مجاهدان قهرمان محمد تقوی و اکبر دانشور کار در زندان قزلحصار سربدار شدند/ پیامهای این دو مجاهد خلق

بامداد دوشنبه ۱۰ فروردین ۱۴۰۵ مجاهدان قهرمان محمد تقوی و اکبر دانشور کار در زندان قزلحصار سربدار شدند و به کهکشان شهیدان پیوستند

 

تجدید عهد عاشورا ۱۴۰۴
مجاهد سربه‌دار محمد تقوی

بنام پروردگار مهربان، در هم کوبنده ستمگران
و بنام مردم ستمدیده و دلیر ایران

با درک و اشراف نسبت به خطیر بودن شرایط کنونی و توجه به اصل «کس نخارد» که اکنون بیش از هر زمان دیگر ضرورت راهکار «سرنگونی رژیم بدست مردم و مقاومت ایران» را برجسته می‌کند، اینجانب سید محمد تقوی سنگدهی، با الهام از سرور شهیدان و با هشیاری نسبت به سه مرز سرخ مبارزاتی «سستی، ذلت و ناتوانی» تعهد می‌دهم و سوگند یاد می‌کنم که همگام با همسایگان و برادران مجاهدم در شهر اشرف، سرمشق‌های نبرد بی‌امان، فدای بی‌کران، عاشقان بی‌چشم‌داشت و مبارزان گمنام راه آزادی میهن، با تمام توش و توان در رکاب رهبران آرمانی‌مان، مریم و مسعود، تا منزلگه پیروزیِ کاروان رهایی خلق در زنجیر، هیچ سد و مانع و این دیوارها را به رسمیت نشناخته، جانانه بتازم. با مقاومت خویش، با مایه‌گذاری برای برادران همبندِ دربندم و دم غنیمت‌شمار و فرصت‌ساز، در اوج آمادگی باشم.

سید محمد تقوی – امضاء
۱۶/۴/۱۴۰۴

پیام صوتی مجاهد سربه‌دار اکبر دانشورکار از زندان فشافویه
بعد از شهادت مجاهدان قهرمان بهروز احسانی و مهدی حسنی
۷ مرداد ۱۴۰۴

بهروز احسانی، مهدی حسنی، مسیر راهتان پیش روی من است. عزیزانم نیستید که جایتان را پر کرده‌ام. همرزمان خوبم، می‌دانید پرچمی که در دستان محمد حنیف‌نژاد بود و دست به دست به دستان شما رسید، بر زمین نیفتاده و اکنون در دستان من است!

دوستان با شرفم، بهروز و مهدی، نیک می‌دانید و آسوده‌خیال هستید که تا نفس آخر، بر سر موضع، جان‌برکف در راه میهن و هدف، استوار و راسخ، رهرو راه حق و حقیقت، بدون ذره‌ای کم و کاست. افتخاری‌ست ابدی، همبند بودن، همراه بودن و هم‌رزم بودن با شما. دوری‌مان دیری نخواهد پایید و به زودی به شما خواهم پیوست! و آنگاه هیچ نیرویی توان جدا کردن ما را نخواهد داشت.

بهمن تاج افکنم، خرداد هر دم در کمین (۲ بار)
فصل پایان‌بخش استبدادم ای ایران زمین

۷ مرداد ۱۴۰۴، زندان تهران بزرگ، تیپ ۲، سالن ۴ ـ شاهرخ دانشورکار

 

پیام مجاهد قهرمان محمد تقوی به متخصصین در مقاومت ایران

آذر ۱۴۰۴

سلام و درود به شما عزیزان. از اینکه چنین فرصت مغتنم و امکانی استثنایی برایم فراهم شده که بتوانم پیام تصویری بفرستم، خوشحال و از توجه و ملاحظه شما بسیار سپاسگزارم. محمد تقوی هستم، ۵۸ ساله، فارغ‌التحصیل رشته گرافیک از دانشکده هنرهای زیبای تهران، مقطع لیسانس.

هرچند حدود یک‌سال است از صدور حکم اعدامم می‌گذرد، اما با گذشت زمان، برغم زیستن زیر سایه چوبه‌های طناب دار، با ایقان به رهایی مردم ستمدیده و به پشتوانه جنبش عظیمی که با محوریت سازمان مجاهدین به پیش می‌تازد، مؤمن به رهبری با درایت خواهر بزرگوارمان خانم رجوی و عزم توده‌های به‌خروش‌آمده مردم ایران، استوارتر از پیش ایستاده‌ایم.

واقعیت این است که نقش شما عناصر آگاه و تحصیل‌کرده و متخصص در فرجام رسیدن کارزار سرنگونی، منحصر به‌فرد و بی‌جایگزین است. بنابراین از شما خاضعانه درخواست می‌کنم که در راستای رهایی خلق ستمدیده، با حمایت از خانم رجوی و طرح ده ماده‌ای بی‌کم و کاستش در استقرار یک حاکمیت دمکراتیک مردم‌سالار، سرمشق عزم و همت مردم رنجور و پرتو امیدی بر دل‌های پرخونشان باشید.

شما عزیزان در آستانه درد تاریخ این سرزمین، به‌روی آینده‌ای روشن و تابناک ایستاده‌اید. همت کنید که یقیناً سرافرازی از آن مردم این سرزمین خواهد بود.
قربان همگی، بدرود

 

تجدید عهد مجاهد قهرمان اکبر دانشورکار
پس از بیدادگاه رژیم
۲۸ آبان ۱۴۰۴

رژیم خوب می‌داند که سازمان مجاهدین جدی‌ترین آلترناتیوش هست. آلترناتیوی که دارای رهبری منسجم، دارای برنامه مدون برای پسا سرنگونی دیکتاتور، دارای ارتش آزادیبخش، عضو اصلی شورای ملی مقاومت، دارای اعضایی کاربلد، فداکار، پرتلاش و دست از همه‌چیز شسته و دارای روابط خوب دیپلماتیک با جهان است. رژیم و موج‌سواران و بی‌عملان اپوزیسیون‌نما، سال‌ها بر علیه مجاهدین شیطان‌سازی و لجن‌پراکنی کرده‌اند، اما اکنون شاهد اقبال روزافزون به سازمان مجاهدین در میان توده‌ها است. پس رژیم برای مرعوب کردن و ترساندن توده‌ها، نیاز دارد تا دست به اعدام بزند. مجاهدین توانایی سازماندهی را دارند و رژیم از این می‌ترسد. با این احکام اعدام که در یک روند کاملاً غیرشفاف و ناعادلانه صادر می‌شود، به اعتراف صریح افشاری در نامه‌ای به وزارت دفاع، قصد بالا بردن هزینه برای کانون‌های شورشی و مجاهدین را دارد. هیهات من الذله.

مگر ما وقتی قدم در این راه گذاشتیم، از اعدام خبری نبود؟ همه ما، دانسته و جان‌برکف و استوار، آغاز کردیم و شک ندارم که با اعدام من، نه‌تنها خللی در عزم و اراده کانون‌های شورشی ایجاد نمی‌شود، بلکه هم بر اراده و هم بر تعداد آنان افزوده می‌شود. من ادامه براندازان و شورشگران ۴۰۱، جان‌برکفان ۹۸، اسطوره‌های مبارزه قهرآمیز ۹۶ و سربداران سرموضع دهه ۶۰ هستم. من و ما، سال‌هاست که به براندازی رسیده‌ایم و دست از مبارزه خشونت‌پرهیز کشیده‌ایم.

پرسش این است که چرا مبارزه باید قهرآمیز و آتشین باشد؟ خرداد ۶۰، تظاهرات نیم‌میلیون نفری بدون خشونت، با کشتار خمینی دجال سرکوب شد. خواسته و اعتراض مدنی دانشجویان در تیر ۷۸، با پرتاب دانشجویان از بام و کشتار معترضین در خیابان پاسخ داده شد. اعتراض مدنی «رأی من کو» با قتل معترضین روبرو شد. در همه این اعتراضات، سرکوب با استفاده از سلاح جنگی بود و در مقابل، سلاح مردم فقط مشت‌های گره‌کرده بود و حنجره‌هایی که فریاد می‌کشید.

