تظاهرات ۳۰ خرداد ۶۰
۱۴۰۴/۳/۲۹
قطعاً تظاهرات ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ نقطهٔ عطف و سرفصلی در مبارزات مردم ایران برای آزادی علیه دیکتاتوری آخوندیه؛ اما طی چه روندی حوادث بهار ۱۳۶۰ به روز ۳۰ خرداد رسید و تظاهرات ۳۰ خرداد چگونه شکل گرفت و در چه مراحلی پیش رفت؟
بعد از انقلاب ضدسلطنتی مردم خمینی این انقلاب رو دزدید، گام بهگام آزادیها را سرکوب کرد و فضای اختناق حاکم کرد؛ اما شرایط در بهار ۱۳۶۰ متفاوت و غیرقابل مقایسه با ۲ سال قبل بود.
هر تجمعی با حملهٔ سازماندهی شده گلههای چماقدار فالانژها و کمیتهچیها به ضرب و جرح و مجروح و مصدوم شدن شرکتکنندگان منتهی میشد.
در ماه خرداد تظاهرات تنها توسط سازمان مجاهدین خلق ایران برگزار میشد آنهم بهصورت موضعی و موقت؛ یعنی تلاش میشد که تظاهرات به درگیری ختم نشه؛ اما شرایط هر روز بدتر میشد.
خمینی داشت تمام روزنههای آزادی را میبست تا دیکتاتوری ولایت فقیه را حاکم کند، دو راه پیش رو بود، اتمامحجت تاریخی با خمینی و سپس نبردی تمامعیار یا ترک صحنهٔ مبارزه و خالی کردن میدان!
اما تظاهرات روز ۳۰ خرداد چطور شکل گرفت؟
روز ۳۰ خرداد روزی بود که خمینی میخواست حکومتش را یکدست کرده و راه هر گونه اعتراض را ببندد، تصمیم برای برگزاری یک تظاهرات بزرگ در روز ۲۸ خرداد گرفته شد.
این تصمیم تنها از کانال تشکیلات به نیروهای وصل با سازمان مجاهدین خلق ایران اطلاعرسانی شد. ابتدا. تظاهرات موضعی در نقاط مختلف تهران مثل نظامآباد، سبلان، سیدخندان، میدان گرگان، خیابان کارگر و نادری برگزار شد. تظاهراتهای مقطعی که نقش آنها متفرق کردن نیروی سرکوبگر چماقدار و کمیتهچیها بود. این تظاهراتهای مقطعی شکل گرفت، نیروهای سرکوبگر در چند نقطه با این تظاهرات مقطعی درگیر شدن. یکی از این تظاهراتهای مقطعی در تقاطع خیابان ولیعصر و انقلاب بود. تظاهرات اصلی قرار بود که از تقاطع ولیعصر ـ طالقانی شروع شود؛ اما تظاهرات موضعی که در تقاطع ولیعصر ـ انقلاب شروعشده بود موانع رو پس زد، فالانژها و چماقدارها و کمیتهچیهایی که برای سرکوب حمله کرده بودن رو پس زدن و از همونجا حرکت بهسمت تقاطع ولیعصر ـ طالقانی شروع شد و تظاهرات ۳۰ خرداد مجاهدین در کمال ناباوری همه و بدون هیچ اعلام بیرونی و رسانهیی شکل گرفت.
این تظاهرات یک نیروی میلیشیا بهعنوان نوک پیکان تظاهرات داشت، آنها قهرمانانی بودند که با نیروهای سرکوبگر چماقدار و کمیتهچیها مقابله میکردند آنها را پس میزدند و راه پیشروی را باز میکردند. این نیرو تقریباً یک سازمان کار ۵ هزار نفره بود.
یک نیروی بال چپ و راست هم بود که حدوداً ۱۰ هزار نفر بود آنها هم میلیشیاهای قهرمان مجاهد خلق بودند که حملههای جانبی به تظاهرات را خنثی میکردند
این نیروی میلیشیای مجاهد، تمامی حملات فالانژهای چماقدار و کمیتهچیهای مجهز به قمه و زنجیر رو خنثی کرده آنها را تار و مار میکردند.
هر لحظه به جمعیت تظاهرات اضافه میشد
وقتی تظاهرات به خیابان بهار رسید، تمام خیابان رو جمعیت پر کرده بود. بعد تظاهرات از خیابان انقلاب بهسمت میدان فردوسی بهحرکت ادامه داد. حملات فالانژها با چوب و قمه و زنجیر یکی بعد از دیگری درهمشکسته میشد و تظاهرات بهپیش میرفت
تظاهرات به میدان فردوسی رسید. خواست تظاهرات رسیدن به مقابل مجلس در بهارستان و اعتراض به گسترش سرکوب و کشتار بود؛ اما خمینی دستور باز کردن آتش به این تظاهرات رو صادر کرد.
نیروی کمیته واقع در میدان فردوسی که در کمیتهیی موسوم به کمیتهٔ عربها مستقر بودن، در میدان فردوسی بهخط شده و تظاهرات کنندگان غیرمسلح رو بهرگبار بستن و تظاهرات اعتراضی رو به خاک و خون کشیدن. این درگیریها به اطراف میدان فردوسی بهخصوص بهسمت شمال اون گسترش پیدا کرد و البته بیشترین درگیری و دستگیریها در خیابان سمیهٔ شرقی بود.
تظاهرات ۳۰ خرداد با چنین روندی به نقطهٔ اتمامحجت تاریخی با خمینی تبدیل شد. مجاهدین حتی جواب و قمه و زنجیر کمیتهچیها و فالانژهای خمینی را هم تحمل کردن و تلاش کردن از راه سیاسی شرایط رو تغییر بدن؛ اما روزی که تظاهرات در ۳۰ خرداد ۶۰ به رگبار گلوله بسته شد، روزی بود که حجت بر همه تمام شد. تنها ۲ راه باقی مانده بود. یا تسلیم و خیانت به آرمان آزادی مردم، یا کفش و کلاه آهنین بر تن کردن و راه مبارزهٔ تمامعیار برای آزادی رو پیش گرفتن، مجاهدین البته با بهای ۱۲۰هزار شهید در راه آزادی، حرمت کلمهٔ آزادی و حق مردم رو نگهداشتن و الآن ۴۴ سال بعد از اون واقعه، تنها نیروی رزمنده سراسری در خاک میهن هم کانونهای شورشی مجاهد هستند و قطعاً این راه تا برقراری یک جمهوری دموکراتیک و بهدوراز هر گونه دیکتاتوری ادامه خواهد داشت و البته اون روز دور نیست.
