دکل قیام در راه؛ وحشت جکوجونورهای ولایت از خیابان- موشکاف ۲۳اردیبهشت ۱۴۰۵
۱۴۰۵/۲/۲۳
در نظام صابمرده ولایت، اسم «خیابان» دوباره تن جکوجونورهای حکومتی را به لرزه انداخته است. از مجلس ارتجاع تا تیوی ریش و ورقپارههای سپاه، همه دارند از «اقلیت رانتی»، «دوقطبیسازی»، «خطر پنهان» و «نقشه دشمن» نعره میکشند. دعوا ظاهراً سر شعارها و کف خیابان است، اما موشکاف خوب میداند چیزی که پشت این جیغ و دادها رخ مینماید، همان دکل قیام توفانی است؛ قیامی که این بار بنیانکن است.
موشکاف:
سلام و صد سلام به همه دوستا و رفقای بامرام!
امروز بازم میخوایم با هم به موضوعی بپردازیم که تب گاوی و شاخبازیهای ولایی رو حسابی بالا برده و صدای خیلی از جکوجونورهای نظام رو درآورده.
ملاحظه کنین:
خضریان ـ عضو مجلس ارتجاع ـ ۲۰ اردیبهشت:
«یک مقدار در مورد مسائلی که یک عده میخواهند خیابان و میدان رو مورد هجمه قرار بدهند و نسبت به واقعاً خیابان و میدان، همونطور که از میدان نظامی عصبانی هستند، اینجا دارند سر مردم خالی میکنند...»
موشکاف:
هاهاهاها!
دیدین؟ دوباره رسیدن به خیابون و میدان!
آخه اینا هر وقت اسم خیابون میاد، زانوشون شل میشه؛ چون خوب میدونن خیابون، یعنی همون جایی که دکل قیام از توش بالا میاد و کل دستگاه ولایت رو میلرزونه.
حالا ببینیم مجریای تیوی ریش چطوری سر همین موضوع، مثل قورباغه تو روغن جلز و ولز میکنن.
هاهاهاها!
مجری تلویزیون رژیم ـ ۲۰ اردیبهشت:
«موضوع به همین جا ختم نمیشه. یعنی اینکه میگم چی از جان ملت ایران میخوان، واقعاً چیز عجیبی است. یعنی کلمه واسش پیدا نمیشه که آدم مثلاً با چی باید بگه. حالا افتادند به جون مردم، از جنس اینکه چی میخواهید توی خیابون؟ یه اقلیتی افتادن تو خیابونها و میاندازند تو دوگانه تندرو ـ عاقل. یعنی این جماعتی که الان تو خیابون هستند، جماعتی تندرو هستند، اجازه نمیدهند عدهای عاقل کشور رو به سرانجام، به سرمنزل مقصود برسونند...»
موشکاف:
هاهاهاها!
عجب!
یکی نیست بگه سرمنزل مقصودتون کجاست؟ ته چاه ولایت؟ یا همون ناکجاآبادی که چهلوچند ساله مردم رو با وعده و فریب و سرکوب دنبالش کشوندین؟
حالا هرکی تو خیابون داد بزنه، میشه تندرو؛ هرکی هم تو کاخ و مجلس و بیت بچاپه، میشه عاقل!
بعله! عقل ولایی همینه دیگه: مردم اگه ساکت باشن خوبن، اگه صداشون دربیاد میشن اقلیت، تندرو، رانتی، عامل دوقطبی!
حالا یه نمونه دیگه از همین جلز و ولز تیوی ریش رو بشنوین:
مجری تلویزیون رژیم ـ ۱۶ اردیبهشت:
«روا نیست این مردم را یک عده تندروی رانتی کف خیابان بنامیم. این القاب و مخاطبهای درستی نیست، اوصاف درستی نیست برای این مردمی که در غیاب شما نخبگان از کشور دفاع کردند. شمایی که اول انقلاب رفتار دیگری داشتید و هی تغییر موضع میدید و هی هزینه جدید برای کشور درست میکنید...»
موشکاف:
هاهاهاها!
ببینین کار به کجا رسیده!
خودشون مردم رو چهل سال له کردن، حالا سر اینکه اسم کدوم جماعت خیابونی رو چی بذارن، افتادن به جون هم!
یکی میگه اینا تندرو و رانتیان، یکی میگه نه خیر، اینا مردم ازجانگذشتهان!
اما موشکاف میگه اصل قضیه اینه: همهشون از خیابون میترسن؛ چون خیابون وقتی واقعی بشه، نه بیت میشناسه، نه مجلس، نه تیوی ریش، نه کینگ مقوایی!
قبول دارین که کار از شاخبازی هم بیخدارتر شده؟
حالا اینکه تا کجا میره، از حرف این عضو چموش اصطبل ولایت که کف به دهن آورده، خوب میشه فهمید:
ثابتی ـ عضو مجلس ارتجاع ـ ۲۰ اردیبهشت:
«به نظر من شما تاریخسازی کردید و فداکارانه آمدید کف میدان. بعد حالا یک زبالهای تو یه روزنامهای برمیگرده میگه این مردمی که کف خیابون هستند اقلیت رانتی هستند.»
موشکاف:
هاهاهاها!
زباله؟!
به این چی میگن؟ لگد یا شاخ؟
یعنی دعوای خانوادگی ولایت رسیده به جایی که یکی از تو مجلس ارتجاع، اون یکی ورقپاره حکومتی رو زباله صدا میکنه!
هاهاهاها!
خب وقتی نظام از بالا تا پایینش بوی تعفن گرفته، طبیعییه که خودشون همدیگه رو زباله ببینن!
حالا نوبت ورقپاره پاسدارای جنایتکاره.
ملاحظه کنیم:
روزنامه جوان ـ وابسته به سپاه ـ ۱۹ اردیبهشت:
«عبور از تفرقه در این نقطه حساس، خطر پنهان رخ مینماید؛ درست مانند بوکسوری که در آستانه ناکاوت، صدای وسوسهانگیز نفوذی را میشنود. آنان که حماسه حضور مردم را اشتیاق ساندیس یا اقلیت رانتی میخوانند، جغدهای شوم دوقطبیسازی هستند. زمزمههای یأس، تکمیل جدول و نقشه دشمن است تا ملت را در بزنگاه پیروزی از مبارزه بازدارد.»
موشکاف:
واواوایوایوای!
«خطر پنهان رخ مینماید»؟
بعله! خطر پنهان همون چیزیه که خودتون بهتر از همه بوشو حس کردین؛ همون دکل قیام توفانی که از دل همین خیابونها در راهه.
برای همینه یکی میگه اقلیت رانتی، یکی میگه زباله، یکی میگه جغد شوم، یکی میگه دوقطبیسازی، یکی هم مثل بوکسور ناکاوتشده دنبال نفوذی میگرده!
هاهاهاها!
آخه جکوجونورا!
وقتی نظام به آستانه ناکاوت رسیده، دیگه تقصیر نفوذی و روزنامه و مجری و این باند و اون باند نیست.
این صدای مشت مردمه که داره نزدیک میشه.
این همون خیابونه که ازش میترسین.
این همون قیامیه که هرچی اسمشو عوض کنین، باز از پشت پرده رخ مینمایه.
هاهاهاها!
«خطر پنهانی رخ مینماید»؟
بعله! همون دکل قیام توفانیه که در راهه، و این دفعه، این تو بمیری از اون تو بمیریا نیست؛ بنیانکنه.
بعله!
دوستان، عزت زیاد!
