رحمان کریمی ـ ساعت شنی

۱۴۰۴/۸/۲۵

استاد رحمان کریمی با قلم و کلام نافذ خود خصم آشتی‌ناپذیر آخوندهای حاکم و قلم‌به‌مزدان و لابیهای رژیم بود و دشمن از جنگندگی او در عرصه هنر و ادبیات کینه عمیقی به‌دل داشت. این شاعر و نویسنده پیش‌کسوت دهه‌های زندگی در تبعید را با سختی و تنگدستی و در معرض دشنام و لجن‌پراکنی وقفه‌ناپذیر مزدوران رژیم به‌سر برد.

استاد رحمان کریمی با قلم و کلام نافذ خود خصم آشتی‌ناپذیر آخوندهای حاکم و قلم‌به‌مزدان و لابیهای رژیم بود و دشمن از جنگندگی او در عرصه هنر و ادبیات کینه عمیقی به‌دل داشت. این شاعر و نویسنده پیش‌کسوت دهه‌های زندگی در تبعید را با سختی و تنگدستی و در معرض دشنام و لجن‌پراکنی وقفه‌ناپذیر مزدوران رژیم به‌سر برد.

این نویسنده و شاعر آزاده دفاع سرسختانه از رهبری مقاومت و حقانیت مبارزه مجاهدین برای آزادی میهن را تعهد هر روشنفکر انقلابی می دانست و تا آخرین دم حیات به عهد خود با مردم و مقاومت ایران وفا کرد.

پیرم  امّـا پلنگم


بر قـله می نشینم
تا به جای ماه
تاریکیها را شکار کنـم .

مرا ا زناسازگاری ها ی روزگار چه باک

پیــرم امـّا پلنگم

مهــاجم چون توفان

غرنده چون رعــد

 دلشکستگیهای  من و چون من

حکایت تازه یی نیست

تا هستم ا ز پای نمی ا فتــم

مگر جلا دان و ستمکاران ا زپا ی ا فتاده اند ؟

  بگـذا ر

سرخوردگان سر به یا وه  و هرزه بردا شته
آ ن دیروز « پا لنگان » امروز به سوراخ موش نشسته
کاشفان و خا ئفا ن و خادمان زمانه یی باشند

که جز چیرگی بیرحم سرمایه بر آ ن

دلربایی دیگری نیا فته ا ست .

دردا و شگفتــا

درست بدان هنگام که امپرا تورا ن مغرور عصر

ا زجنگ و گریز موشها

به شادی و فـتـح

قهقهـه سرمی دهند

شما رفقـای دیروز من

هما ن موشها یی شده اید که نه جنگ وگریز

که به با زی تکه پنیری

نه دُ م که تن و جان را

به تـلـه می دهید .

من شورشی یم ، شورشی

و شوریده تر ا ز شما

که شوریده نُما یید

عصیا نگری زخم آ جین ا مّا مطمئن .

ا ز موعظه تمامی پدران مقد س سرمایه ، بیزا رم 

دربرابر آ نان که چون به سخن درآ یند ، فریب دهند

وچون عمل کنند ، بکشند وبه تاراج برند

من پیرم  ، ا مـّـا پلنــگم

 

آ ری 

زخم آجین و شکسته دل وبی تردید ، ا یستاده ام

ا گر سلاح بر کف نیست

ا ز نا توا نی من ا ست .

ا ینک که می توا نم

هم چنا ن با کلما ت وکلما ت و کلما ت

نا بکا را ن را به رگبا ر می بند م  .

نه بیمــارم  ، نه دیوا نه

شوریده حا لی شورشی یم

با بیدا د گرا ن در جنگ

با ستمدید گان  ، همــراه .

ا ی آ تشفشان همیشه  سرکش ، ا ی قلب من !

رفیقا ن نیمه راه ، رفیق نبودند

تیمار خوا را ن درد مند ودلشکستگا ن نبودند

آ نا ن

خا نه شا گردان روزها ی خود بودند .

پس  بما ن ا ی  دل !

پیــری ، ا مـّا پلنــگی  .    

 

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط