آخرین امید در اولین سنگر- قسمت هشتم - زندان، دانشگاه انقلاب
۱۴۰۳/۱۲/۵
در قسمتهای قبلی از زبان شاهدان صحنه، یعنی مجاهدانی که خودشان در مقاطع مختلف در زندانهای شاه به سر بردهاند، ابتدا گفتیم که در سال ۱۳۵۰ با ورود مجاهدین و فداییان به زندان و در پی آغاز مبارزه مسلحانه، فضای زندانهای به کلی دگرگون شد. زندانها از محل گذراندن حبس و و نشستن در انتظار فرا رسیدن زمان آزادی، تبدیل شد به میدان مبارزه با دیکتاتوری.
نبردی که از لحظهٔ اول دستگیری و همزبان با بازجویی و شکنجه آغاز شد و تا لحظهٔ آزادی آخرین زندانیان سیاسی در ۳۰دی ۱۳۵۷ بیوقفه ادامه یافت. مجاهدین حتی توانستند در جریان همین نبرد در داخل زندانها، ضربات سنگینی هم چون آزادی تمامی اعضای شاخهٔ مسعود رجوی یا فرار رضا رضایی قهرمان به ساواک بزنند.
همچنین به دادگاههای مجاهدین پرداختیم که با دفاعیات قهرمانانهٔ بنیانگذاران و اعضای مرکزیت سازمان بیدادگاه نظامی شاه به دادگاهی علیه دیکتاتوری سلطنتی تبدیل شد. البته قیمتش خون بنیانگذاران و اعضای مرکزیت بود که آنها با افتخار و سربلندی قیمت آن را پرداختند. انتشار دفاعیات مجاهدین جان برکف در آن روزها، بهویژه دفاعیات مسعود رجوی، آثار گسترده و عمیقی در جامعهٔ آن روز ایران در ساختن زمینههای قیامهای ضدسلطنتی در سالهای بهدنبال داشت. شاه بر اثر فعالیتهای گستردهٔ دکتر کاظم رجوی در سوئیس و پیام شماری از رهبران و مقامهای اروپایی، مجبور شد اعدام مسعود رجوی را لغو کند و این خودش آغاز مسیری بود که تاریخچهٔ درخشانی از تاریخچهٔ ۷سالهٔ زندانهای شاه را رقم زد.
همچنین در قسمتهای دیگر حل مسألهٔ پیچیدهٔ ارتباطات در زندان رو با جزئیات شرح دادیم. ارتباط میان سلولها در شکنجهگاه، ارتباط با بندهای دیگر، ارتباط میان زندانی با زندان دیگه و همچنین ارتباط با بیرون از زندان.
اکنون در هشتمین قسمت میخواهیم به بخش دیگری از تاریخچهٔ زندانهای شاه بپردازیم. تبدیل شدن زندانها به دانشگاه. بله این واقعیتی بود که حتی زندانبانها هم به آن اعتراف کردند و دژخیمان ساواک وقتی متوجه آن شدند، به وحشت افتادند.
تبدیل به دانشگاه شدن زندانها آن قدر موفق موفق و درخشان بود که آوازهاش در بیرون زندان پیچیده بود. بهویژه در محیطهای روشنفکری از جمله دانشگاهها، بسیاری از دانشجویان که خواستار پیوستن به مجاهدین بودند، آرزو میکردند که به زندان بیفتند تا بتوانند در دانشگاه انقلاب ثبت نام کنند.
