جان برکو: شورای ملی مقاومت ایران جایگزین دموکراتیک رژیم آخوندی است؛ تشکیل دولت موقت بر اساس طرح دهمادهای خانم مریم رجوی
۱۴۰۴/۱۲/۲۷
رئیس پیشین مجلس عوام انگلستان در مقالهیی در اکسپرس: جانشینی ولیفقیه ارتجاع نمیتواند رژیم در حال غرق را نجات دهد
جان برکو رئیس پیشین مجلس عوام انگلستان در مقالهیی در اکسپرس نوشت: شورای ملی مقاومت ایران به رهبری خانم مریم رجوی، اپوزیسیون سازمانیافته رژیم آخوندی است و جایگزین دموکراتیک آن را ارائه میدهد؛ تشکیل دولت موقت بر اساس طرح دهمادهای خانم رجوی پس از مرگ ولیفقیه ارتجاع، نشاندهنده ناکامی رژیم در حال غرق شدن است.
جان برکو رئیس پیشین پارلمان انگلستان در اکسپرس
شورای ملی مقاومت ایران تشکیل یک دولت موقت
بر اساس طرح ۱۰ مادهای مریم رجوی را اعلام کرد
زمان آن رسیده که غرب خود را با آینده در حال ظهور همسو کند
کشته شدن علی خامنهای باعث فروپاشی فوری جمهوری اسلامی نشد؛ در عوض، واقعیتی گویاتر را فاش کرد: رژیمی که در بنبست گرفتار شده است.
برای بسیاری از ایرانیان، ظهور جانشینی موروثی این تصور را تقویت میکند که جمهوری اسلامی کمتر به یک «جمهوری» و بیشتر به یک نظم سیاسی بسته تبدیل شده است؛ نظمی که خود را از طریق شبکههای وفاداری بازتولید میکند، نه رضایت دموکراتیک.
این واقعیت سوالی اجتنابناپذیر را برمیانگیزد: اگر ساختار حاکم بدون تغییر باقی بماند، تغییر سیاسی معنادار از کجا نشأت خواهد گرفت؟
لحظات گذار اغلب با پاسخهای سطحی همراه میشوند. ناظران غربی که به طور قابل درکی نگران بیثباتی هستند، در هفتههای اخیر، توجهشان به تجمعات خارج از کشور و ادعاهای پرسر و صدای حمایت از رضا پهلوی، فرزند آخرین پادشاه ایران معطوف شده است؛ پادشاهی که پس از یک دوران استبداد شناخته شده با نظام تکحزبی تحت کنترل پلیس مخفی بدنامش بنام ساواک و فساد گسترده، ۴۷ سال پیش سرنگون شد.
تاریخ معاصر ایران باید هشداری باشد علیه این فرض که وابستگی موروثی به طور خودکار به قابلیت سیاسی تبدیل میشود. تجربه اخیر ما در عراق با چهرههایی همچون احمد چلبی، هوشیاری بسیار بالایی را میطلبد. در واقع، خود جمهوری اسلامی تا حدی از طرد مردمی یک سیستم قدرت موروثی سر برآورد.
مردم ایران بارها مخالفت خود را با هر دو الگوی اقتدارگرایی مذهبی و بازگشت به سلطنت اعلام کردهاند و در خیابانها شعار میدهند: «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر».
اگر قرار است جایگزینهای جدی مد نظر قرار گیرند، توجه باید به سمت جنبشهایی معطوف شود که در طول زمان پایداری، سازماندهی و وضوح هدف خود را نشان دادهاند. برای بیش از چهار دهه، شورای ملی مقاومت ایران خود را به عنوان اپوزیسیون سازمانیافته رژیم مذهبی معرفی کرده است. دهها هزار فعال مرتبط با سازمان اصلی تشکیلدهنده آن، سازمان مجاهدین خلق ایران، با حبس، شکنجه و اعدام روبرو شدهاند. شبکههای این سازمان در داخل ایران در شرایط پذیرش خطر زیاد، به فعالیت خود ادامه میدهند و افشاگنندگان برنامه تسلیحات هستهای رژیم ایران بودهاند. فارغ از پیشفرضهای قبلی، این غیرقابل انکار است که این جنبشی است که نه از سر آسودگی، بلکه در بستر فداکاری شکل گرفته است.
در رأس این جریان، مریم رجوی ایستاده است. رجوی دههها را صرف معرفی یک جایگزین دموکراتیک برای هر دو الگوی حکومت مذهبی و سلطنت موروثی کرده است. تحت رهبری او، زنان نقشهای برجستهای در این جنبش بر عهده گرفتهاند که تضادی آشکار با زنستیزی نهادینه شده در رژیم کنونی دارد.
مهمتر از آن، او یک طرح ۱۰ مادهای را تدوین کرده که ترسیمکننده آینده جمهوری ایران بر پایه حق رأی همگانی، انتخابات آزاد، جدایی دین از دولت، برابری جنسیتی، لغو مجازات اعدام، خودمختاری ملیتها در چارچوب ایران متحد و یک جمهوری غیراتمی است. این تعهدات نه انتزاعی هستند و نه شعاری؛ آنها یک نقشه راه ساختاریافته برای دوران گذار تشکیل میدهند؛ دقیقاً همان نوع وضوحی که در لحظات گسست سیاسی ضروری است.
شورای ملی مقاومت ایران تشکیل یک دولت موقت بر اساس طرح ۱۰ مادهای مریم رجوی را اعلام کرده است. جانشینی (مجتبی خامنهای) ممکن است برای رژیم زمان بخرد، اما نمیتواند این کشتی در حال غرق شدن را نجات دهد. اپوزیسیون جایگزین بسیار متفاوتی را ارائه کرده است. زمان آن فرا رسیده است که غرب از حفظ وضع موجود دست بکشد و خود را با آیندهای که در حال ظهور است همسو کند.
