جاودانگی شیرزن والای مجاهد خلق کبری مختار

۱۴۰۵/۱/۱۸

کبری مختار عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران جاودانه شد

سارامختار:  فقط یک انگیزه وجود داره اونم بودن تو زیر سقف سازمان و زیر سایه این رهبری و خلاصه تیز هم انقلاب خواهر مریم. در یک سال گذشته چیزی رو به دست آوردم که خب توی این سالیان سال که تو سازمان بودم و خلاصه در هر صورت مجاهد بودم و داشتم اینجا خلاصه کار می‌کردم و مسئولیت داشتم و اینا هیچ موقع اینجور احساس نکرده بودم.

یکی در رابطه با انقلاب خواهر مریم که چقدر می‌تونه آدمو واقعاً پر و جنگنده بکنه به‌صورتی که آدم در مقابل مرگ هم توان ایستادن داشته باشه.

 

شیرزن والای مجاهد خلق کبری مختار عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران در اثر ایست قلبی در پاریس درگذشت و به‌یاران شهید و صدیقش پیوست.

قهرمان مجاهد خلق کبری مختار عضو شورای رهبری مجاهدین در سال ۱۳۷۶، از فرماندهان و معاونت‌های ارتش آزادیبخش ملی ایران در سال ۱۳۶۸ بود و در سال ۱۳۷۱ به عضویت شورای ملی مقاومت ایران در آمد.

خواهر مجاهد کبری مختار متولد ۱۳۳۵ در تهران در دوران قیام ضدسلطنتی گمشده خود را در آرمانهای مجاهدین یافت و تا روز جاودانه شدن به‌رغم بیماری شدید قلبی، لحظه‌یی در مجاهدت درنگ نکرد. او ۱۲ سال با عمل پیوند قلب به‌سر برد.

مجاهد صدیق کبری مختار پس از انقلاب ضدسلطنتی از مسئولان بخش کارمندی در سازمان مجاهدین بود و نقش برجسته‌یی در سازماندهی کارمندان هوادار سازمان در تهران ایفا کرد.

او در نقشه مسیرش در سال ۹۸ درباره آشنایی با سازمان نوشته است:

«بعد از هوادار شدنم در پروسه انقلاب ۵۷ برای اولین بار در شبهای قدر در دانشگاه تهران بود که انتخاب خودم را کردم. و با پشت کردن به زندگی و ارزشهای بورژوایی در جامعه و پیوستن به مجاهدین، مسیر زندگیم عوض شد و از بابت این انتخاب هر چه زمان می‌گذرد بیشتر مفتخر و خوشحالم. بعد از برگشت از دانشگاه بود که قدر خود را رقم زدم و با خود عهد کردم که مجاهد شوم و برای مجاهد شدن هیچ مانعی را مشروع ندانم».

یکی از همرزمانش که در آن دوران تحت مسئولیت او کار می‌کرد می‌گوید:

ویژگی اصلی کبری روحیه رزمنده و سرزندگی و بشاشیت انقلابی او بود، از آکتیویته بسیار بالایی برخورد بود و هرکجا وارد می‌شد فضای آنجا را عوض می‌کرد. به‌رغم شرایط بسیار سخت نبرد رودر رو با چماقداران ارتجاع و حمله و هجومهای روزانه به مراکز مجاهدین، هیچگاه کسی چهره کبری را عبوس یا غمگین ندید. برای او همه چیز حل شده بود و هیچ تضادی او را متوقف نمی‌کرد.

به یاران مجاهدش در پایگاههای مخفی سازمان ملحق شد و تا سال ۱۳۶۲ بخشی از نبردهای روزانه واحدهای عملیاتی در تهران در «هنگ حنیف» را هدایت میکرد

او تا سال ۱۳۶۲ مسئولیت‌های مختلفی در پایگاههای سازمان در تهران به‌عهده داشت و در سال ۱۳۶۲ به واحدهای رزمی مجاهدین در منطقهٔ مرزی پیوست.

مجاهد صدیق کبری مختار هر روز از ارزشهای انقلابی و مجاهدی سرشارتر می‌شد و در جریان پیشبرد نبرد سخت و طاقت‌فرسا در منطقه مرزی، صلاحیتهای نوینی کسب می‌کرد. اما انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین در سال ۱۳۶۴ او را عمیقاً دگرگون کرد و به دنیای نوینی از رهایی و مجاهدت وارد شد.

