فاجعه بیآبی در ایران، طرحهای غارتگرانه ولیفقیه و سپاه

۱۴۰۴/۵/۲
در حالی که مردم ایران با بحران بیسابقه و فاجعهبار بیآبی دست و پنجه نرم میکنند، گزارشها و شواهد حاکی از آن است که سیاستهای غارتگرانه رژیم آخوندی، به ویژه دخالتهای سپاه پاسداران و شخص ولیفقیه، خامنهای، عامل اصلی این "ابر بحران" است.
سال۹۶ نقطه عطفی در عریان شدن بحران محیط زیست و به ویژه معضل کمبود آب در ایران بود. اعتراضات گسترده کشاورزان اصفهانی، به ویژه در ورزنه، که حتی به تخریب لولههای انتقال آب به یزد نیز کشیده شد، نشان داد که صبر مردم از بیتدبیریهای رژیم در حال لبریز شدن است. این در حالی است که ۹۰درصد آب شرب یزد از طریق خط لوله از زایندهرود تأمین میشود.
زایندهرود: قربانی زیادهخواهیهای رژیم و مافیای آب
خشک شدن زایندهرود، که زمانی شریان حیاتی اصفهان و مناطق اطراف بود، نتیجه مستقیم تصمیمات غیرکارشناسی و سودجویانه رژیم است. از دهه ۶۰ و با تصمیم وزارت نیروی وقت، برای انتقال آب به یزد، بدون در نظر گرفتن توان اکولوژیک منطقه، بذرهای این فاجعه کاشته شد. موافقتنامههای پشت پرده و ورود چهرههایی چون روحالله خاتمی (پدر محمد خاتمی) و جلالالدین طاهری به این پروژه، بدون ارزیابی زیستمحیطی، نشان از بیتوجهی مطلق به آینده این منطقه داشت.
ساخت مجتمع عظیم فولاد مبارکه و ذوب آهن اصفهان در کنار زایندهرود، با مصرف بسیار بالای آب، از دیگر عوامل اصلی خشک شدن این رودخانه است. این صنایع، بخش عمدهای از آب زایندهرود را میبلعند. که سپاه و شرکتهای زیرمجموعه آن در این طرحهای توسعهای نقش کلیدی دارند و از این "مافیای آب" و فساد گسترده در پروژههای عمرانی سودهای کلان میبرند.
سیاستهای خامنهای: خودکفایی به هر قیمت و تشدید بحران
خامنهای، ولی فقیه رژیم، با اصرار بر "خودکفایی" در کشاورزی و افزایش بیرویه جمعیت تا ۱۵۰میلیون نفر، بدون توجه به ظرفیتهای آبی کشور، بحران را تشدید کرد. این اصرار بر تولید ۱۱.۸میلیون تن گندم، در حالی که کشور با ۷میلیون تن مازاد مصرف و عدم زیرساخت کافی برای ذخیرهسازی روبروست، نه تنها به هدر رفت بلکه به نابودی منابع آبی و محیط زیست منجر شد.
نقش سپاه پاسداران در تخریب منابع آبی کشور
شرکتهای وابسته به سپاه پاسداران، که برای سهدهه پروژههای سدسازی غیرکارشناسی را در کشور اجرا کردهاند. این دخالتها، در کنار عدم شفافیت در مورد مصرف آب توسط "باغهای سپاه" و مجموعههای خاصی که به صورت غیرمجاز از آب زایندهرود استفاده میکنند، به بحران آب دامن زد.
آمارهای نگرانکننده و هشدارهای کارشناسان
تازهترین ارزیابیها نشان میدهد که حجم آب ذخیرهشده در سدهای تهران به حدود ۱۴درصد ظرفیت مخازن رسیده است.
سد زایندهرود با کاهش ۵۳درصدی ذخایر آب نسبت به سال گذشته و سد شمیل و نیان با کاهش ۹۱درصدی و سد استقلال با کاهش ۷۱درصدی ذخایر آب نسبت به سال گذشته مواجه هستند.
وزیر نیرو، علیآبادی، اعلام کرده که ممکن است تا یک ماه آینده سد ماملو و سپس سدهای لتیان، لار و کرج از مدار خارج شوند. این وضعیت در کلانشهرهای ایران به مرحله "تنش آبی" رسیده است.
مافیای آب: سرچشمه فساد و غارتگری در ایران
این بحران، نه تنها یک مسئله زیستمحیطی یا صرفاً ناشی از خشکسالی است، بلکه ریشه در فساد گسترده و حضور یک "مافیای آب" قدرتمند در ایران دارد. این مافیا، که اغلب با نهادهای حکومتی و نظامی، به ویژه سپاه پاسداران، در ارتباط است، عامل اصلی تباهی منابع آبی کشور به شمار میرود.
- مافیای آب در پروژههای عمرانی عظیم مانند سدسازیها و طرحهای انتقال آب، منافع مالی کلانی دارند. آنها تنها به دنبال اجرای پروژههایی هستند که سودهای هنگفتی را برای پیمانکاران مرتبط با خود به همراه دارد. بسیاری از این طرحها، به دلیل نفوذ این مافیا به تصویب میرسند. باغهای سپاه و مجموعههای خاصی که به صورت غیرمجاز از آب زایندهرود استفاده میکنند، نمونهای بارز از فعالیت این مافیا است.
- فوران خشم عمومی: اعتراضات گسترده مردمی در شهرهای ایران
در بحبوحه این ابربحران بیآبی و گرمای جانسوز تابستان، صبر مردم به سر رسیده است. از ابتدای سال آبی تا به امروز، اعتراضات گستردهای در سراسر ایران، از جمله در ۳۱ استان کشور، به دلیل کمبود شدید آب، تورم فزاینده و فساد سیستمی گزارش شده است. این خیزشهای مردمی، پیام واضحی از نارضایتی عمیق جامعه نسبت به ناکارآمدی و بیعدالتی رژیم آخوندی است. نمونه ایی از این اعتراضات شامل:
- اعتراضات مکرر کشاورزان اصفهانی به دلیل خشک شدن زایندهرود و عدم تأمین حقآبهشان
-چهارمحال و بختیاری:در نهمین روز قطعی آب در شهرکرد، مرکز استان چهارمحال و بختیاری، شهروندان معترض در برابر ساختمان استانداری تجمع کرده و علیه مسئولان شعار سر دادند.
- یزد، قزوین، نسیمشهر، اراک، کرمان و چابهار: که اعتراضات مشابه در این شهرها به دلیل کمبود آب است.
- این اعتراضات گسترده، بیانگر این واقعیت است که صدها میلیارد دلار سرمایه ملی که باید صرف بهبود زندگی مردم میشد، در قمار هستهای و ماجراجوییهای منطقهای رژیم به هدر رفته و هیچ پاسخگویی در کار نیست. این شرایط، بحرانهای اجتماعی و سیاسی کشور را عمیقتر کرده و نشان میدهد که راهی جز پاسخگویی به مطالبات مردم و تغییرات بنیادین در شیوه حکمرانی برای ایران باقی نمانده است.
