رژیم آخوندی در یک جنایت وحشیانهٔ دیگر دو مجاهد خلق زندانی بابک علیپور و پویا قبادی را اعدام کرد.

اعدام ۴مجاهدخلق طی دو روز
۱۴۰۵/۱/۱۱
خبرگزاری قضاییهٔ جلادان اتهام این دو مجاهد را مشارکت در عملیات مسلحانه برای ضربه زدن بهامنیت نظام اعلام کرد
خبرگزاری قضاییهٔ جلادان: بابک علیپور از عناصر تشکیلاتی مجاهدین بود که سابقه ارتباط با این گروه را از سالهای گذشته داشت و پدر وی نیز در دهه شصت از مجاهدین بوده است
خبرگزاری قضاییهٔ جلادان اتهام پویا قبادی را شرکت عملیات متعدد مسلحانه در ارتباط با مجاهدین و اقدامات متعدد علیه امنیت نظام اعلام کرد
مجاهد خلق پویا قبادی ۳۳ ساله، مهندس برق در اسفند ۱۴۰۲دستگیر و به زندان اوین منتقل شد. او قبلا نیز دو بار دستگیرشده بود
مجاهد خلق بابک علیپور ۳۴ ساله، لیسانسیه حقوق در دی ۱۴۰۲ دستگیر شد. او پیش از آن نیز در آبان ۹۷ در رشت دستگیر و ۴ سال در زندان بود
دژخیمان رژیم آخوندی روز دوشنبه۱۰ فروردین نیز مجاهدان قهرمان محمد تقوی و اکبر دانشورکار را در زندان قزلحصار به دار آویختند
فعالیتهای جوانان شورشگر در شهرهای میهن به یاد مجاهدان سرفراز سربهدار - ۱۱ فروردین ۱۴۰۴
مراسم گلگذاری و نصب فراگیر تصاویر مجاهدان شهید در مشهد، تبریز و اصفهان / تجدید عهد جوانان با آرمان «صدق و فدا»
شهرهای مختلف ایران از جمله تهران، مشهد، تبریز و اصفهان شاهد فعالیتهای اعتراضی و مراسم یادبود برای چهار مجاهد سربدار، پویا قبادی، بابک علیپور، محمد تقوی و اکبر دانشورکار بود. جوانان شورشگر با گلگذاری و نصب پیامهای مریم رجوی، تأکید کردند که اعدام این نخبگان تنها عزم ارتش آزادی برای سرنگونی فاشیسم دینی را دوچندان کرده است.
گلباران یادمان شهیدان از تهران تا آذربایجان و اصفهان در پایتخت، کانونهای شورشی با برگزاری مراسم گلگذاری و شعار «قسم به خون یاران، ایستادهایم تا پایان»، یاد مجاهدان شهید را گرامی داشتند. اقدامات مشابهی در تبریز، کرج و اصفهان با شعار محوری «ادامه راه شهیدان تا سرنگونی و آزادی» انجام شد. در تهران، پوسترهایی با مضمون «بوسه قهرمانانه بابک و پویا بر طناب دار» بر روی خودروها و دیوارهای شهر نصب شد که نشاندهنده نفوذ پیام مقاومت در بطن جامعه است.
مشهد؛ کانون نصب فراگیر پیامهای رهبری مقاومت شهر مشهد شاهد نصب تراکتهایی بود که بخشهایی از پیام خانم مریم رجوی را در خود داشت. در این تراکتها بر سرفرازی مجاهدان سرِ موضع در برابر دو سال و نیم شکنجه تأکید شده و آمده بود: «بابک، پویا، محمد و اکبر آموزگاران پرافتخار صدق و فدا در روزگار ما هستند.» همچنین جوانان مشهدی با نصب پوسترهایی، خواستار تدابیر عملی بینالمللی از جمله «بستن سفارتخانههای رژیم و اخراج دیپلماتتزوریستها» شدند.
شکست استراتژی ارعاب؛ شعلهورتر شدن عزم قیام : سرعت و گستردگی این واکنشها در شهرهای مختلف، نشاندهنده زنده بودن راه مجاهدان در میان نسل جوان است. برخلاف تصور رژیم که اعدام در شرایط جنگی را ابزاری برای خفه کردن صداها میپنداشت، خون پاک این چهار مجاهد به محرکی برای فعالیتهای تبلیغی و تهاجمی کانونهای شورشی تبدیل شده و عزم خلق برای دستیابی به آزادی را بیش از پیش شعلهور کرده است.
سناتور سام براون بک: رژیم ایران با اعدام زندانیان سیاسی به سرکوب ادامه میدهد؛ زمان تغییر فرا رسیده است
سناتور سام براون بک – سفیر سابق آمریکا در امور آزادی مذهبی اعلام کرد: رژیم ایران همچنان به اعدام زندانیان سیاسی بهعنوان بخشی از بسیج سرکوبگرانه خود علیه مردم ادامه میدهد
این رژیم هیچگونه مشروعیتی ندارد. زمان تغییر در ایران فرا رسیده است. مردم خواستار آن هستند.
Iran continues to execute political prisoners as part of its campaign of oppression against its own people. the government has no legitimacy and wages war against its own people out of insecurity. It is time for change in Iran. the people demand it.https://t.co/mw1GnCP4ea
— Sam Brownback (@SamuelBrownback) March 31, 2026
پیامها و نامههای دیگر از مجاهدان سر به دار محمد تقوی و اکبر دانشورکار
تجدید عهد عاشورا ۱۴۰۴
مجاهد سربهدار محمد تقوی
بنام پروردگار مهربان، در هم کوبنده ستمگران
و بهنام مردم ستمدیده و دلیر ایران
با درک و اشراف نسبت به خطیر بودن شرایط کنونی و توجه به اصل «کس نخارد» که اکنون بیش از هر زمان دیگر ضرورت راهکار «سرنگونی رژیم بهدست مردم و مقاومت ایران» را برجسته میکند، اینجانب سیدمحمد تقوی سنگدهی با الهام از سرور شهیدان و با هشیاری نسبت به سه مرزسرخ مبارزاتی «سستی، ذلت و ناتوانی» تعهد میدهم و سوگند یاد میکنم که همگام با خواهران و برادران مجاهدم در شهر اشرف، سرمشقهای نبرد بیامان، فدای بیکران، عاشقان بیچشمداشت و مبارزان گمنام راه آزادی میهن، با تمام توش و توان در رکاب رهبران آرمانی مان، مریم و مسعود تا منزلگه پیروزیِ کاروان رهایی خلق در زنجیر، هیچ سد و مانع و این دیوارها را بهرسمیت نشناخته، جانانه بتازم. با مقاومت خویش، با مایهگذاری برای برادران همبندٍ در بندم و دم غنیمت شمار و فرصت ساز، در اوج آمادگی باشم.
سید محمد تقوی
۱۶/ تیر / ۱۴۰۴
پیام صوتی مجاهد سر بدار اکبر دانشورکار از زندان فشافویه
بعد از شهادت مجاهدان قهرمان بهروز احسانی و مهدی حسنی
۷ مرداد ۱۴۰۴
بهروز احسانی مهدی حسنی مسیر راهتان پیش روی من است. عزیزانم نیستید که جایتان را پر کردهام همرزمان خوبم میدانید پرچمی که در دستان محمد حنیفنژاد بود و دست به دست به دستان شما رسید که بر زمین نیفتاده و اکنون در دستان من است!.
دوستان با شرفم بهروز و مهدی نیک میدانید و آسوده خیال هستید که تا نفس آخر بر سر موضع جان برکف در راه میهن و هدف، استوار و راسخ رهرو راه حق و حقیقت بدون ذرهیی کم و کاست. افتخاریست ابدی همبند بودن همراه بودن و همرزم بودن با شما. دوریمان دیری نخواهد پائید و بهزودی به شما خواهم پیوست! و آنگاه هیچ نیرویی توان جدا کردن ما را نخواهد داشت.
بهمن تاج افکنم خرداد هر دم در کمین (۲بار)
فصل پایانبخش استبدادم ای ایرانزمین
۷ مرداد ۴۰۴ زندان تهران بزرگ تیپ ۲ سالن ۴ - شاهرخ دانشور کار
پیام مجاهد قهرمان محمد تقوی
به متخصصان در مقاومت ایران -آذر ۱۴۰۴
پیام مجاهد قهرمان محمد تقوی به متخصصان در مقاومت ایران – آذر ۱۴۰۴
سلام و درود به شما عزیزان. از اینکه چنین فرصتی مغتنم و امکانی استثنایی برایم فراهم شده که بتونم پیام تصویری بفرستم خوشحال و از توجه و ملاحظه شما بسیار سپاسگزارم محمد تقوی هستم ۵۸ساله فارغالتحصیل رشته گرافیک از دانشکده هنرهای زیبای تهران مقطع لیسانس.
هر چند حدود یکسال هست از صدور حکم اعدامم میگذره اما با گذشت زمان بهرغم زیستن زیر سایه چوبههای طناب دار با ایقان به رهایی مردم ستمدیده و به پشتوانه جنبش عظیمی که با محوریت سازمان مجاهدین به پیش میتازه مؤمن به رهبری با درایت خواهر بزرگوارمان خانم رجوی و عزم تودههای به خروش آمده مردم ایران استوارتر از پیش ایستادهایم
واقعیت اینه که نقش شما عناصر آگاه و تحصیل کرده و متخصص در فرجام رسیدن کارزار سرنگونی منحصر بهفرد و بیجایگزینه
بنابراین خاضعانه از شما درخواست میکنم که در راستای رهایی خلق ستمدیده با حمایت از خانم رجوی و طرح ده مادهای بیکم و کاستش در استقرار یک حاکمیت دموکراتیک مردم سالار سرمشق عزم و همت مردم رنجور و پرتو امیدی بر دلهای پر خونشان باشید
شما عزیزان در آستانه درد تاریخ این سرزمین به روی آیندهای روشن و تابناک ایستاده اید
همت کنید که یقینا سرافرازی از آن مردم این سرزمین خواهد بود
قربان همگی بدرود
تجدید عهد مجاهد قهرمان اکبر دانشورکار
پس از بیدادگاه رژیم
۲۸ آبان ۱۴۰۴
رژیم خوب میداند که سازمان مجاهدین جدیترین آلترناتیوش هست. آلترناتیوی که دارای رهبری منسجم، دارای برنامه مدون برای پسا سرنگونی دیکتاتور، دارای ارتش آزادیبخش، عضو اصلی شورای ملی مقاومت، دارای اعضایی کاربلد، فداکار، پر تلاش و دست از همه چیز شسته و دارای روابط خوب دیپلماتیک با جهان است. رژیم و موج سواران و بیعملان اپوزیسیون نما، سالها بر علیه مجاهدین شیطانسازی و لجنپراکنی کردهاند اما اکنون شاهد اقبال روزافزون به سازمان مجاهدین در میان تودهها است. پس رژیم برای مرعوب کردن و ترساندن تودهها، نیاز دارد تا دست به اعدام بزند. مجاهدین توانایی سازماندهی را دارند و رژیم از این میترسد. با این احکام اعدام که در یک روند کاملاً غیرشفاف و ناعادلانه، صادر میشود، به اعتراف صریح افشاری در نامهیی به وزارت دفاع داده، قصد بالا بردن هزینه برای کانونهای شورشی و مجاهدین را دارد. هیهات من الذله.
مگر ما وقتی قدم در این راه گذاشتیم، از اعدام خبری نبود؟ همه ما، دانسته و جان برکف و استوار، آغاز کردیم و شک ندارم که با اعدام من، نه تنها خللی در عزم و اراده کانونهای شورشی ایجاد نمیشود، بلکه، هم بر اراده و هم بر تعداد آنان افزوده می. شود. من ادامه براندازان و شورشگران ۴۰۱، جان بر کفان ۹۸ اسطورههای مبارزه قهرآمیز ۹۶ و سربداران سر موضع دهه۶۰ هستم. من و ما، سالهاست که به براندازی رسیدهایم و دست از مبارزه خشونت پرهیز کشیدهایم.
پرسش این است که چرا مبارزه باید قهرآمیز و آتشین باشد؟ خرداد ۶۰ تظاهرات نیم میلیون نفری بدون خشونت، با کشتار خمینی دجال سرکوب شد.
خواسته و اعتراض مدنی دانشجویان در تیر ۷۸، با پرتاب دانشجویان از بام و کشتار معترضان در خیابان پاسخ داده شد. اعتراض مدنی «رای من کو» با قتل معترضان روبهرو شد. در همه این اعتراضات، سرکوب با استفاده از سلاح جنگی بود و در مقابل، سلاح مردم فقط مشتهای گره کرده بود و حنجرههایی که فریاد میکشید.
در قیامهای دی ۹۶آبان ۹۸ و قیام ۴۰۱، دشمن ایران و ایرانی به سرکردگی خامنهای، باز هم به روی مردم سلاح جنگی کشید، نتیجهگیری ساده است: دیکتاتور گوش شنوا ندارد و راهحلش برای هر نوع اعتراض، سرکوب است و کشتار و حبس و اعدام. ما همه نوع روش برای بیان خواستههایمان آزمایش کردهایم. از راهپیمایی سکوت تا تحریم انتخابات تا مبارزه مدنی و خشونت پرهیز تا انتخاب بین بد و بدتر تا شعار شبانه و و وو در این سالها خواستهها پاسخ داده نشده و روی هم انباشت شده است. رژیم هر بار با سرکوب و خشونت دیوانهوار نشان داده که انتظار تغییر از او امیدی واهی است و راهی جز سرنگون کردنش باقی نمانده است، آن هم با مبارزه قهرآمیز.
من یکی از هزاران هزار ایرانی عاشق میهن هستم که همچون هم رزمانم بهدنبال احقاق حق هم میهنانم هستم. اگر مبارزه من با پلیدی، با تمامیت خواهی، با ظلم، و با ارتجاع، با حکومت فردی و با استبداد دینی را مبارزه مسلحانه قلمداد میکنند و به اتهام سر فرازانه بغی، حکم اعدام میدهند، باکی نیست. من با ایمان به اینکه، مبارزات سازمانیافته برای پیاده سازی طرح ده مادهای خواهر مریم رجوی، در جنگ با رژیم منحوس ولایت فقیه، پیروز نهایی است، با دل و جان، بدون هراس و افسوس از قربانی شدن برای مردمم و کشورم، آماده پرداخت قیمت این پیروزی هستم. اگر برای من این سرنوشت رقم بخورد که در فدای ۱۰۰درصدی، جانم را تقدیم آزادی و تضمین اینده فرزندان کشورم کنم، زیباتر از این، چه میتواند باشد؟ قرار گرفتن نامم، در کنار نام بزرگانی که اسطورههای حفظ و بقای ایران بودهاند و جان عزیزشان را برای وطن پیشکش کردهاند، چه افتخاری بالاتر از این میتواند باشد؟
پیروز باد جمهوری دموکراتیک ایران
پرتوان باد رزم ارتش آزادیبخش ایران
پاینده باد سازمان مجاهدی خلق ایران
زنده باد ایران و ایرانیان
سرودهای با صدای مجاهد قهرمان اکبر دانشورکار
اوین – ۶اسفند ۱۴۰۳
... زندان تهران و تماس گیرنده زندانی میباشد
مجاهدم سرافراز پایاب!
مبارز در پی آزادی بیتاب!
شیری دلاورم بیباک!
شمشیری در دست پر تب و تاب!
شب شکن، پیشرو، پیشتاز، بر علیه ظالمان مروج خواب!
تکیه بر سردارانی دارم! بخون خفته، جاودان، در خوناب!
رودم! خروشان، جاری، ساکن نیستم منفعل چون مرداب!
اقیانوسم، دریاچه نیستم، که محصور بمانم در قاب!
بلندکوهی استوار، همچو دماوند کمیاب!
برگ سبزم! بس خرم! همیشه هر جا شاداب!
موجی، سیلی خروشانم، مثل دریایی پر تاب!
خاکم، درخشان و نورانی، همچو الماسی خالص، ناب!
ستارهام در اوج آسمان، گرم همچو آفتاب!
خواهی چون ولی همراه شو با مجاهد، تا شوی کامیاب!
فراخوان عفو بینالملل برای توقف فوری اعدامها؛ نگرانی از سرنوشت وحید بنیعامریان و ابوالحسن منتظر
عفو بینالملل برای نجات جان زندانیان سیاسی وحید بنیعامریان و ابوالحسن منتظر و ۵زندانی سیاسی دیگر فراخوان داد و اعلام کرد: همه دولتها باید فوراً از مقامهای رژیم ایران بخواهند که تمام اعدامها را فوری متوقف کنند. عفو بینالملل خاطرنشان کرد: صبح سهشنبه، مقامهای رژیم ایران بابک علیپور و پویا قبادی را بهصورت مخفیانه اعدام کردند. این اعدامها پس از اجرای مخفیانه حکم محمد تقوی و اکبر دانشور کار در روز دوشنبه انجام شد. بر اساس اطلاعات در دسترس عفو بینالملل، مقامهای رژیم ایران این چهار اعدام خودسرانه را بدون اطلاع قبلی به خود افراد، خانوادههایشان یا وکلایشان و بدون اجازه برای خداحافظی نهایی انجام دادند.
به گفته عفو بینالملل پیکرهای ۳تن از اعدام شدگان را هم تحویل خانوادههایشان نشده و اکنون نگرانیها در مورد سرنوشت وحید بنی عامریان و ابوالحسن منتظر شدت گرفته است.
عفو بینالملل افزود: اعدام شدگان با روندهای قضایی بهشدت ناعادلانه در اکتبر ۲۰۲۴، به اعدام محکوم شدند. دادگاه آنها را به اتهام «بغی» (شورش مسلحانه علیه حکومت) محکوم کرد. اتهامی که برای ارتباط با سازمان مجاهدین خلق ایران مطرح میشود.
پیام دبیرکل سازمان خبات کردستان ایران - اعدام مجاهدان خلق محمد تقوی و اکبر دانشورکار
پیام دبیرکل سازمان خبات کردستان ایران
آقای مسعود رجوی
خانم مریم رجوی
سازمان مجاهدین خلق ایران
با سلام و درود
از جانب خودم و مسئولان و پیشمرگان سازمان خبات کردستان ایران، اعدام دو تن از اعضای قهرمان سازمان مجاهدین خلق ایران، سید محمد تقوی و اکبر دانشور (کار) توسط رژیم جنایتکار و فاسد آخوندی را قویاً محکوم میکنم.
شهادت مظلومانه این زندانیان سیاسی، بار دیگر چهره سفاک و ماهیت ضدانسانی دیکتاتوری حاکم بر ایران را برملا ساخت. این جنایت نابخشودنی، نه از روی قدرت، بلکه از سر استیصال رژیمی است که در گرداب خشم ملیتهای ایران گرفتار شده است.
شهادت دو مجاهد قهرمان را به شما، سازمان مجاهدین خلق، مردم آزاده ایران و بهویژه خانوادههای داغدار آنها تسلیت میگویم و بر عزم و همبستگی خللناپذیرمان در مسیر سرنگونی این حاکمیت خونخوار تأکید میکنم.
با ایمان به پیروزی ملیتهای ایران بر رژیم آخوندی
باباشیخ حسینی
دبیرکل سازمان خبات کردستان ایران
دوشنبه ۱۰ فروردین ۱۴۰۵
نقشهمسیر مجاهد قهرمان بابک علیپور
مجاهد قهرمان بابک علیپور
«نقشهمسیر ۱۴۰۵» -زندان قزلحصار
بنام خدا
با عرض سلام و ارادت فراوان
با آرزوی سلامت و جنگندگی و قبولی طاعات در این ماه پرخیر و برکت برای شما خواهر زهرای عزیز، که در این روزهای سرنوشتساز تاریخ ایران در جنگ با این رژیم ضدبشری با ایستادگی و تهاجم خود ما را به استمرار در مبارزه فرا میخوانید.
به فرموده برادر مسعود امسال خطیرترین و حساسترین سال است و همچنین در شهریورماه گفتند «یک گام تا قیام» این حرف برادر بهطور واقعی در دیماه امسال (۱۴۰۴) برایم عینی شد. در دیماه آتشفشان خشم خلق ستمدیده فوران کرد و شجاعت و فداکاری با سلاح و سازمانیافتگی تحت رهبری واحد به میدان آمد، در برابر سبعیت مزدوران جنایتکار خامنهای و این شور و شوق برای آزادی پایان نیافت و مجدداً در چهلم شهدای قیام آتشین دیماه ۱۴۰۴، بازگشایی دانشگاهها بعد از امتحانات پایان ترم که در شعارهای خود نفی شاه و شیخ و بر قراری جمهوری دموکراتیک را فریاد میزدند و در کیفیترین نقطه آن رژه خواهران موتورسوار با بهمراه داشتن پرچم مزین به نماد «ارتش آزاد یبخش ملی» و در اوج آن عملیات قهرمانانه خواهران و برادران کانونهای دلاور شورشی و غرش اسلحه مجاهد خلق به سینه خائنین بیتالعنکبوت نمایان شد. درود بر شهدا، مجروحان و دستگیر شدگان این عملیات پیروزمند ـ اینها نمونههایی بود برای اثبات رهنمودهای برادر مسعود. این روزها همچنان سمت و سو در جهت سرنگونی و رسیدن به آزادی پایدار است. خصوصاً در این روزهای اخیر که علی خامنهای کشته شده و مجتبی بر منصب موروثی ولایت فقیه تاج گذاری کرده، دیکتاتورها آمدند و سرنگون شدند و مردند و کشته شدند و حال نوبت دیکتاتوری خامنهای پسر شده، اما آنچه که پا برجا و استوار ماند همان شجره طیبهای است که از دهه چهل بنیانگذاران کبیر بر اساس «مکتب اسلام انقلابی» آن را تأسیس کردند تا زنگارهای ۱۴۰۰ ساله بعد از شهادت حضرت علی را از دامان "اسلام انقلابی" بزدایند.
در این زمانه این مجاهدین خلق ایران هستند که برای بارور کردن رنج و خون بنیانگذاران که در پی برقراری حکومت عدل علی (ع) بودند با دار و ندار به پیکار و تعیینتکلیف نهایی آخوندهای حاکم به مبارزه ادامه میدهند با این امید که فطر رهایی خلق قهرمان با دستان مبارکشان بهزودی محقق شود. این ایام تاریخساز که مصادف شده با ایام مبارک رمضان که ماه مسئولیت، ماه انتخاب و قیام است، در این شب عزیز «شب قدر» با اطاعت مولای متقیان که قدر هر انسان باورمند به اسلام و مجاهدت است، برای تحقق آرمانهای آن حضرت که همانا آزادی و عدالت اجتماعی است، تعهد میدهم که با باور به رهنمودهای رهبری و همچنین تمسک به انقلاب خواهر مریم برای پاسخگویی به مسئولیتهای این دوران که جنگ جنگهای ما با ارتجاع و استعمار است بیش از پیش جامه عمل بپوشم و همچون دلیران کانونهای شورشی در داخل و همرزمانشان در خارج از ایران که امان را از رژیم گرفتند از فدیه جان ناقابلم دریغ نکنم و در تهاجم حداکثری به مقاومتم در زندان استمرار بخشم و سرخم نکنم و حاضر به یراق برای جنگ صد برابر در چند جبهه برای سرنگونی فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران و برقراری جمهوری دموکراتیک نوین باشم.
حاضر، حاضر، حاضر
بابک علیپور ـ قزلحصار
۲۱ اسفند ۱۴۰۴
انعکاس احزاب کردی در رابطه با سربدار شدن ۴مجاهد خلق
پیام حزب دموکرات کوردستان ایران به مناسبت اعدام دو زندانی سیاسی مبارز در زندانهای جمهوری اسلامی
با نهایت تأسف و تأثر، صبح امروز دوشنبه ١٠ فروردین ١٤٠٥ خورشیدی، مطلع شدیم که دو تن از زندانیان سیاسی مبارز به نامهای محمد تقوی و اکبر دانشورکار، از اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران، توسط رژیم ضد بشری و سرکوبگر جمهوری اسلامی ایران اعدام شده اند.
لیندا چاوز: رژیم به تازگی دو مرد زندانی را اعدام کرده است؛ مجاهدین خلق
لیندا چاوز از مقامهای سابق کاخ سفید:
دونالد ترامپ میگوید که او قبلاً به تغییر رژیم در ایران دست یافته است. اما رژیم به تازگی دو مرد زندانی را اعدام کرده است زیرا آنها اعضای یک گروه مخالف بودند که دههها با رژیم مبارزه کرده است، مجاهدین خلق.
ملاها هنوز در قدرت هستند.
سربداران سرخفام آزادی؛ گزارش حماسه ایستادگی و شهادت ۴ مجاهد خلق
از شکنجه در بند ۲۰۹ تا سربداری در شرایط جنگی / یورش گارد زندان به بند ۴ در آستانه اجرای حکم اعدام
در اقدامی که ناظران آن را تلاش رژیم برای ایجاد رعب و وحشت در شرایط جنگی توصیف میکنند، دستگاه قضایی رژیم آخوندی در روزهای ۱۰ و ۱۱ فروردین ۱۴۰۵، چهار زندانی سیاسی مقاوم را در زندان قزلحصار به دار آویخت. محمد تقوی، اکبر دانشورکار، بابک علیپور و پویا قبادی، از اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»، پس از سالها حبس و تحمل شکنجههای وحشیانه، در حالی سربدار شدند که گزارشها از ضربوشتم شدید زندانیان سیاسی و انتقال آنان به مکانهای نامعلوم در شب اجرای حکم حکایت دارد.
۱۰ فروردین ۱۴۰۵: سربدار کردن محمد تقوی و اکبر دانشورکار
ماشین اعدام رژیم نخستین قربانیان این پرونده مشترک را روز دوشنبه ۱۰ فروردین به پای چوبه دار برد:
• سید محمد تقوی سنگدهی (۵۹ ساله): لیسانسیه گرافیک از دانشگاه تهران و زندانی سیاسی باسابقه دهه ۶۰. او که آخرین بار در ۵ اسفند ۱۴۰۲ در چالدران بازداشت شده بود، علیرغم تحمل دوران تبعید در کهنوج و سالها زندان، بر مواضع خود ایستادگی کرد و در آذر ۱۴۰۳ توسط قاضی ایمان افشاری به اعدام محکوم شد.
• علیاکبر (شاهرخ) دانشورکار (۶۰ ساله): مهندس عمران و پدر یک پسر ۱۲ ساله که در ۱۳ دی ۱۴۰۲ بازداشت شد. وی به اتهام «بغی» و تشکیل دستجات غیرقانونی، علاوه بر اعدام به ۱۵ سال حبس تعزیری نیز محکوم شده بود.
۱۱ فروردین ۱۴۰۵: شهادت نخبگان جوان؛ پویا قبادی و بابک علیپور
تنها ۲۴ ساعت پس از جنایت اول، سحرگاه سهشنبه ۱۱ فروردین، دو تن دیگر از یاران این پرونده جاودانه شدند:
• پویا قبادی (۳۴ ساله): فارغالتحصیل مهندسی برق که از دیماه ۱۴۰۲ در بند ۲۰۹ زیر سختترین شکنجهها برای اعتراف اجباری مقاومت کرد. پویا که پیش از این سابقه ۱۰ سال حبس را داشت، به اتهام همکاری با سازمان مجاهدین و تخریب اموال دولتی سربدار شد.
• بابک علیپور (۳۵ ساله): لیسانسیه حقوق که از سال ۱۳۹۷ بارها بازداشت شده بود. او علیرغم ابتلای شدید به بیماریهای مزمن (عفونت روده و پروستات) و محرومیت از رسیدگی پزشکی، در برابر بازجویان تسلیم نشد. وی در دیماه ۱۴۰۲ برای سومین بار بازداشت و سرانجام به عهد خود با مردم وفا کرد.
یورش وحشیانه به بند ۴ قزلحصار
گزارشهای تکاندهنده حاکی از آن است که شامگاه یکشنبه (۹ فروردین)، همزمان با آمادهسازی برای اعدامها، نیروهای گارد زندان به بند ۴ قزلحصار (محل نگهداری زندانیان سیاسی و اعضای کارزار سهشنبههای نه به اعدام) حمله کردند. در این یورش، زندانیان مورد ضربوشتم قرار گرفته و تعدادی از آنان به مکانهای نامعلومی منتقل شدند که این امر نگرانیها را درباره سرنوشت سایر محکومان به اعدام، از جمله وحید بنیعامریان و ابوالحسن منتظر، به اوج رسانده است.
نقض فاحش قوانین بینالمللی و حقوق بشر
اعدام این چهار مبارز در بستر یک دادرسی ناعادلانه، نقض آشکار مواد ۳، ۵، ۹ و ۱۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر است:
• حق حیات: سلب جان زندانیان سیاسی به دلیل باورهای مبارزاتی.
• منع شکنجه: گزارشهای مستند از شکنجه جسمی و روحی در بند ۲۰۹ برای اعترافگیری اجباری که با مقاومت قهرمانانه این زندانیان بیاثر ماند.
• دادرسی ناعادلانه: برگزاری دادگاههای غیرعلنی، عدم دسترسی به وکیل و اجرای حکم بدون اطلاعرسانی به خانوادهها در شرایطی که کشور زیر بمباران قرار دارد.
ایستادگی تا پایان
این چهار مجاهد خلق که سالهای جوانی و میانسالی خود را در سلولهای اوین، قزلحصار و فشافویه سپری کرده بودند، با شرکت در کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»، لرزه بر اندام استبداد انداختند. اعدام آنان در شرایط بحران جنگی، اعتراف صریح رژیم به هراس از «انفجار اجتماعی» و نقش پیشتاز کانونهای شورشی است. نام محمد، اکبر، پویا و بابک به عنوان سمبلهای مقاومت در برابر اعتراف اجباری، در تاریخ آزادی ایران حک شد.
پویا یک هنرمند بود. مهندسی درخشان، هنرمندی ارزشمند و انسانی بزرگ، که همهچیزش را برای ایران فدا کرد.
اکبر که عاشق محرومان و ستمدیدگان بود و در هر فرصتی به یاری آنان می شتافت

با سرود زندگی بر لب به سوی مرگ میرفتند
برادر مجاهد مسعود رجوی:
به راستی هنگامی که آنان
با سرود زندگی بر لب به سوی مرگ میرفتند،
امید آشنا میزد چو گل در چشمشان لبخند.
به شوق زندگی آواز میخواندند و تا پایان به راه روشن خود با وفا ماندند.
خوشا نسل وفا و مقاومت و پیمان که در این سالیان پرفراز و نشیب، حتی اگر کوهها میجنبیدند، اما آنها از جایشان تکان نخوردند. پابرجا و استوار ماندند. سرسخت و سرافراز بر چوبههای دار و تیرکهای اعدام و تختهای شکنجه.
