۱۴۰۴/۱۲/۷
سینمای اعتراض ـ قلعه برست
۱۴۰۴/۹/۶
در برنامه امروز سینمای اعتراض نگاهی میکنیم به فیلم قلعه برست به کارگرانی الکساندر کوت.
داستان فیلم در روز شنبه، ۲۱ ژوئن ۱۹۴۱ آغاز میشود. ساشا آکیموف، نوازندهای ۱۵ ساله، و برادر بزرگترش، آندری، که والدینشان در جنگ داخلی اسپانیا کشته شدهاند، در هنگ ۳۳۳ تفنگداران ارتش سرخ در قلعه برست خدمت میکنند. در جای دیگر، کمیسر، یفیم فومین، متوجه میشود که به دلیل کمبود بلیط قطار قادر به آوردن خانوادهاش به برست نیست. افسر دیگری، گاوریلوف، علیرغم هشدارهای دوستش، ستوان واینشتاین، افسر بخش ویژه، در مورد جنگ قریبالوقوع با آلمان، همچنان در مورد آمادگی دفاعی قلعه در صورت حمله ابراز نگرانی میکند. عصر همان روز، برق قلعه به دلیل خرابکاری توسط کماندوهاآلمانی از کار افتاد.
صبح روز بعد، نیروهای آلمانی عملیات بارباروسا، حمله به اتحاد جماهیر شوروی، را آغاز میکنند. قلعه توسط توپخانه و بمبافکنهای شیرجهای اشتوکای آلمان بمباران میشود و بسیاری از سربازان و غیرنظامیان شوروی کشته میشوند. ساعت ۶:۳۰، پیادهنظام آلمان به قلعه حمله میکند و کارکنان بیمارستان و بیماران را اسیر میکند و بسیاری از آنها را قتل عام میکند. فومین فرماندهی مدافعان اطراف دروازه خلم را به عهده میگیرد، در حالی که گاوریلوف مدافعان اطراف قلعه شرقی را گرد هم میآورد. در جای دیگر، مرزبانان به فرماندهی ستوان کیژواتوف، یک حمله آلمانی به داخل قلعه را دفع میکنند و واینشتاین تلاش یک کماندوی آلمانی را برای تضعیف دفاع از پادگانهای گردان ۱۳۲ مستقل خنثی میکند. در طول نبرد برای قلعه شرقی، ستوان دوم آندری آکیموف (برادر ساشا) هنگام کمک به گاوریلوف در دفع حمله آلمانها حین نابودی دو تانک پانزر ۳ با یک توپ ضد تانک ۴۵ میلیمتری کشته میشود.
تا پایان ۲۲ ژوئن، مدافعان شوروی به گروههایی تقسیم شدند: یک نیرو تحت فرماندهی فومین از دروازه دفاع میکرد، نیروی دوم تحت فرماندهی گاوریلوف از استحکامات شرقی دفاع میکرد، در حالی که کیژواتوف به همراه گروهی از غیرنظامیان از پاسگاه مرزی نهم دفاع میکرد و واینشتاین به پادگانهای گردان ۱۳۲ پناه میبرد. روز بعد، نبرد برای قلعه ادامه یافت و ساشا به دروازه رسید. یک هواپیمای جنگنده شوروی از هنگ ۱۲۳ هوانوردی بر فراز قلعه سرنگون شد و خلبان توسط افراد فومین نجات یافت. او فاش کرد که ارتش سرخ در حال عقبنشینی به سمت مینسک است و فومین متوجه شد که افراد باید قلعه را ترک کنند یا بمیرند.
