دومین اجلاس در پارلمان اروپا در روز جهانی حقوقبشر - بروکسل ۱۹ آذر ۱۴۰۴ - قسمت دوم
۱۴۰۴/۹/۲۴
ایران: حقوقبشر، حسابرسی از رژیم و نقش اتحادیه اروپا
سخنرانی های:
سفیر استیون جی رپ
سفیر آمریکا برای عدالت کیفری جهانی
دادستان دادگاه ویژه سازمان ملل برای سیرالئون ۲۰۰۹-۲۰۰۷
کومی نایدو
دبیرکل عفو بینالملل ۲۰۲۰-۲۰۱۸
دورین روکماکر
نماینده پیشین پارلمان اروپا از هلند
استرون استیونسون
نماینده پارلمان اروپا ۲۰۱۴-۲۰۰۴
از مسئولان کمیته بینالمللی در جستجوی عدالت
هماهنگ کننده کارزار تغییر برای ایران
استرون استیونسون
بهرغم استبداد حاکم
شعله مقاومت ایران هرگز خاموش نشده است
در سراسر ایران کانونهای شورشی با سرعتی فوقالعاده تکثیر شدهاند
زنان و مردان جوان، آرمانگرا و شجاع
خطر دستگیری، شکنجه و اعدام را به جان میخرند
تا کل دستگاه سرکوب را به چالش بکشند
جنبش مقاومت سازمانیافته، ریشهدار و در حال گسترش ایران
در موقعیتی منحصر بهفرد برای رهبری ایران
به سوی آزادی و یک جمهوری دموکراتیک قرار دارد
که در آن نه جایی برای حکومت دینی است و نه سلطنت
استرون استیونسون – نماینده پارلمان اروپا (۲۰۰۴–۲۰۱۴)، از مسئولان کمیته بینالمللی در جستجوی عدالت
خانمها و آقایان، به اجلاس روز جهانی حقوقبشر با موضوع «حقوق بشر در ایران، پاسخگویی و نقش اتحادیه اروپا» خوش آمدید.
برای من افتخار بزرگی است که به همه شما و بهویژه به خانم مریم رجوی، رهبر اپوزیسیون ایران، خوشآمد بگویم. همچنین به هیأت بسیار محترمی که در اینجا حضور دارند خوشآمد میگویم و هر یک از آنها را هنگام دعوت به سخنرانی، بهطور جداگانه معرفی خواهم کرد.
اجازه میخواهم با بیان چند کلمه آغاز کنم. همانطور که میدانید، امسال پس از دههها جنگ نیابتی و فریبکاری هستهیی، آتشی که آخوندها در سراسر خاورمیانه برافروختند، سرانجام به درِ خانهٔ خودشان رسیده است. حملات هوایی به سایتهای هستهیی و نظامی ایران و تأسیسات کلیدی سپاه پاسداران، آسیبپذیری این رژیم را آشکار ساخت. اما بگذارید صریح بگویم: حملات هوایی بهتنهایی نمیتواند منبع اصلی بیثباتی در خاورمیانه را ریشهکن کند. کانون اصلی همچنان در تهران است و تنها نیرویی که قادر به نابود کردن آن است، خود مردم ایران هستند.
بهمدت ۴۶ سال طولانی، دیکتاتوری آخوندی شهروندان خود را با وحشیگری سرکوب کرده است؛ سرکوبی که مصداق جنایت علیه بشریت است. اعدام، شکنجه، قطع عضو، ناپدیدسازی قهری و مجازاتهای قرونوسطایی، ابزار روزمره این حکومت است. زنان توسط پلیس گشت ارشاد برای وادار شدن به تسلیم، مورد ضرب و شتم قرار میگیرند. اقلیتهای قومی و مذهبی تحت آزار و اذیت هستند. دهها هزار زندانی سیاسی که بسیاری از آنها از هواداران سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت بودند، با خونسردی بهقتل رسیدهاند.
کشتار ۳۰ هزار زندانی سیاسی در سال ۱۳۶۷، یکی از بزرگترین جنایات اواخر قرن بیستم است و با این حال، معماران آن آزادانه در راهروهای قدرت تهران قدم میزنند. این رژیمی است که هرگز عدالت را نشناخته است؛ این رژیم هرگز اجازهٔ رحم و شفقت نداده و این جنایات همچنان ادامه دارد. جنایاتی که بازتاب آن در ۱۹۳۲ اعدام ثبتشده تا به امروز در سال جاری و ۳۳۵ اعدام هولناک تنها در ماه نوامبر است. در دوران ریاستجمهوری پزشکیان، رئیسجمهور بهاصطلاح میانهرو، تعداد ۲۶۳۳ نفر به پای چوبههای دار فرستاده شدند.
امروز در داخل ایران، تورم به نزدیک ۴۰ درصد رسیده است. ارزش ریال سقوط کرده است. سهچهارم جمعیت اکنون زیر خط فقر زندگی میکنند. میلیونها جوان تحصیل کردهٔ ایرانی میبینند که زندگیشان زیر بار فساد و سوءمدیریت تباه میشود. اما در حالی که مردم گرسنگی میکشند، رژیم میلیاردها دلار صرف تأمین مالی حزبالله، مسلح کردن حوثیها و ایجاد گروههای شبهنظامی نیابتی از عراق تا غزه میکند. اثر انگشت خونین سپاه پاسداران بر هر درگیری در منطقه دیده میشود.
و با این حال، بهرغم این استبداد، شعلهٔ مقاومت هرگز خاموش نشده است. در سراسر ایران، کانونهای شورشی مرتبط با سازمان مجاهدین خلق با سرعتی فوقالعاده تکثیر شدهاند. زنان و مردان جوان، آرمانگرا و شجاع، خطر دستگیری، شکنجه و اعدام را به جان میخرند تا کل دستگاه سرکوب را به چالش بکشند.
این جنبش مقاومت سازمانیافته، ریشهدار و در حال گسترش، در موقعیتی منحصر بهفرد برای رهبری ایران بهسوی آزادی و یک جمهوری دموکراتیک قرار دارد؛ جمهوریای که در آن نه جایی برای حکومت دینی است و نه سلطنت. رژیم این را میداند و به همین دلیل است که این فعالان جوان را بهطرزی بیرحمانه و بیامان شکار و دستگیر میکند، اما در متوقف کردن آنها شکستخورده است.
و در پشت این جنبش، شورای ملی مقاومت ایران، دیرپاترین ائتلاف سیاسی در تاریخ معاصر ایران، با حضور خانم مریم رجوی و طرح دهمادهای ایشان برای یک جمهوری مبتنی بر جدایی دین و دولت و دموکراتیک قرار دارد؛ طرحی که مجازات اعدام را لغو میکند، برابری جنسیتی را تضمین میکند، از اقلیتها محافظت میکند، انتخابات آزاد را تضمین میکند و وعدهٔ همزیستی مسالمتآمیز با کشورهای همسایهٔ ایران را میدهد. این یک رؤیای انتزاعی نیست؛ این یک طرح عملی برای ایرانی نوین است، ایرانی که ظلم، فساد و بنیادگراییِ معرف رژیم کنونی را رد میکند.
بیایید لحظهای تصور کنیم که سقوط آخوندها به چه معنا خواهد بود. دیگر خبری از شلیک موشکهای ایرانی از یمن نخواهد بود. دیگر خبری از سلطهٔ حزبالله بر لبنان نخواهد بود. دیگر شبهنظامیان، عراق را تکهتکه نخواهند کرد. دیگر باجخواهی هستهیی جهان را تهدید نخواهد کرد. آزادی ۹۰ میلیون ایرانی، کل خاورمیانه را از نو شکل خواهد داد.
اما تغییر با سیاست مماشات به دست نخواهد آمد. بسیاری از دولتهای اروپایی در پشت زبان شرمآور «تعامل» پنهان شدهاند. آنها چشم خود را بر احکام اعدام، شکنجهگاهها، گروگانگیری، تروریسم فرامرزی و هدف قرار دادن مخالفان در تبعید، حتی در خاک اروپا، بستهاند. رهبران اتحادیهٔ اروپا حتی در اقدامی که نقض آشکار قوانین بینالمللی است، تلاش کردهاند اپوزیسیون دموکراتیک در تبعید را ساکت کنند. این دیپلماسی نیست؛ این بزدلی اخلاقی است. این همدستی با استبداد است.
زمان آن فرا رسیده است که سفارتخانههای ایران در اروپا بسته شوند. زمان آن فرا رسیده است که عوامل رژیم اخراج شوند. زمان آن فرا رسیده است که فرانسه، بریتانیا و اتحادیهٔ اروپا از آمریکا، کانادا و استرالیا پیروی کرده و سپاه پاسداران را بهعنوان یک سازمان تروریستی در فهرست سیاه قرار دهند. غرب باید بدون هیچگونه ابهامی در کنار مردم ایران بایستد، نه در کنار ستمگرانی که آنها را سرکوب میکنند. رژیم ایران مشروعیت خود را از دست داده است و، مانند هر دیکتاتوری دیگری که بر پایهٔ ترس، دروغ و خشونت بنا شده، فروپاشی آن اجتنابناپذیر است. تنها سؤال این است که آیا جهان دموکراتیک در لحظهٔ آزادی مردم ایران، در کنار آنها خواهد ایستاد یا نه.