زلف آشفته و خوی کرده و خندانلب و مست
پیرهن چاک و غزلخوان و صراحی در دست
واکنش مای ساتو به اعدام بابک علیپور و پویا قبادی؛ هشدار درباره اعدامها در شرایط جنگ
کانون حقوق بشر ایران، سهشنبه ۱۱ فروردینماه ۱۴۰۵ - مای ساتو، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران، در واکنش به اعدام بابک علیپور و پویا قبادی نسبت به روند اجرای احکام اعدام در شرایط کنونی ابراز نگرانی کرد. او با اشاره به قطع طولانیمدت اینترنت در ایران اعلام کرد که در چنین شرایطی مشخص نیست چه افراد دیگری اعدام شدهاند یا در معرض اجرای حکم قرار دارند. به گفته او، اعدام بابک علیپور و دیگر زندانیان سیاسی در شرایط جنگ میتواند به عنوان ابزاری برای سرکوب مخالفتهای سیاسی مورد استفاده قرار گیرد.
قسم به خون یاران ایستاده ایم تا پایان
ترانه ای برای یاران شهیدمان
محمد تقوی
اکبر دانشورکار
بابک علیپور
پویا قبادی
پیام مجاهد سربدار محمد تقوی در حمایت از ۱۰طرح مادهیی خانم مریم رجوی
خواهشمندم از شما درخواست میکنم که در راستای رهایی خلق ستمدیده با حمایت از خانم رجوی و طرح ده مادهای بیکموکاستش در استقرار یک حاکمیت دموکراتیک مردمسالار، سرمشق عزم و همت مردم رنجور و پرتو امیدی در دلهای پرخونشان باشید. شما عزیزان در آستانه درب تاریخ، درب تاریخ این سرزمین به روی آیندهای روشن و تابناک ایستادهاید. همت کنید که یقیناً سرافرازی از آن مردم این سرزمین خواهد بود. قربان همگی، بدرود.
آکسیون ایرانیان آزاده مقابل وزارتخارجه آمریکا در واشنگتن در اعتراض به اعدام زندانیان مجاهد
در اعتراض به اعدام دو زندانی مجاهد، اکبر دانشورکار و محمد تقویسنگدهی، جمعی از ایرانیان آزاده مقابل ساختمان وزارتخارجه آمریکا در واشنگتن دست به آکسیون اعتراضی زدند.
این دو زندانی سیاسی، از اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران، بامداد دوشنبه ۱۰ فروردین در زندان قزلحصار توسط رژیم آخوندی اعدام شدند. شرکتکنندگان در این تجمع با در دست داشتن تصاویر این زندانیان اعدامشده، این اقدام را جنایتی علیه زندانیان سیاسی و نقض آشکار حقوقبشر توصیف کردند.
تجمعکنندگان همچنین از دفتر خاور نزدیک وزارتخارجه آمریکا خواستند اعدام زندانیان سیاسی در ایران را محکوم کرده و رژیم حاکم بر ایران را بهدلیل ادامه سرکوب و اعدام مخالفان تحت فشار قرار دهد.
از پارلمان اروپا تا گزارشگر سازمان ملل؛ واکنشهای بینالمللی به اعدام زندانیان سیاسی مجاهد در ایران
در پی اعدام ۴ زندانی سیاسی مجاهد خلق توسط رژیم آخوندی، موجی از واکنشها و محکومیتهای بینالمللی از سوی نمایندگان پارلمان اروپا، گزارشگران سازمان ملل، سازمانهای حقوقبشری و رسانههای بینالمللی شکل گرفته است. پس از اعدام محمد تقوی و اکبر دانشورکار، صبح امروز نیز دو زندانی سیاسی مجاهد، بابک علیپور و پویا قبادی، توسط رژیم ایران اعدام شدند.
همزمان با این موج اعدامها، شخصیتهای سیاسی و نهادهای حقوقبشری با هشدار نسبت به خطر اعدام سایر زندانیان سیاسی، خواستار اقدام فوری جامعه جهانی برای توقف این روند شدهاند.
در ادامه، واکنشها و بازتابهای بینالمللی نسبت به این اعدامها آمده است.
خبرگزاری رویترز خبر اعدام دو مجاهد قهرمان بابک علیپور و پویا قبادی را مخابره کرد.
رویترز نوشت: امروز سهشنبه رژیم ایران دو زندانی را به جرم ارتباط با سازمان مجاهدین خلق ایران و دست داشتن در چندین حمله، از جمله شلیک سلاحهای پرتابی به یک ساختمان دولتی، اعدام کرد.
رویترز افزود: روز دوشنبه نیز دو زندانی دیگر مرتبط با مجاهدین خلق اعدام شدند.
خبرگزاری آسوشیتدپرس گزارش داد: بابک علیپور و پویا قبادی در ارتباط با مجاهدین خلق اعدام شدند.
آسوشیتدپرس خاطرنشان کرد: سازمان عفو بینالملل اعلام کرده است که دادگاه رژیم ایران در تهران این افراد را پس از یک محاکمه بهشدت ناعادلانه در اکتبر ۲۰۲۴ پس از شکنجه، به اتهام شورش مسلحانه علیه دولت محکوم کرده است.
دو عضو دیگر مجاهدین خلق روز دوشنبه به همین اتهام به دار آویخته شدند.
واشنگتن پست خبر داد: رژیم ایران امروز سهشنبه بابک علیپور و پویا قبادی را در ارتباط با مجاهدین خلق اعدام کرد. واشنگتن پست فراخوان قبلی سازمان عفو بینالملل برای نجات جان این زندانیان را درج کرد.
گروه دوستان ایران آزاد در پارلمان اروپا اعلام کرد:
قوه قضاییه رژیم ایران اعدام دو زندانی سیاسی در ایران را اعلام کرد
محمد تقوی طراح گرافیک و اکبر دانشور کار مهندس عمران اعدام شدند.
دوستان ایران آزاد در پارلمان اروپا برای نجات جان آنها کارزاری بهراه انداخته بود.
آنها جزو گروهی از اعضای مجاهدین خلق بودند که توسط رژیم به اعدام محکوم شده بودند
the Iranian regime's judiciary announced the execution of two political prisoners in Iran.
— Friends of a Free Iran - EP (@FOFI_EP) March 30, 2026
they were executed this morning.
Mohammad taghavi, 59, a graphic designer who had already endured imprisonment before.
Akbar (Shahrokh) Daneshvarkar, 57, a civil engineer.
Friends of a… pic.twitter.com/rihOpl06Jj
فریاد شعار «برادر شهیدم، گیریم انتقامت» در پاریس، لندن و برلین؛ آکسیونهای اعتراضی در مقابل سفارتخانههای رژیم
ایرانیان آزاده و هواداران مقاومت در اعتراض به اعدام جنایتکارانه دو تن از زندانیان سیاسی مجاهد خلق، محمد تقوی و اکبر دانشورکار، دست به تظاهرات و آکسیونهای گسترده زدند. این تظاهرات که در مقابل سفارتخانهها و مراکز دیپلماتیک رژیم در شهرهای مختلف اروپا برگزار شد، با شعارهای قاطع برای استمرار راه شهیدان و سرنگونی استبداد مذهبی همراه بود.
تجمعات اعتراضی در پاریس، لندن و آلمان به دنبال انتشار خبر اعدام دو مجاهد خلق، محمد تقوی و اکبر دانشورکار، ایرانیان آزاده در شهرهای پاریس (فرانسه)، لندن (انگلستان)، کلن، بوخوم و هایدلبرگ (آلمان) و در اسکاندیناوی و اتریش در کشورهای شمال اروپا، شهرهای کپنهاگ و آرهوس (دانمارک) و استکهلم (سوئد) و همچنین در وین (اتریش)، برن (سوئیس) و رم (ایتالیا) با تجمع در مقابل سفارت و کنسولگریهای رژیم، این اقدام وحشیانه را محکوم کردند. شرکتکنندگان با حمل تصاویر شهیدان، فریاد عدالتخواهی سر دادند.سوگند به خون یاران برای ایستادگی تا پایان
تظاهرکنندگان در این آکسیونها با سردادن شعارهایی همچون:
-
«برادر شهیدم، گیریم انتقامت»
-
«قسم به خون یاران، ایستادهایم تا پایان»
-
مرگ بر حکومت اعدامی
-
طناب دارجلاد برگردن مجاهد دیگر اثر ندارد
-
پاسخ ما به اعدام آتش و خشم وقیام
- آزادی میآید با میتوان و باید
- مرگ برستمگر چه شاه باشه چه رهبر
- تو دیکتاتور من آرش آتش جواب آتش
- میجنگیم می میریم ایرانو پس میگیریم
- خلق جهان بداند مسعود رهبر ماست ارتش آزادیبخش پاسخ آخر ماست
- نه نه نه اعدام نه
بر عزم خود برای ادامه نبرد تا سرنگونی کامل رژیم آخوندی تأکید کردند. این تجمعات بازتاب گستردهای در محافل خبری محلی داشت و بار دیگر توجه افکار عمومی را به وضعیت وخیم حقوق بشر در ایران جلب کرد.
نامه ای از اکبر دانشورکار در همبستگی با قیام دیماه۱۴۰۴
زندان قزلحصار
اکبر دانشور کار زندانی سیاسی زیر حکم اعدام
۱۰ روز پس از آغاز قیام دیکتاتور زاده برای موجسواری وارد صحنه شد
قیام خلق ستمدیده را کاملاً عامدانه به خارج از مرزها گره زدند
تا بازیگر سوم دستش باز شود و به نفع شیخ، نقش آفرینی کند
«انقلاب را با انقلابیون میتوان به پیش برد و انقلابیون نیز خودشان در مسیر انقلاب آبدیده و تربیت میشوند. برای انقلابی بودن نخست باید خواست، و این خواستن، نیازمند شناخت از خود یعنی «کشف خود» است».مسعود رجوی ۲۱-۱۱-۱۳۶۰
از ماهها پیش، کاملاً روشن و قطعی بود که قیامی در ایران، در راه است. آنچه در دیماه رخ داد، تنها یک پیش زلزله بود و زلزله اصلی که منجر به سرنگونی تخت ولایت و سلطنت خامنهای خواهد شد، پیش روی ما و محتوم است.
پس از گذشت ۱۰ روز از آغاز قیام، پس مانده و بازیگری دیکتاتورزاده برای موجسواری روی موج سنگین قیام مردم ایران، وارد صحنه شد. تا این زمان، قیام خلق ستمدیده و پا در زنجیر که کاملاً داخلی بود، بازیگرانی، کاملاً عامدانه به خارج از مرزها گره زدند تا بازیگر سوم، دستش باز شود و به نفع شیخ، نقش آفرینی کند.
خامنهای جلاد دستور داد تا معترضان را سر جایشان بنشانند! دستگاه سرکوب، برچسب «تروریست» را به مردم جان بر لب رسیده و آزادی خواه، زد و با شقاوت تمام، دست به کار کشتار و «جنایت علیه بشریت» و دستگیریهای گسترده شد.
تصاویر اقدامات سرکوبگرانه و کشتار مردم بیدفاع و بیسلاح در قیام را همگان دیدهاند اما تصاویر دیگری هم هست که از دیدهها پنهان است. جوانان و شهروندان بسیاری بازداشت شدهاند که خبر و اثری از آنها در دست نیست. از نوجوان زیر ۱۸ سال تا زنان و مردان سالخورده که اکنون در مراکز مخفی و یا زندانهای رسمی رژیم در حبس و زیر بازجویی هستند.
هشدار درباره وضعیت بازداشت شدگان قیام
زندانیان سیاسی همچون من که تجربه بازداشت، بازجویی و زندان در سیستم قضایی و امنیتی رژیم حاکم بر ایران را دارند، مطلع هستند که هم اکنون، چه بیعدالتی و فشار سنگینی در مورد بازداشتی های قیام و بهخصوص افراد کم سن و سال، در حال وقوع است. از شکنجه جسمانی وحشیانه گرفته تا وعدههای دروغین و تا تهدیدهای مکرر بازجویان برای درهم شکستن روح و روان بازداشتی تا به خواستهاش برای پروندهسازیهای کذایی دست پیدا کند. همه این فشارها فقط با هدف اعترافگیری اجباری و پروندهسازی انجام میشود تا برای صدور احکام ظالمانه و بیپایه دستاویز داشته باشند.
اینجانب شاهرخ دانشور کار بهعنوان یک زندانی سیاسی زیر حکم اعدام، از وجدانهای بیدار، نهادها و شخصیتهای حقوقبشری و از ارگانها و مجامع رسمی و بینالمللی متولی حفظ و حراست از کرامت انسان و ممانعت از نقض حقوقبشر و نسل کشی، درخواست میکنم که از رویه «محکوم کردن» شفاهی و صرفاً «ابراز نگرانی» دست برداشته و اقدامات عملی و قاطعی برای آزادی بازداشت شدگان در سراسر ایران و بازدید از زندانها و همچنین اقدامات مشخص برای حسابرسی از رژیم حاکم بر ایران انجام دهند. همین امروز هم دیر است. چرا که جانهای بسیاری در معرض خطر قرار دارد.
در پایان ضمن اعلام مراتب همدردی خودم و تسلیت به خانوادههای عزیز شهیدان، به خانواده بازداشتیهای قیام، توصیه اکید دارم که تحت تأثیر تهدید و یا وعدههای دروغین دستگاهها و مأموران اطلاعاتی و امنیتی قرار نگیرید و در سریعترین زمان ممکن،
به یاد داشته باشید که اساس سلول انفرادی، برای قطع ارتباط بازداشتی با دنیای بیرون است تا اینگونه تصور کند که هیچ راهی جز باور حرفهای بازجویان و مأموران نیست. با سکوت خانوادهها، دست سرکوبگر بازتر و سلول انفرادی برای بازداشتی تنگتر میشود.

پیامهای مجاهدین شهید بابک علیپور و پویا قبادی در مقاطع مختلف
مادرانی که هر هفته در سه شنبه های نه به اعدام به دفاع از فرزندانشان برمی خاستند
فرزندان ما را اعدام نکنید.
مادر مجاهد شهید اکبر دانشورکار
پیام خانم مریم رجوی درباره اعدام سبعانه مجاهدان خلق بابک علیپور و پویا قبادی
سحرگاه امروز (سهشنبه ۱۱فروردین) مجاهدان قهرمان بابک علیپور و پویا قبادی در زندان قزلحصار به دست فاشیسم دینی حاکم بر ایران سربدار و جاودانه شدند.
خانم مریم رجوی رئیسجمهور برگزیده مقاومت ایران گفت اعدام سبعانه این مجاهدان سرفراز نشانگر وحشت و استیصال رژیم آخوندها در برابر تودههای خشمگین مردم و استقبال و حمایت آنان از کانونهای شورشی و ارتش آزادی است.
وی افزود این اعدامهای جنایتکارانه در گرماگرم یک جنگ خارجی اعتراف آشکار آخوندهای حاکم به این حقیقت است که دشمن اصلی رژیم مردم و مقاومت ایران است، اما این خونریزیهای بیحساب از سوی جوانان شورشگر و رزمآوران آزادی بیپاسخ نخواهد ماند و بساط ننگین این رژیم ضدبشری را برای همیشه از این میهن جارو خواهد کرد.
خانم رجوی با درود به این مجاهدان سرموضع گفت بابک و پویا و محمد و اکبر آموزگاران پرافتخار صدق و فدا در روزگار ما هستند و نامشان برای همیشه در تاریخ ایران باقی میماند. رادمردانی که در برابر هیچ شکنجه و فشاری سرخم نکردند و تا به آخر بر عهد و پیمان خود استوار ماندند.
خانم رجوی ملل متحد و کشورهای عضو و عموم مدافعان حقوقبشر را به محکومیت این جنایت فجیع و اقدام فوری برای نجات زندانیان مجاهد و مبارزی که در صف اعدام قرار دارند فراخواند و گفت زمان اتخاذ تدابیر عملی و مؤثر از قبیل بستن سفارتها و اخراج دیپلماتتروریستها و مزدوران رژیم فرا رسیده است.
تجدید عهد بابک علیپور پس از شهادت بهروز احسانی و مهدی حسنی
تجدید عهد بابک علیپور پس از شهادت بهروز احسانی و مهدی حسنی
بنام خدا
با سلام و درودهای فراوان امیدوارم که حالتون خوب و در سلامتی کامل باشید و مثل همیشه جنگنده باشید.
بعد از شهادت دو برادر قهرمان و دلاور بهروز و مهدی اولین نامهیی است که مینویسم.
بنده این افتخار را داشتم که حدود ۹ ماه با بهروز هم اتاق باشم و بهروز مسئول اتاق ما بود. در این مدت ویژگیها و اخلاق انقلابی زیادی را در او دیدم. بارزترین آن ویژگیها همان مقاومتش بود و اخلاق مقاومت زیادی در او دیدم بارزترین ویژگی بود، از آنجا که این راه را آگاهانه انتخاب کرده بود هرگز در برخورد روزانه عصبانی نبود و طلبکار کسی نمیشد. اما متأسفانه افتخار حضور در کنار مهدی را نداشتم. فقط دو بار مفتخر شدم که در بهداری اوین زمانی که برای فیزیوتراپی آمده بود او را ببینم اما هر بار که او را دیدم با نشاط و سرزنده بود و میگفت به بچهها سلام برسون و بگو که حالم خوبه. به نظرم او میخواست با این جملهاش به بچههای بند این پیام را برساند که با توجه به صدور حکم اعدام، اما من با این وضعیت بیمارم، نمیترسم و از مبارزه و مقاومت در برابر دژخیمان دست نمیکشم.
درسی که من از بهروز و مهدی گرفتم انتخاب کردن و مقاومت کردن تا به آخر است.
شهادت این دو برادر نه تنها مرا مرعوب نکرده بلکه همچون خودشان که به کاروان شهیدان راه آزادی پیوستند، تعهد میدهم در خط رهبری برای سرنگونی رژیم ضدبشری و برقراری جمهوری دموکراتیک آماده جنگیدن صد برابر و مقاومت تا به آخر باشم.
حاضر، حاضر، حاضر
بابک علیپور - ۱۴۰۴/۵/۱۰
زندان تهران بزرگ
نقشهمسیر مجاهد خلق اکبر دانشورکار - نقشهمسیر ۱۴۰۵
نقشهمسیر مجاهد خلق اکبر دانشورکار
نقشهمسیر ۱۴۰۵
«به نام خدا و به نام خلق ستمدیده»
از نخستین پیام و ارتباط گیری در ۴۰۲ تا امروز، زندگی و بودنم دستخوش تغییرات بزرگ و شگرفی شده است. تمام دارائی و اندوختهام که حاصل یک عمر کار شرافتمندانه بود را از دست دادهام. همسر و فرزندم را از دست دادهام و آخرین داشتهام را که جانم است، در آستانه از دست دادنش قرار گرفتهام.
افسوس و دریغی ندارم و با این وضعیت یگانه شدم و هستم. چون حتی اگر مادی هم بخواهم محاسبه کنم، به جای یک خانواده ۳ نفره که چشم به آوردههایم داشت و خوب و بد بودنم، در ترازوی برآورده شدن انتظارات، سنجیده میشد، اکنون خانوادهای بسیار بسیار بزرگ را دارم که همانا سازمان مجاهدین خلق ایران است و چشم به آوردههایم ندارند. اکنون داراییام هم به پشتوانه ۶۰سال مبارزه، مقاومت و مجاهدت گره خورده است. این دارائی آنچنان ارزشمند است که آخرین داشتهام یعنی جانم را بیدریغ پیشکش میکنم.
از لحظه خروج از ۲۰۹ و دیدار دوستان و هم بندیهایم تا امروز، دیگر هیچ تصور، رویا و آرزوی مادی برای آینده ندارم و همواره پایان زندان را در سر بدار شدن دیدهام. مرگ اتفاق عادی و کوچکی نیست و از سر غریزه، هر موجود زندهای، از مرگ دوری میکند. به استقبال مرگ رفتن نیازمند جای پای محکم و باور قلبی راسخ است. پس تعهد من، رسیدن به آن باور قلبی است و نقشه مسیرم، ایجاد بلوغ فکری و استحکام بخشیدن به آن است، تعهدم شناخت و درک عمیق از رهبری مقاومت است و نقشه مسیرم، غرق شدن در دریای پرتلاطم و خونبار مجاهدین از طریق کنکاش و پرس و جوی بیشتر است. تعهدم، مرزبندی بیشکاف با جبهه ضدخلق است که در تبری جستن از شیخ و شاه، تبری جستن از استبداد و استثمار متبلور میشود و نقشه مسیرم، همراه ماندن در دوستان همبند و سر موضع است. تعهدم، قسم به خون یاران ایستادهام تا پایان و نقشه مسیرم، سر خم قدغن است. تعهدم جنگ صد برابر و نقشه مسیرم بیا بیا گفتن است.
- زندان قزلحصار
شاهرخ دانشورکار
۱۴۰۴/۱۲/۲۸
حملهٔ وحشیانهٔ یکان ضدشورش به زندانیان سیاسی قزلحصار و انتقال ۱۹ زندانی به سلولهای انفرادی
- شامگاه یکشنبه ۹ فروردین همزمان با انتقال دو مجاهد قهرمان محمد تقوی و اکبر دانشورکار برای اعدام، یکان ضدشورش زندان قزلحصار به سالن زندانیان سیاسی در بند ۴ حمله برده و ضمن ضرب و شتم سایر زندانیان، آنان را به سلولهای انفرادی منتقل کرده است
- ۴ مجاهد زیر حکم اعدام؛ بابک علیپور، وحید بنیعامریان، ابوالحسن منتظر و پویا قبادی در میان زندانیانی هستند که مورد حملهٔ وحشیانه و ضرب و شتم قرار گرفتند
- از وضعیت این ۴ نفر اطلاعی در دست نیست و جانشان بیش از هر زمان در معرض خطر است
- خبرها حاکی از انتقال دستکم ۱۹ زندانی سیاسی از بند ۴ زندان قزلحصار به سلولهای انفرادی است که زندانیان بیمار علی معزی و اسدالله هادی هم در میان آنها هستند
- از صبح دوشنبه ۱۰ فروردینماه بهدنبال انتقال ناگهانی دو مجاهد خلق محمد تقوی و اکبر دانشور کار برای اجرای حکم اعدام، کلیه ارتباطات زندانیان سیاسی در بند ۴ این زندان با خانوادههایشان قطع شده است
- مقاومت ایران از سازمان ملل و کمیسرعالی حقوقبشر خواستار دخالت فوری برای نجات جان این زندانیان سیاسی است که در شرایط جنگ و بمباران زیر سنگینترین فشارها و تهدیدات قرار دارند
اعدام محمد تقوی و علیاکبر دانشورکار: بازطنین نام مجاهد خلق در حافظهٔ جمعی
در سحرگاهی که روشنایی هنوز جرأت گشودن چشم بر جهان را نداشت، بار دیگر طنابهای اعدام برای خاموش کردن ضربان حقیقت بهکار افتادند. اینبار، نام حقیقت، محمد تقوی و علیاکبر دانشور کار بود. دو نام، دو زندگی و دو روایت متمایز از ایستادگی که در دستگاهی بنا شده بر وحشت و انکار، به جرم «بودن» و «خواستن» خاموش شدند. ولی مگر میتوان شعلهای را که از مغز استخوان یک ملت برخاسته، با ریسمان خفه کرد؟ اعدام آنان، نه یک واقعهٔ منفرد، که امتداد منطقی یک استراتژی سرکوب است که دهههاست در جان این سرزمین ریشه دوانده؛ سرکوبی که میکوشد با حذف فیزیکی مجاهدین ایده را نیز مدفون کند.
پرداخت بهای آزادی در تمامت عمر
محمد تقوی، نمادی از پیوستگی رنج در تاریخ معاصر ایران است. او که روزگار جوانیاش در دههٔ خونین شصت، میان دیوارهای سنگی و سلولهای انفرادی سپری شده بود، تمام عمر بهای وفاداری به آرمان ضداستثماری مجاهدین را پرداخت.
در سوی دیگر، علیاکبر دانشورکار، مهندسی که زندگیاش با «ساختن» و «بنا کردن» پیوند خورده بود، خود به نمادی از یک بنای ویرانناشدنی تبدیل گشت. او که از دنیای محاسبات فنی به جهان مقاومت قدم گذاشته بود، نشان داد که چگونه دانش و تخصص میتواند در خدمت آرمانی والاتر قرار گیرد. زندگی او، از محیطهای مهندسی تا روزهای دشوار کارگری و سرانجام سلولهای زندان، مسیری بود که ثابت کرد آزادی، نه یک مفهوم انتزاعی در کتب فلسفی، بلکه تجربهای زیسته است که انسان را از درون صیقل میدهد.
توجیه اعدام با واژگان نقابدار
در زبان رسمی قدرت، این دو قهرمان همواره «متهم» خطاب میشدند. دستگاه قضایی با ردیف کردن واژههایی چون «بغی»، «اجتماع و تبانی» و «قیام مسلحانه»، کوشید تا بر چهرهٔ عریان خشونت، نقابی از قانون بپوشاند. این کلمات سنگین، نه برای توصیف واقعیت، بلکه برای توجیه حذف به کار گرفته شدند. اما آنچه در پس این الفاظ حقوقی پنهان بود، هراسی عمیقتر از سوی قدرت بود: هراس از انسانی که نمیشکند و برای جانش چانه نمیزند.
قدرت از «فرد» نمیترسد؛ قدرت از «ارادهای» میترسد که در میانهٔ شکنجه و انفرادی، هنوز به امکان تغییر میاندیشد.
«ایستاده مردن»
محمد تقوی در واپسین یادداشتهای خود از «ایستاده مردن» سخن گفت؛ انتخابی که نه از سر ناچاری، که برخاسته از آگاهی مطلق بود. او مرگ را نه نقطهٔ پایان، بلکه ایستگاهی در مسیر بیداری میدید. او در وصیت یا پیامی کوتاه نوشت:
سوگند یاد میکنم که تا نفس آخر، جانانه بجنگم و ایستاده بمیرم و تا گام آخری که استوار به نعمت رهیافتگی است و فریادی که از چشمه زلال ارزشهای توحید توان یافته با یقین به پیروزی بخروشم:
«حاضر حاضر حاضر»
این تکرار سهباره، تنها یک کلمه نیست؛ یک مانیفست است.
حاضر اول: پاسخ به ترس است؛ یعنی من هنوز هستم و نترسیدهام.
حاضر دوم: پاسخ به تردید است؛ یعنی در مسیری که برگزیدهام شک ندارم.
حاضر سوم: پاسخ به تسلیم است؛ یعنی حتی در آستانهٔ چوبهٔ دار، بهزانو درنمیآیم.
این زبان، زبان حماسه است؛ حماسهای که در بطن رنج سلولهای انفرادی متولد میشود و در لحظهٔ اعدام به اوج میرسد. این تکرار، پژواک ارادهٔ جمعی نسلی است که در برابر سیاست «حذف»، بر ضرورت «بودن» خویش پافشاری میکند.
اعتراض ایرانیان آزاده در محکومیت اعدام جنایتکارانه محمد تقوی و اکبر دانشورکار در برن سوئیس، اسلو و هایدلبرگ
برن سوئیس - اعتراض ایرانیان آزاده در محکومیت اعدام جنایتکارانه محمد تقوی و اکبر دانشورکار - ۱۰ فروردین ۱۴۰۵

اسلو - تظاهرات ایرانیان آزاده در محکومیت اعدام ۲مجاهد خلق - ۱۰ فروردین ۱۴۰۵
تجدید عهد پویا قبادی از زندان فشافویه پس از شهادت مجاهدان شهید بهروز و مهدی
درود بیکران بر مهدی حسنی و بهروز احسانی که خون پاک خود را نثار آزادی خلقشان کردند. درود بر آنها که با عزم پولادین خود تا آخرین لحظه استوار ماندند و درس ایستادگی و مقاومت به ما آموختند.
بخت با من یار نبود که با مهدی همبند باشم و حتی یک بار هم او را ندیدم. تنها از دیگر دوستانم شنیدم که آدمی در کنارش احساس شادابی و سرزندگی میکرد و با خبر شدم که حتی دادگاه را هم تحریم کرد و در آن حضور نیافت و تا روز آخر بهرغم بیم و امیدهایی که در چنین شرایطی، پس از هر بار پذیرش اعاده ممکن است به آدمی دست بدهد، بر انتخابهایش ایستاد و سرفراز رفت.
و اما بهروز که ۹ ماه افتخار این را داشتم با او هم اتاق و هم نفس باشم شیر مردی بود که در عین صلابتی که در مواجهه با عوامل رژیم از او میدیدیم در اوج تواضع و خاکساری به همه ما همبندیانش خدمت میکرد. وقتی او را ربودند و به قزلحصار بردند، همیشه این خیال را در ذهن داشتم که باز هم او را خواهم دید.
من مجذوب مقاومت، فروتنی و صفای باطنش بودم و هستم و خواهم بود. درود بر او.
هنوز زنگ صدایش را در گوش دارم که میگفت: «به خدا قسم لحظه اعدام، ضربان قلبم حتی یک تپش هم بالا نخواهد رفت».
مگر میتوانم ثبات قدم و ایمان خللناپذیرش را فراموش کنم.
عجبا که دژخیمان رژیم پس از سالها قتلعام مجاهدین هنوز این را نفهمیدهاند که اعدام امثال مهدی و بهروز جز بر ایمان ما نخواهد افزود. جز بر جسارت و جنگندگی ما نخواهد افزود.
شنیدم که در اوج دنائت، جلادان قزلحصار پس از ضرب و شتم برادران از جمله خود بهروز، او را از آنها جدا کرده و مجروح و زخمی به دارش آویختند.
بهروز در آخرین لحظهها هم در مقابل گارد که برای یورش به ۱۹ زندانی سیاسی، ۱۸۰ تن را بسیج کرده بود قد علم کرد. پیش از آن هم جلوههای مقاومت دربند را از او دیده بودیم.
بهروز برایم چراغی شد تا راه را بهتر ببینم و بپیمایم و من با خدای خود عهد میبیند که همچون آنان در مقابل این رژیم جنایکار مطلقاً تسلیم نشوم و تا سرنگونی پیش بتازم.
پابرجا و استوار بمانم و اگر آزادی این مردم، با خون چون منی میسر میشود، خونم را با فراغ بال تقدیم رهایی خلقم کنم و در این مسیر از خدای خود یاری میطلبم که مرا در جنگ با نمودهای فردیت و جنسیت یاری کند.
یا ما سر خصم را بکوبیم به سنگ
یا او سر ما به دار سازد آونگ
پویا قبادی
تیپ ۲ تهران بزرگ
۱۱/۵/۱۴۰۴
