افشاگری سناتور جولیو ترتزی علیه پسر دیکتاتور پیشین: او نماینده میراث شکنجه، ساواک و ائتلاف با پاسداران است
۱۴۰۵/۱/۲۶
رئیس کمیسیون سیاستهای اروپایی در سنای ایتالیا با یادآوری کارنامه سیاه ساواک و حزب رستاخیز، سفر بچه شاه به ایتالیا را به چالش کشید و از تمایل او برای همکاری با جلادان سپاه پاسداران پرده برداشت.
جولیو ترتزی، در پیامی افشاگرانه در حساب ایکس خود، ماهیت دیکتاتوری و میراث خائنانه این سلسله را برملا کرد. وی با تأکید بر اینکه «هرچه پدر هست پسر هم همان است»، بر رویکرد دیکتاتورمآبانه پسر شاه و افتخار او به جنایات ساواک و تمایلش برای ائتلاف با پاسدارانِ رژیم ایران انگشت گذاشت.
جولیو ترتزی رئیس کمیسیون سیاستهای اروپایی در سنا و وزیر خارجه پیشین ایتالیا همزمان با سفر بچه شاه به ایتالیا در حساب ایکس خود نوشت رومیها میگفتند هر چه پدر هست پسر هم همان است
وی همواره گفته است روشهای بیرحمانه و خونریز محمدرضا شاه پهلوی را میداند و به آنها ارج میگذارد؛ کسی که با یک پلیس مخفی وحشتناک، همهکاره و همهجا حاضر، یعنی ساواک بدنام، بر مردم خود حکومت کرد و آنها را سرکوب نمود.
پسر شاه، بارها تمایل خود را برای به دست گرفتن قدرت و حکومت در ائتلاف نزدیک با «بخشی از سیستم امنیتی» حکومت دینی ایران یعنی سپاه پاسداران، هولناکترین جلادان در ایران اعلام کرده است. به همین خاطر است که رودهای خون مردم ایران در خیابانها جاری است. در این رابطه وجدانهای ما چه میگوید؟
رضا پهلوی، پسر دیکتاتور برکنار شده ایران، اکنون در ایتالیا حضور دارد. او نماینده رژیمی دیکتاتوری است که هزاران ایرانی را بهقتل رساند و قصد دارد با کمک قدرتهای خارجی در ایران قدرت را به دست گیرد تا همان سیاستهایی را که پدرش دنبال میکرد، ادامه دهد. او اعلام میکند که به آنچه پدرش انجام داده افتخار میکند. او در دو ماه گذشته بارها حمله به ایران را ترغیب کرده است.
دعوت او به سوئد جز از جانب دو نفر از اعضای پارلمان صورت نگرفت. بیش از صد چهره اجتماعی از دنیای فرهنگی و فکری با صدور بیانیهیی بهدلیل رویکرد دیکتاتورمآبانه و حمایت مداوم او از جنایات پدرش با این سفر مخالفت کردند.
روزنامههای مهم نیز در مجموعهیی از سرمقالهها نارضایتی خود را از حضور او در سوئد ابراز کردند.
جولیو ترتزی سپس بهنقل قسمتهایی از مصاحبه بچه شاه پرداخته که در آن میگوید به میراث پدر دیکتاتورش افتخار میکند.
سؤال: آیا پدر شما هرگز کاری انجام داده که شما با آن مخالف بوده باشید؟
پاسخ: «من نمیفهمم چرا شما اینقدر بر چیزی که دههها پیش اتفاق افتاده متمرکز هستید… من اینجا نیامدهام درباره رویدادهای ۵۰ سال پیش صحبت کنم…
جواب: بله، من این نام خانوادگی را دارم و به آن بسیار افتخار میکنم
به پیشینه و میراثم. نسلی وجود دارد که حتی پدر مرا با چشم خود ندیده، اما عاشق او و کارهایی که برای ایران انجام داد شدهاند.
افرادی هستند که امضای پدرم را روی بازوی خود خالکوبی میکنند
میلیونها ایرانی به خیابانها آمدند و نام پدربزرگم، پدرم و مرا فریاد زدند و شعار میدادند: جاوید شاه
جولیو ترتزی سپس چند فقره از کارنامه پدر رضا پهلوی را یادآوری کرده است:
-شکنجه و سرکوب سیستماتیک (مستند شده توسط عفو بینالملل) :
زندانیان سیاسی بهطور گسترده توسط ساواک (پلیس مخفی شاه) تحت شکنجه قرار میگرفتند، از جمله ضربوشتم، شوک الکتریکی و آزارهای روانی. عفو بینالملل بارها گزارش داد که ایران در دهه ۱۹۷۰ یکی از بدترین سوابق حقوقبشر را داشته است.
- اعدام و زندانی کردن مخالفان سیاسی:
هزاران مخالف از هر گرایش سیاسی زندانی شدند و بسیاری پس از محاکمات ناعادلانه یا صوری اعدام شدند.
- دولت پلیسی ساواک:
سازمان اطلاعاتی بدنام (ساواک) یک دستگاه نظارتی فراگیر ایجاد کرده بود که آزادی بیان، مطبوعات و تجمع را سرکوب میکرد و زندانیان سیاسی را شکنجه و اعدام مینمود. پرویز ثابتی، قائممقام ساواک، سالها در خارج از ایران مشاور رضا پهلوی باقی ماند.
نظام تکحزبی اقتدارگرا (حزب رستاخیز) :
در سال ۱۹۷۵، شاه نظام تکحزبی اعلام کرد و همه شهروندان را مجبور به عضویت در حزب رستاخیز نمود. او صراحتاً اعلام کرد هر کس امتناع کند باید به زندان برود یا کشور را ترک کند، و بدین ترتیب هر گونه تکثر سیاسی را از بین برد.
سرکوب نهادهای دموکراتیک:
مجلس شورای ملی عملاً به نهادی تشریفاتی تبدیل شده بود و استقلال واقعی نداشت. انتخابات نه آزاد بود و نه عادلانه، و احزاب مخالف عملاً ممنوع بودند.
- وابستگی به قدرتهای خارجی که منجر به بازگشت شاه به قدرت بر اثر کودتای ۱۳۳۲ علیه نخستوزیر قانونی محمد مصدق شد
-وابستگی به قدرتهای خارجی (کودتای ۱۹۵۳) :
بازگشت شاه به قدرت پس از برکناری موقت، با کمک سازمان سیا و امآی۶ در کودتای ۱۹۵۳ علیه نخستوزیر محمد مصدق انجام شد، که روند دموکراتیک ایران را تضعیف کرد.
میراث سلسلهای وابسته به مداخله خارجی:
پدربزرگ رضا پهلوی، رضا شاه، با حمایت انگلستان به قدرت رسید و در جنگ جهانی دوم بهدلیل نزدیکی به هیتلر، توسط متفقین مجبور به کنارهگیری شد، که تصور وابستگی خارجی در این سلسله را تقویت کرد.
کشتار و سرکوب اعتراضات (مثلاً جمعه سیاه در سال ۱۳۵۶):
نیروهای نظامی به روی معترضان غیرمسلح آتش گشودند که منجر به تلفات انسانی و بیاعتبارتر شدن رژیم شد.
نابرابری اقتصادی و فساد:
با وجود درآمد قابل توجه نفتی، شکاف اجتماعی، فساد در میان نخبگان و تمرکز ثروت در دربار سلطنتی گسترده بود، در حالی که بسیاری از شهروندان عادی در فقر زندگی میکردند.
مواضع سیاسی کنونی (بحثبرانگیز) :
منتقدان استدلال میکنند که رضا پهلوی با حمایت از افزایش فشار خارجی-بازتابی از ادامه وابستگی به قدرتهای خارجی است، که از نظر تاریخی برای ایرانیان موضوعی حساس و مناقشهبرانگیز بوده است.
