چرا فاصلهٔ طبقاتی در تهران عمودی شد؟
۱۴۰۵/۳/۱۵
محو شدن بیسر و صدای طبقه متوسط در ایران
در این قسمت از برنامه به موضوعی میپردازیم که شاید امروز به یکی از دغدغههای اصلی خیلی از خانوادهها تبدیل شده: محو شدن بیسر و صدای طبقه متوسط در ایران و بهخصوص در شهر تهران!
در تعریف اقتصادی و جامعهشناسانه، طبقهٔ متوسط ستون فقرات توسعه و ثبات جامعه بهحساب میاد؛ اما امروز در ایران تحت حاکمیت آخوندها کار بهجایی رسیده
که رسانههای حکومتی با تیترهایی مثل «شهر جیبهای خالی» و «داراییداران بیدرآمد» به شرایط وخیم این طبقه اعتراف میکنن که بهقول کارشناسهای حکومتی در حال فرسایشه! با ما همراه باشید تا از زوایای مختلف به این بحران پنهان نگاه کنیم. "
معمولاً طبقه متوسط جامعه، قشر تحصیل کرده، کارمند و تکنوکراتی هستن که موتور محرک اقتصاد و فرهنگ کشور به حرکت درمیارن؛ اما این قشر امروز در ایران زیر چرخدندههای تورم فزاینده و موج اخراجهای بیرویه، در حال فروپاشی تدریجیه
در پشت ظاهر افرادی آراسته در تهران و حتی برخی که در مناطق شمالی خانه و ماشینهای خوبی هم دارن، اینروزها دغدغههای دیگهای هم از راه رسیده، فقر طبقات کمدرآمد رو در نوردیده و الآن بخشهایی از شهر تهران رو که قبلاً در رفاه بودن رو هم در نوردیده. به این میگن نابودی طبقه متوسط!
جایی که سرپرست خانواده از پس شهریهٔ مدرسهٔ فرزندش برنمیاد یا برای هزینهٔ دارو و درمان هم با اضطراب و نگرانی به سایر هزینهها فکر میکنن.
این فقر که مناطق فقیرنشین رو در نوردیده و الآن مناطق اقشار متوسط رو در بر گرفته، چیزی جز نتیجهٔ سیاستهای حکومت آخوندی نیست!
وقتی معادلهٔ ریال بهعنوان ارز رسمی کشور با دلار به بالای یکمیلیون و ۷۰۰ هزار رسیده، پول ملی هیچ اعتبار و ارزشی نداره و در هر رفت و برگشت یا تنش و بحران اقتصادی همهٔ اقشار مختلف مردم ضرر کننده هستن و فقط افراد خاص وابسته به حکومت از این فقیرتر شدن مردم بهره میبرن! چطور؟ طبقه متوسط، صرفاً یک طبقه درآمدی نیست. این طبقه حامل ارزشهایی چون قانونگرایی، پیشبینیپذیری و مشارکت مدنی است.
آنچه امروز رخ میدهد، یک فروپاشی ناگهانی نیست، بلکه نوعی عقبنشینی فرسایشی و تدریجی است. زمانی که خانوادهها توان برنامهریزی میانمدت و بلندمدت را از دست میدهند و زندگی از مدار پیشبینیپذیری خارج میشود. "
اجازه بدید یک تصویری از قیمتهای جهشیافته طی همین روزهای گذشته رو باهم ببینیم بعد ادامه میدیم.
پخش کلیپ قیمتها که توضیح میدهد هر کدام چقدر گران شدهاند.
این قیمتها و افزایشهای سرسامآور یعنی حذف بخشهایی از خرید نه برای اقشار ضعیف که برای اقشار متوسط هم هست.
اما ریشهٔ این بحران کجاست؟ آمارهای مرکز آمار رژیم نشون میده در سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳، متوسط رشد اقتصادی کشور حدود ۳.۸ درصد بوده. عددی که باید نتیجهیی مثل بهبود اندک اوضاع یا دستکم توقف سقوط معیشت میشد؛ اما نکته همینجاست که در همین آمارهای حکومتی که همگی هم بهنفع رژیم دستکاری شدن، متوسط رشد مصرف خانوار منفی ۰.۲ درصد و متوسط رشد مصرف دولتی مثبت ۲.۳ درصد بوده. یعنی حتی اگر فکر کنیم رشدی هم بوده در مصارف دولتی، بخوانیم خرج تروریسم و سرکوب و جنگافروزی شده. یعنی در بدترین شرایط اقتصادی که مردم ایران با اون مواجه هستن باز هم هدف سرمایهگذاری هیچ ربطی به حل مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم ایران نداره.
نیتجهٔ این سیاستهای ضدمردمی، تورم مزمن، کاهش ارزش پول ملی و افت درآمد واقعی بوده که باعث شده حتی خانوارهایی که پیشتر در طبقه متوسط قرار داشتند، به سمت فقر یا آسیبپذیری اقتصادی حرکت کنند.
البته این بحث زوایای خیلی زیادی داره که میشه به جنبههای مختلف اون با جزئیات پرداخت؛ اما تا همینجا بهخوبی میشه معنای عمودی شدن شکاف طبقاتی رو فهمید. عمودی شدن شکاف طبقاتی یعنی اینکه یک درصد خیلی کمی در رفاه و ثروت غرق شدن، طبقهٔ متوسط عملاً با جایگاه خودشرو از دست داده و مردم ایران با آمار ۶۰ تا ۸۰ درصد زیر خط فقر در بحران معیشت زندگی میکنن.
