بیستم صفر اربعین حسینی سر ساییدن مجاهدین بر آستان حسین پیامبر جاودان آزادی
۱۴۰۵/۵/۱۲
بیستم صفر اربعین حسینی؛ سر ساییدن مجاهدین بر آستان حسین پیامبر جاودان آزادی
السلام و علیک یا بن فاطمه الزهرا السلام و علیک یابن خدیجه الکبری السلام و علیک یا ثار الله.
قسمتی از نوحه های مجاهدین:
عاشق آل علی در خاک ایران این زمان خلق در زنجیر ظلم این یزیدان زمان چشمها در انتظار لشکری توفندهتر جان جانانم حسین عشق و ایمانم حسین
دست ما بر قبضه سرخ مسلسل بیقرار فدیههای نسل ما در راه تو یکصد هزار یا بمیریم جملگی سرها به دار یا بگیریم انتقامت یا حسین جان جانانم حسین
دستمان بر قبضه سرخ مسلسل بیقرار فدیههای نسل ما در راه تو یکصد هزار یا بمیریم جملگی سرها به دار یا بگیریم انتقامت یا حسین جان جانانم حسین عشق و ایمانم حسین
در شور و فدا بستم پیمان که بجنگم با ظلم و جور و ریا
بیچاره شب پرستان، بیچاره مرتجعان نمیدانند با کی طرف هستند
با کسانی که شاه و شیخ را کهنه کردهاند
با کسانی که از قتلعام زندانیان سیاسیشان عبور کردهاند
چرا طومار محاسبات ارتجاعی و طرح و برنامههای ارتجاعی و ضدبشری یکی بعد از دیگری درهم پیچیده میشود؟
چه چیز را ارتجاع در مورد مجاهدین نمیفهمد؟
انقلاب مریم رهایی را
انما الحیات، عقیده و جهاد
این کلام امام حسین همان انرژی است که در انقلاب مریم کشف شد
مسعود رجوی
اشرف-۲۷ آذر ۱۳۸۸
صحبت رو با سلام و درود و سر ساییدن بر آستان خون خدا سیدالشهدا باید آغاز کرد. با سر ساییدن بر آستان پیامبر جاودان آزادی.
السلام علیک و علی الارواح التی حلت بفنائک. سلام به تو و همه روانهای پاک و پاکیزهیی که به آستان تو فرود آمدند از روز عاشورا از اشرف و موسی و جاودانه فروغها، تا ۶ و ۷ مرداد در خاک خودت.
فلعن الله امه اسست اساس الظلم و الجور علیکم. لعنت خدا بر آنانی که پایه و اساس ظلم و ستم رو بر علیه تو و مجاهدانت گذاشتند. لعنت بر خمینی و مزدورانش و همدستانش و پشتیبانانش. و لعن الله امتاً قتلتکم لعنت خدا به اونهایی که بر روی تو و مجاهدانت تیغ و شمشیر کشیدند و شلیک کردند. و لعن الله الممهدین لهم بالتمکین من قتالکم، و آنهایی که اسباب کار رو آماده کردند؛ تبلیغ کردند زمینه ساختند، راه رو هموار کردند. جاده رو صاف کردند، کم یا زیاد. و چه سعادتی بالاتر که امروز مجاهدان تو سرفراز. برئت الی الله پناه میبرند و بیزاری میجویند به جانب خدا و الیکم به جانب تو و جبهه تو و اردوگاه تو. منهم و من اشیاعهم. از مرتجعان حقستیز و مزدورانشون و اتباعهم و اولیائهم. و پشتیبانانشون و تحتامرهاشون.
یا ابا عبدالله انی سلم لمن سالمکم این صدای مجاهدین است. در صلح و صفا با هر کسی که با تو در صلح و صفا باشد و حرب لمن حاربکم و در جنگ و ستیز ابدی و دائمی با مرتجعان حق ستیز حاکم بر ایران برای سرنگونی آنها، الی یومالقیامه تا روز رستاخیز.
و لعن الله آل زیاد و آل مروان و آل خمینی! و لعن الله بنی امیة و بنی خمینی قاطبهٔ و لعن الله ابن مرجانه و لعن الله عمربن سعد و لعن الله شمراً
و لعن الله امة اسرجت و الجمت و تنقبت لقتالک.
آنهایی که اسب زین کردند، زرهپوش از روی مجاهدان تو عبور دادند، به جانب آنها شلیک کردند. آنها را در دخمه بردند، گروگان گرفتند، آسیب رسوندند و شکنجه کردند.
لعنت دائمی بر شما باد و این رو ما الگو و نمونهیی برای تاریخ قرار خواهیم داد. این پایداری و این مقاومت رو.
بابی انت و امی، پدر و مادرم فدای تو باد.
آی مردم ایران
هل من ناصر ینصرنی! به جانب آزادی و به جانب حاکمیت مردم ایران برای رهایی از ستم رژیم پلید آخوندی، مظهر شرک و کفر و ارتجاع، جرثومهٔ جاهلیت و بربریت و خطاب به مولایمان ولی لمن والاکم عدو لمن عاداکم. در خضوع و دوستی و فروتنی با هر کس که با تو و در جبهه توست و در ستیز و دشمنی با هر آن کس که با تو و ارزشهای تو، که ارزشهای پیامبر جاودان آزادی است، ستیزه میکند.
اللهم ان هذا یوم تبرکت به بنو امیه، در زیارت عاشوراست روزی که در اون میمون وار و با سخافت، شادی کردند، قتله سیدالشهدا، و ابن آکلهٔ الاکباد اللعین، و بنو خمینی اللعین ابن اللعین، علی لسانک و لسان نبیک
لعنت بر اونها از سوی خدا، از جانب خدا، و رسول خدا و ائمه هدی
اللهم العن العصابة التی جاهدت الحسین و المجاهدین.
خدایا اون گروه و دستجاتی را که همچون شمر و یزید و خمینی و تابعان و مزدوران آنها در هر کجا و در هر سرزمینی بر روی حسین و مجاهدانش و رهروانش و شیعیانش و مجاهدانش تیغ و تبر کشیدند، به لعنت ابدی و نفرین دائمی گرفتار کن.
عصابة اللتی جاهدت الحسین و المجاهدین، و شایعت و بایعت و تابعت علی قتله و قتلهم
همراهی کردند، گام برداشتند، شلیک کردند، داس و تبر زدند، بر قتل او و مجاهدینش
السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین، و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین و علی مجاهدین الحسین.
بله بله! این جنایتها، این فضاحتها، و این کارهای کثیف و رذیلانه چیزهایی نیستند که در تاریخ ایران و در تاریخ عراق فراموش بشوند، نخواهیم گذاشت، هرگز نخواهیم گذاشت.
کربلا ـ اربعین حسینی
نوحه عربی
پرچم در پرچم در مسیر حسین رهسپاریم
با اذان اربعین با عزمی جزم پرچمها را برافراشتیم
کسی که فریادش فریاد حسینی است
ارزش او برابر با کره زمین است
ما به عهد مان وفاداریم و در مسیر حسین رهسپاریم
پرچم در پرچم در مسیر حسین رهسپاریم
ترک خانه و خانمان کردیم و در این راه قدم نهادیم
این راه را برگزیدیم دیگران هر چه می خواهند بگویند
فقط با نام حسین و با عشق او پا در این مسیرگذاشتهایم
پاهای ما برای پیمودن این مسیر آفریده شده
در مسیر حسین ره میسپاریم و به عهد و پیمانمان پشت نمیکنیم
مریم رجوی -عاشورا -۴ تیر ۱۴۰۵ (پاریس)
این نسلهای پیدر پی که در برابر دیکتاتوری سرخم نمیکنند
این قیامهای ادامهدار، این عزم خروشان برای بهدست آوردن آزادی که با هیچ سرکوب و کشتاری فروکش نمیکند
همه الگوی حماسه جاودان حسین (ع) را پیش روی خود دارند
همه از کربلا سرمشق گرفتهاند که آری با فداکاری میتوان سد ظلم و استبداد را درهم شکست
حسین (ع) برخاسته بود تا حقیقت آن آیین رهاییبخش را از مسخ شدن و ذبح شدن توسط ارتجاع اموی نجات دهد
تا سرمشق شکستن جبرها و زنجیرهای ستم و بهرهکشی برای جامعهٔ اسیر باشد
برای این هدف، فدای حداکثر و مقاومت به هر قیمت را در پیش گرفت
سلام بر تو، ای خون خدا و فرزند خون او،
ای خون جاری دوران، ای خون جوشان در رگهای عدالت،
و ای یگانه بیهمتا سلام برتو و بر آن جانهایی که در آستانت فرود آمدند
و با تو تا مرز جاودانگی همسفر شدند.
ای فروغهای جاودان و خاموشنشدنی آن غروب خونین
سلام بر شما از ژرفای دل ما،
سلامی که پایان نمیپذیرد تا آن دم که نفس در سینه داریم
و تا آنگاه که شب و روز در رفت و آمد است.
روز شهادت امام حسین برای ما هم روز سوگ عظیم است؛ و هم روز درخشش یک الگوی جاودان برای انقلاب و برای رهایی است.
پیام او فدای حداکثر برای شکستن بنبستهاست.
خلقی که به این پیام رو میآورد و از بها پرداختن دریغ نمیکند، شکست ناپذیر میشود و موانع را از سر راه برمیدارد. آخوندها، شاهان و حاکمان ستمگر در هر دورهیی بسیار کوشیدهاند که پیام عاشورا را مسخ کنند و روح شورش و خونخواهی و آزادیطلبی را از آن بگیرند.
اما قیام حسین علیهالسلام وجدان حقطلبی و ظلمستیزی در جامعه بوده و هست از نسلهای دوردست تا امروز.
عاشورا که در عواطف تودههای مردم ما عمیقاً رسوخ کرده، سرمایه بشریت در زنجیر و تشنه عدالت و آزادی است.
سرمایهیی است همیشه جوشان. سرمایهیی است که زَوال نمیپذیرد و گَرد شاه و شیخ بر آن نمینشیند.
این نسلهای پیدر پی که در برابر دیکتاتوری سرخم نمیکنند، این قیامهای ادامهدار، این عزم خروشان برای بهدست آوردن آزادی
که با هیچ سرکوب و کشتاری فروکش نمیکند، همه الگوی حماسه جاودان حسین (ع) را پیشاروی خود دارند. همه از کربلا سرمشق گرفتهاند که آری با فداکاری میتوان سد ظلم و استبداد را درهم شکست
و میتوان تعادلقوای نابرابر را دگرگون کرد، برای جامعه ایران، عاشورای حسینی بهطور تاریخی، الگوی زندهٔ پایداری در سختی و داغ و درد است.
الهام ایستادگی در برابر «جبار گردنکشی» است که بهقول امام حسین
«بر ضعیف سختگیر است و فرمانروایی است که خدا را نمیشناسد». [1]همان جبار گردنکش، این دشمن خدا و خلق، که در ماه دی هزاران جوان و نوجوان را بهقتل رساند. مجروحان را روی تخت بیمارستان هدف قرار داد و خیابانها را با خون فرزندان ایران رنگین کرد. اما مادران و پدران داغدار، خاکسپاری هر شهید را به مراسم تجدید عهد و ادای سوگند برای ادامه راهشان بدل کردند.
نفرین مادران داغدار و لعنت تاریخ بدرقه کنندهٔ خامنهای شد که حکومتاش را با کیسههای سیاه پرخون به پایان برد.
حالا پسر او که همدستش در همان کشتار بود به اعدامهای ضحاکوار روزانه پناه برده است.
اما هر شهیدی که به خاک میافتد و هر سری که بالای دار میرود، بذری است که از آن، درخت آزادی میروید.
هشت مجاهد خلق و دهها شورشگر قیام که در هفتههای اخیر سربهدار شدهاند، در امتداد نبرد کربلا به میدان آمدهاند.
یگان وحید، وحید قهرمان و یارانش. سخنانشان در بیدادگاهها را بشنوید که میگویند برای براندازی ولایت فقیه بهپا خاستهاند، وصیتنامهها و پیامهایشان را بخوانید،
سرودخوانیشان در قتلگاه قزلحصار در آستانه حلقآویز شدن را گوش کنید.
این قطره، قطره خونهای به زمین ریخته در عاشوراست که باز به حرکت درآمده و به میدان آمده.
آنها نمردهاند. بلکه امیدهای زنده مردم سرکوبشدهاند. خودشان گفتند انماالحیات عقیده و جهاد
آنها نمردهاند. بلکه جنگاوران و زنان و مردان اهل جنگ و خروش در صف اول قیامها هستند که باز میآیند.
باشد که روز بزرگ دادخواهی، دادخواهی همه خونها از خون سرور شهیدان امام حسین تا امروز فرا برسد.
به قول مسعود «به راستی که اگر سیدالشهدا تماماً و مطلقاً بر هر چه ستمگری و مانع کمال انسان، شوریده است، پس قصاص خون او را فقط آن هنگام میتوان باز پس گرفته دانست که فراراه کمال بشری هیچ دستانداز ستمگرانهیی نبوده، و همواری اجتماعی تکامل، بهغایت تأمین شده باشد». [2]
برای ما حسین نام آیین و ایدئولوژی زندهیی است، در پیکار دائمی با میرایی و سکون و بازگشت.
آیینی که میگوید حرکت کن، امید داشته باش و امیدها را بیافرین.
در سختی، در بغرنجی، در آنجا که گویا دیگر راهی نیست،
بله در همان جاها بسا امکانها و گشایشها را کشف کن. یعنی شکرگزار باش. مگر این معنای نیایشهای حسین (ع) نیست؟ آن هم در راهی که به سوی قتلگاه خود میرفت.
با الهام از سرور شهیدان، مجاهدین امروز با ایستادگی بر سر اصول و بر سر ارزشهای آرمانی و با سد بستن در برابر طبقات ستمگر و استثمارکننده، همان راه امام حسین را میروند.
جنبشی است که مطابق کلمات زیارت عاشورا هرگز به ارتجاع شاه و شیخ آلوده نشده است.
حسین (ع) برخاسته بود تا حقیقت آن آیین رهاییبخش را از مسخ شدن و ذبح شدن توسط ارتجاع اموی نجات دهد؛ تا سرمشق شکستن جبرها و زنجیرهای ستم و بهرهکشی برای جامعهٔ اسیر باشد.
که برای این هدف، فدای حداکثر و مقاومت به هر قیمت را در پیش گرفت
و این پیامی است برای انسان بپا خاسته در هر زمان در هر مکان همچنان که امروز این پیام برای مجاهدین است.
نوحه
این لحظه فریاد است شورش بر استبداد است آه خموشان نیست
هنگام طوفان آمد زینب خروشان آمد شام غریبان نیست
به قیام تو سوگند به پیام تو سوگند که رهت پیشه گیرم
همه نام و نشانم که مجاهد بمانم که مجاهد بمیرم
نوحه
وارث خون شهدا زینب است
طوفان سرخ کربلا زینب است
مرثیه خوانی
نگاه کن به آسمان به اوج نیزهها نگر به این شکوه افتخار به سرخی فدا نگر
به نینوا مگو غریب به یاد آشنایی ات ستارگان مگو اسیر که این همان رهایی است
چنین. نگو به کربلا عزا بگو تولدی نوین بگو بهار آدمی بگو طراوت زمین
من انقلاب دیگرم به کربلای این زمان خروش زینب کبیر همین و انعکاس آن خروش او خروش من صدای من صدای او صلابتش صلابتم دوباره بر فتاده او
مگو که کربلا عزا بگو تولدی نوین بگو بهار آدمی بگو طراوت زمین
زن انقلابی، وجود تاریخی جدید اولین زن زینب کبری بود که میبایست رهبری جنبش را
پس از امام حسین بهدست گیرد
زینب کبری با ایستادگی جسورانه در برابر مخوفترین جباران زمان قالب قدیمی وجود زن را
که در جنسیت او خلاصه میشد درهم شکست و وجود انقلابی جدیدی را به تاریخ عرضه کرد
از کتاب امام حسین
سازمان مجاهدین خلق ایران
۱۳۴۸
در بررسی خلافت امام حسن و زندگانی سراسر مبارزهاش، دیدیم که آن امام علاوه بر سایر افترائات، در معرض یک اتهام سنگین و دردناک دیگر نیز، که توجه فوقالعاده و هوسبازانه بهزن باشد واقع میشود.
با کمال تعجب میبینیم که نمونهٔ این اباطیل مسخرهٔ بازاری، که ساخته و پرداخته معاویه و درخور یک «والاحضرت» شهوتران است تا یکپیشوای انقلابی که با چون معاویهیی درافتاده و بارها تا مکه پیاده رفته است، دربارهٔ پیامبر اسلام نیز وجود دارد.
در اینجا بههیچوجه نظر آن نیست که با دلایل مشروح پیامبر و امام حسن را از اتهامات هرزهدرایان که نقطهٔ عزیمت تمام آنها ریختن به جیب ارتجاع حاکم است، تبرئه کنیم. زیرا ناگفته پیداست، که درهم ریختن دنیای کهنهٔ جاهلی و بنیاد نظامی نو و مواظبت و امتداد آن، با خلق و خوی «والاحضرت» های هوسباز و شهوتران جور درنمیآید. این اباطیل و لاطائلات کسانی است که یا در کوچکترین تغییر انقلابی جامعه شرکت نجسته و بههیچرو مشقتها و «شایستگی ضروری آن را» حس نکردهاند یا بیهیچ آزرم و بدون صرف زحمت برای درک حقیقت قیاس بهنفس کردهاند.
اما اگر کسی بخواهد شمهای از حقیقت در این باره را دریابد، باید به جبرهای تاریخی نظام پاتریارکال (پدرسالاری) نظر کند که در آن روزگار حاکمیت مطلق داشت. روزگاری که اوج شیوهٔ «چندزنی» (پلیگامی) است. روزگاری که زن در نهایت بیش از یک وسیلهٔ تولیدمثل که در مالکیت کامل مرد بود، تلقی نمیشد
بهویژه که در عربستان جاهلی، که در شمار پسافتادهترین بخشهای دنیای آن روزگار میبود، حتی وجود زن و جنس اناث لکةننگی بر دامان خاندانها محسوب میگردید و بسا چهرهٔ پدران که با دریافت خبر دختردار شدن، از فرط ناراحتی و احساس بیآبرویی، سیاه و بسیار غضبناک میشد. در اینزمان زن بهشدیدترین صور تحت انقیاد و بهرهکشی جنس دیگر بهسر میبرد. چنانکه دکتر گوستاولوبن، خود در دفاع از حقوق زن در اسلام متذکر میگردد که آن ایام زن هیچ احترامی نداشته، از جمله:
قانون هندو میگوید «قضای حتمی، توفان، موت، جهنم، سم مارگزنده و آتش سوزان، در میان هیچکدام از زن بدتر نیست…» در کتاب مقدس (تحریف شده) هم در همین حدود با زن رفتار شده و خشونت و سختی که در آن دیده میشود کمتر از خشونت و سختی نیست که در فوق ذکر شدچه، مینویسد:
«زن تلختر از مرگ است» و در باب واعظ مینویسد: «هر کسی نزد خداوند محبوب است خود را از شر زن محفوظ خواهد داشت و در میان هزاراننفر مرد یکنفر مرد پیدا میشود که نزد خدا محبوب باشد، اما در میان تمام زنان عالم هم یک زن پیدا نخواهد شد که نزد خدا محبوب باشد…»
در یونان کهن نیز که امروز فرهنگ غربی بسیار بدان و تمدن انحصاری عالمتابش مینازد، وضع بهتر از این نبوده است: «یونانیان عموماً زن را یکمخلوق پست و فرو مایه خیال میکردند که فایدهٔ وجودش فقط خدمت بهخانه و تکثیر نسل بوده است و اگر از یک زن بچهٔ ناقصالخلقهیی بهوجود میآمد آن زن را بهقتل میرساندند…» در زمان عروج تمدن یونان هم غیر از زنان سازنده و نوازنده از هیچ زنی احترام نمینمودند و بههمین جهت غیر از زنان مزبور، رسم آموزش و پرورش (تعلیم و تربیت) زنان جاری نبوده است…
اما شکستن سنتهای ارتجاعی، که در جامعه ریشهٔ محکم دوانده، بیمجاهدت و تحمل انواع توهین و اتهامات صورت نگرفته است. مثال زیرین بر این معنا اشاره دارد:
«مسیو کوشدوبر سؤال مکالمهٔ پیغمبر و قیس، یکی از مشایخ بنیتمیم، را نقل میکند: روزی پیامبر دختری را روی زانوی خود نشانده، غذا میداد، قیس سؤال نمود این بچهمیش کیست؟ فرمود که این بچهٔ من است. قیس گفت بهخدا قسم برای من از این قبیل دختر زیاد بهوجود آمده و من علاوه بر اینکه هیچوقت آنها را اینطوری روی زانو ننشاندهام، همهٔ آنها را زندهبهگور کردهام. پیغمبر گفت: «وای برتو، معلوم میشود که تو یک آدم بدبختی هستی که خداوند در قلب تو محبت بشری بهودیعه نگارنده است و از این نعمت عظیم که بهایشان عطا شده محروم میباشی…»
لیکن پس از این همه مجاهدتها، در رسالت نهضت حسینی بود که نقش زن انقلابی، بهمثابه وجود تاریخی جدید، در مدار رهبری بارز شد.
در این مدار، اولین زن، زینب کبری، پرورش یافتهٔ دامان فاطمهٔ زهرا، بود که میبایست رهبری جنبش را پس از امام بهدست گیرد و کار آن را به اتمام رساند. اکنون بر امام حسین است که در این روزهای سخت، خواهر را برای احراز این مسئولیت سنگین آماده سازد. زنی ۵۵ ساله که اخیراً همسر را برای پاکبازی در آستان حسین طلاق گفته است.
سپس آن بانوی منزه و والامقام در نهایت شکیبایی انقلابی و شهامت دلیرانهاش که گواه بر رفعت روح پاکیزهاش بود، رهبری جنبش را عهدهدار شد و به نیکوترین صورت، رسالت والایی را که پس از امام به او رسیده بود بهپیش برد. زینب کبری با ایستادگی جسورانه در برابر مخوفترین جباران زمان و عمل پرشور افشاگرانه در مقابل انبوه مردمی که از حقایق دور نگاهداشته شده بودند، قالب قدیمی وجود زن را که در جنسیت او خلاصه میشد، درهم شکست و وجود انقلابی جدیدی را به تاریخ عرضه کرد.
[1] ـ نامه امام حسین به بزرگان امت، تحفالعقول، صص ۲۳۷ و ۲۳۸ و ۲۳۹.
[2] ـ پرتوی از زیارت عاشورا
