بخوان بهنام گل سرخ ـ شماره ۹۳ ـ مجاهدین شهید نسترن عظیمی دزفولی و سهراب صفا
۱۴۰۵/۱/۱۴
نسترن عظیمی در سال ۱۳۶۶ در تهران به دنیا آمد.
او مشغول سال دوم تحصیل در رشته کامپیوتر نرمافزار در دانشگاه آزاد تهران مرکز بود که برای اولین بار بهخاطر فعالیتهای دانشجویی دستگیر و زندانی شد. اما زندان اراده او را برای ادامه مبارزه علیه رژیم هر چه قویتر کرد.
سال ۱۳۸۵ بود که او متوجه شد مرکزی برای مقاومت علیه رژیم وجود دارد و متعاقباً راهی دیدار از اشرف شد. دیداری که زندگی او را بهطور کامل دگرگون کرد.
پس از بازگشت به ایران، بهخاطر سفرش به اشرف مجدداً دستگیر و زندانی شد ولی بعد از آزادی به قید وثیقه به ترتیب دادن امکان سفر مجدد به اشرف پرداخت و این بار برای همیشه.
در اشرف او همیشه در صف اول افرادی قرار داشت که در جریان حملات از اشرف به دفاع از آن میپرداختند.
در روز ۱۹ فروردین هم همینطور بود. او در صف اول قرار داشت و هدف تک تیراندازها قرار گرفت و زندگی پربار و سراسر عشقش در سن ۲۶سالگی پایان یافت.
روز ۱۹ فروردین ۱۳۹۰، رزمآوران مجاهد در مقابل یک ستون متشکل از ده تیپ و گردان زرهی، پیاده و مکانیزه نیروهای عراقی وابسته به خامنهای که به درخواست رژیم ایران به شهر اشرف حمله کردند، ایستادند. قصد مهاجمین قتلعام همه ساکنان بیدفاع، در هم کوبیدن و ویرانی اشرف و نابودی کامل اپوزیسیون بود.
دستهای رزمآوران آزادی خالی بود و بدنهایشان بیسپر. سر و قلب آنها هدف مستقیم شلیک گلولهها بود. حداقل ۲۲نفر با خودروی زرهی زیر گرفته شدند. محلهای مسکونی هدف گلولههای توپ قرار گرفت. و حتی از رساندن مجروحان در حال اغما به بیمارستان جلوگیری میشد.
شلیک زرهیها و تیربارها بهطور فشرده و سنگین بیش از ۶ساعت ادامه داشت. هدف قتلعام همه ساکنان اشرف بود. ۱۸۰ نفر هدف تیر مستقیم قرار گرفتند. تعدادی از گروگانهای مجروح بهشهادت رسیدند و حدود ۳۰۰ نفر مجروح شدند.
اما ساکنان اشرف مصمم و مستحکم ایستادند تا نگذارند دشمن شهر شرف و پایداری در مقابل رژیم را اشغال کند، شهری که قلب تپنده و کانون مقاومت مردم ایران بود.
مجاهد شهید سهراب صفا، در اول فروردینماه ۱۳۳۹ در خانوادهای متوسط در محلهٔ جوادیه تهران دیده به جهان گشود.
در سن ۸ سالگی پدر خود را از دست داد و همراه برادر و خواهر کوچکترش تحت تکفل مادرش درآمد.
او دورهٔ ابتدایی را در همان محله به پایان رساند. دوره متوسطه را در دبیرستان هدف با اخذ دیپلم ریاضی به پایان رساند و در سال۵۷ در رشتهٔ
راه و ساختمان در انستیتو تکنولوژی ثبت نام کرد.
بهدلیل خصایل والای انسانی در میان دوستان و آشنایش محبوبیت داشت سهراب، زندگی مبارزاتی او از اوایل دوره قیام سال۵۷ شروع شد و در فعالیتهای مبارزاتی ضددیکتاتوری شاه شرکت کرد و همزمان با سازمان مجاهدین خلق ایران و مبارزات آن آشنا شد.
پس از انقلاب و همزمان با آغاز کار انجمن دانشجویان دانشکده بیشتر با آرمانهای سازمان مجاهدین آشنا شد و به این انجمن پیوست و در خدمت انقلاب و آرمانهای مجاهدین قدم برداشت.
در جریان تصرف خوابگاه دانشکدهشان توسط مزدوران چماقدار و اسلحه به دست رژیم خمینی تا آخرین مرحله ماند و مقاومت کرد.
در جریان سخنرانی برادر مجاهد مسعود رجوی در ترمینال خزانه از مسئولان انتظامات پایین جایگاه بود، در اوایل آذر ۱۳۶۰ در خیابان مورد شناسایی قرار گرفته و دستگیر شد.
او پس از تحمل سه ماه شکنجه توسط دژخیمان خیمنی در اوایل بهمنماه ۶۰ به دست دژخیمان خمینی خونآشام به جوخهٔ اعدام سپرده شد.
