شکاف در رأس قدرت؛ جنگ باندها بر سر مذاکره وارد مرحله تازه شد
۱۴۰۵/۵/۱۲
در حالی که جناحهای مختلف حکومت بر سر مذاکره به رویارویی علنی رسیدهاند، این پرسش مطرح است که آیا تشدید این شکافها میتواند موازنه قدرت را بر هم بزند؟
گفتگو با میثم ناهید
اما در شرایطی که احتمال مذاکرات بین رژیم و آمریکا فعال شده، ما شاهد تشدید جنگ باندهای مختلف حکومت آخوندی در این مورد هستیم. همراه هستیم با میثم ناهید تا راجع به همین موضوع گفتگو کنیم. میثم سلام، خوش آمدی.
خیلی ممنون، تشکر از شما و سلام به هموطنان عزیز.
امروز در بخش خبری هم من گفتم که هیئت رئیسه مجلس خبرگان رژیم یک بیانیهای صادر کرده و در اون نوشته که هرگونه زمزمه تسلیمطلبی به اسم دفاع از صلح، خیانت نابخشودنیست و بعد هم بر مواجهه قانونی با چنین اقداماتی به عنوان وظیفه مسلم مسئولان تاکید کرده. این در واقع بخشی از بیانیه خبرگان ارتجاع هست.
هیئت رئیسهاش.
بله. اولاً آیا این رو باید به حساب کل خبرگان رژیم گذاشت؟ چون قبلاً هم دیدیم که اصلاً خبرگان رژیم خودش شقه شده؛ یه سری یه حرف میزنه، یه سری حرف دیگه. آیا باید این رو بیانیه رسمی همهشون تلقی کرد؟ و دوم اینکه مخاطب این بیانیه چه کسانی هستند؟
خب در رابطه با سؤال اول، اینکه آیا میشه حساب کرد که این بیانیه کل خبرگان هست یا نه، خب خودش گفته، گفته بیانیه هیئت رئیسه خبرگان. اگر قرار بود کل خبرگان باشه خب میگفت که کل خبرگان. حتی هیئت رئیسه رو هم نیومده به طور مشخص اسم ببره. چه بسا چه بسا این بیانیه مورد توافق کل هیئت رئیسهاش هم نباشه.
اون چیزی که مسلمه، اگر خبرگان ارتجاع که مهمترین، مهمترین و پایهایترین ارگان رژیم در این دستگاه هستش - بخاطر اینکه ولایت فقیهاش و سایر چیزها نشأت گرفته از همین هستند - اگر یکدست بود حتماً میگفتند که بیانیه کل خبرگان. اما اینکه نگفتند هیچ، ما (شما الان اشاره کردین) همین چندی پیش بود که شاهد بودیم چه شقهای در رابطه با موضوع مذاکره یا عدم مذاکره در همین خبرگان پیش اومد. ببینید، ۶۰ و بیش از ۶۰ نفر از همین وحوش خبرگان اومدند بیانیه دادند علیه مذاکره که همین حرفهایی که دیگه میزنند: خیانت و فلان و بهمان. بلافاصله دبیرخونهاش، دبیرخونه خبرگان بیانیه داد به اضافه ۲۴ نفر دیگهشون علیه اون ۶۰ نفر؛ که شما چرا این همچین بیانیهای زدید؟ یعنی در دفاع از مذاکره.
پس اون چیزی که ما شاهد هستیم، یک شقه در تمامیت رژیم و به طور خاص خبرگان ناظر بر اهمیتش الآن وجود داره که نه تنها ما ترمیم این شقه رو نمیبینیم، بلکه هر روز افزایش و تعمیق این شکاف رو میبینیم. کما اینکه من گفتم، از دفعه قبل تا الآن میبینیم که حتی نمیتونن یک بیانیه سرجمع بدن.
اما سؤال دوم شما؛ مخاطب کیه؟ مخاطب همین بیانیه هیئت رئیسه که میگه مذاکره خیانت است و فلان و این حرفها، خب روشنه؛ پزشکیان و قالیباف. چرا؟ اونها طرف مقابلی هستند که پشت موضع مذاکره هستند. دیروز پزشکیان میاد میگه که تمام شعام موافق تفاهم هستند و بعد هم حتی میگه که این تفاهم مرکز ثقل تمام توافقات آیندهست و یعنی میاد کلی تعریف و تمجید هم از این موضوع مذاکره میکنه. پس روشنه که هدف و سیبل این بیانیه هیئت رئیسه خبرگان، پزشکیان هست و همدستش قالیباف.
از اون طرف، ما شاهد هستیم که این وسط اون چیزی که مسلم هست، فارغ از اینکه الآن اوضاع و شرایط به چه سمت خواهد رفت - به سمت جنگ یا به سمت توافق، این رو خب اخبار مشخص میکنه - اما اون چیزی که مسلم هست، تشدید و ادامهدار بودن این شقه درونی رژیم هست. اونقدر که ما میبینیم الآن از یک دستهبندی در رژیم صحبت میشه. پزشکیان میاد میگه که «من و قالیباف و اژهای کاملاً هماهنگ هستیم». همین حرفش داره پرده برمیداره از دستهبندی درونی رژیم. پس یک طرف اینها هستند، اون طرف دیگه همون پایداریچیها و جلیلی و رسایی و بقیهشون. و این جنگ این وسط در حال تشدید، تشدید هستش.
و مجتبی این وسط چیکار میکنه؟ کینگ مجتبی، علیالاصول، علیالاصول کارش چیه؟ بلاتکلیفی، سردرگمی، در بنبست. همین روندی که مجتبی طی کرده در رابطه با همین موضوع مذاکره رو شما نگاه کنید. اول که اومد گفت من نظرم مخالف بود، علیالاصول پذیرفتم. بار بعد بعد از اینکه خامنهای رو چال کردن، اومد یک بیانیهای داد گفتش که انتقام میگیریم و فلان میکنیم و اصلاً هیچکس نمیتونه از همین قاتلان خامنهای در بستر بمیره، و موضوع انتقام رو گفت. یک کلمه در حمایت از پزشکیان و قالیباف و مذاکره نگفت. اما ۱۰ روز بعدش، ۸ روز بعدش، دوباره اومد یک بیانیه داد، اون دفعه گفت دعوا نکنید، گفت به دولت حمله نکنید، به تیم مذاکرهکننده حمله نکنید. هر چند باز اونجا هم کف سنگین حمایتش از اونهایی بود که مخالف مذاکره هستند، اما سراپا متفاوت با بیانیه اولش اومد از پزشکیان و قالیباف حمایت هم کرد. پس میبینید که مجتبی هم این وسط چیه؟ سردرگم و بلاتکلیف.
دقیقاً پرسش از همینجا آغاز میشه؛ یعنی اینکه آیا همین وضعیت وخیمی که الان شما توصیف کردی، اون هم در رأس رژیم، در تداوم خودش باعث نمیشه که رژیم از درون فرو بپاشه و مهار اوضاع از دستشون خارج بشه و رژیم سرنگون بشه؟
ای کاش میشد اما مطلقاً نخواهد شد. این یک نگاه علمی هست. ببینید ما باید دشمنمون رو با قانونمندیهای علمیاش، با ویژگیهایش بشناسیم تا بتونیم یک استراتژی درست رو در مقابلش اتخاذ کنیم، برای اینکه بتونیم، بتونیم ضربهفنیاش کنیم.
ببین، به خاطر ماهیت رژیم ولایت فقیه که یک عمود خیمهای داره به نام ولایت فقیه، فرضیههایی مثل فروپاشی از درون، کودتا از درون، کما اینکه مثل سرنگونی توسط جنگ خارجی که الآن اثبات شده، اینها همه سرابه، فسانهاست. همچین اتفاقی نخواهد افتاد در این رژیم. ای کاش میشد، ای کاش مردم ایران کمتر بها میدادند خود این رژیم از درون فرو میپاشید، کودتا میشد، هر اتفاقی میافتاد. ولی نمیشه. ما باید واقعیتها رو درک کنیم، فهم کنیم و بر اساس اون پدیده واقعی گام برداریم، حرکت کنیم. من علتش رو گفتم.
اما نگاه کنید، اینکه میگم ولایت فقیه عمود خیمهست، نمودهاش چیه؟ مگه همین مجتبی که اومد، اولین کسایی که دویدن باهاش بیعت کردن همین آخوند خاتمی اصلاحطلب و روحانی و بقیهشون نبودن؟ همهشون مگه نمیگن که ما در یک کشتی هستیم؟ بارها هم این رو میگن که اگر این کشتی غرق بشه همهمون غرق خواهیم شد. اون کشتی چیه؟ همین ولایت فقیه. مگه خودشون نمیگن که اگر سرنگونی روزش برسه که نزدیک هم هست، بین تیربرگ احمد خاتمی با محمد خاتمی فقط ۶ تا فاصله است، فقط ۶ تیربرگ فاصله است به دست مردم؟
بنابراین، درسته این شق و شکاف رو به تشدید هست، اما ما نباید فرض رو بر این بگیریم که خود به خود این رژیم فرو میپاشه. اون چیزی که این رژیم رو سرنگون میکنه، تنها و اون مونیسم استراتژیک، ارتش آزادیبخش، کانون شورشی، قیام سازمانیافته و آتشه؛ نه هیچ چیز دیگه. به خاطر اینکه سپاه پاسداران که حافظ این رژیم هست و حول ولایت فقیه شکل گرفته، فقط با این عنصر سرنگون میشه: ارتش آزادیبخش.
اما نقش این جدال درونی این وسط چیه؟ ببین این جدال درونی، این شق و شکاف، این رژیم رو هر چه بیشتر تضعیف میکنه. مثل دو بوکسور که تو رینگ هستند. وقتی اگر یکیشون دچار ضعف شدید درونی بشه، این ضعف درونی خود به خود ناکاوتش نمیکنه، اما در مقابل اون حریف مقابل، که اینجا مردم و مقاومت ایران هستند، بسیار ضربهپذیر، ضربهپذیرتر میشه و آمادهتر برای ناکاوت شدن. به دست چی؟ به دست اون مشت آخر که اون حریف خواهد زد.
بنابراین سراب و فسانه را بذاریم کنار. نه جنگ خارجی، نه کودتا، نه فروپاشی از درون، کار این رژیم رو تموم نمیکنه. تنها عنصر، ارتش آزادیبخش، قیام سازمانیافته و آتشه.
بله، خیلی متشکر از شما میثم ناهید.
