نفوذیهای بمبگذار وزارت اطلاعات، شاهپرست و طرفدار «بچه شاه» شدند
۱۴۰۴/۹/۲۴
سرانجام نسیمه نعامی و امیر سعدونی
نفوذیهای بمبگذار وزارت اطلاعات هم
شاهپرست و طرفدار بچهٔ شاه از آب درآمدند!
دادگاه هر کدام از آنها را به ۱۸ سال زندان
و سلب تابعیت و پاسپورت بلژیکی محکوم کرده بود
سخنگوی مجاهدین:
الگو، همان الگوی نفوذ درازمدت مزدور مصداقی
و سپس اعلام آمادگی برای در قبر گذاشتن مسعود و مریم رجوی
بهدست خود بهطور فیزیکی و آنگاه شاهپرستی دوآتشه
پس از بارها و بارها ندامت و گشت با خودروهای دادستانی
برای شکار و دستگیری مجاهدین در تهران
مصاحبهٔ ۲ مزدور بمبگذار زندانی
با خبرنگار بلژیکی با این ادعای مضحک که
بمب نبود، ترقه بود!
پاسخ کمیسیون قضایی
شورای ملی مقاومت ایران
۲ دسامبر ۲۰۲۵ (۱۱ آذر ۱۴۰۴)
دعاوی دو مزدور نفوذی حامل بمب
در مصاحبه با خبرنگار مجله اینترنتی هومو در زندان بلژیک
مهرهها و جاسوسان
زوج تروریست امیر سعدونی و نسیمه نعامی که برنامه بمبگذاری
به نام آیتاللههای ایرانی در تابستان ۲۰۱۸ در پاریس داشتند میگویند:
مغز متفکر (اسدالله اسدی) با اولیویه وندکاستیل معاوضه شد
ما هنوز ده سال زندان داریم
شاهپرست شدن سفارشی مزدوران «به فرموده»!
هومو: آیا دلتان میخواهد روزی به ایران برگردید؟
نعامی: حتماً، بهمحض اینکه آیتاللهها سرنگون شوند
و رضا پهلوی به قدرت برسد پهلوی پسرآخرین شاه است
اما میترسم که برای فردا نباشد
سعدونی:
عارفانی سالها در بلژیک خود را بهعنوان مخالف ایرانی
و حامی مجاهدین جا زده بود
اما تمام مدت برای وزارت اطلاعات کار میکرد
او آن روز چشم و گوش اسدی در گردهمایی ایران آزاد بود
نسیمه نعامی و امیر سعدونی، دو نفوذی وزارت اطلاعات ایران که در تلاش برای انجام عملیات بمبگذاری بودند، پس از محاکمه در دادگاه بلژیک به ۱۸ سال زندان و سلب تابعیت و پاسپورت بلژیکی محکوم شدند. این دو نفر در مصاحبههای اخیر خود، به تلاش برای توجیه اقدامات خود پرداخته و ادعا کردهاند که بمبگذاریها تنها «ترقه» بوده است. در حالی که بهطور واضح در صدد تضعیف امنیت اروپا بودند، اکنون جزو حامیان و طرفداران نظام شاهنشاهی و «بچه شاه» شناخته میشوند.
امیر سعدونی و نسیمه نعامی، دو تن از مزدوران نفوذی همدست اسدالله اسدی دیپلمات تروریست بمبگذار در توطئه تروریستی در گردهمایی بزرگ مقاومت ایران در پاریس در۹تیر ۱۳۹۷، در مصاحبهیی در زندان با خبرنگار روزنامه بلژیکی هومو با توسل به دعاوی مضحک و سناریوسازی دستپخت اطلاعات، از یکطرف شاهپرست از آب در آمده و میگویند شیفته بازگشت سلطنت هستند و از طرف دیگر مدعی میشوند که فریب اسدی را خورده بودند که می خواسته خود آنها را بکشد. آنها بهنحو مسخرهیی تلاش میکنند نقش خود را در توطئه بمبگذاری و همکاری چند ساله با وزارت اطلاعات حاشا کنند.
در این مصاحبه خبرنگار هومو میپرسد «چرا دو پناهنده ایرانی کاملاً ادغامشده با بسته بمب به یک گردهمایی مخالفان ایرانی میروند؟» و نسیمه نعامی میگوید: «اسدالله اسدی آن بسته را به ما داد. ما فکر میکردیم آتشبازی است، برای ترساندن مردم با چند صدای بلند و دود. اما قصد اسدی – که بعداً فهمیدیم – این بود که امیر و من بمیریم، و هیچکس دیگر نه. آن بمب بهاصطلاح از ۵۵۰ گرم پودر tAtP تشکیل شده بود: مقدار کمی است. احتمالاً کس دیگری قربانی نمیشد، مگر کسی که واقعاً درست کنار ماشین ما ایستاده باشد. tAtP شناختهشده است که قابل حمل نیست، بهخصوص در یک روز گرم در ماشینی که تکان میخورد. تنها دو هدف واقعی آن بمب ما بودیم، چون با آن ماده حساس هرگز به مقصد نمیرسیدیم. بهخاطر حرکت ناگهانی یا گرمای خورشید، در جایی خیلی قبل از ویلپنت، همه چیز خودش به هوا میرفت».