در قیام‌های دی ۹۶، آبان ۹۸ و قیام ۴۰۱، دشمن ایران و ایرانی به سرکردگی خامنه‌ای، باز هم به روی مردم سلاح جنگی کشید. نتیجه‌گیری ساده است: دیکتاتور گوش شنوا ندارد و راه‌حلش برای هر نوع اعتراض، سرکوب است و کشتار و حبس و اعدام. ما همه نوع روش برای بیان خواسته‌هایمان آزمایش کرده‌ایم؛ از راهپیمایی سکوت تا تحریم انتخابات تا مبارزه مدنی و خشونت‌پرهیز تا انتخاب بین بد و بدتر تا شعار شبانه و... در این سال‌ها خواسته‌ها پاسخ داده نشده و روی هم انباشت شده است. رژیم هر بار با سرکوب و خشونت دیوانه‌وار نشان داده که انتظار تغییر از او امیدی واهی است و راهی جز سرنگون کردنش باقی نمانده است، آن هم با مبارزه قهرآمیز.

من یکی از هزاران هزار ایرانی عاشق میهن هستم که همچون هم‌رزمانم به دنبال احقاق حق هم‌میهنانم هستم. اگر مبارزه من با پلیدی، با تمامیت‌خواهی، با ظلم و با ارتجاع، با حکومت فردی و با استبداد دینی را مبارزه مسلحانه قلمداد می‌کنند و به اتهام سرافرازانه بغی حکم اعدام می‌دهند، باکی نیست. من با ایمان به اینکه مبارزات سازمان‌یافته برای پیاده‌سازی طرح ده ماده‌ای خواهر مریم رجوی، در جنگ با رژیم منحوس ولایت فقیه، پیروز نهایی است، با دل و جان، بدون هراس و افسوس از قربانی شدن برای مردمم و کشورم، آماده پرداخت قیمت این پیروزی هستم. اگر برای من این سرنوشت رقم بخورد که در فدای صددرصدی، جانم را تقدیم آزادی و تضمین آینده فرزندان کشورم کنم، زیباتر از این چه می‌تواند باشد؟ قرار گرفتن نامم در کنار نام بزرگانی که اسطوره‌های حفظ و بقای ایران بوده‌اند و جان عزیزشان را برای وطن پیشکش کرده‌اند، چه افتخاری بالاتر از این می‌تواند باشد؟

پیروز باد جمهوری دموکراتیک ایران
پرتوان باد رزم ارتش آزادی‌بخش ایران
پاینده باد سازمان مجاهدین خلق ایران
زنده باد ایران و ایرانیان

سروده‌ای با صدای مجاهد قهرمان اکبر دانشورکار
پس از شهادت مجاهدان سربه‌دار بهروز احسانی و مهدی حسنی
اوین – ۶ اسفند ۱۴۰۳
... زندان تهران و تماس‌گیرنده زندانی می‌باشد

مجاهدم سرافراز، پایاب!
مبارز در پی آزادی، بیتاب!
شیری دلاورم، بی‌باک!
شمشیری در دست، پر تب و تاب!
شب‌شکن، پیشرو، پیشتاز، بر علیه ظالمان، مروج خواب!
تکیه بر سردارانی دارم، به خون خفته، جاودان در خوناب!
رودم، خروشان، جاری، ساکن نیستم، منفعل چون مرداب!
اقیانوسم، دریاچه نیستم که محصور بمانم در قاب!
بلندکوهی استوار، همچو دماوند کمیاب!
برگ سبزم، بس خرم، همیشه هر جا شاداب!
موجی، سیلی خروشانم، مثل دریایی پرتاب!
خاکم، درخشان و نورانی، همچو الماسی خالص، ناب!
ستاره‌ام در اوج آسمان، گرم همچو آفتاب!
خواهی چون ولی، همراه شو با مجاهد تا شوی کامیاب!

 
 
لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط