۱۴۰۴/۶/۲۱
شصت سال برای آزادی
دههی نخست حیات سازمان مجاهدین خلق ایران، میان سالهای ۱۳۴۴ تا ۱۳۵۴، یکی از مهمترین و پرحادثهترین ادوار تاریخ معاصر ایران است. در این دوره، سازمان از یک هستهی کوچک دانشجویی و مذهبی به یکی از جریانهای اصلی اپوزیسیون علیه دیکتاتوری پهلوی بدل شد. اگرچه این دهه با ضربات سنگین امنیتی و اعدام بنیانگذاران سازمان به پایان رسید، اما تجربهها و آموزههای آن، پایههای ماندگاری و استمرار جنبش را در دهههای بعدی فراهم کرد.
ایران در دههی ۱۳۴۰ با تحولات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مهمی روبهرو بود. شاه با اجرای “انقلاب سفید” کوشید با اصلاحات ارضی، حق رأی زنان و نوسازی اقتصادی بقای خود را تثبیت کند. اما این سیاستها نهتنها موجب نارضایتی مالکان و روحانیت شد، بلکه با افزایش وابستگی کشور به ایالات متحده و گسترش شکاف طبقاتی، نارضایتی گستردهای در میان طبقات متوسط و پایین جامعه پدید آورد.
در عرصهی سیاسی، حکومت پهلوی با اتکا به ساواک هرگونه فعالیت مستقل را سرکوب میکرد. احزاب دولتی مانند “ایران نوین” یا “رستاخیز” کارکردی جز تزیین صحنهی سیاسی نداشتند. نیروهای ملیگرا و مذهبی که تجربهی شکست نهضت ملی شدن نفت را پشت سر گذاشته بودند، راههای قانونی را ناکارآمد میدانستند. در این شرایط، بسیاری از جوانان دانشگاهی به سوی اندیشهی مبارزهی مسلحانه روی آوردند.
