قضاوت با شما ـ چگونه ایران تنگه هرمز را بست؟

تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های ژئوپلیتیکی جهان است. این گذرگاه دریایی که عرض آن در برخی نقاط به حدود ۳۳ کیلومتر می‌رسد، مسیر عبور ۲۰ تا ۲۷ درصد نفت جهان و بخش مهمی از گاز طبیعی مایع است

روزانه تا ۱۷ میلیون بشکه نفت، ۴ میلیون بشکه فرآورده نفتی و میلیاردها فوت مکعب گاز از این مسیر عبور می‌کند

گزارش‌ها نشان می‌دهند که در جنگ آمریکا و ایران تنگه هرمز عملاً توسط آخوندها بسته شده و ترافیک دریایی به‌شدت کاهش یافته است

آیا برای بستن چنین شاهراهی، نیاز به یک نیرو و توان بزرگ نظامیست؟

این انسداد از نظر فنی و نظامی چگونه محقق شده است؟

از نظر نظامی، «بستن تنگه» به معنای مسدود کردن فیزیکی آن نیست. بلکه ایجاد شرایطی است که هیچ کشتی‌ای حاضر به عبور نباشد.

برای چنین سناریویی، نیازی به حمله گسترده نیست، فقط چند هدف‌گیری دقیق کافی است
تا پیام منتقل شود: «این مسیر امن نیست»

بر اساس گزارش‌های اندیشکده‌هایی چون CSIS، Chatham House و تحلیل‌های فنی بلومبرگ، موفقیت ایران از طریق ترکیبی از ابزارهای سخت و جنگ روانی-اقتصادی حاصل شده است.

در هفته اول مارس ترافیک تانکرها ۹۶٪ کاهش یافت؛ نه به این دلیل که ایران همه را غرق کرد، بلکه به این دلیل که "هزینه عبور" را از آستانه تحمل جهانی فراتر برد.

۱. لایه فیزیکی: دکترین «انکار دریایی» (Sea Denial)

برخلاف تصور، ایران برای بستن تنگه از ناوگان دریایی استفاده نکرده چون بخش بزرگی از آن را در درگیری‌ با آمریکا از دست داد. در عوض، از استراتژی دسترسی‌ناپذیر کردن (A2/AD) بهره برده است، از جمله مین‌گذاری هوشمند.

ایران زرادخانه‌ای بالغ بر ۶۰۰۰ مین دریایی دارد. شامل مین‌های «کف‌خواب» و «هوشمند» که به امضای صوتی یا مغناطیسی کشتی‌های خاص حساسند.

صرفا شایعه وجود این مین‌ها، عبور را برای کشتی‌های فاقد تجهیزات ضد-مین غیرممکن کرده است.

همچنین قایق‌های تندروی زنبوری. استفاده از صدها قایق تندرو مسلح به موشک‌های کروز سبک که از تونل‌های ساحلی خارج می‌شوند، ردیابی و انهدام آن‌ها را برای رادارهای پیشرفته دشوار کرده است.

۲. لایه موشکی و پهپادی: «اشراف از ساحل»

برگ برنده ایران هدف قرار دادن کشتی‌ها بدون نیاز به حضور در آب است از جمله توسط

موشک‌های بالستیک ضد-کشتی نظیر خیبرشکن و خلیج فارس که با سرعت هایپرسونیک و کلاهک‌های خوشه‌ای به سمت اهداف شیرجه می‌روند و همچنین پهپادهای انتحاری ارزان‌قیمت که برخورد حتی یک پهپاد کوچک به بدنه نفتکش، باعث لغو فوری پوشش بیمه‌ای آن می‌شود.

۳. لایه جنگ الکترونیک و ناوبری (Spoofing)

یکی دیگر از اقدامات رژیم ایران اختلال در سیستم‌های GPS و AIS است، آنها با ارسال سیگنال‌های جعلی، سیستم‌های ناوبری کشتی‌های تجاری را مختل می‌کنند که با ورود ناخواسته کشتی‌ها در آب‌های سرزمینی ایران توقیف می‌شوند

۴. لایه اقتصادی-حقوقی: «انسداد از طریق بیمه»

هدف ایران لزوماً غرق کردن همه کشتی‌ها نیست، بلکه «غیرقابل بیمه کردن» مسیر است. با انجام حملات نقطه‌ای و دقیق (مانند حمله ۱۱ مارس به کشتی تایلندی)، نرخ حق بیمه جنگی برای عبور از هرمز به قدری بالا رفته که عملاً تجارت از این مسیر سودآور نیست. شرکت‌های بیمه لندن (Lloyd’s) کل منطقه را "غیرقابل تردد" اعلام کردند

همچنین آخوندها با وضع عوارض عبور در حال تبدیل تنگه به یک "بزرگراه پولی" هستند. کشتی‌هایی که اطلاعات دقیق محموله و خدمه را ارائه داده و مبالغی (تا ۲ میلیون دلار) پرداخت کنند، اجازه عبور می‌یابند. این یک انسداد گزینشی است، نه کامل.

۵. لایه فریب و عملیات روانی

ترس از "بمب‌های کثیف" دریایی: شایعاتی مبنی بر استفاده از مین‌های حاوی مواد شیمیایی یا رادیواکتیو (که به صورت فنی تایید نشده اما در بازار رسانه‌ای پخش شده) باعث شده است که خدمه کشتی‌ها از ورود به منطقه خودداری کنند.

جعل واقعیت: ایران با استفاده از رسانه‌های خود، پیروزی‌های تاکتیکی کوچک را به عنوان کنترل مطلق بر تنگه بازنمایی می‌کند تا اعتماد بازارهای جهانی را فرو بپاشد.

نتیجه‌گیری: موفقیت ایران در بستن تنگه هرمز ناشی از "نامتقارن بودن مطلق" هزینه است. هزینه یک مین دریایی یا پهپاد انتحاری ایران، کسری از هزینه یک موشک رهگیر آمریکایی یا خسارت وارده به یک سوپرنفتکش است. ایران با ترکیب فناوری موشکی ساحل‌ پایه و دیپلماسی اجبار، تنگه را به بن‌بستی تبدیل کرده که باز کردن آن نیازمند یک جنگ تمام‌عیار است؛

البته این برای آخوندها یک تیغ دو لبه است. آیا جهان حاضر خواهد بود هزینه باجگیری آخوندها را بپردازد یا ترجیح می‌دهد این هزینه را صرف از بین بردن باجگیر نماید؟

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط