تاریخچه سرقت انقلاب در ایران
۱۴۰۴/۱۱/۱۵
عبارت "سرقت انقلاب" برای ما مردم ایران عبارتی آشناست، چرا که متأسفانه بارها اون رو در تاریخ معاصر تجربه کردیم. در این گزارش، ما سفری به تاریخ ایران خواهیم داشت تا پنج تجربه برجسته از این پدیده رو، مورد بررسی قرار بدیم.
این سفر از انقلاب مشروطه آغاز میشه. انقلابی که مردم با فداکاری زیاد میخواستن که از قعر نظام فئودالی به عصر جدید و دموکراسی، برابری، عدالت اجتماعی و پیشرفت برسن. اما چه اتفاقی افتاد؟ ابتدا از طریق شیخ سعی کردند با شعار انحرافی مشروعه در مقابل مشروطه رهبری انقلاب را سرقت کنند. این که شکست خورد ارتجاع داخلی یعنی شاه و آخوندهای درباری و همچنین قدرتهای استعماری روسیه و انگلیس که دیدن داره کار از کار میگذره و انقلاب مردم داره پیروز میشه، دست به کار شدن. رهبران واقعی انقلاب مشروطه یعنی ستارخان و باقرخان رو محاصره کردن و عده ای میوه چین بر موج انقلاب سوار شدن و مانع از تحقق اهداف واقعی مشروطه شدن. چند سال بعد از اون هم یک قزاق مزدور بنام رضاخان در جریان یک کودتای انگلیسی به حکومت نشاندند و تتمه دستاوردهای انقلاب مشروطه رو از بین برد.
کمی جلوتر به نهضت ملی شدن صنعت نفت و دوره دکتر مصدق میرسیم، مردم ایران و رهبرشان دکتر مصدق تا ملی شدن صنعت نفت هم پیش رفتند و مصدق اولین دولت ملی تاریخ ایران رو تشکیل داد. مصدق میخواست دست بیگانگان رو از منابع کشور قطع کنه. اما قدرتهای استعماری در همدستی با آخوندهای مرتجع و اوباش وابسته به دربار علیه دولت قانونی دکتر محمد مصدق کودتا کردن. این کودتا منجر به سرنگونی دولت مصدق و بازگرداندن محمدرضاشاه به قدرت شد و مردم ایران رو دوباره زمینگیر کرد."
بعد به دهه چهل خورشیدی میرسیم. دورانی که انقلابهای دموکراتیک در حال تغییر سیمای جهان بودن و موج اون انقلابها داشت به ایران هم میرسید دیکتاتوری شاه و مزدوران وابسته که خطر انقلاب دموکراتیک واقعی رو احساس کردن، با یک توطئه بهاسم انقلاب سفید، انرژیهای انقلابی مردم ایران که در روستاها انباشه شده بود رو با فریب اصلاحات ارضی تخلیه کردن. یعنی به ظاهر اصلاحاتی انجام دادن، اما در عمل، چیزی جز یک فریب نبود که طی اون دیکتاتوری سلطنتی از یک ساختار بورژوا ملاک به بورژوازی وابسته تبدیل شد و روستاییان به حاشیه شهرها آواره شدن.
حالا به انقلاب ضدسلطنتی سال ۵۷ میرسیم که این روزها در آستانهی سالگرد اون قرار داریم. مردم ایران در آن زمان انقلاب کردن تا دیکتاتوری یک شاه وابسته و مادامالعمر رو سرنگون کنن و یک جمهوری دموکراتیک مبتنی بر قدرت شوراهای مردمی، آزادی بیان و عقیده، برابری و عدالت اجتماعی برپا کنن. اما چه اتفاقی افتاد؟ خمینی با سوءاستفاده از زندانی بودن رهبران واقعی مردم و با کمک قدرتهای استعماری، وارد صحنه شد و رهبری انقلاب مردم ایران رو دزدید. اون با مجموعه قول و قرارهایی که به قدرتهای خارجی داد، از جمله اینکه اجازه نخواهد داد نیروهای انقلابی به قدرت برسن، دل اصحاب کنفرانس گوادلوپ رو به دست آورد. بعد با کمک بیبیسی و سایر رسانههای غربی و آژانسهای اطلاعاتی و جاسوسی، قدرت رو قبضه کرد. همین که به قدرت رسید، به جای جمهوری دموکراتیک، دیکتاتوری ولایت مطلقه فقیه رو مستقر کرد. این نمونهی بارزی از 'سرقت انقلابه' که مسیر یک ملت رو از آزادی به سمت یک دیکتاتوری دیگه منحرف کرد."
و در نهایت به نزدیکترین تجربه و وضعیتی میرسیم که این روزها در جریان قیام سراسری مردم ایران در حال وقوع هست. در حالی که مردم بعد از دهها قیام خونین، در حال سرنگون کردن دیکتاتوری آخوندها هستن و نیروهای پیشتاز مقاومت مردم ایران با فدای هزاران نفر، فاشیسم آخوندی رو به لبه پرتگاه سقوط رسوندن، ناگهان شاهد تلاشهایی برای مصادره این انقلاب هستیم. افرادی با شارلاتانیسم و با کمک رسانههای استعماری، تلاش میکنن خودشون رو جلودار انقلاب مردم جا بزنن، برای خودشون شعارهای فیک و فاشیستی درست میکنند و بر اساس منافع لحظهای موضعگیری میکنن. اصلاً هم براشون اهمیت نداره که موضع امروزشون با موضع دیروزشون ۱۸۰ درجه فرق میکنه. چرا؟ چون یک هدف دارن، کسب قدرت، به هر قیمت، نه تحقق اراده مردم. این دقیقاً همون الگوی سرقت انقلابه که ما به خوبی با اون آشناییم و این روزها فرزندان آگاه و مبارز مردم ایران، در برابر این توطئه و وطنفروشی ایستادن.
همونطور که در این مرور تاریخی دیدیم، تاریخ ایران نشون میده که 'سرقت انقلاب' یک الگوی تکراری و تلخ بوده. در تمام این نمونهها، اتحاد ارتجاع داخلی (از دربار و شیخ) با قدرتهای استعماری و ظهور افراد فرصتطلب، منجر به مصادره دستاوردهای مردم و انحراف مسیر دموکراسیخواهی شده. آگاهی نسبت به الگوهای تاریخی برای مردم ایران حیاتیه تا در مسیر مبارزه، از تکرار این تجربیات تلخ جلوگیری کنن و بتونن به اهداف والای خودشون برای برپایی یک جمهوری دموکراتیک و مبتنی بر آزادی و عدالت دست پیدا کنن. تاریخ چراغ راه آینده است و ما باید از اون درس بگیریم تا این بار، سرنوشت انقلاب به دست سارقان نیفته و به سرمنزل مقصود برسه."
