون من تمام روزنامه هفت سالشون را بررسی کردم سه چهار تا روزنامه داشتند یکی مردم یکی روزنامه دنیا و غیرو. یک بار ورداشتید اونجا نوشتید که بله ما اگرچه با راه ماجراجویانه اینها مخالفیم اما مخالف این هم هستیم که اینها بدون دادگاه اعدام بشوند
... .
فرض کنید یکی از کارهایی که من دارم الآن میکنم روش خیلی انرژی میگیره نوشتن و جواب دادن به این آقایونه.
از یکطرف اینا اینجوری طلبکاری میکنن،
از یکطرف خب آقای بختیار میاد میگه نه خیر کسی که باعث نجات، نجات جان آقای مسعود رجوی و خلاصی جان ایشون شد شخص پادگورنی بود
از یکطرف حزبالله و خمینی و دار و دستهاش دارو دستهٴ متعفنش میگن که آقا چرا ایشون اعدام نشدن... .
من فکر کردم باید به این مسائل جواب بدم بهخصوص که اسم منم برده
بالنتیجه خوب این وقت ما رو میگیره، گرفتن وقت انرژی گذاشتن برای نوشتن و سرجمع کردن اسناد و مدارک و نوشتن همچین جوابی باعث میشه که از کارهای اساسی از کارهای فوری دیگرمون که گفتم مسألهٴ پناهندگی، مسألهٴ زندگی مسألهٴ بیماری و و و هزارتا کارهایی که یک جنبش مقاومت خواهی نخواهی داره و بهشکرانهٴ وجود رهبری مقاومت در خارج از کشور بهخوبی پیش میره، در لا بهاصطلاح گیر و دار این کارهای جنبی و بهاصطلاح کارهایی که دارای اولویت نیستند، ما هم وقتمون گرفته بشه.
اینهاست یک شمه از کارهایی که من شخصاً دارم میکنم و مثل همهٔ دیگران همونطور که گفتم، مسألهمون مسألهٴ وقته،
... مسأله دیگری نیست
... اینکه راحت باشیم راحت طلبی کنیم
... کار ما کار جدیه آقا. کار مقاومت است و کار مقاومت و این
پیش بردن کار بهمعنی واقعی اینه مثل همهٔ آدمای دیگه مثل همهٔ بهاصطلاح خواهرا و برادرا و زنان و مردانی که توی این بهاصطلاح کورهٴ گدازان مقاومت افتادن و من امیدوارم که همهمون از اون جمله بنده هم از این کوره سرفراز، آبدیده و سرفراز بیرون بیایم.