هومو میپرسد آن بسته چقدر بزرگ بود؟
سعدونی پاسخ میدهد «tAtP در یک کیف آرایش بود. اسدی آن را در شهر لوکزامبورگ در یک پیتزا هات به ما داد. او قبلاً آن را از تهران در چمدان دیپلماتیک به اتریش قاچاق کرده بود. چیزی که با عقلم جور درنمیآید اینکه: او در لوکزامبورگ با همسر و دو پسرش همراه بود. ظاهراً در تور گردشگری قلعهگردی از اتریش و آلمان بود، که در قرار ما در لوکزامبورگ تمام میشد. یعنی با آن بمب فوقالعاده خطرناک tAtP در چمدانش روزها رانندگی کرده بود. روزها، با خانوادهاش»
هومو میپرسد: شما فکر میکردید داخل کیف آرایش یک ماده آتشبازی است. این را در محاکمه سال ۲۰۲۰ هم ادعا کردید.
نعامی میگوید «به ما این را گفته بودند. یک انفجار کوچک، فقط یک صدای بلند و کمی دود، فقط برای ترساندن مردم در آن کنگره. و حالا تو میپرسی که چرا اول چک نکردیم داخل کیف آرایش دقیقاً چیست قبل از حرکت؟!»
هومو میگوید در محاکمهتان این سؤال را میپرسیدند که شما چطور سالها دستورات اسدی را کورکورانه اجرا کردید؟
نعامی جواب میدهد: «وقتی بهعنوان پناهنده ایرانی در غرب زندگی میکنی و خانوادهات هنوز آنجاست، هرگز کاملاً آزاد نیستی. جان پدرم – که بیمار بود و حالا هم نابینا ست– در خطر بود، و جان پدر امیر».
سعدونی هم ادامه میدهد: «ما مجبور بودیم کارهای خاصی انجام دهیم. اولین بار اسدی را در سال ۲۰۱۵ در مونیخ دیدیم. از ما اطلاعات خواست درباره اینکه چه کسی در مجاهدین بلژیک چه میکند. گاهی چیزی میفرستادم، اما فقط چیزهایی که فکر میکردم به دردش نخورد. از وبسایتها برمیداشتم».
سپس نعامی اضافه میکند: «ما میدانستیم اسدی کسی از سرویس مخفی ایرانی است، اما ما آدمهای معمولی بودیم. نمیتوانستیم تصور کنیم: بمب یا tAtP چیست. ما فقط میخواستیم زندگی کنیم.
خبر گار هومو سؤال میکند: در کل این عملیات، شاعری هم درگیر بود، مهرداد عارفانی که او ۱۷ سال حبس گرفت.
سعدونی میگوید: «وضعیت او کاملاً متفاوت از ما بود. عارفانی سالها در بلژیک خود را بهعنوان مخالف ایرانی و حامی مجاهدین جا زده بود، اما تمام مدت برای وزارت اطلاعات کار میکرد. او آن روز چشم و گوش اسدی در گردهمایی ایران آزاد بود».
خبرنگار هومو میپرسد: آیا دلتان میخواهد روزی به ایران برگردید؟
نسیمه نعامی میگوید: «حتماً. بهمحض اینکه آیتاللهها سرنگون شوند و رضا پهلوی به قدرت برسد. پهلوی پسر آخرین شاه است. رویایش و رویای اکثریت بزرگ ایرانیها: انتخابات آزاد. بازگشت به آنچه قبل از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ بود. اما میترسم که برای فردا نباشد. وقتی در ۲۰۰۷ به بلژیک آمدم، عمدتاً چون قلبم را دنبال کردم. میخواستم پیش امیر باشم. ما از طریق اینترنت همدیگر را شناختیم و وقتی هنوز در ایران بودم، ازدواج کردیم. چه نفس راحتی بود که ناگهان در کشوری زندگی کنم که بتوانی حجابت را بردار – که بلافاصله کردم. باور کن، هشت از ده زن ایرانی نفرت عمیقی از آن حجاب دارند».
توجه شما را به نامه کمیسیون قضایی شورای ملی مقاومت ایران به آقای ونگرن سردبیر روزنامه بلژیکی در پاسخ به اکاذیب مزدوران جلب میکنیم.