خانمها و آقایان، ساعت تغییر نزدیک است. بیایید اطمینان حاصل کنیم که وقتی تاریخ نوشته میشود، از اروپا بهعنوان قارهای که در سمت اشتباه تاریخ ایستاد، یاد نشود.
بسیار سپاسگزارم.
استیون جی رپ
اعدامها در ایران ترور دولتی برای سرکوب مخالفان و بازگرداندن کنترل
در پی دو خیزش سراسری و درگیری بینالمللی اخیر است
آمار اعدام در ایران در سال ۲۰۲۵ از هر زمان دیگری در تاریخ معاصر
به جز فاجعه هولناک سال ۱۹۸۸ که ۳۰ هزار زندانی سیاسی
تنها بهدلیل پافشاری بر عقیدهشان به یک اپوزیسیون دموکراتیک اعدام شدند
فراتر رفته است
من بهعنوان یک دادستان سابق بینالمللی
که مسئول محکومیت عاملان نسلکشی رواندا
و سپس جنایات جمعی در سیرالئون بودم میتوانم بگویم
اقدامات رژیم جنایت علیه بشریت و جنایت علیه قوانین بشری هستند
سفیر استیون جی. رَپ – سفیر آمریکا برای عدالت کیفری جهانی، دادستان دادگاه ویژه سازمان ملل برای سیرالئون (۲۰۰۷–۲۰۰۹)
خب، از حضور امروزتان و این استقبال گرم بسیار سپاسگزارم. اما البته، ما در زمانی گردهم آمدهایم که قوهٔ قضاییهٔ ایران سیل اعدامها را به راه انداخته است. دیگران به آمار اشاره کردهاند، اما این افزایش قابل توجه است: ۸۵۰ مورد در سال ۲۰۲۵، نزدیک به هزار مورد در سال گذشته، و همانطور که از رئیس جلسه شنیدیم، ۱۹۳۲ مورد تا به امروز در سال جاری، در حالی که تنها ۲۱ روز تا پایان سال ۲۰۲۵ باقی مانده است.
و همانطور که خانم رجوی گفتند، تنها در ماه نوامبر ۳۳۵ نفر اعدام شدهاند. این یعنی هر روز ۱۱ نفر از همنوعان ما؛ ۱۱ انسانی که نفسشان در سینه حبس شد، گردنشان شکست و با طناب دار جان باختند. و این روند امروز نیز ادامه دارد.
این افراد به جرایم مبهمی مانند «محاربه با خدا» متهم شدهاند، یا بهدلیل وابستگی به گروهها و نه ارتکاب جرمی واقعی، محکوم شدهاند. این اعدامهای قضایی، این قتلهای قضایی، پراکنده نیستند، بلکه اقداماتی حسابشدهاند. اینها اقدامات ترور دولتی برای سرکوب مخالفان و بازگرداندن کنترل، در پی دو خیزش سراسری و درگیری بینالمللی اخیر است. آمار اعدام در ایران در سال ۲۰۲۵ از هر زمان دیگری در تاریخ معاصر فراتر رفته است، بهجز فاجعهٔ هولناک سال ۱۹۸۸. و آن فاجعه را فراموش نکنیم: اعدام ۳۰ هزار زندانی سیاسی در یک دورهٔ کوتاه، تنها بهدلیل پافشاری بر عقیدهشان به یک اپوزیسیون دموکراتیک. «هیئتهای مرگِ» مسئول آن جنایات، اکنون بهخاطر بیرحمی شان ستایش میشوند. تابستان امسال، خبرگزاری فارس، تریبون سپاه پاسداران، سرمقالهای هولناک منتشر کرد و آن هیئتها را یک «تجربهٔ تاریخی موفق» خواند.
من، بهعنوان یک دادستان سابق بینالمللی که مسئول محکومیت عاملان نسلکشی رواندا و سپس جنایات جمعی در سیرالئون بودم، میتوانم بگویم که اینها جنایت علیه بشریت و جنایت علیه قوانین بشری هستند.
اما بهعنوان فردی که در به محاکمه کشاندن جنایتکاران بینالمللی تجربه دارد، میدانم که پاسخگویی کند است، اما هرگز غیرممکن نیست. حاکمان ایران شاید امروز بر مصونیت از مجازات تکیه کنند، اما با فشار مداوم، فردا میتوانند با عدالت روبهرو شوند؛ چه در برابر شهروندان خود و چه در یک دادگاه بینالمللی که در آینده تشکیل خواهد شد.
وضعیتهای دیگری نیز به همین اندازه غیرممکن به نظر میرسیدند. همانطور که شنیدید، من بهتازگی از سوریه بازگشتهام؛ جایی که در پنجمین سفرم طی یک سال اخیر، پنج روز را گذراندم. برای ادامهٔ کارم با سوریها در زمینهٔ عدالت انتقالی و این بار برای شرکت در جشنهای پرشور اولین سالگرد آزادسازی، که روزها ادامه داشت، به آنجا رفته بودم. در این سفر، شور و هیجانی را تجربه کردم که در ۷۶ سال عمرم بیسابقه بود. با شادی، روزی را به یاد میآوردیم که مردم سوریه میترسیدند هرگز فرا نرسد، اما فرا رسید.
سوریه به ما میآموزد که پایان دادن به استبداد ممکن است و عدالت میتواند پیروز شود. اما چگونه این اتفاق افتاد؟ مانند ایران، هیچ دادگاهی برای مراجعه وجود نداشت، اما ما نشان دادیم که عدالت همچنان امکانپذیر است. سوریه تحت حاکمیت رژیمی بیرحم بود که در اوایل این دهه، به نظر اکثر جهانیان، در جنگ علیه مردم خود پیروز شده بود و سرکوب وحشیانهٔ آن، خانههای نیمی از جمعیت را ویران کرد، بازماندگان را به تبعید فرستاد و بیش از ۶۰۰ هزار نفر از مردم خود را کشت. یکسوم آنها در دل شب ناپدید و به بازداشتگاههایی مملو از سیاهچالهای زیرزمینی منتقل شدند؛ جایی که شکنجه و سپس قتل در انتظارشان بود. و ۱۴۰ هزار قربانی آن جنایات، اکنون در حدود ۲۵۰ گور دستهجمعی آرمیدهاند. دیگرانی نیز در بمباران محلههای مسکونی، بیمارستانها و تمام زیرساختهای حیاتی کشته شدند. اما باز هم هیچ دادگاه بینالمللی برای مراجعه وجود نداشت. ارجاع پرونده به دیوان کیفری بینالمللی با وتوی روسیه و چین مسدود شد؛ همانطور که قطعاً ارجاع پروندهٔ ایران نیز با چنین وتویی روبهرو خواهد شد. اما چشمانداز پاسخگویی، به لطف حمایت قوی در اروپا، آمریکای شمالی و سایر نقاط جهان از تحقیقات جامعهٔ مدنی در میدان و از سازوکارهای بینالمللی که پروندههای محکمی ساختند، زنده نگه داشته شد؛ پروندههایی آنقدر قوی که توانستند برخی از شکنجهگران، سرهنگها و اکنون ژنرالها را در دادگاههای خارجی، تحت اصل «صلاحیت قضایی جهانی»، محکوم کنند و برای دیگران، از جمله خود اسد، حکم جلب بگیرند. و اکنون، با تغییر در سوریه، نه با مداخلهٔ نظامی بینالمللی، بلکه به دست خود سوریها، عدالت کاملتری ممکن شده است.
پس اینها درسهایی برای تعامل ما با ایران است. حقوقبشر قربانیان و بازماندگان قابل مذاکره نیست. در گذشته، ما امیدوار بودیم که رژیم از درون خود را اصلاح کند. این امیدها حتی به فراموشی بازماندگان جنایات رژیم و، متأسفانه، به برچسب تروریستی زدن به مؤثرترین اپوزیسیون آن، یعنی سازمان مجاهدین خلق، منجر شد. ما باید عهد کنیم که هرگز اجازهٔ تکرار چنین اشتباهی را ندهیم.
همانند سوریه، پیام ما باید روشن باشد: اگر جنایاتی را که امروز آخوندها مرتکب میشوند انجام دهید، در این دنیا روز خوش نخواهید دید. روزی فرا خواهد رسید که درِ سلول پشت سرتان بسته میشود و در برابر بازماندگان محاکمه خواهید شد.
به چیزی فراتر از حرف نیاز است. در هفتاد و هفتمین سالگرد اعلامیهٔ جهانی حقوقبشر، ما باید متعهد شویم که دیگر هرگز حقوقبشر و عدالت را، حتی در ازای وعدههایی در مورد غنیسازی ایران، معامله نکنیم. این بهمعنای انجام ندادن مذاکرات سخت بر سر مسائلی چون کنترل تسلیحات نیست؛ همانطور که در دوران جنگ سرد با رژیم شوروی داشتیم. اما آن مذاکرات مانع حمایت فعال ما از مخالفان آن رژیم نشد. و قطعاً، همانطور که از خانم رجوی شنیدیم، باید پیش از نشستن با هر یک از نمایندگان این رژیم، بر توقف فوری این کشتارهای روزانه پافشاری کنیم.
ما باید از حق مردم ایران برای جایگزینی این رژیم و از حق قربانیان و بازماندگان برای رسیدن به عدالت حمایت کنیم.
این یعنی چیزی فراتر از گزارشگران کم امکانات یا هیئتهای حقیقتیاب. این یعنی تعهد به تأمین مالی مستندسازی فعالانهٔ این جنایات، از جمله همدستی عوامل غیرایرانی که در ارتکاب آنها نقش دارند؛ یعنی جمعآوری شواهدی که استانداردهای بالای اثباتی در فرآیندهای قضایی را داشته باشد؛ یعنی حمایت از پیگردهای قانونی توسط شاکیان خصوصی و مقامات قضایی؛ و حمایت عملی از این روندها، با تسلیم نکردن متهمان در برابر فشارهای رژیم.
عزم جهان نه با کلمات، بلکه با این واقعیت سنجیده خواهد شد که آیا سال ۲۰۲۵ ایران به یک سال ۱۳۶۷ دیگر تبدیل میشود یا به نقطهٔ عطفی بهسوی عدالت.
بسیار سپاسگزارم.
دورین روکماکر
رژیم ایران شنیعترین، شرورترین و بیرحمترین رژیم امروز جهان
و شرارت محض است
ما بهعنوان اتحادیه اروپا باید طرح ۱۰ مادهیی را تأیید کنیم
همه ما از چپ و راست با هر گرایش سیاسی باید متحد شویم
تا به مردم ایران برای رهایی از این رژیم کمک کنیم
دورین روکماکر – نمایندهٔ پیشین پارلمان اروپا از هلند
بسیار سپاسگزارم. اعضای محترم پنل و، البته، خانم مریم رجوی عزیز، بسیار سپاسگزارم. این افتخار بزرگی است که امروز فرصت سخنرانی در اینجا را دارم. مایلم دربارهٔ حقوقبشر، بهویژه وضعیت ایران، و اقداماتی که مایلم اتحادیهٔ اروپا انجام دهد، صحبت کنم.
من معتقدم با اطمینان میتوان گفت که رژیم ایران شنیعترین، شرورترین و بیرحمترین رژیم امروز جهان است. این رژیم، صددرصد شرارت محض است.
ایران در سال ۲۰۲۳ نزدیک به ۱۸۰۰ نفر را اعدام کرده است. و وقتی من این آمار را در شبکههای اجتماعی اعلام میکنم، کاری که اغلب انجام میدهم، فکر میکنم این عدد آنقدر بزرگ است که واقعاً به قلب مردم نفوذ نمیکند تا بفهمند چه اتفاقی در حال رخ دادن است.
البته هزاران نفر در انتظار اعدام هستند، از جمله ۱۷ زندانی سیاسی که بهدلیل وابستگی به اپوزیسیون دموکراتیک ایران محکوم شدهاند. و این چیزی است که در اروپا غیرقابل تصور است؛ اینکه اگر شما برای دموکراسی اعتراض کنید، ممکن است به زندان بیفتید یا به اعدام محکوم شوید. برای کسی که در اروپا زندگی میکند، این واقعاً غیرقابل تصور است. اقلیتهای مذهبی و قومی ایران از تبعیض شدید رنج میبرند و مجازات اعدام بهطور نامتناسبی جمعیتهای عرب، بلوچ و کرد را تحت اتهامات مبهم امنیت ملی هدف قرار میدهد.
اما من فکر میکنم غیرممکن است — و رژیم ایران هم متوجه این موضوع شده است — که بتوانید مردمتان را سرکوب کنید، جمعیت خود را بکشید، و متخصصان و افراد حرفهیی خود را به زندان بیندازید و در عینحال اقتصاد را سرپا نگهدارید. این یک مشکل واقعی است. افزایش قیمت سوخت، نارضایتی عمومی فزاینده، بحران بودجهٔ ورشکسته، بحرانهای سیستمی، و جنگ و منازعه برای حکومت کردن، همگی وجود دارند.
بنابراین، من فکر میکنم رژیم در آستانهٔ فروپاشی است؛ همانطور که آن را در سوریه دیدیم و همانطور که در بسیاری دیگر از رژیمهای سرکوبگر دیدهایم. سازمان ملل تمام کاری را که باید، انجام میدهد. برای مثال، قطعنامههایی را با اشاره به قتلعام سال ۱۳۶۷ تصویب میکند و تلاش میکند توجهها را به جنایات در ایران جلب کند. اما من فکر میکنم، از آنجا که ما اینجا در پارلمان اروپا هستیم و من نیز بهعنوان یک عضو سابق پارلمان اروپا صحبت میکنم، بسیار مهم است که از پارلمان اروپا بخواهیم اقدام کند.
نکتهٔ اول من این است که از اتحادیهٔ اروپا میخواهم صلاحیت قضایی جهانی را، در موارد ممکن، برای محاکمهٔ مقامات ایرانیِ مسئول جنایت علیه بشریت که توسط هیأت حقیقتیاب سازمان ملل شناسایی شدهاند، اعمال کند.
نکتهٔ دوم این است که مایلم اتحادیهٔ اروپا برای تأسیس یک دادگاه ویژهٔ کشوری تلاش کند و از شورای حقوقبشر سازمان ملل بخواهد دادگاهی برای ایران با مأموریت محاکمهٔ مسئولان نقض مستند حقوقبشر تشکیل دهد. میدانم تعداد آنها برای ذکر کردن بیش از حد زیاد است.
نکتهٔ سوم این است که مایلم اتحادیهٔ اروپا یک مکانیسم پاسخگویی بینالمللی ایجاد کند تا با ارجاع موارد نقض حقوقبشر ایران به شورای امنیت سازمان ملل، پاسخگویی را تضمین کند. من فکر میکنم اتحادیهٔ اروپا وظیفه دارد این کار را برای محاکمه و صدور حکم بازداشت علیه رهبران رژیم انجام دهد.
نکتهٔ چهارم این است که مایلم اتحادیهٔ اروپا برای دسترسی سازمان ملل فشار بیاورد و از تهران بخواهد به هیأتهای حقیقتیاب و گزارشگران ویژهٔ سازمان ملل اجازهٔ دسترسی نامحدود برای بازدید از ایران را بدهد.
پنجم، مایلم روابط به بهبود حقوقبشر و پاسخگویی مشروط شود. من فکر میکنم اتحادیهٔ اروپا باید روابط تجاری و دیپلماتیک با ایران را به توقف فوری اعدامها، تعلیق مجازات اعدام و آزادی همهٔ زندانیان سیاسی، شهروندان دوتابعیتی و معترضان بازداشت شده منوط کند.
ششم، فکر میکنم کاملاً واضح و فوری است که باید سپاه پاسداران را در فهرست تروریستی قرار دهیم و آن را بهعنوان یک سازمان تروریستی معرفی کنیم.
هفتم، فکر میکنم ما در اتحادیهٔ اروپا باید از تغییر دموکراتیک حمایت کنیم. من معتقدم مردم ایران حق دارند از شر یک رژیم شیطانی، بدخواه و جنایتکار خلاص شوند. و ما باید این را با صدای بلند بگوییم؛ نه فقط اینجا، بلکه شاید هر سهشنبه، همانطور که خودشان در ایران انجام میدهند.
هشتم، فکر میکنم ما بهعنوان اتحادیهٔ اروپا باید طرح دهمادهای شورای ملی مقاومت را تأیید کنیم. همهٔ ما، از چپ و راست، با هر گرایش سیاسی، باید متحد شویم تا به مردم ایران برای رهایی از این رژیم کمک کنیم.
نهم، فکر میکنم باید تحریمها را هدفمندتر کنیم. بنابراین باید تحریمهای هدفمند علیه خامنهای، ولیفقیه، و دیگر مقامات ارشد اعمال کنیم و بر مسئولان جنایات علیه بشریت تمرکز داشته باشیم.
و دهم، بهرسمیت شناختن جنایات تاریخی که پیشتر به آن اشاره کردیم؛ بهرسمیت شناختن قتلعام ۳۰ هزار زندانی سیاسی در سال ۱۳۶۷ در ایران بهعنوان جنایت علیه بشریت.
خانم رجوی عزیز، برای شما بهترینها را آرزو میکنم. میخواهم بدانید که از حمایت من و همهٔ کسانی که اینجا هستند برخوردار خواهید بود و امیدوارم که بهزودی شاهد یک ایران دموکراتیک باشیم. از شما سپاسگزارم که این فرصت را فراهم کردید تا برای هدفی والا تلاش کنم و با این کار، به انسانی بهتر و شجاعتر تبدیل شوم.
از شما بسیار سپاسگزارم.
کومی نایدو
اتحادیه اروپا باید خواستار ایجاد یک سازوکار تحقیقی سازمان ملل شود
که بهطور مشخص بر قتلعام سال ۱۳۶۷ و میراث ادامهدار آن متمرکز باشد
اگر شما یک زن ۶۷ ساله به نام زهرا طبری را پس از یک محاکمه ده دقیقهای
به جرم حمل پلاکاردی که روی آن نوشته شده بود:
«زن، مقاومت، آزادی» محکوم میکنید
باید بفهمید که به شکل بیسابقهای ضعیف شدهاید
آنچه ما را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار داده
مقاومت قهرمانانه زنانی است که در ایران به مقابله با حکومت برخاستهاند
مردم را بسیج میکنند و در خط مقدم مبارزه قرار دارند
کومی نایدو – دبیرکل عفو بینالملل (۲۰۱۸–۲۰۲۰)
استرون عزیز، اعضای محترم پنل، خانمها و آقایان، از شما سپاسگزارم. احساس میکنم در یکی از لحظات مبارزات ضد آپارتاید در آفریقای جنوبی هستم؛ زیرا در آن دوران نیز، وقتی پس از چند سخنران قدرتمند و خوشسخن نوبت به شما میرسید، سخنرانیتان را اینگونه آغاز میکردید که «بیشتر نکات خوبی که میخواستم بگویم، سخنرانان قبلی به شیوایی بیان کردند» و سپس میگفتید «اما برای تأکید بیشتر» و یک ساعت تمام صحبت میکردید.
میخواهم بگویم که از طرحهای دهمادهای که شنیدیم الهام گرفتهام و به همین دلیل، پیش از هر چیز، میخواهم یک طرح شش مادهای به اتحادیهٔ اروپا ارائه دهم.
بنابراین، میخواهم از رهبران اتحادیهٔ اروپا درخواست کنم و مستقیماً به قلب خواستههایمان از آنها بپردازم.
یک: خواستار توقف فوری اعدامها در ایران شوید.
دو: برای ایجاد یک فرایند تحت رهبری سازمان ملل و با همکاری کمیساریای عالی حقوقبشر لابی کنید تا شواهد جنایات علیه بشریت که در دهههای گذشته رخ داده است، مستند و حفظ شود.
سه: از جامعهٔ مدنی، سازمانهای حقوق زنان و روزنامهنگاران مستقل ایرانی که موارد نقض حقوقبشر را مستند میکنند، حمایت کنید.
چهار: از مخالفان و مدافعان حقوقبشر ایرانی در اروپا محافظت کنید و صدای خود را به صدای این جامعه، در هر کجای جهان که با سطوح فزایندهیی از ارعاب و تبعیض، حتی همینجا در اروپا، روبهرو هستند، اضافه کنید. اگر میخواهید به ارزشهایتان پایبند بمانید، باید در این مورد موضعگیری کنید.
پنج: خواستار ایجاد یک سازوکار تحقیقی سازمان ملل شوید که بهطور مشخص بر قتلعام سال ۱۳۶۷ و میراث ادامهدار آن متمرکز باشد.
و شش: هر گونه تعامل دیپلماتیک بیشتر را به پیشرفت ملموس در زمینهٔ حقوقبشر مشروط کنید، نه وعده و وعید.
پس شوخی نمیکردم که گفتم بیشتر نکات خوبم را دیگران گفتهاند. نیمی از سخنرانیام را خط زدم و همینجا، وسط پنل، چند یادداشت جدید نوشتم.
میخواهم داستانی کوتاه برایتان تعریف کنم. زمانی که دبیرکل عفو بینالملل بودم، در کنفرانس امنیتی مونیخ، در جلسهیی با وزیر امور خارجهٔ ایران، ظریف، به همراه دیوید میلیبند از کمیتهٔ بینالمللی نجات (IRC)، رؤسای دیدهبان حقوقبشر و دیگران حضور داشتم. ما در حال طرح برخی از این مسائل بودیم، اما همچنین دربارهٔ وضعیت مردمی صحبت میکردیم که خانوادههایشان را در سوریه از دست داده بودند و برای رسیدن به آرامش، تلاش میکردند اجساد عزیزانشان را باز پس بگیرند. در آن جلسه، ظریف به ما گفت: «میدانید، نمایندهٔ سازمان ملل که الآن اسمش را فراموش کردهام، همیشه وقتی میخواهد با ما در ایران، با دولت ایران، صحبت کند، میگوید بیایید در ژنو با من ملاقات کنید».
من گوش دادم و آخرین نفری بودم که صحبت میکرد. گفتم: «آقای وزیر، مهم نیست که نمایندهٔ سازمان ملل نمیخواهد به ایران بیاید. اگر شما مرا دعوت کنید، من فردا آنجا خواهم بود. لطفاً مرا دعوت کنید».
و ظریف گفت: «کومی، اگر من شما را دعوت کنم، وقتی شما بروید، من هم باید با شما بیایم».
میخواهم اینجا لحظهای درنگ کنم تا یادی کنم از زنی که زندگی و داستانش بسیاری از ما را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار داده است. میخواهم خطاب به دولت فعلی ایران بگویم: سرکوب هرگز نشانهٔ قدرت نیست؛ سرکوب نشانهٔ ضعف سیاسی شماست.
اگر شما یک زن ۶۷ ساله به نام زهرا طبری، یک مهندس، را پس از یک محاکمهٔ ده دقیقهای محکوم میکنید، به چه جرمی؟ به جرم حمل پلاکاردی که روی آن نوشته شده بود: «زن، مقاومت، آزادی». اگر از یک زن ۶۷ ساله که چنین پلاکاردی حمل میکرد احساس خطر میکنید، باید بفهمید که به شکلی بیسابقه ضعیف شدهاید و درک کنید که با این کار، قدرت خود را به نمایش نمیگذارید.
بله، آنها در پی نمایش قدرت نیستند، بلکه میخواهند ترس را القا کنند. و آنچه ما را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار داده است، مقاومت قهرمانانهٔ زنانی است که در ایران به مقابله با حکومت برخاستهاند، مردم را بسیج میکنند و در خط مقدم مبارزه قرار دارند. بیایید همبستگی خود را با زنان ایران اعلام کنیم.
اکنون میخواهم بهسرعت بگویم که ما امروز، در روز جهانی حقوقبشر، بهدنبال ترویج چه اصولی هستیم. میخواهیم تأکید کنیم که مداخلهٔ امروز ما بهمعنای حمایت از تکتک ایرانیانی است که در تبعید یا در داخل کشور برای آزادی، حقوقبشر و دموکراسی به پا خاستهاند. این بهمعنای تأکید بر پاسخگویی در قبال جنایات گسترده است؛ بهمعنای حفاظت از غیرنظامیان و پافشاری بر حقوق بنیادین بشر.
و اکنون، بخش پایانی سخنانم خطاب به شما عزیزان حاضر در اینجاست؛ دربارهٔ استراتژیها، تاکتیکها و چیزهایی که من از مبارزات ضد آپارتاید آموختم. نخست اینکه «تقاطعگرایی» را با تمام قوا تقویت کنید. این یعنی چه؟ یعنی اگر برای حقوقبشر مبارزه میکنید، چشمانتان را بر عدالت زیستمحیطی، توسعهٔ جوانان، ائتلافسازی و موارد دیگر نبندید. همین حالا که ما اینجا نشستهایم، خشکسالی عظیمی در ایران در جریان است. صحبت از انتقال پایتخت، تهران، به مکانی دیگر در ایران است، زیرا منابع آبی بهدلیل تغییرات اقلیمی و سوءمدیریت شدید، بهشدت کاهش یافته است. در گفتمان خود به مسألهٔ کمبود آب بپردازید، زیرا آب، برادران و خواهران عزیزم، تنها کالایی است که بدون آن نمیتوانیم زنده بمانیم. و امیدوارم بشریت روزی بفهمد که ما سالها بر سر نفت جنگیدهایم، در حالی که همین حالا جنگها بر سر آب آغاز شدهاند.
و این، کلمات پایانی من است. در این مقطع از تاریخ که در آن قرار داریم، بدبینی تجملی است که ما به هیچوجه توان پرداخت هزینهٔ آن را نداریم. و به بدبینیای که گاهی، یا حتی بیشتر اوقات، بهدرستی از تحلیلها، مشاهدات و تجربیات ما نشأت میگیرد، میتوان، باید و حتماً با خوشبینیِ برخاسته از اندیشه، عمل، خلاقیت، شجاعت و عشق به بشریت پاسخ داد.
و اجازه میخواهم با پیامی به حاکمان ایران سخنانم را به پایان برسانم. تمام ادیان جهان، از جمله اسلام، به عشق، عدالت و انصاف موعظه میکنند. من متخصص الهیات نیستم و همهٔ متون دینی را خطبهخط مطالعه نکردهام، آنگونه که برخی ادعا میکنند، اما این را میدانم که هیچ دینی نمیگوید میتوانید هر طور که دلتان خواست، بیرویه مردم را به دار بیاویزید. هیچ دینی نمیگوید میتوانید حقوق مردم را از آنها سلب کنید و با این حد از بیاحترامی با آنها رفتار کنید. هیچ دینی به ما نمیگوید که باید به محیطزیست آسیب بزنیم.
و من به دولت ایران، و همچنین به تمام رژیمهای سراسر جهان که فکر میکنند میتوانند از دین برای پیشبرد منافع تنگنظرانهٔ سیاسی خود سوءاستفاده کنند، میگویم: دوران شما به سر آمده است. مردم دست شما را خواندهاند و فقط زمان لازم است تا به دست مردم عادی، که با شجاعتی فوقالعاده در ایران و دیگر نقاط جهانبهپا خاستهاند، عدالت حاکم شود و شما به سزای اعمالتان برسید.
از اینکه مرا دعوت کردید، بسیار، بسیار سپاسگزارم.