با تشکیل ارتش آزادیبخش ملی ایران لباس رزم و شرف پوشید و در عملیات آفتاب، چلچراغ و فروغ جاویدان، فرمانده شماری از واحدها بود و در سال ۱۳۷۱ فرماندهی یکی از معاونتهای ارتش آزادیبخش ملی را به‌عهده گرفت

 

مجاهد قهرمان کبری مختار در جریان کودتای ننگین ۱۷ژوئن مورد هجوم عوامل این کودتای ارتجاعی استعماری قرار گرفت، به‌شدت مضروب و دستگیر گردید اما به‌رغم بیماری سنگین قلبی در زندان به اعتصاب غذا مبادرت کرد.

او سالیان در سازمان خارج کشور مجاهدین و هم‌چنین دفاتر رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت در خارج کشور به کار مشغول بود

روز ۱۷ژوئن درست سه سال پیش، آن حمله ناجوانمردانه و آن توطئه کثیف که نسبت به مقاومت ایران صورت گرفت تا روزها که در زندان بودم، روزهایی که به‌خاطر وضعیت جسمی‌ام و بیماری قلبی که داشتم در بازداشت که بودم تو بیمارستان بودم تا چند روز حتی نمی‌دونستم چه اتفاقی افتاده، چون از لحظه دستگیری نه با کسی تماس داشتم و نه کسی رو دیده بودم تا این‌که بالاخره بعد از چند روز متوجه شدم که چی شده راستش رو بخواین اینجا تو حیاط وقتی چشمم به مادران شهدا افتاد، یاد آنموقع افتادم که توی زندان بهم گفتن که حتی به خانه مادران شهیدمون هم حمله کردند و آنها رو به‌عنوان تروریست مورد ضرب و شتم قرار دادند. ولی رأی امروز دادگاه فرجام نشان داد که به دور از بند و بستها حقیقت بسیار روشن و درخشان است و نمی‌شود آن را پنهان کرد ولی تا جایی که به دشنمون یعنی آخوندهای جنایتکار برمی‌گرده حتماً که امروز و همین حکم برایشان تلخ و ناگوار است. حتماً که روزها و خبرهای بسیار تلخ دیگری در انتظارشان خواهد بود از همین جا می خوام استفاده بکنم از این بلندگو و به تمامی خواهرانم در شهر شرف و اشرف پایدار سلام برسونم و بگم اگر به‌معنی واقعی کلمه کسی بشه بهش گفت مقاومت کرده و افتخار تمامی ملته ایرانه شماها هستید که آنجا هستید ما افتخار می‌کنیم به تک‌تک تون همه تون رو دوست داریم به همه تون سلام می‌رسونیم

مجاهد والا و قهرمان کبری مختار در آخرین نقشه مسیر خود نوشت:

«می‌خواهم با کمک از مولا علی علیه سلام نقشه مسیرم را برای سال ۱۴۰۵ رقم بزنم. بله سالی که دیگر خامنه‌ای مرده و رژیم پا به‌گور در سراشیبی سرنگونی قرار گرفته است. به‌قول برادر مسعود سال جنگ جنگها و آزمایش آزمایشها برای هر رزمنده و به‌طور خاص و مشخص هر مجاهد خلق.

این مجاهد وارسته در شرایط سخت بیماری ناشی از جراحیهای مکرر قلب، تا آخرین روزهای حیاتش یک لحظه از تلاش و کوشش برای پیشبرد مسئولیت‌های انقلابیش باز نایستاد و به‌رغم دردهای جانکاه لحظه‌یی لبخند از لبانش دور نشد و با روحیه انقلابی، سر زنده و سرشار نمونه و الگویی از سرزندگی و پاکبازی انقلابی و یکتاپرستانه بود و همه جا در پیرامون خود شور و نشاط انقلابی بر میانگیخت

واقعاً خدا را شکر کنم. نمی‌تونستم بلند شم ولی باید خاک اینجا رو واقعاً ماچ می‌کردم به‌خاطر همچین پرداخت بزرگی که خدا نصیب من کرد و بعد از یک سال مجدداً تونستم خواهران و برادران رو واقعاً از نزدیک ببینم که اگر بخوام واقعاً انگیزه اصلی موندن خودمو بگم فقط به دو دلیل بود. یکی به‌دلیل انقلاب خواهر مریم و یکی هم به‌دلیل بودن با خواهران و برادرهای مجاهدم اینجا و پیشبرد واقعاً انقلاب و کار کردن. یعنی هر چقدر بخوام بگم نمی‌تونم لحظه‌ام را و احساسی که در درون خودم دارم رو بگم که چقدر واقعاً ساعت‌شماری، لحظه‌شماری می‌کردم که بتونم مجدداً شماها رو ببینم و کنارتون باشم.

فقط یک انگیزه وجود داره اونم بودن تو زیر سقف سازمان و زیر سایه این رهبری و خلاصه تیز هم انقلاب خواهر مریم. در یک سال گذشته چیزی رو به دست آوردم که خب توی این سالیان سال که تو سازمان بودم و خلاصه در هر صورت مجاهد بودم و داشتم اینجا خلاصه کار می‌کردم و مسئولیت داشتم و اینا هیچ موقع اینجور احساس نکرده بودم.

یکی در رابطه با انقلاب خواهر مریم که چقدر می‌تونه آدمو واقعاً پر و جنگنده بکنه به‌صورتی که آدم در مقابل مرگ هم توان ایستادن داشته باشه. چون خودتون می‌دونین کسی که بهش می‌گن ۸ درصد ۱۰ درصد قلبش کار می‌کنه و کلیه‌هاش کاملاً از دور خارج شده. بگه خب بالاخره دیگه هر تلاشی هر چیزی بود دیگه کاری نمی‌شه کرد. دیگه من راضی‌ام به رضای خدا، منم که ترسی از مرگ و شهادت و اینجور چیزا ندارم که چیزیه که حل کردم. خب پس تسلیمم و می‌تونم بایستم که هر چیزی که خدا در نظر می‌گیره یا پیش روم می‌ذاره خب تابعش بشم.

یه راه اینه، یه راه اینه که آدم بگه که درسته که من همه این چیزا رو حل کردم ولی من یه انگیزه‌ای برای بودن و بیشتر بودن دارم. اونم این‌که آخه من اومدم بجنگم. وقتی آدم اومده بجنگه پس باید همه توانش رو به کار بگیره برای جنگ بیشتر. خب اگر می‌تونه پس بکنه.

 

پیام تسلیت خانم مریم رجوی

فقدان دریغ‌انگیز قهرمان پاکباز مجاهد خلق کبری مختار را تسلیت می‌گویم

او با ۴۷ سال سابقه مبارزاتی و تشکیلاتی و گذار از فراز و نشیبها و بغرنجیهای بسیار در مبارزه با رژیم آخوندی برای یارانش، تکیه‌گاهی مستحکم و با صلابت و سرمشقی درخشان در مبارزه زن ایرانی برای رهایی و برابری و پیشتازی در نبرد برای آزادی است.

کبری در دوران قیام ضدسلطنتی گم‌شده خود را در آرمانهای مجاهدین یافت و تا روز جاودانه شدن به‌رغم بیماری شدید قلبی لحظه‌بی در مجاهدت درنگ نکرد.

او همواره یک فرمانده مجاهد خلق بود. از سالهای مبارزه در فاز سیاسی در بخش کارمندی جنبش مجاهدین تا هدایت بخشی از نبردهای روزانه واحدهای عملیاتی در تهران در فاز نظامی و فرماندهی شماری از واحدهای رزمی در عملیات آفتاب، چلچراغ و فروغ جاویدان و حضور در مسئولیت‌های مختلف در سازمان مجاهدین خلق.

خواهر عزیزم کبری در انقلاب ایدئولوژیک، با درکی عمیق از رهایی و مسئولیت‌پذیری زن مجاهد خلق، نقش تعیین‌کننده خودش را در شورای مرکزی مجاهدین تا آخرین لحظه حیاتش ایفا کرد.

او به‌ویژه در ۲۰سال گذشته که در موقعیت سخت جسمی و جراحی قلب قرار داشت، با آرامش و لبخندی مداوم به ابتلائات بیا بیا می‌گفت و الگوی مسئولیت‌پذیری و تعهد و یگانگی و سرشاری و فداکاری و پرداختگری در جمع یارانش بود. در جریان کودتای ننگین ۱۷ژوئن در فرانسه، به‌شدت مضروب و دستگیر گردید اما به‌رغم بیماری سنگین قلبی در زندان به اعتصاب غذا مبادرت کرد.

مطمئن هستم که ارزشهای مجاهدی و رهایی‌بخش او در جمع یارانش تکثیر می‌شود و الهام‌بخش رزم زنان و دختران شورشگر در کانون‌های شورشی خواهد بود.

هم‌چنان‌که در بهار به این جهان پا گذاشت، در بهار نیز این جهان را به سوی حیات ابدی ترک کرد. بعد از این او را در بهاری که زمستان را مغلوب سرسبزی‌اش می‌کند، در شکفتن شکوفه‌ها، در رنگین کمان و در لبخند زنان و دختران شورشی ایران در روز پیروزی، زنده و حاضر خواهیم دید.

 

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط