۱۴۰۵/۱/۲۸
خیز از جا در پی آزادی خویش خواهر من ز چه رو خاموشی
خیز از جا که باید زین پس خون مردان ستمگرنوشی
کن طلب حق خود ای خواهر من از کسانی که ضعیفت خواندند
از کسانی که به صد حیله و فن گوشه خانه تو را بنشاندند
خیز از جا در پی آزادی خویش خواهر من ز چه رو خاموشی
خیز از جا که باید زین پس خون مردان ستمگرنوشی
کن طلب حق خود ای خواهر من از کسانی که ضعیفت خواندند
از کسانی که به صد حیله و فن گوشه خانه تو را بنشاندند
یک یک نامههای فروغ، جویبارهایی هستند که به رودخانهٴ یک کتاب ارزشمند میریزند. قسمتهای زیادی از این نامهها، حرفها و رابطههای خصوصی و زندگی پنهان او هستند؛ اما فروغ بسیار ماهرانه و با هوشیاری، حرفهای اصلی و افکار و اندیشههای راهنمای شعرش را در آنها گنجانده است. برای خوانندهٴ نامههای او هم باید همین نکات، مهم و فهمیدنی باشند.
در این نامهها، آن روی مبتذل قاموس زندگی بهروشنی پیداست و فروغ در سطرسطر این نامهها و این کتاب خصوصی، چهرهٴ کریه و پلشتیهای آن روی زندگی را بیپرده تصویر میکند و به جنگ با آنها میرود. او زندگی را ابتدا ساده و سهل، و عشق را معادل آن میپندارد؛ اما چهرهٴ هولانگیز زندگی، خودش را در رابطهها و ضدرابطههای انسانها، به او مینمایاند.
با سوختبار این تجربههاست که او اعتمادش به زندگی را از دست میدهد. اما کدامین زندگی؟ زندگییی با «قاموس مبتذل» ش و بر گرداگرد آن، سازندگان و غوطهوران در این ابتذال. زندگییی که چاله ـ گورهای فریب عمر است
