اعتراضات به قطع برق و آب، مشکلات روزافزون مردم
۱۴۰۴/۲/۲۹
قطع برق کرمانشاه-۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۴
یک آقا: «ساعت پنج و نیم صبح است برق را قطع کردند، بفرما دستگاه ما اون بالاست جرثقیل این وضعیت ماست، پنج ونیم صبح آخه چه بکنیم؟ از دست اداره برق، دوباره خودمان را بگیریم خمیر اداره برق بیام این خمیر را بریزم سرتان، اداره برق آخه این چه وضعیتی برای ما درست کردید؟ بفرما این وضعیت ما پنج نیم صبح برق قطع شده آخه این چه وضعیتی برای ما درست کردند؟ خدا خوشش نمیآد دست از کارهاتان بردارید گران تمام میشود، خدا شاهده گران تمام میشه».
قطع برق –یک هموطن نانوا -۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۴
یک آقا: «مسئول بیخیال کیف کن. مارو بیچاره کردی کیف کن۹۰هزار، ۸۲هزار از نون خوردن انداختید، کیف کنید خدایی هم هست. دیروز بازرس آمده اینجا میگه که باید بیمه کنی. میگم چند؟ گفته شما چهار نفرید ۱۶میلیون. دمت گرم. ای مسئول بیلیاقت بزنم تو سرت»...
نانوایان یاسوج -۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۴
اعتراض کشاورزان به قطع برق یزد- ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۴
قطع برق تراشکاری - ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۴
یک آقا: «تراشکاری برق رفته، پارسال دوشنبهها برق میرفت و سهشنبهها امسال هم گفتند پارسال دوشنبهها و سهشنبهها میره که امروز غافلگیرمون کردند، امروز برق رفت شنبه بیست و هفت دو، تو اون هفته هم همین اتفاق افتاد، یک بود و بعد از چند ساعت رو جزثقیل بودند. هم بکسل و هم ورق افتاد پایین و ۳۰۰میلیون خسارت و امروز هم که در جریان نبودیم ساعت۱۲ برق رفت رول ۱۲تنی روی جرثقیل آقای مسئول این وضعیت ایرانه قدرت اول منطقه متأسفانه دو قورت و نیمتون هم باقیه، قیافهام میگیرید لعنت بهتون به موقع تلافی شو در میآریم، شک نکنید».
قطع آب گناباد - ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۴
یک خانم: «زندگی ما رو مختل کرده است».
یک آقا: «زمستان که میشه ما را فراموش میکنند تابستان که میشه سر ما شیره می مالند».
یک خانم: «روستای ما بدون آب با دو هزار جمعیت هیچ مسئولی نیست».
یک خانم: «احتیاجی به مسئولان گناباد هم ندارم ولی با بیآبی نمیتوانم».
یک خانم: «کور خواندید. دو ساعت با دمای ۴۰درجه وایسادیم».
