شعر در آینه ـ فروغ فرخزاد ـ بخش دوم

۱۴۰۲/۱۱/۳

فروغ فرخزاد:

خیز از جا در پی آزادی خویش خواهر من ز چه رو خاموشی

خیز از جا که باید زین پس خون مردان ستمگرنوشی

کن طلب حق خود ای خواهر من از کسانی که ضعیفت خواندند

از کسانی که به صد حیله و فن گوشه خانه تو را بنشاندند

یک یک نامه‌های فروغ، جویبارهایی هستند که به رودخانهٴ یک کتاب ارزشمند می‌ریزند. قسمتهای زیادی از این نامه‌ها، حرفها و رابطه‌های خصوصی و زندگی پنهان او هستند؛ اما فروغ بسیار ماهرانه و با هوشیاری، حرفهای اصلی و افکار و اندیشه‌های راهنمای شعرش را در آنها گنجانده است. برای خوانندهٴ نامه‌های او هم باید همین نکات، مهم و فهمیدنی باشند.

در این نامه‌ها، آن روی مبتذل قاموس زندگی به‌روشنی پیداست و فروغ در سطرسطر این نامه‌ها و این کتاب خصوصی، چهرهٴ کریه و پلشتی‌های آن روی زندگی را بی‌پرده تصویر می‌کند و به جنگ با آنها می‌رود. او زندگی را ابتدا ساده و سهل، و عشق را معادل آن می‌پندارد؛ اما چهرهٴ هول‌انگیز زندگی، خودش را در رابطه‌ها و ضدرابطه‌های انسانها، به او می‌نمایاند.

با سوخت‌بار این تجربه‌هاست که او اعتمادش به زندگی را از دست می‌دهد. اما کدامین زندگی؟ زندگی‌یی با «قاموس مبتذل» ش و بر گرداگرد آن، سازندگان و غوطه‌وران در این ابتذال. زندگی‌یی که چاله ـ گورهای فریب عمر است

 

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط