روز جهانی منع خشونت علیه زنان و آنچه که در ایران می‌گذرد

گفتگو با نادیا حیدری

امروز روز جهانی منع خشونت علیه زنان است. این موضوعیست که در کشور ما بسیار حائز اهمیت هست. چرا که هر روز خبرها از خشونت افسارگسیخته علیه زنان رو می‌شنویم. میخواهیم به این موضوع بپردازیم که وضعیت خشونت علیه زنان در ایران به چه صورت هست؟ تفاوتش با سایر کشورها چیست و چشم اندازها و راهکارها چیست؟

امروز روز جهانی منع خشونت علیه زنان هست می‌خواهیم ببینیم که این موضوع در ایران به چه صورت هست؟

« بله امروز ۲۵ نوامبر ۴ آذر مصادف هست با روز جهانی منع خشونت علیه زنان که این در سالهای اخیر تبدیل شده به یک کارزار ۱۶روزه که تا روز جهانی حقوق بشر در ۱۰ دسامبر ادامه داره.

اما در رابطه با کشور ما ایران که الان تحت اشغال رژیم ضدبشری آخوندی قرار داده باید بر این مسئله تأکید کرد که تفاوت خشونت علیه زنان در ایران با بقیه دنیا در این هست که در ایران خشونت علیه زنان توسط حکومت حمایت و ترویج میشه و اصلاً‌ توسط قوانین رژیم نهادینه شده است. ما در ایران با خشونت حکومتی و تحت حمایت حکومت مواجه هستیم. و خشونت علیه زنان ریشه در ساختار حکومت و قوانین زن ستیزانه اش داره.

در هر کشوری وقتی زنی مورد خشونت قرار میگیره، جایی هست که به اون پناه ببره و ازش حفاظت و حمایت می کنند. امکان این رو داره که شکایت کنه و سیستم قضایی پشتش میاد. و در اصل قوانینی هست که از زن بزه دیده حمایت می کنه و مجرم رو مجازات میکنه.

ولی در ایران تبعیض و ستم به زنان نهادینه شده است. از اینکه زن رو انسان درجه ۲ محسوب می کنند، تا اینکه ارزش شهادتش نصف ارزش شهادت مرده و اینکه نمیتونه قاضی، یا رئیس جمهور یا رهبر بشه. علاوه بر انواع تبعیض هایی که تحصیل و اشتغال و فعالیت اجتماعی رو برای اونها محدود کرده.

علاوه بر این در قوانین رژیم اومده که رئیس خانواده مرد هست، زن باید از هرچی که مرد میگه تبعیت کنه، و بدون اجازه مرد نه تنها اجازه سفر نداره بلکه حتی برای مراسم ختم پدرش هم نمیتونه از خونه خارج بشه.

به این میگن تبعیض و زن ستیزی نهادینه شده در قوانین و ساختار رژیم.

علاوه بر این رژیم از پیوستن به کنوانسیون منع تبعیض علیه زنان خودداری کرده، برنامه های توسعه سازمان ملل را از جمله در رابطه با آموزش دختران رد کرده و بهش تن نمیده و حتی یک لایحه نیم بند منع خشونت علیه زنان را که از سال ۹۰ بین مجلس و قضائیه و دولت پاسکاری می شده رو این قدر تصویب نکرد و به قدری از سر و ته این لایحه زدند که دیگر تغییر ماهیت داد و دولت مجبور شد اون رو پس بگیره.

ولی این فقدان قانون برای جرم انگاری خشونت علیه زنان باعث میشه که وقتی یک زنی شکایت می کنه از شوهر خشونت ورزش، این موضوع در عداد جرائم عمومی بررسی میشه و نهایتاً هم در هزارتوی حقوقی رژیم این قدر زن قربانی پیچ می خوره که از شکایت منصرف میشه و مجبور میشه برگرده به خونه ای و همسری که از او خیلی هم خشمگین تر هست. متهم خشونت ورز هم بیشتر جری می شه و می فهمه که میتونه بدون هیچ پیامدی به خشونت خودش ادامه بده چون جان یک زن در این نظام ودر این حاکمیته بی ارزشه.

در حالی که همین رژیم یک لایحه ۷۲ ماده برای حجاب اجباری و جرم انگاری عدم رعایت حجاب را در عرض یک سال تنظیم و تصویب کرد.»

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط