رژیم آخوندی در یک جنایت وحشیانهٔ دیگر دو مجاهد خلق زندانی بابک علیپور و پویا قبادی را اعدام کرد.

اعدام ۴مجاهدخلق طی دو روز
۱۴۰۵/۱/۱۱
خبرگزاری قضاییهٔ جلادان اتهام این دو مجاهد را مشارکت در عملیات مسلحانه برای ضربه زدن بهامنیت نظام اعلام کرد
خبرگزاری قضاییهٔ جلادان: بابک علیپور از عناصر تشکیلاتی مجاهدین بود که سابقه ارتباط با این گروه را از سالهای گذشته داشت و پدر وی نیز در دهه شصت از مجاهدین بوده است
خبرگزاری قضاییهٔ جلادان اتهام پویا قبادی را شرکت عملیات متعدد مسلحانه در ارتباط با مجاهدین و اقدامات متعدد علیه امنیت نظام اعلام کرد
مجاهد خلق پویا قبادی ۳۳ ساله، مهندس برق در اسفند ۱۴۰۲دستگیر و به زندان اوین منتقل شد. او قبلا نیز دو بار دستگیرشده بود
مجاهد خلق بابک علیپور ۳۴ ساله، لیسانسیه حقوق در دی ۱۴۰۲ دستگیر شد. او پیش از آن نیز در آبان ۹۷ در رشت دستگیر و ۴ سال در زندان بود
دژخیمان رژیم آخوندی روز دوشنبه۱۰ فروردین نیز مجاهدان قهرمان محمد تقوی و اکبر دانشورکار را در زندان قزلحصار به دار آویختند
از پارلمان اروپا تا گزارشگر سازمان ملل؛ واکنشهای بینالمللی به اعدام زندانیان سیاسی مجاهد در ایران
در پی اعدام ۴ زندانی سیاسی مجاهد خلق توسط رژیم آخوندی، موجی از واکنشها و محکومیتهای بینالمللی از سوی نمایندگان پارلمان اروپا، گزارشگران سازمان ملل، سازمانهای حقوقبشری و رسانههای بینالمللی شکل گرفته است. پس از اعدام محمد تقوی و اکبر دانشورکار، صبح امروز نیز دو زندانی سیاسی مجاهد، بابک علیپور و پویا قبادی، توسط رژیم ایران اعدام شدند.
همزمان با این موج اعدامها، شخصیتهای سیاسی و نهادهای حقوقبشری با هشدار نسبت به خطر اعدام سایر زندانیان سیاسی، خواستار اقدام فوری جامعه جهانی برای توقف این روند شدهاند.
در ادامه، واکنشها و بازتابهای بینالمللی نسبت به این اعدامها آمده است.
خبرگزاری رویترز خبر اعدام دو مجاهد قهرمان بابک علیپور و پویا قبادی را مخابره کرد.
رویترز نوشت: امروز سهشنبه رژیم ایران دو زندانی را به جرم ارتباط با سازمان مجاهدین خلق ایران و دست داشتن در چندین حمله، از جمله شلیک سلاحهای پرتابی به یک ساختمان دولتی، اعدام کرد.
رویترز افزود: روز دوشنبه نیز دو زندانی دیگر مرتبط با مجاهدین خلق اعدام شدند.
خبرگزاری آسوشیتدپرس گزارش داد: بابک علیپور و پویا قبادی در ارتباط با مجاهدین خلق اعدام شدند.
آسوشیتدپرس خاطرنشان کرد: سازمان عفو بینالملل اعلام کرده است که دادگاه رژیم ایران در تهران این افراد را پس از یک محاکمه بهشدت ناعادلانه در اکتبر ۲۰۲۴ پس از شکنجه، به اتهام شورش مسلحانه علیه دولت محکوم کرده است.
دو عضو دیگر مجاهدین خلق روز دوشنبه به همین اتهام به دار آویخته شدند.
واشنگتن پست خبر داد: رژیم ایران امروز سهشنبه بابک علیپور و پویا قبادی را در ارتباط با مجاهدین خلق اعدام کرد. واشنگتن پست فراخوان قبلی سازمان عفو بینالملل برای نجات جان این زندانیان را درج کرد.
گروه دوستان ایران آزاد در پارلمان اروپا اعلام کرد:
قوه قضاییه رژیم ایران اعدام دو زندانی سیاسی در ایران را اعلام کرد
محمد تقوی طراح گرافیک و اکبر دانشور کار مهندس عمران اعدام شدند.
دوستان ایران آزاد در پارلمان اروپا برای نجات جان آنها کارزاری بهراه انداخته بود.
آنها جزو گروهی از اعضای مجاهدین خلق بودند که توسط رژیم به اعدام محکوم شده بودند
the Iranian regime's judiciary announced the execution of two political prisoners in Iran.
— Friends of a Free Iran - EP (@FOFI_EP) March 30, 2026
they were executed this morning.
Mohammad taghavi, 59, a graphic designer who had already endured imprisonment before.
Akbar (Shahrokh) Daneshvarkar, 57, a civil engineer.
Friends of a… pic.twitter.com/rihOpl06Jj
فریاد شعار «برادر شهیدم، گیریم انتقامت» در پاریس، لندن و برلین؛ آکسیونهای اعتراضی در مقابل سفارتخانههای رژیم
ایرانیان آزاده و هواداران مقاومت در اعتراض به اعدام جنایتکارانه دو تن از زندانیان سیاسی مجاهد خلق، محمد تقوی و اکبر دانشورکار، دست به تظاهرات و آکسیونهای گسترده زدند. این تظاهرات که در مقابل سفارتخانهها و مراکز دیپلماتیک رژیم در شهرهای مختلف اروپا برگزار شد، با شعارهای قاطع برای استمرار راه شهیدان و سرنگونی استبداد مذهبی همراه بود.
تجمعات اعتراضی در پاریس، لندن و آلمان به دنبال انتشار خبر اعدام دو مجاهد خلق، محمد تقوی و اکبر دانشورکار، ایرانیان آزاده در شهرهای پاریس (فرانسه)، لندن (انگلستان)، کلن، بوخوم و هایدلبرگ (آلمان) و در اسکاندیناوی و اتریش در کشورهای شمال اروپا، شهرهای کپنهاگ و آرهوس (دانمارک) و استکهلم (سوئد) و همچنین در وین (اتریش)، برن (سوئیس) و رم (ایتالیا) با تجمع در مقابل سفارت و کنسولگریهای رژیم، این اقدام وحشیانه را محکوم کردند. شرکتکنندگان با حمل تصاویر شهیدان، فریاد عدالتخواهی سر دادند.سوگند به خون یاران برای ایستادگی تا پایان
تظاهرکنندگان در این آکسیونها با سردادن شعارهایی همچون:
-
«برادر شهیدم، گیریم انتقامت»
-
«قسم به خون یاران، ایستادهایم تا پایان»
-
مرگ بر حکومت اعدامی
-
طناب دارجلاد برگردن مجاهد دیگر اثر ندارد
-
پاسخ ما به اعدام آتش و خشم وقیام
- آزادی میآید با میتوان و باید
- مرگ برستمگر چه شاه باشه چه رهبر
- تو دیکتاتور من آرش آتش جواب آتش
- میجنگیم می میریم ایرانو پس میگیریم
- خلق جهان بداند مسعود رهبر ماست ارتش آزادیبخش پاسخ آخر ماست
- نه نه نه اعدام نه
بر عزم خود برای ادامه نبرد تا سرنگونی کامل رژیم آخوندی تأکید کردند. این تجمعات بازتاب گستردهای در محافل خبری محلی داشت و بار دیگر توجه افکار عمومی را به وضعیت وخیم حقوق بشر در ایران جلب کرد.
نامه ای از اکبر دانشورکار در همبستگی با قیام دیماه۱۴۰۴
زندان قزلحصار
اکبر دانشور کار زندانی سیاسی زیر حکم اعدام
۱۰ روز پس از آغاز قیام دیکتاتور زاده برای موجسواری وارد صحنه شد
قیام خلق ستمدیده را کاملاً عامدانه به خارج از مرزها گره زدند
تا بازیگر سوم دستش باز شود و به نفع شیخ، نقش آفرینی کند
«انقلاب را با انقلابیون میتوان به پیش برد و انقلابیون نیز خودشان در مسیر انقلاب آبدیده و تربیت میشوند. برای انقلابی بودن نخست باید خواست، و این خواستن، نیازمند شناخت از خود یعنی «کشف خود» است».مسعود رجوی ۲۱-۱۱-۱۳۶۰
از ماهها پیش، کاملاً روشن و قطعی بود که قیامی در ایران، در راه است. آنچه در دیماه رخ داد، تنها یک پیش زلزله بود و زلزله اصلی که منجر به سرنگونی تخت ولایت و سلطنت خامنهای خواهد شد، پیش روی ما و محتوم است.
پس از گذشت ۱۰ روز از آغاز قیام، پس مانده و بازیگری دیکتاتورزاده برای موجسواری روی موج سنگین قیام مردم ایران، وارد صحنه شد. تا این زمان، قیام خلق ستمدیده و پا در زنجیر که کاملاً داخلی بود، بازیگرانی، کاملاً عامدانه به خارج از مرزها گره زدند تا بازیگر سوم، دستش باز شود و به نفع شیخ، نقش آفرینی کند.
خامنهای جلاد دستور داد تا معترضان را سر جایشان بنشانند! دستگاه سرکوب، برچسب «تروریست» را به مردم جان بر لب رسیده و آزادی خواه، زد و با شقاوت تمام، دست به کار کشتار و «جنایت علیه بشریت» و دستگیریهای گسترده شد.
تصاویر اقدامات سرکوبگرانه و کشتار مردم بیدفاع و بیسلاح در قیام را همگان دیدهاند اما تصاویر دیگری هم هست که از دیدهها پنهان است. جوانان و شهروندان بسیاری بازداشت شدهاند که خبر و اثری از آنها در دست نیست. از نوجوان زیر ۱۸ سال تا زنان و مردان سالخورده که اکنون در مراکز مخفی و یا زندانهای رسمی رژیم در حبس و زیر بازجویی هستند.
هشدار درباره وضعیت بازداشت شدگان قیام
زندانیان سیاسی همچون من که تجربه بازداشت، بازجویی و زندان در سیستم قضایی و امنیتی رژیم حاکم بر ایران را دارند، مطلع هستند که هم اکنون، چه بیعدالتی و فشار سنگینی در مورد بازداشتی های قیام و بهخصوص افراد کم سن و سال، در حال وقوع است. از شکنجه جسمانی وحشیانه گرفته تا وعدههای دروغین و تا تهدیدهای مکرر بازجویان برای درهم شکستن روح و روان بازداشتی تا به خواستهاش برای پروندهسازیهای کذایی دست پیدا کند. همه این فشارها فقط با هدف اعترافگیری اجباری و پروندهسازی انجام میشود تا برای صدور احکام ظالمانه و بیپایه دستاویز داشته باشند.
اینجانب شاهرخ دانشور کار بهعنوان یک زندانی سیاسی زیر حکم اعدام، از وجدانهای بیدار، نهادها و شخصیتهای حقوقبشری و از ارگانها و مجامع رسمی و بینالمللی متولی حفظ و حراست از کرامت انسان و ممانعت از نقض حقوقبشر و نسل کشی، درخواست میکنم که از رویه «محکوم کردن» شفاهی و صرفاً «ابراز نگرانی» دست برداشته و اقدامات عملی و قاطعی برای آزادی بازداشت شدگان در سراسر ایران و بازدید از زندانها و همچنین اقدامات مشخص برای حسابرسی از رژیم حاکم بر ایران انجام دهند. همین امروز هم دیر است. چرا که جانهای بسیاری در معرض خطر قرار دارد.
در پایان ضمن اعلام مراتب همدردی خودم و تسلیت به خانوادههای عزیز شهیدان، به خانواده بازداشتیهای قیام، توصیه اکید دارم که تحت تأثیر تهدید و یا وعدههای دروغین دستگاهها و مأموران اطلاعاتی و امنیتی قرار نگیرید و در سریعترین زمان ممکن،
به یاد داشته باشید که اساس سلول انفرادی، برای قطع ارتباط بازداشتی با دنیای بیرون است تا اینگونه تصور کند که هیچ راهی جز باور حرفهای بازجویان و مأموران نیست. با سکوت خانوادهها، دست سرکوبگر بازتر و سلول انفرادی برای بازداشتی تنگتر میشود.

پیامهای مجاهدین شهید بابک علیپور و پویا قبادی در مقاطع مختلف
مادرانی که هر هفته در سه شنبه های نه به اعدام به دفاع از فرزندانشان برمی خاستند
فرزندان ما را اعدام نکنید.
مادر مجاهد شهید اکبر دانشورکار
پیام خانم مریم رجوی درباره اعدام سبعانه مجاهدان خلق بابک علیپور و پویا قبادی
سحرگاه امروز (سهشنبه ۱۱فروردین) مجاهدان قهرمان بابک علیپور و پویا قبادی در زندان قزلحصار به دست فاشیسم دینی حاکم بر ایران سربدار و جاودانه شدند.
خانم مریم رجوی رئیسجمهور برگزیده مقاومت ایران گفت اعدام سبعانه این مجاهدان سرفراز نشانگر وحشت و استیصال رژیم آخوندها در برابر تودههای خشمگین مردم و استقبال و حمایت آنان از کانونهای شورشی و ارتش آزادی است.
وی افزود این اعدامهای جنایتکارانه در گرماگرم یک جنگ خارجی اعتراف آشکار آخوندهای حاکم به این حقیقت است که دشمن اصلی رژیم مردم و مقاومت ایران است، اما این خونریزیهای بیحساب از سوی جوانان شورشگر و رزمآوران آزادی بیپاسخ نخواهد ماند و بساط ننگین این رژیم ضدبشری را برای همیشه از این میهن جارو خواهد کرد.
خانم رجوی با درود به این مجاهدان سرموضع گفت بابک و پویا و محمد و اکبر آموزگاران پرافتخار صدق و فدا در روزگار ما هستند و نامشان برای همیشه در تاریخ ایران باقی میماند. رادمردانی که در برابر هیچ شکنجه و فشاری سرخم نکردند و تا به آخر بر عهد و پیمان خود استوار ماندند.
خانم رجوی ملل متحد و کشورهای عضو و عموم مدافعان حقوقبشر را به محکومیت این جنایت فجیع و اقدام فوری برای نجات زندانیان مجاهد و مبارزی که در صف اعدام قرار دارند فراخواند و گفت زمان اتخاذ تدابیر عملی و مؤثر از قبیل بستن سفارتها و اخراج دیپلماتتروریستها و مزدوران رژیم فرا رسیده است.
تجدید عهد بابک علیپور پس از شهادت بهروز احسانی و مهدی حسنی
تجدید عهد بابک علیپور پس از شهادت بهروز احسانی و مهدی حسنی
بنام خدا
با سلام و درودهای فراوان امیدوارم که حالتون خوب و در سلامتی کامل باشید و مثل همیشه جنگنده باشید.
بعد از شهادت دو برادر قهرمان و دلاور بهروز و مهدی اولین نامهیی است که مینویسم.
بنده این افتخار را داشتم که حدود ۹ ماه با بهروز هم اتاق باشم و بهروز مسئول اتاق ما بود. در این مدت ویژگیها و اخلاق انقلابی زیادی را در او دیدم. بارزترین آن ویژگیها همان مقاومتش بود و اخلاق مقاومت زیادی در او دیدم بارزترین ویژگی بود، از آنجا که این راه را آگاهانه انتخاب کرده بود هرگز در برخورد روزانه عصبانی نبود و طلبکار کسی نمیشد. اما متأسفانه افتخار حضور در کنار مهدی را نداشتم. فقط دو بار مفتخر شدم که در بهداری اوین زمانی که برای فیزیوتراپی آمده بود او را ببینم اما هر بار که او را دیدم با نشاط و سرزنده بود و میگفت به بچهها سلام برسون و بگو که حالم خوبه. به نظرم او میخواست با این جملهاش به بچههای بند این پیام را برساند که با توجه به صدور حکم اعدام، اما من با این وضعیت بیمارم، نمیترسم و از مبارزه و مقاومت در برابر دژخیمان دست نمیکشم.
درسی که من از بهروز و مهدی گرفتم انتخاب کردن و مقاومت کردن تا به آخر است. در این بین بعد از شهادت این دو قهرمان پیام یا دستور خواهران و برادران مسئولم بهم ابلاغ شد و من دریافت کردم همانطور که بهروز و مهدی در عمل نماد سر موضع بودن و سرخم قدغن بودن، مسئولانم بهم ابلاغ کردند که عمل درست همانا ایستادن و مقاومت کردن و سر خم نکردن در برابر دژخیمان است.
و حالا خواهر زهرای عزیز، شهادت این دو برادران نه تنها مرا مرعوب نکرده بلکه همچون خودشان که به کاروان شهیدان راه آزادی پیوستند، تعهد میدهم در خط رهبری برای سرنگونی رژیم ضدبشری و برقراری جمهوری دموکراتیک آماده جنگیدن صد برابر و مقاومت تا به آخر باشم.
حاضر، حاضر، حاضر
بابک علیپور - ۱۴۰۴/۵/۱۰
زندان تهران بزرگ - تیپ ۲ سالن
نقشهمسیر مجاهد خلق اکبر دانشورکار - نقشهمسیر ۱۴۰۵
نقشهمسیر مجاهد خلق اکبر دانشورکار
نقشهمسیر ۱۴۰۵
«به نام خدا و به نام خلق ستمدیده»
از نخستین پیام و ارتباط گیری در ۴۰۲ تا امروز، زندگی و بودنم دستخوش تغییرات بزرگ و شگرفی شده است. تمام دارائی و اندوختهام که حاصل یک عمر کار شرافتمندانه بود را از دست دادهام. همسر و فرزندم را از دست دادهام و آخرین داشتهام را که جانم است، در آستانه از دست دادنش قرار گرفتهام.
افسوس و دریغی ندارم و با این وضعیت یگانه شدم و هستم. چون حتی اگر مادی هم بخواهم محاسبه کنم، به جای یک خانواده ۳ نفره که چشم به آوردههایم داشت و خوب و بد بودنم، در ترازوی برآورده شدن انتظارات، سنجیده میشد، اکنون خانوادهای بسیار بسیار بزرگ را دارم که همانا سازمان مجاهدین خلق ایران است و چشم به آوردههایم ندارند. اکنون داراییام هم به پشتوانه ۶۰سال مبارزه، مقاومت و مجاهدت گره خورده است. این دارائی آنچنان ارزشمند است که آخرین داشتهام یعنی جانم را بیدریغ پیشکش میکنم.
از لحظه خروج از ۲۰۹ و دیدار دوستان و هم بندیهایم تا امروز، دیگر هیچ تصور، رویا و آرزوی مادی برای آینده ندارم و همواره پایان زندان را در سر بدار شدن دیدهام. مرگ اتفاق عادی و کوچکی نیست و از سر غریزه، هر موجود زندهای، از مرگ دوری میکند. به استقبال مرگ رفتن نیازمند جای پای محکم و باور قلبی راسخ است. پس تعهد من، رسیدن به آن باور قلبی است و نقشه مسیرم، ایجاد بلوغ فکری و استحکام بخشیدن به آن است، تعهدم شناخت و درک عمیق از رهبری مقاومت است و نقشه مسیرم، غرق شدن در دریای پرتلاطم و خونبار مجاهدین از طریق کنکاش و پرس و جوی بیشتر است. تعهدم، مرزبندی بیشکاف با جبهه ضدخلق است که در تبری جستن از شیخ و شاه، تبری جستن از استبداد و استثمار متبلور میشود و نقشه مسیرم، همراه ماندن در دوستان همبند و سر موضع است. تعهدم، قسم به خون یاران ایستادهام تا پایان و نقشه مسیرم، سر خم قدغن است. تعهدم جنگ صد برابر و نقشه مسیرم بیا بیا گفتن است.
- واحد ۴ زندان قزلحصار
شاهرخ دانشورکار
۱۴۰۴/۱۲/۲۸
حملهٔ وحشیانهٔ یکان ضدشورش به زندانیان سیاسی قزلحصار و انتقال ۱۹ زندانی به سلولهای انفرادی
- شامگاه یکشنبه ۹ فروردین همزمان با انتقال دو مجاهد قهرمان محمد تقوی و اکبر دانشورکار برای اعدام، یکان ضدشورش زندان قزلحصار به سالن زندانیان سیاسی در بند ۴ حمله برده و ضمن ضرب و شتم سایر زندانیان، آنان را به سلولهای انفرادی منتقل کرده است
- ۴ مجاهد زیر حکم اعدام؛ بابک علیپور، وحید بنیعامریان، ابوالحسن منتظر و پویا قبادی در میان زندانیانی هستند که مورد حملهٔ وحشیانه و ضرب و شتم قرار گرفتند
- از وضعیت این ۴ نفر اطلاعی در دست نیست و جانشان بیش از هر زمان در معرض خطر است
- خبرها حاکی از انتقال دستکم ۱۹ زندانی سیاسی از بند ۴ زندان قزلحصار به سلولهای انفرادی است که زندانیان بیمار علی معزی و اسدالله هادی هم در میان آنها هستند
- از صبح دوشنبه ۱۰ فروردینماه بهدنبال انتقال ناگهانی دو مجاهد خلق محمد تقوی و اکبر دانشور کار برای اجرای حکم اعدام، کلیه ارتباطات زندانیان سیاسی در بند ۴ این زندان با خانوادههایشان قطع شده است
- مقاومت ایران از سازمان ملل و کمیسرعالی حقوقبشر خواستار دخالت فوری برای نجات جان این زندانیان سیاسی است که در شرایط جنگ و بمباران زیر سنگینترین فشارها و تهدیدات قرار دارند
اعدام محمد تقوی و علیاکبر دانشورکار: بازطنین نام مجاهد خلق در حافظهٔ جمعی
در سحرگاهی که روشنایی هنوز جرأت گشودن چشم بر جهان را نداشت، بار دیگر طنابهای اعدام برای خاموش کردن ضربان حقیقت بهکار افتادند. اینبار، نام حقیقت، محمد تقوی و علیاکبر دانشور کار بود. دو نام، دو زندگی و دو روایت متمایز از ایستادگی که در دستگاهی بنا شده بر وحشت و انکار، به جرم «بودن» و «خواستن» خاموش شدند. ولی مگر میتوان شعلهای را که از مغز استخوان یک ملت برخاسته، با ریسمان خفه کرد؟ اعدام آنان، نه یک واقعهٔ منفرد، که امتداد منطقی یک استراتژی سرکوب است که دهههاست در جان این سرزمین ریشه دوانده؛ سرکوبی که میکوشد با حذف فیزیکی مجاهدین ایده را نیز مدفون کند.
پرداخت بهای آزادی در تمامت عمر
محمد تقوی، نمادی از پیوستگی رنج در تاریخ معاصر ایران است. او که روزگار جوانیاش در دههٔ خونین شصت، میان دیوارهای سنگی و سلولهای انفرادی سپری شده بود، تمام عمر بهای وفاداری به آرمان ضداستثماری مجاهدین را پرداخت.
در سوی دیگر، علیاکبر دانشورکار، مهندسی که زندگیاش با «ساختن» و «بنا کردن» پیوند خورده بود، خود به نمادی از یک بنای ویرانناشدنی تبدیل گشت. او که از دنیای محاسبات فنی به جهان مقاومت قدم گذاشته بود، نشان داد که چگونه دانش و تخصص میتواند در خدمت آرمانی والاتر قرار گیرد. زندگی او، از محیطهای مهندسی تا روزهای دشوار کارگری و سرانجام سلولهای زندان، مسیری بود که ثابت کرد آزادی، نه یک مفهوم انتزاعی در کتب فلسفی، بلکه تجربهای زیسته است که انسان را از درون صیقل میدهد.
توجیه اعدام با واژگان نقابدار
در زبان رسمی قدرت، این دو قهرمان همواره «متهم» خطاب میشدند. دستگاه قضایی با ردیف کردن واژههایی چون «بغی»، «اجتماع و تبانی» و «قیام مسلحانه»، کوشید تا بر چهرهٔ عریان خشونت، نقابی از قانون بپوشاند. این کلمات سنگین، نه برای توصیف واقعیت، بلکه برای توجیه حذف به کار گرفته شدند. اما آنچه در پس این الفاظ حقوقی پنهان بود، هراسی عمیقتر از سوی قدرت بود: هراس از انسانی که نمیشکند و برای جانش چانه نمیزند.
قدرت از «فرد» نمیترسد؛ قدرت از «ارادهای» میترسد که در میانهٔ شکنجه و انفرادی، هنوز به امکان تغییر میاندیشد.
«ایستاده مردن»
محمد تقوی در واپسین یادداشتهای خود از «ایستاده مردن» سخن گفت؛ انتخابی که نه از سر ناچاری، که برخاسته از آگاهی مطلق بود. او مرگ را نه نقطهٔ پایان، بلکه ایستگاهی در مسیر بیداری میدید. او در وصیت یا پیامی کوتاه نوشت:
سوگند یاد میکنم که تا نفس آخر، جانانه بجنگم و ایستاده بمیرم و تا گام آخری که استوار به نعمت رهیافتگی است و فریادی که از چشمه زلال ارزشهای توحید توان یافته با یقین به پیروزی بخروشم:
«حاضر حاضر حاضر»
این تکرار سهباره، تنها یک کلمه نیست؛ یک مانیفست است.
حاضر اول: پاسخ به ترس است؛ یعنی من هنوز هستم و نترسیدهام.
حاضر دوم: پاسخ به تردید است؛ یعنی در مسیری که برگزیدهام شک ندارم.
حاضر سوم: پاسخ به تسلیم است؛ یعنی حتی در آستانهٔ چوبهٔ دار، بهزانو درنمیآیم.
این زبان، زبان حماسه است؛ حماسهای که در بطن رنج سلولهای انفرادی متولد میشود و در لحظهٔ اعدام به اوج میرسد. این تکرار، پژواک ارادهٔ جمعی نسلی است که در برابر سیاست «حذف»، بر ضرورت «بودن» خویش پافشاری میکند.
اعتراض ایرانیان آزاده در محکومیت اعدام جنایتکارانه محمد تقوی و اکبر دانشورکار در برن سوئیس، اسلو و هایدلبرگ
برن سوئیس - اعتراض ایرانیان آزاده در محکومیت اعدام جنایتکارانه محمد تقوی و اکبر دانشورکار - ۱۰ فروردین ۱۴۰۵

اسلو - تظاهرات ایرانیان آزاده در محکومیت اعدام ۲مجاهد خلق - ۱۰ فروردین ۱۴۰۵
تجدید عهد پویا قبادی از زندان فشافویه پس از شهادت مجاهدان شهید بهروز و مهدی
درود بیکران بر مهدی حسنی و بهروز احسانی که خون پاک خود را نثار آزادی خلقشان کردند. درود بر آنها که با عزم پولادین خود تا آخرین لحظه استوار ماندند و درس ایستادگی و مقاومت به ما آموختند.
بخت با من یار نبود که با مهدی همبند باشم و حتی یک بار هم او را ندیدم. تنها از دیگر دوستانم شنیدم که آدمی در کنارش احساس شادابی و سرزندگی میکرد و با خبر شدم که حتی دادگاه را هم تحریم کرد و در آن حضور نیافت و تا روز آخر بهرغم بیم و امیدهایی که در چنین شرایطی، پس از هر بار پذیرش اعاده ممکن است به آدمی دست بدهد، بر انتخابهایش ایستاد و سرفراز رفت.
و اما بهروز که ۹ ماه افتخار این را داشتم با او هم اتاق و هم نفس باشم شیر مردی بود که در عین صلابتی که در مواجهه با عوامل رژیم از او میدیدیم در اوج تواضع و خاکساری به همه ما همبندیانش خدمت میکرد. وقتی او را ربودند و به قزلحصار بردند، همیشه این خیال را در ذهن داشتم که باز هم او را خواهم دید.
من مجذوب مقاومت، فروتنی و صفای باطنش بودم و هستم و خواهم بود. درود بر او.
هنوز زنگ صدایش را در گوش دارم که میگفت: «به خدا قسم لحظه اعدام، ضربان قلبم حتی یک تپش هم بالا نخواهد رفت».
مگر میتوانم ثبات قدم و ایمان خللناپذیرش را فراموش کنم.
عجبا که دژخیمان رژیم پس از سالها قتلعام مجاهدین هنوز این را نفهمیدهاند که اعدام امثال مهدی و بهروز جز بر ایمان ما نخواهد افزود. جز بر جسارت و جنگندگی ما نخواهد افزود.
شنیدم که در اوج دنائت، جلادان قزلحصار پس از ضرب و شتم برادران از جمله خود بهروز، او را از آنها جدا کرده و مجروح و زخمی به دارش آویختند.
بهروز در آخرین لحظهها هم در مقابل گارد که برای یورش به ۱۹ زندانی سیاسی، ۱۸۰ تن را بسیج کرده بود قد علم کرد. پیش از آن هم جلوههای مقاومت دربند را از او دیده بودیم.
بهروز برایم چراغی شد تا راه را بهتر ببینم و بپیمایم و من با خدای خود عهد میبیند که همچون آنان در مقابل این رژیم جنایکار مطلقاً تسلیم نشوم و تا سرنگونی پیش بتازم.
پابرجا و استوار بمانم و اگر آزادی این مردم، با خون چون منی میسر میشود، خونم را با فراغ بال تقدیم رهایی خلقم کنم و در این مسیر از خدای خود یاری میطلبم که مرا در جنگ با نمودهای فردیت و جنسیت یاری کند.
یا ما سر خصم را بکوبیم به سنگ
یا او سر ما به دار سازد آونگ
پویا قبادی
تیپ ۲ تهران بزرگ
۱۱/۵/۱۴۰۴