پاسخ کمیسیون قضایی
شورای ملی مقاومت ایران
۲ دسامبر ۲۰۲۵ (۱۱ آذر ۱۴۰۴)
امیر سعدونی و نسیمه نعامی، دو تروریست رژیم آخوندی، که بهخاطر نقش مستقیمشان برای بمبگذاری در گردهمایی سالانه شورای ملی مقاومت ایران در ویلپنت فرانسه در ۳۰ ژوئن ۲۰۱۸ دستگیر و پس از محاکمه مجرم شناخته شده و به حبسهای طویلالمدت محکوم شدند، در مصاحبه اخیر خود با نشریه بلژیکی HUMO که در ۲۴ نوامبر ۲۰۲۵ به قلم داگلاس دو کونینک منتشر شده، بهطور ناشیانه و عامدانهای تلاش کردهاند همان روایتهای بیاساس و دروغینی را که پیشتر در جریان محاکمه در سالهای ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲ در دادگاه بدوی و استیناف مطرح کرده بودند، تکرار کنند؛ روایاتی که هدف آن تحریف واقعیت یک اقدام تروریستی سازمانیافته دولتی، نفی ارتباطات طولانی، گسترده و مستقیم خودشان با وزارت اطلاعات رژیم ایران، کوچک جلوهدادن جرم هولناکشان، و کاستن از بار این جنایت بزرگ است. کمیسیون قضاییه شورای ملی مقاومت ایران که مسئول آن و همکارانش در شورا جزو قربانیان و شاکیان این پرونده بودهاند نکات زیر را برای روشن شدن حقیقت برای خوانندگان مینویسد و انتظار قربانیان چاپ این جوابیه در اولین زمان ممکن است.
۱-ادعاهایی که سعدونی و نعامی در قالب یک گفتگوی طولانی و به ظاهر احساسی مطرح کردهاند، همان دفاعیات نخنما و بیاعتباری است که طی دو فرآیند قضایی کاملاً مستقل، در دادگاه بدوی آنتورپن و سپس در دادگاه تجدیدنظر، با صراحت کامل و بر پایه ادلّه فنی، علمی، امنیتی و قضایی رد شده بود. احکام هر دو مرجع قضایی، بدون هیچ ابهام، ارتباطات آنها با وزارت اطلاعات و مسئولیت مستقیم و نقش مجرمانه آنان را اثبات کرده و تکرار امروز این ادعاهای مردود، هیچ تغییری در این واقعیت روشن ایجاد نمیکند.
۲-پرونده بمبگذاری خنثی شده گردهمآیی ایران آزاد مقاومت ایران در ویلپنت در ۳۰ ژوئن ۲۰۱۸ یکی از مهمترین توطئههای تروریستی برنامهریزی شده توسط رژیم ایران در خاک اروپا بود. در این پرونده، تحقیقات بدون کوچکترین تردیدی نشان داد که اسدالله اسدی، مأمور ارشد وزارت اطلاعات رژیم، نقشه انتقال و انفجار یک وسیله انفجاری حاوی ماده tAtP را طراحی کرده و اجرای آن را به امیر سعدونی و نسیمه نعامی و مزدور سومی به نام مهرداد عارفانی، سپرده بود.
۳-دادگاهها روشن ساختند که هدف اصلی این توطئه، ترور خانم مریم رجوی، رئیسجمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران و یک کشتار گسترده در سالن گردهمایی «ایران آزاد» در ویلپنت پاریس بود. طبق مستندات رسمی که در جریان محاکمات ارائه شد، اسدی به این دو تروریست مزدور تأکید کرده بود که بمب را در نزدیکترین محل ممکن به جایگاه نشستن خانم رجوی قرار دهند تا از قطعیت نتیجه این عملیات اطمینان حاصل شود. در اسناد دادگاه آمده است که اسدی به آنها گفته است که اگر بمب را در داخل سالن بگذارند از «آقاش» یعنی خامنهای برای آنها تشویقنامه خواهد گرفت.
۴-این دو تروریست ادعا کردهاند که «بسته تحویلی آتشبازی» بوده، یا اینکه «فکر میکردند ترقه است»، و حتی اینکه «اسدی قصد داشته آنها را بکشد» و بنابراین «بمب برای کشتن آنها طراحی شده بود». این ادعاها، مجموعهیی از تناقضگوییهای آشکار است که منطق ابتدایی امنیتی نیز آنها را برنمیتابد. نخست آنکه اگر این بسته «ترقه» یا «آتشبازی» بود، چرا اسدالله اسدی باید همانطور که همین دو تروریست در مصاحبه به هومو اعتراف کردهاند آن را در چمدان دیپلماتیک از تهران به وین منتقل میکرد؟ چرا باید چنین بستهای را با نقض کنوانسیون وین و استفاده از مصونیت دیپلماتیک حمل میکرد؟ چرا باید آن را صدها کیلومتر از وین تا آلمان و سپس تا لوکزامبورگ با خود حمل کند و در یک عملیات پنهانی، همراه با پول نقد، به این دو مزدور تحویل دهد؟ معلوم نیست که یک سرویس اطلاعاتی چرا باید برای یک «آتشبازی»، چنین زنجیره پیچیده و پرریسک و از همه مهمتر یک «دیپلمات» ارشد خود را به کار گیرد. علاوه بر این چگونه است که همان بستهای را که «آتشبازی» معرفی میکنند، همزمان «آنقدر خطرناک» میدانند که قرار بوده جان خودشان را بگیرد؟ این تناقض آشکار، بهخودیخود نشان میدهد که روایتهای مطرحشده در این مصاحبه چیزی جز یک سناریوی از پیش طراحیشده برای، مظلومنمایی و تأثیرگذاری بر افکار عمومی و فرار از مسئولیت نیست.
۵-دادگاه استیناف بلژیک در حکم خود چنین نتیجهگیری کرده بود: «متهمان طبق کیفرخواست بهعنوان مرتکب یا شریک در ارتکاب «اقدام بهقتل با قصد و نیت تروریستی» تحت تعقیب قرار گرفتهاند. این کیفرخواست ناظر بر گردهمایی سالانه سازمان مجاهدین خلق ایران در ۳۰ ژوئن ۲۰۱۸ در ویلپنت فرانسه است. دادگاه بر این باور است که از همان ابتدا کوچکترین تردیدی وجود ندارد که قصد متهمان این بوده است که وسیله انفجاری دستساز و حرفهیی را با استفاده از کنترل از راه دور، در گردهمایی بزرگ سالانه مجاهدین خلق در ویلپنت، جایی که هزاران شرکتکننده حضور داشتند، منفجر کنند و این کار با نیت کشتار انجام میشد. اقدامات متهمان کاملاً برنامهریزی شده و هماهنگ صورت گرفته است. ادعای امیر سعدونی و نسیمه نعامی مبنی بر اینکه تصور میکردند این وسیله انفجاری صرفاً موجب صدا و آتشبازی خواهد شد و قصدی برای کشتن افراد وجود نداشته است، با توجه به اطلاعات موجود در پرونده، از نظر دادگاه غیرقابل باور است. همه چیز از پیش بهطور دقیق تدارک دیده شده بود و شیوه اجرا مفصل مورد بحث قرار گرفته بود و در نهایت تصمیم بر این بود که وسیله انفجاری در داخل سالن منفجر شود».
۶-در حقیقت، آنچه در بسته تحویلی اسدی بود نه ترقه و نه آتشبازی، بلکه حدود نیم کیلو گرم ماده شدید الانفجار tAtP تثبیتشده بود، یکی از قدرتمندترین مواد مورد استفاده در عملیاتهای تروریستی در دهههای اخیر. کارشناسان واحد خنثیسازی بمب در بلژیک پس از آزمایش و بررسی این بمب اعلام کردند که قدرت تخریب آن در یک فضای بسته، بهویژه در سالن ویلپنت با حضور انبوه جمعیت، میتوانست به تلفات جانی در شعاع دهها متر و ایجاد یکی از بزرگترین فجایع تروریستی اروپا بیانجامد. همین میزان tAtP در حملات پاریس، بروکسل، منچستر و چند عملیات داعش مورد استفاده قرار گرفته بود و ماهیت آن برای هر فردی که کمترین تجربه امنیتی یا حتی اطلاع عمومی داشته باشد، آشکار است. قدرت انفجاری به حدی است که زمانی که کارشناسان در حال خنثیسازی این بمب بودند، یکی از مأموران متخصص حتی با رعایت فاصله استاندارد، مجروح شد.
۷-سعدونی و نعامی ادعا میکنند که «بیخبر» یا «فریبخورده» بودند و «نمیدانستند در کیف چه چیزی است». اما روند دادرسی نشان داد که آنها سالها با اسدالله اسدی همکاری کردهاند، از او پول نقد دریافت کردهاند، در تظاهرات و اجتماعات ایرانیان تبعیدی مأموریت داشتهاند عکسهای هدفمند بگیرند، برای نفوذ در اجتماعات مقاومت آموزش دیدهاند، و حتی طبق گزارش دادگاه، شب عملیات چاشنی بمب را شارژ کرده و در روز عملیات شخصاً چاشنی بمب را فعال کردهاند. پیامهای رمزگذاریشده آنان، از جمله «جام را خواهیم برد» که پیش از حرکت به اسدی ارسال کرده بودند، نشاندهنده اطلاع دقیق از ماهیت مأموریت است. دادگاههای بدوی و تجدیدنظر هر دو نتیجه گرفتند که این افراد نهتنها «بیخبر» نبودهاند، بلکه «کاملاً آگاهانه، داوطلبانه و با انگیزه مالی» در این عملیات مشارکت داشتهاند.
۸-علاوه بر این، دادگاه به نتایج شنود مستقیم مکالمات ایندو اشاره نموده و نتیجهگیری میکند که «به نظر نمیرسد که متهم ردیف اول و دوم (سعدونی و نعامی) فریب خورده باشند و اینکه واقعاً تصور میکردند که این فقط «آتش بازی» است. شنود مکالمات تلفنی نشان میدهد که آنها اظهاراتشان را در این زمینه هماهنگ کرده بودند: «متهم ردیف دوم (نعامی): بگو که فریبخوردهای، و تو توسط یک دیپلمات اطلاعات فریبخوردهای. ما باید آن را ثابت کنیم. ما باید ثابت کنیم و آنها باید درک کنند که ما نه میدانستیم که این مسأله خطرناکی است و هم اینکه قصد نداشتیم کسی را بکشیم».
۹-این ادعا هم که فقط اطلاعات اینترنتی بیاهمیت درباره مجاهدین را جمعآوری و تحویل میدادند و پول زیادی هم نگرفتند، کذب محض است. بر اساس تحقیقات پرونده سعدونی و نعامی موظف به جمعآوری اطلاعات در موارد زیر بودند:
-ساختار شاخههای هلند، بلژیک و فرانسه مجاهدین خلق؛
-روش تأمین مالی سازمان مجاهدین خلق؛
-شناسایی مدیران؛
-کانالها و ارتباطات - هم شخصی و هم سازمانی - بین شعبات مختلف مجاهدین خلق؛
-حضور شخصیتهای ملی (بینالمللی) در فعالیتهای شورای ملی مقاومت ایران؛ گردهمایی بزرگ سالانه؛
-جمعآوری کمکهای مالی، طومارها، توزیع بروشورها یا تظاهرات از هر نوع در مورد وضعیت ایران.
-فعالیتهای داخلی مجاهدین خلق، مانند سازماندهی سمینارهایی در مورد وضعیت در ایران.
۱۰-دادگاهها در احکام خود تصریح کردند که «عناصر موجود در پرونده تردیدی باقی نمیگذارد که اسدالله اسدی و متهمان نامبرده، از مدتها پیش فعالانه در وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران و بهویژه در اداره ۳۱۲ آن دخیل بودند. در این راستا، مسلم است که اسدی از سال ۲۰۱5 بهعنوان افسر اطلاعاتی وابسته به وزارت اطلاعات و اداره ۳۱۲نقشآفرینی میکرد و از مارس ۲۰۱۸ نیز فرمانده عملیاتی حمله طراحیشده علیه گردهمایی سالانه مجاهدین خلق در ویلپنت بود. سعدونی و نعامی این اطلاعات را از طریق اسدی به اداره ۳۱۲ وزارت اطلاعات منتقل میکردند (گروهی در بخش 312وزارت اطلاعات وجود دارد که به جمعآوری اطلاعات مربوط به شورا و مجاهدین اختصاص دارد).. در خصوص نقش آنها در حمله برنامهریزی شده در ویلپنت باید تأکید کرد که آنان: الف. هیچ اعتراضی نسبت به دریافت وسیله انفجاری نداشتند؛ ب. سپس این وسیله را طبق دستورالعملهای اسدی دستکاری کردند؛ و ج. با همین وسیله انفجاری راهی ویلپنت شدند».
۱۱-دادگاه استیناف در حکم خود تصریح میکند که آنها برای اولین بار در پایان سال ۲۰۰۷ (۱۱ سال قبل از توطئه علیه گردهمایی ایران آزاد) با سازمان اطلاعات ایران در ارتباط قرار گرفتند. در سال ۲۰۱۰ اولین دیدار بین فردی بهنام "جواد" که برای وزارت اطلاعات کار میکرد و سعدونی در بروکسل صورت گرفت. بهگفته نعامی، قرار شد بهصورت یک زوج با وزارت اطلاعات و امنیت همکاری کنند. اینکه سعدونی و نعامی در سپتامبر ۲۰۱۰برای دیدار با وزارت اطلاعات به ایران سفر کردهاند مورد مناقشه نیست. طی ملاقاتی در یک هتل، با حضور چند نفر از عوامل وزارت اطلاعات، از سعدونی و نعامی خواسته شد تا فعالانهتر اطلاعات درباره مجاهدین خلق جمعآوری کنند. از مهرهای یافت شده در گذرنامه نعامی چنین بر میآید که وی مجدداً در ۲۳دسامبر ۲۰۱۰ به تهران سفر کرد. آنها در سال ۲۰۱۲ به تهران رفتند. سعدونی نیز در اوایل سال ۲۰۱۳ سفر دیگری به ایران داشته است. بهگفته سعدونی، وزارت اطلاعات در تابستان ۲۰۱۵به وی اطلاع داده بود که از این پس فردی مقیم اروپا، بهطور خاص با اسم دانیل (اسم مستعار اسدی) باوی تماس خواهد گرفت و اولین ملاقات آنها در مونیخ برگزار خواهد شد». اولین ملاقات بین سعدونی و نعامی و اسدالله اسدی در اوت ۲۰۱۵ در مونیخ انجام شد که وی به آنها اطلاع داد که در سفارت ایران در وین استخدام شده است. او همچنین یک آدرس ایمیل برای ادامه ارتباط با آنها و یک پاکت با مبلغ ۴۰۰۰ یورو برای پوشش هزینهها به آنها داد. پس از ملاقات دیگری در ایران در نوامبر ۲۰۱۵، چندین دیدار دیگر در مقاصد مختلف اروپایی بین این دو مزدور و اسدالله اسدی صورت گرفت.
۱۲-بر همین سیاق این ادعای آنها که «کلاچ خو درویشان در کمربندی بروکسل از کار افتاد و این خرابکاری سرویسهای مخفی بود» یک دروغ آشکار است. دادگاه نتیجهگیری کرد که هیچ مدرکی از خرابکاری وجود نداشت و توقف خودرو صرفاً بهدلیل نظارت قانونی پلیس بلژیک بود.
۱۳-آنها همچنین مدعی شدهاند اسدی قصد داشته «آنها را بکشد» و اینکه «بمب خودبهخود منفجر میشد». اما تحقیقات کارشناسانه دادگاه ثابت کرد که بمب بهصورت کاملاً حرفهیی و پایدار ساخته شده بود و تنها در صورت فعالسازی چاشنی یا دریافت شوک طراحیشده قابل انفجار بود. چاشنی طراحیشده برای انفجار از راه دور با دستگاه کنترل بود و نه برای «خودبهخود» منفجر شدن در خودرو. دادگاه با اشاره به ساختار، مدار و شیوه چیدمان مواد، روشن کرد که انفجار «خودکار» جز با تحریک عمدی مسیر مدار، اساساً با نوع بسته طراحیشده همخوانی ندارد.
۱۴-بنا بر یافتههای دادگاه، مابازای همکاری طولانی مدتشان با وزارت اطلاعات (حداقل ۱۱سال) و شرکت در این توطئه تروریستی، سعدونی و نعامی و همدست دیگر آنها مهرداد عارفانی دست کم به ترتیب ۱۲۰۱۶۷ یورو، ۱۰۶۴۹۸ یورو و ۲۲۶۰۸۴یورو از اسدی دریافت کرده بودند. سعدونی در بازجویی ۲ ژوییه ۲۰۱۸ خود به قاضی تحقیق گفته بود که «از سال ۲۰۱۵ ماهانه مبلغ ۱۰۰۰ یورو تا ۱۵۰۰.۰۰ یورو از اسدالله اسدی دریافت کرده است». علاوه بر این مبالغ، بررسیهای مالی نشان داد که در بازه زمانی مارس ۲۰۰۸ لغایت ژوئن ۲۰۱۸برای سعدونی مبلغ ۱۲۳۸۵۵.۸۱ یورو در حسابهای مختلف بانکی وجه نقد واریز شده بود. در خصوص نعامی نیز، مبلغ ۱۰۶۴۹۵.۵۷ یورو بهعنوان سپرده نقدی برای بازه زمانی دسامبر/۲۰۱۰ لغایت ژوئن/۲۰۱۸ واریز شده بود. قابل توجه مبالغ هنگفتی است که به حسابهای بانک ING سعدونی و نعامی واریز شده است که بیشترین سپردههای نقدی در روزهای قبل از حمله خنثی شده در ۳۰ ژوئن ۲۰۱۸ صورت گرفته است. بررسیهای مالی همچنین نشان داده است که مبالغی که در دو حساب جداگانه ING هر یک از متهمان فوقالذکر وجود دارد بهصورت متوالی صورت گرفته است که نشان میدهد آنها مقدار زیادی پول در اختیار داشتند که تقریباً در همان زمان به حساب جاری خود واریز کردند. تنها در ۲۶ و ۲۷ ژوئن ۲۰۱۸، مجموعاً ۱۶۷۵۰.۰۰ یورو وجه نقد به حساب آنها واریز شد. علاوه بر این، دو مقدار پول دیگر در خانه مشترک در محله Wilrijk کشف شد یک مبلغ پول به حدود ۳۵۷۰۰ یورو و دیگری بالغ بر ۹۸.۰۰ یورو بود». معلوم نیست این دو مزدور تروریست تناقض آشکار پرداخت این مبالغ هنگفت را با ادعای مضحک آنها مبنی بر قصد اسدی برای کشتن آنها چگونه توضیح میدهند؟
۱۵-همچنین، اسناد دادگاه نشان داد که هدف عملیات، کشتن دو مزدور نبود، بلکه رساندن بمب به داخل سالن، نزدیک جایگاه میهمانان و ایجاد یک انفجار مهلک بود. همین واقعیت که اسدی برای سالها روی این شبکه سرمایهگذاری کرده، آموزش داده، پول پرداخت کرده و نهایتاً هم بمب را خود بهصورت مستقیم تحویل داد، نشان میدهد که او روی نقش این دو نفر حساب کرده بود و نه آنکه بخواهد آنها را «حذف» کند.
۱۶-دادگاه استیناف نتیجهگیری کرده بود که «متهمان برای چندین سال اعضای یک گروه تروریستی در بخش ۳۱۲ وزارت اطلاعات بودند و هر یک فعالانه و آگاهانه در حمله بهوسیله بمب در ۳۰ ژوئن ۲۰۱۸ که در کنفرانس پرحضور مجاهدین خلق در ویلپنت که خنثی شد شرکت داشتند. آنها از قبل برنامهریزی شده و هماهنگ با هدف منفجر کردن یک بمب دستساز که بسیار حرفهیی ساخته شده بود و منجر به جراحات و کشته شدن میشد، عمل کردند. به این ترتیب آنها نه تنها میخواستند با سازمان مجاهدین خلق بجنگند و آن را بیثبات کنند، بلکه میخواستند پناهندگان سیاسی ایرانی را که در کشورهای مختلف اروپایی زندگی میکنند و با حاکمیت قانون دموکراتیک محافظت میشوند، بترسانند. فرانسه و احتمالاً سایر کشورهای (اروپایی) که در این کنفرانس بینالمللی عمومی و پرحضور شرکت داشتند و یا از برگزار کنندگان این کنفرانس حمایت میکردند نیز از چنین حملهیی آسیب جدی میدیدند. دادگاه افزوده بود: «اعمال اثباتشده بسیار جدی بوده و نشاندهنده ذهنیتی جنایتکارانه است؛ ذهنیتی که در آن انگیزههای مالی بر جان انسانها ارجحیت یافته است. اقدامات نسبت داده شده به متهمان تهدیدی واقعی و بسیار جدی علیه نظم اجتماعی و امنیت عمومی، و همچنین امنیت شهروندان محسوب میشود و به همین دلایل، مجازاتی سنگین ضرورت دارد. » در نتیجه سعدونی و نعامی هر یک به ۱۸ سال و عارفانی به ۱۷ سال زندان محکوم شده و و تابعیت بلژیکی هر سه تروریست سلب شد.
۱۷-آنچه بیش از هر چیز آشکار میکند که این دو تروریست دقیقاً بر اساس سناریویی دیکتهشده از سوی وزارت اطلاعات سخن میگویند، همان بخشی است که میگویند: «حتماً، بهمحض اینکه آیتاللهها برکنار شوند و رضا پهلوی به قدرت برسد، به ایران بازخواهیم گشت. رویای او و اکثریت بزرگی از ایرانیان این است: انتخابات آزاد؛ بازگشت به آنچه پیش از انقلاب ۱۳۵۷ وجود داشت».
این اظهارات که در ظاهر نوعی نوستالژی سیاسی را تداعی میکند، در واقع یکی از شگردهای برملا شده وزارت اطلاعات است: از یکسو تحت فشار قرار دادن مخالفان و زندانیان سیاسی تا از مجاهدین فاصله بگیرند و با بقایای سلطنت همراه شوند، و از سوی دیگر ساختن هویتهای سیاسی جعلی برای مأموران خود با چسباندن نقاب سلطنتطلبی بر چهره آنها. تروریستهایی که برای اجرای این توطئه جنایتکارانه صدها هزار یورو از دستگاه امنیتی آخوندها دریافت کردهاند، اکنون ناگهان مدعی دلبستگی به سلطنتی میشوند که ۴۷ سال پیش توسط مردم ایران سرنگون شد. این جز ادامه همان «مهندسی روایی» نیست که هدف آن مظلومنمایی، وارونهسازی جای ظالم و مظلوم، و کاستن از بار سنگین جنایت ارتکابی است.
همین سیاست «مهندسی هویت» و سناریوی وزارت اطلاعات، تنها به نمونهسازیهای دروغین از زبان تروریستها محدود نمیشود. آقای هاشم خواستار، مسئول سندیکای معلمان و از شناختهشدهترین چهرههای معترض که اکنون در زندان وکیلآباد مشهد محبوس است، در ۳۰ تیر ۱۳۹۸ نیز در کانال تلگرام خود، نوشته بود: «در اردیبهشت ۹۷ که مأموران اطلاعات به باغم آمدند، از من پرسیدند چرا با شاهزاده رضا پهلوی همکاری نمیکنی؟ میخواهی همین حالا شماره موبایل شاهزاده را بگیریم تا با او صحبت کنی؟ که گفتم نه».
این شهادتها و مستندات، خط وزارت اطلاعات را ـ دقیقاً همان خطی که امروز از زبان سعدونی و نعامی در مصاحبه با هومو تکرار میشود ـ عریان میسازد: پروژهیی سازمانیافته برای بهرهبرداری از «نوستالژی سلطنت»، منحرف کردن قیام مردم، تضعیف آلترناتیو دموکراتیک، و باز تولید مأموران رژیم در قامت «منتقدان سلطنتطلب». در این چارچوب، اظهارات تروریستهای دستگیر شده، چیزی جز امتداد همان مهندسی روایی وزارت اطلاعات نیست.
واقعیت این است که روایتهای امروزین وزارت اطلاعات، که اکنون از زبان این دو تروریست بازگو میشود، چیزی جز تلاشی برنامهریزی شده برای مظلومنمایی، سفیدسازی، کوچکنمایی نقش خود در این جنایت تروریستی، و زمینهسازی برای آزادی آنان نیست؛ امری که بیتردید رژیم را در ادامه تروریسم و جنایت در خارج از کشور گستاختر خواهد کرد.
۱۸-قرینه روشن دیگری که نشان میدهد سعدونی و نعامی دقیقاً بر اساس خط و سناریوی وزارت اطلاعات سخن میگویند، با بررسی اظهارات علنی مرشد و ادارهکننده آنها، اسدالله اسدی، بهوضوح آشکار میشود. در یک گفتگوی مفصل با جوان آنلاین در ۲۰ سپتامبر ۲۰۲۵ اسدی، که خود شخصاً مغز متفکر این توطئه، آموزشدهنده، هدایتکننده و تجهیزکننده این دو مزدور بوده است، خطوط تبلیغاتی، همان مظلومنماییهای ساختگی، و همان روایتهای آمیخته به توطئهپردازی را تکرار میکند که اکنون از زبان شاگردانش در مصاحبه با هومو میشنویم.
او خود را «دیپلماتی بیگناه» معرفی میکند که مصونیتش «غیرقانونی» سلب شده؛ کشورهای بلژیک، فرانسه، آلمان، اتریش و سوئد را به «همدستی» متهم میسازد؛ کل روند قضایی را «پروندهسازی» و «جعلی» میخواند؛ گواهان پرونده را که اعضای مقاومت بودند «تشکیلات ورشکسته» مینامد؛ و مدعی میشود که اروپا حکم ۲۰ سال زندان را برای رسیدن به «اهداف نامشروع» خود صادر کرده است. او سپس ایام بازداشت خود را فرصتی برای «آموزش و روشنگری» معرفی میکند و با افتخار میگوید که گفت و گوهایش با زندانیان «ماهیت آموزشی» در موضوعات دینی، سیاسی، اجتماعی و «شیوه صحیح زندگی» داشته است و او «وظیفه تبیین و ارشاد» را بهطور کامل انجام داده است.
در همان مصاحبه، اسدی رویکارآمدن دولت رئیسی و فعالیتهای دستگاه ضدجاسوسی رژیم را عامل «برهم زدن محاسبات غرب» معرفی میکند و با افتخار از دستگیری یک «جاسوس اروپایی» با «پوشش امدادگر» یاد میکند؛ اقدامی که به ادعای او نهایتاً دولتهای اروپایی را وادار کرد از «گروگانگیری» دست بردارند و در برابر آزادی یک زندانی بلژیکی، به آزادی خودش تن دهند.
این رویکرد مبتنی بر انکار واقعیت، وارونگی حقیقت، و تمجید از دستگاههای امنیتی رژیم، دقیقاً همان روایتی است که سعدونی و نعامی نیز در گفتگوی خود با هومو تکرار کردهاند. چنین همسویی، تصادفی نیست؛ بلکه صرفاً نشان میدهد که هر سه از یک منبع فکری و عملی تغذیه میشوند: رژیم ایران و دستگاه اطلاعاتی آن.
