پیشآهنگ ـ اروندرود و زمین مادری
۱۴۰۴/۳/۴
زمین مادری
نگا کن اونکه میسوزه زمین مادری مونه
نگو آوار این خونه رو دوش دیگری مونه
نگا کن اون که تو مرداب، تو این شبهای بیمهتاب
داره میمیره از غصه، گل نیلوفری مونه
نکن عادت به این تکرار، اونیکه میکشن بر دار
بلوچ و کرد و اهوازی، رفیق آذری مونه
نمی شه نمیشه نمی شه بیتفاوت بود و تن داد
نمی شه نمیشه وطن رو دست مشتی بیوطن داد
رها کن خشمو از سینه، بخون با یار هم کینه
خروش رود غیرت تو رگای جوهری مونه
نذار دستای ما از هم جدا باشه جدا از هم
یقین کن «ما شدن» تنها سلاح برتری مونه
نمی شه نمیشه نمی شه بیتفاوت بود و تن داد
نمی شه نمیشه وطن رو دست مشتی بیوطن داد
نگو پرهای پروانه دچار رعشهٔ یأسه
نگو این پیلهٔ بسته پر از ناباوری مونه
یه شعله پشت خرمن، خشم ما بیتاب میلاده
یه خورشید پشت دیوار شب خاکستری مونه
نمی شه نمیشه نمی شه بیتفاوت بود و تن داد
نمی شه نمیشه وطن رو دست مشتی بیوطن داد
