سینمای اعتراض ـ استاندر

در برنامه امروز سینمای اعتراض نگاهی می‌کنیم به فیلم استاندر به کارگرانی برونون هیوز.

فیلم «استاندر» (Stander) ساختهٔ سال ۲۰۰۳ برونون هیوز، روایتی دراماتیک و واقعی از زندگی آندره استاندر، افسر پلیس مشهور اهل آفریقای جنوبی است که در دههٔ ۱۹۷۰ و اوایل دههٔ ۱۹۸۰ به یکی از جنجالی‌ترین مجرمان این کشور بدل شد. این فیلم با ترکیبی از واقعیت تاریخی، درامی پرتنش و نگاهی انتقادی به ساختار اجتماعی و سیاسی دوران آپارتاید، تلاشی می‌کند پیچیدگی‌های روانی و اخلاقی یک فرد را نشان دهد که میان وظیفه، وجدان و سرکشی دست‌وپا می‌زند.

داستان فیلم با معرفی آندره استاندر، یک افسر جوان و توانمند پلیس ژوهانسبورگ، آغاز می‌شود. او در ابتدا فردی قانون‌مند و وظیفه‌شناس است که مأموریت‌های سخت، از جمله سرکوب اعتراضات علیه آپارتاید، را بر عهده دارد. اما در جریان یکی از این مأموریت‌ها، که پلیس مجبور به تیراندازی به معترضان سیاه‌پوست می‌شود، استاندر با صحنه‌هایی مواجه می‌شود که روح او را عمیقاً متزلزل می‌کند. او نمی‌تواند میان نقش خود به‌عنوان مجری قانون و احساس عمیق گناهی که از این خشونت‌ها در او شکل گرفته، هماهنگی ایجاد کند. همین تضاد درونی، نقطهٔ آغاز سقوط و دگرگونی او است.

از اینجا روایت وارد مرحله‌ای رازآلود و پرکشش می‌شود: استاندر بدون آنکه کسی تصور کند، شروع به سرقت از بانک‌ها می‌کند. او این کار را نه از سر نیاز مالی، بلکه به‌عنوان نوعی اعتراض شخصی و رهایی از سیستمی انجام می‌دهد که به‌زعمش سرشار از بی‌عدالتی است. نکتهٔ جذاب فیلم این است که او پس از هر سرقت، با خونسردی به محل کار خود بازمی‌گردد تا دربارهٔ همان پرونده تحقیق کند؛ گویی زندگی دوگانه‌اش را با نوعی لذت تلخ و عصیانگرانه پیش می‌برد.

پس از مدتی، استاندر دستگیر و زندانی می‌شود، اما داستان به اینجا ختم نمی‌شود. او در زندان با دو زندانی دیگر، لی آلِن و آلن هیل، آشنا می‌شود و همراه آنان گروه «دار و دستهٔ استاندر» را تشکیل می‌دهد. این گروه، پس از فرار از زندان، موجی از سرقت‌های جسورانه را در آفریقای جنوبی رقم می‌زند؛ سرقت‌هایی که سرعت، برنامه‌ریزی دقیق و شوخ‌طبعی تلخ استاندر آن‌ها را برای پلیس به کابوسی واقعی بدل می‌کند.

در کنار روایت جنایی، فیلم به‌طور غیرمستقیم نقدی بر فضای خشن و تبعیض‌آمیز دوران آپارتاید دارد. تضاد بین اخلاق فردی و قوانین دولتی، درگیری‌های طبقاتی و نژادی، و تأثیر فشارهای اجتماعی بر روان افراد از مضامین اصلی فیلم است. برونون هیوز تلاش می‌کند نشان دهد که چگونه یک انسان، حتی اگر در جایگاه قدرت باشد، ممکن است زیر بار بی‌عدالتی‌های ساختاری فرو بپاشد.

در نهایت، فیلم با فرار استاندر به آمریکا و سرنوشت تراژیک او به پایان می‌رسد؛ پایانی که بازتابی از سردرگمی، عصیان و تلاش نافرجام او برای یافتن راهی میان عدالت و گریز است.

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط