فریاد مظلومیت ایران؛ از کانتینرهای یخچال‌دار رشت تا رگبار بستن نوجوانان و زنان در بن‌بست آتش

جنایت علیه بشریت در بازار رشت؛ به آتش کشیدن مغازه‌ها و ممانعت از امدادرسانی به محاصره‌شدگان

روایت‌های هولناک از قلب قیام در رشت، پرده از ابعاد جدیدی از جنایت علیه بشریت برمی‌دارد. از کانتینرهای یخچال‌داری که مملو از پیکر شهداست تا تیر خلاص زدن به زخمی‌ها در بیمارستان و به رگبار بستن زنان و نوجوانانی که دستان خود را به نشانه تسلیم بالا برده بودند. این گزارش، بازتاب صدای هم‌وطنی است که از درد مادران شهید، معامله بر سر پیکر عزیزان و عزم جزم ملتی سخن می‌گوید که علیرغم خون‌بار بودن مسیر، تنها به سرنگونی محتوم دیکتاتوری می‌اندیشد.

 

مسعود دوستی در برنامه ارتباط مستقیم سیمای آزادی

ایران داغدار من تسلیت به خاطر سرکوبی که بهترین انسان‌هایت را به خاک و خون کشیدند در خیابان‌ها کشتند، در بیمارستان‌ها به زخمیان تیر خلاص زدند، در زندان‌ها زخمیان حق مداوا ندارند، درد به جای درمان مجازات می‌شود، سپس بی‌رحمی به شنیع‌ترین نقطه رسیده، جنازه مرده‌هاتونو بگردید و پیدا کنید، دردی وصف‌ناپذیر در انتهای حقارت ایستاده است و بذر نفرت را در قلب هموطن کاشته‌اند، وای وای وای چه کشیدن مادران و پدران، همسران و فرزندان برادران و خواهران، بستگان، دوستان چه درد سنگینی از میان هزاران کشته، شهید خود را پیدا کنید.

در تماسی که با یکی از بستگانم در شهر رشت داشتم، یکی از بستگان اون هم جز شهدا بود مادری را دید، اسم شهید هومن صباغ مادرش در میان جنازه‌ها از ۸ صبح تا ۶ بعد از ظهر، تا فرزند خودشونو در یکی از اون کانتینرها یخچالدار پیدا کردند، هومن جان کجایی؟ کجایی تو مادر، عزیزم، جانم برای تو شیون مادر بی‌سزاست، تو که هر وقت صدایت می‌کردم می‌گفتی بله مامان جون بفرما، رفتی پیش نوجوان شهید ما سیما صباغ که در سال ۱۳۵۹ توسط همین جانیان کشته شد. برای تحویل جنازه باید پول بپردازید، پول گلوله‌ها رو بدین، پول گلوله رو بدین. آیا این اعمال جنایتکارانه علیه کرامت انسان نیست. پس اگر این جنایت علیه بشریت نیست، جنایت علیه بشریت چیست؟

روی سخنم با وجدان‌های بیدار جهانیان است. لطفاً چشمان خود را نبندید، سکوت بی‌طرفی نیست، سکوت شریک بودن در رنج هم هست، اما همصدایی و حمایت شما امید به پیروزی را قدرت می‌بخشد که وظیفه انسانی تک تک شماهاست. ایرانیان ملتی آگاه و شجاعند که برای آزادی و برابری هزینه داده‌اند، ایران این روزها اگر چه کمرش شکسته دردمند ولی پا برجاست و همزمان دندان می‌ساید برای ایستادن و گرفتن حق خود در نبردی سخت و بی‌امان تا پیروزی.... ایران زخمی و اسیر است خون می بارد اما تسلیم نخواهد شد. مشتهایی که گره خورده اند خالی نمی مانند. نه زندان نه تیر نه تهدید نمی تواند صبح را برای همیشه به تعویق اندازد. ان روز دیر نیست بقول فرمانده مسعود سرنگونی سرنگونی سرنگونی خواهد آمد.

گزارش میدانی از بازار رشت: برادر حبیب! اینها وقتی در قسمت ورودی به بازار و اونجایی که انتهای بازار بوده، این دو نقطه را آتش می‌زنند. خیلی از مردم و جوانهایی که آنجا بودند، می‌روند تو مغازه‌ها. حدود یک ساعت طول می‌کشد، آتش‌نشانی را هم اجازه نمی‌دهند که بیایند خاموش کنند. مردم دیگر توی آن مغازه‌هایی که بودند نمی‌توانستند نفس بکشند. با توجه به اینکه دستاشون رو بالا کردن به رگبار بسته می‌شوند. در شهرستان رشت، تنها شهری که تعداد شهدای زن بیشتر از مرد است و نوجوان؛ اینطوری که به من گفتن از ۱۵ ساله تا ۲۲ سال و ۲۳ ساله.

 

 

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط